پاسخ سرنخ «بدیع در جدول» نو است. بدیع در معنی صفت یعنی تازه، نو، ابتکاری و کممانند؛ بنابراین «نو» کوتاهترین و رایجترین پاسخ این سرنخ به شمار میآید. این پاسخ دو حرف دارد.
چرا جواب بدیع، نو است؟
بدیع برای چیزی به کار میرود که تازگی دارد، پیش از آن به این شکل دیده نشده یا با خلاقیت و ابتکار پدید آمده است. واژهٔ «نو» نیز همین مفهوم تازگی و جدید بودن را میرساند و در جدولهای کلمات متقاطع پاسخ مستقیم و دوحرفیِ آن محسوب میشود.
وقتی میگوییم «طرحی بدیع»، منظور طرحی تازه و ابتکاری است. میتوان این عبارت را بهصورت «طرحی نو» نیز بیان کرد، هرچند بدیع علاوه بر تازگی، گاهی زیبایی، نادر بودن و شگفتانگیز بودن را هم القا میکند.
معنیهای مختلف بدیع
بدیع واژهای عربیریشه است که در فارسی کاربردهای متعددی پیدا کرده است. معنی آن به نقش و بافت جمله بستگی دارد و ممکن است از یک صفت ساده تا یک اصطلاح تخصصی ادبی تغییر کند.
- نو و تازه: چیزی که جدید و بهتازگی پدید آمده است.
- ابتکاری: ساختهشده با خلاقیت و ایدهای تازه.
- بیسابقه: چیزی که مانند آن پیشتر دیده نشده است.
- نادر و شگفتانگیز: امر کمیاب و جالب توجه.
- زیبا و دلانگیز: چیزی که تازگی و ظرافت آن چشمگیر است.
تفاوت نو و بدیع
نو معمولاً فقط جدید بودن یا کهنه نبودن را نشان میدهد؛ مانند لباس نو، کتاب نو یا سال نو. بدیع دامنهٔ معنایی گستردهتری دارد و علاوه بر نو بودن، به ابتکار، نادر بودن و زیبایی نیز اشاره میکند.
هر چیز بدیع معمولاً نو یا تازه است، اما هر چیز نو لزوماً بدیع نیست. یک وسیلهٔ تازهخریده ممکن است فقط نو باشد، در حالی که یک اثر هنری با روش خلاقانه و بیسابقه میتواند بدیع نامیده شود. در جدول، با وجود این تفاوت ظریف، نو پاسخ پذیرفتهشدهٔ سرنخ است.
بدیع در دانش ادبی
بدیع در علوم بلاغی نام دانشی است که آرایههای لفظی و معنوی شعر و نثر را بررسی میکند. جناس، سجع، تضاد، مراعات نظیر، ایهام و تلمیح از جمله آرایههایی هستند که در بحثهای ادبیِ بدیع مورد توجه قرار میگیرند.
در این کاربرد، بدیع دیگر فقط به معنی نو نیست و نام یک شاخهٔ علمی در ادبیات است. بنابراین اگر سرنخ جدول «دانش آرایههای ادبی» یا «علم زیباییهای کلام» باشد، پاسخ ممکن است خودِ «بدیع» یا واژهای تخصصیتر باشد؛ اما سرنخ کوتاه «بدیع» معمولاً پاسخ نو را میخواهد.
بدیع بهعنوان نام و صفت
بدیع میتواند صفت یک اثر، فکر یا کار باشد؛ مانند «شعری بدیع» یا «اختراعی بدیع». این واژه همچنین در نامهای شخصی و ترکیبهای دینی و ادبی دیده میشود. در برخی کاربردهای دینی، بدیع به معنی آفریننده و پدیدآورندهٔ بیمانند نیز آمده است.
در حل جدول باید به نوع سرنخ دقت کرد. اگر عنوان دربارهٔ یک نام خاص یا اصطلاح دینی باشد، پاسخ متفاوت میشود؛ اما در کاربرد لغویِ رایج، نو و تازه بهترین راهنمای معنایی هستند.
شمار حروف و شکل نوشتاری پاسخ
نو از دو حرف ن و و تشکیل شده است و بدون فاصله نوشته میشود. حرف نخست آن نون و حرف پایانی آن واو است. در صورت وجود دو خانه و حروف تقاطعی ن و و، پاسخ تقریباً قطعی خواهد بود.
«نو» را با «نوو» یا «نوا» اشتباه نگیرید. نو صفتی کوتاه برای تازه و جدید است و در این سرنخ نقش مترادف بدیع را دارد.
مترادفها و پاسخهای جایگزین
اگر تعداد خانهها بیشتر از دو بود، واژههای نزدیک زیر را با معنی دقیق سرنخ و حروف تقاطعی بررسی کنید:
- تازه: چهار حرف؛ نو و باطراوت.
- جدید: چهار حرف؛ نو و مربوط به زمان نزدیک.
- مدرن: چهار حرف؛ نو و هماهنگ با زمان معاصر.
- نوین: چهار حرف؛ جدید و امروزی.
- بکر: سه حرف؛ دستنخورده، تازه و گاهی بیسابقه.
- نادر: چهار حرف؛ کمیاب و کممانند.
- ابتکاری: دارای خلاقیت و نوآوری، واژهای بلندتر.
- بیتا: بیمانند و یگانه، با نیمفاصله در نوشتار معیار.
راهنمای حل سرنخ بدیع
ابتدا تعداد خانهها را بشمارید. برای دو خانه، نو پاسخ اصلی این کار است. برای چهار خانه، تازه، جدید، مدرن یا نوین را با حروف تقاطعی مقایسه کنید. اگر سرنخ بر ابتکار و بیسابقه بودن تأکید دارد، بدیع به معنای نوآورانه و بکر نزدیکتر است.
«بدیع» در لغت یعنی نو و تازه، اما در ادبیات نام دانش آرایههای کلامی نیز هست؛ بافت سرنخ تعیین میکند کدام معنی مورد نظر است.
جمعبندی
«نو» پاسخ دو حرفی و رایج بدیع در معنی تازه، جدید و ابتکاری است. «تازه»، «جدید»، «مدرن»، «نوین»، «بکر»، «نادر» و «ابتکاری» واژههای مرتبطاند؛ در کاربرد تخصصی ادبی، بدیع نام دانش آرایههای لفظی و معنوی است.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد!