سرنخ «برقرار در جدول» چند پاسخ هممعنی دارد و تعداد خانهها بهترین راه برای جدا کردن آنهاست. «دایر» چهار حرف دارد و بیشتر دربارهٔ کار، فعالیت یا باز بودن یک مؤسسه و جلسه به کار میرود. «پایسته» و «پاینده» هر دو پنج حرفیاند، اما «پایسته» بر ثبات و تغییر نکردن تأکید میکند و «پاینده» بیشتر ماندگاری و ادامه داشتن در طول زمان را میرساند.
پس پاسخهای ثبتشده برای این سرنخ عبارتاند از: دایر، پایسته و پاینده. هر سه میتوانند در معنای گستردهٔ «برقرار» قرار بگیرند، ولی در جملههای واقعی جای یکدیگر را همیشه نمیگیرند. حروف تقاطعی و فضای سرنخ مشخص میکند کدام گزینه درست است.
معنی کلی برقرار
«برقرار» واژهای چندمعناست. میتواند به معنی موجود و برقرار بودن یک وضعیت، ادامه داشتن یک رابطه، فعال بودن یک مرکز، پابرجا بودن یک قانون یا ماندگار بودن یک چیز باشد. همین گستردگی باعث میشود طراح جدول برای آن پاسخهای متنوعی مانند دایر، پایدار، پابرجا، ثابت، پایسته و پاینده انتخاب کند.
برای نمونه، میگوییم «جلسه برقرار است» یا «جلسه دایر است»؛ در این جمله منظور این است که جلسه تشکیل شده و ادامه دارد. میگوییم «نظام برقرار ماند» یا «دوستی آنها پایدار بود»؛ در اینجا بر دوام و استواری تأکید میکنیم. همچنین «قانون پایسته» یا «کمیت پایسته» در زبان علمی معنای ویژهتری دارد.
بنابراین یک مترادف خوب همیشه با هر اسم و فعلی قابل جایگزینی نیست. جدول از معنی اصلی کمک میگیرد، اما برای انتخاب قطعی باید شمارش حروف و تقاطعها را هم بررسی کرد.
پاسخ چهارحرفی: دایر
«دایر» واژهای چهارحرفی است و در فارسی به معنی برقرار، جاری، باز، فعال یا در حال کار میآید. وقتی میگوییم «این مدرسه دایر است»، یعنی مدرسه فعالیت میکند و تعطیل یا بسته نیست. «مؤسسهٔ دایر»، «جلسهٔ دایر» و «بازار دایر» نیز نمونههایی از همین کاربرد هستند.
دایر در ترکیب «دایر کردن» نیز دیده میشود؛ یعنی چیزی را برپا کردن، راه انداختن یا برقرار کردن. «دایر بودن» با «دایر کردن» فرق دارد: اولی حالت فعال بودن را نشان میدهد و دومی عمل راهاندازی یا برپا کردن را. در جدول، اگر سرنخ «برقرار» چهار خانه داشته باشد، دایر گزینهای بسیار محتمل است.
کاربردهای معمول دایر
- مدرسه دایر است: مدرسه باز و فعال است.
- جلسه دایر شد: جلسه تشکیل و برقرار شد.
- مغازه دایر است: مغازه فعالیت میکند و تعطیل نیست.
- مجلس دایر شد: مجلس یا نشست برپا شد.
در این کاربردها «پاینده» یا «پایسته» همیشه طبیعی نیستند. نمیگوییم هر مغازهای که امروز باز است الزاماً پاینده است، چون دایر بودن از وضعیت کنونی فعالیت سخن میگوید، نه از ماندگاری همیشگی.
پاسخ پنجحرفی: پایسته
«پایسته» پنج حرف دارد و از «پایستن» میآید. معنای اصلی آن ثابت، استوار، ماندگار یا تغییرناپذیر است. این واژه در زبان علمی و رسمی اهمیت ویژهای دارد و در ترکیبهایی مانند «کمیت پایسته»، «انرژی پایسته» و «قانون پایستگی» دیده میشود.
در علوم، پایسته بودن معمولاً یعنی مقدار یا ویژگی مشخصی در یک فرایند حفظ میشود و از بین نمیرود یا بدون دلیل تغییر نمیکند. برای همین، «پایسته» با «برقرار» از جهت ثبات نزدیک است، اما کاربردش تخصصیتر از یک مترادف عمومی است.
نمونههای کاربرد پایسته
- در این فرایند، انرژی پایسته میماند.
- این مقدار در شرایط مورد نظر پایسته است.
- اصل پایستگی ماده از مفاهیم مهم علوم است.
- رابطهٔ پایسته در مدل ریاضی حفظ میشود.
در زبان ادبی نیز ممکن است پایسته به معنی ثابت و ماندگار به کار برود، اما مخاطب امروز آن را بیشتر در متنهای علمی، فلسفی و رسمی میبیند. پس اگر سرنخ «برقرار» پنجحرفی باشد و حروف تقاطعی پ، ا، ی، س، ت، ه را تأیید کنند، پاسخ «پایسته» است.
پاسخ پنجحرفی: پاینده
«پاینده» هم پنج حرف دارد و به معنی باقی، ماندگار، جاودان، بادوام و برقرار است. این واژه بر ادامه یافتن و باقی ماندن یک شخص، نام، کشور، یاد یا آرمان در طول زمان تأکید میکند. «ایران پاینده باد» نمونهای شناختهشده از کاربرد آن است.
پاینده از نظر ساخت واژه، صفتی برای چیزی یا کسی است که میپاید و دوام میآورد. در عبارتهای ادبی، حماسی و دعایی فراوان دیده میشود: «نام نیکش پاینده باد»، «عشق پاینده» و «دوستی پاینده». در این موارد، سخن از آینده و دوام است، نه فقط فعال بودن در لحظهٔ کنونی.
نمونههای کاربرد پاینده
- امید پاینده، انسان را در دشواریها یاری میکند.
- نام این دانشمند در تاریخ پاینده خواهد ماند.
- برای فرهنگ و زبان فارسی پایندگی آرزو میکنیم.
- دوستی واقعی میتواند پاینده و استوار باشد.
تفاوت پاینده و پایسته در نگاه به دوام است: پاینده بیشتر «باقیماننده» و ماندگار است؛ پایسته بیشتر «حفظشده و ثابت» است. در برخی فرهنگها این دو به هم نزدیک و حتی مترادف شمرده میشوند، اما در کاربرد تخصصی باید این ظرافت را رعایت کرد.
مقایسهٔ سه پاسخ اصلی
۴ حرف؛ فعال، باز، جاری و در حال کار
۵ حرف؛ ثابت، حفظشده و تغییرناپذیر
۵ حرف؛ ماندگار، بادوام و باقیماننده
۶ حرف؛ استوار، ثابت و بادوام
اگر سرنخ «برقرار» در کنار «جلسه» یا «مؤسسه» آمده باشد، دایر معمولاً دقیقتر است. اگر کنار «برقرار» مفهوم دوام و تغییرناپذیری آمده باشد، پایسته یا پایدار مطرح میشود. اگر متن ادبی و آرزویی باشد، پاینده انتخاب خوشآهنگتری است.
واژههای نزدیک به برقرار
آشنایی با گزینههای هممعنی برای جدولهای دیگر نیز سودمند است. همهٔ این واژهها در هر سرنخ قابل جایگزینی نیستند، اما در شبکهٔ معنایی «برقرار» قرار میگیرند:
- پابرجا: محکم، استوار و باقیمانده؛ معمولاً برای بنا، عقیده یا وضعیت.
- پایدار: ثابت، بادوام و دارای ثبات؛ شش حرف.
- استوار: محکم و پابرجا؛ گاهی دربارهٔ شخصیت و اراده نیز به کار میرود.
- ثابت: بدون تغییر یا جابهجایی؛ چهار حرف.
- برپا: قائم، دایر یا برقرار؛ چهار حرف و نزدیک به دایر در بعضی سرنخها.
- جاری: در حال جریان یا ادامهدار؛ پنج حرف.
- مستمر: پیوسته و ادامهدار؛ شش حرف.
- باقی: مانده و باقیمانده؛ چهار حرف، با کاربردهای معنایی دیگر.
واژهٔ «برپا» با «دایر» در مورد جلسه و مجلس نزدیکی زیادی دارد، اما اگر سرنخ «قائم» باشد، برپا ممکن است به معنای ایستاده نیز بیاید. «ثابت» نیز میتواند به معنی بدون حرکت باشد و لزوماً مفهوم فعال بودن یا ماندگاری را نداشته باشد.
تفاوت برقرار بودن و برقرار کردن
برقرار بودن، توصیف یک وضعیت است؛ مانند «آرامش برقرار بود» یا «ارتباط برقرار است». برقرار کردن، انجام دادن کاری برای ایجاد آن وضعیت است؛ مانند «ارتباط برقرار کرد» یا «نظم را برقرار کردند». همین تفاوت در بعضی سرنخها مهم میشود.
برای «برقرار» به معنی فعال بودن، دایر پاسخ مناسبی است. برای «برقرار و ماندگار» پایدار، پاینده یا پایسته مطرح میشود. برای «ایجاد کردن رابطه» ممکن است فعل «وصل کردن» یا «تماس گرفتن» در سرنخ دیگری بیاید که با پاسخهای فعلی یکی نیست.
راهنمای حل سرنخ در جدول
- تعداد خانهها را مشخص کنید: دایر چهار خانه دارد و پایسته و پاینده پنج خانه.
- اگر چهار خانه است، حروف تقاطعی را با الگوی دایر تطبیق دهید.
- اگر پنج خانه است و سه حرف نخست «پای» هستند، خانهٔ چهارم میان «س» و «ن» تعیینکننده است.
- نوع اسم یا عبارت همراه را بخوانید؛ مؤسسه و جلسه معمولاً دایر، و نام و آرمان معمولاً پاینده میگیرند.
- در سرنخهای علمی، «پایسته» را جدیتر بررسی کنید؛ در متن ادبی یا دعایی، پاینده محتملتر است.
در جدول، معنی کلی ممکن است عمداً کمی باز گذاشته شود تا چند گزینهٔ هممعنی در ابتدا قابل تصور باشند. این ویژگی نقص سرنخ نیست؛ طراحی جدول به حروف تقاطعی وابسته است. پس اگر پاسخ اول شما با یک حرف عمودی ناسازگار شد، گزینهٔ هممعنی بعدی را امتحان کنید.
پرسشهای متداول
«دایر» پاسخ رایج چهارحرفی است؛ «ثابت» و «برپا» نیز در بعضی سرنخهای نزدیک ممکناند.
«پایسته» و «پاینده» دو پاسخ ثبتشدهٔ پنجحرفی برای این سرنخ هستند.
پایسته بیشتر به ثبات و حفظ شدن اشاره دارد؛ پاینده بیشتر بر بقا و ماندگاری در طول زمان تأکید میکند.
دایر یعنی برقرار، باز، فعال یا در حال کار؛ مانند مدرسهٔ دایر یا جلسهٔ دایر.
بله، در برخی جدولها و با شش خانه میتواند پاسخ باشد، اما در این سرنخ پاسخهای ثبتشده دایر، پایسته و پاینده هستند.
جمعبندی
برای «برقرار در جدول» سه پاسخ اصلی وجود دارد: «دایر» چهارحرفی، «پایسته» پنجحرفی و «پاینده» پنجحرفی. دایر به فعال و برپا بودن یک مرکز، جلسه یا فعالیت اشاره میکند. پایسته بر ثابت و حفظشده بودن تأکید دارد و در زبان علمی هم کاربرد مهمی دارد. پاینده به چیزی گفته میشود که دوام میآورد و در طول زمان باقی میماند. تعداد خانهها، حروف تقاطعی و فضای سرنخ را کنار هم بگذارید تا پاسخ نهایی را درست انتخاب کنید.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد!