اگر در جدول با سرنخ «جوهر مرد» روبهرو شدهاید، جواب سهحرفی «کار» است. این تعریف کوتاه به ضربالمثل و عبارت شناختهشده «کار، جوهر مرد است» اشاره میکند. در اینجا «جوهر» به معنای ذات، مایه اصلی و حقیقت وجودی است؛ یعنی ارزش و شخصیت انسان در تلاش، مهارت و کار سازنده او آشکار میشود.
چرا جواب «جوهر مرد» کار است؟
در عبارت «کار، جوهر مرد است»، کار فقط شغل یا راه درآمد نیست؛ نمادی از کوشش، مسئولیتپذیری، سازندگی و توانایی انجام دادن کارهای دشوار است. ضربالمثل میگوید انسان از طریق عمل و تلاش، استعداد و شخصیت واقعی خود را نشان میدهد. به همین دلیل، وقتی جدول فقط بخش «جوهر مرد» را میآورد، ادامه ذهنی عبارت یعنی «کار» پاسخ را کامل میکند.
این تعبیر در زبان و ادبیات قدیمی با نقش اجتماعی مرد بهعنوان نانآور خانواده پیوند داشته است، اما مفهوم ارزشمند آن را میتوان گستردهتر فهمید: هر انسانی با یادگیری، کوشش و فعالیت سازنده تواناییهای خود را آشکار میکند. در جدول، پاسخ بهصورت کوتاه و سنتی همان «کار» است.
ذات، اصل، مایه اصلی و حقیقت نهفته در یک چیز.
کوشش، فعالیت، سازندگی، مسئولیت و عمل ثمربخش.
«کار» سه حرف دارد: ک، ا و ر.
کنایی و ضربالمثلی؛ نه تعریف مستقیم یک شغل خاص.
معنی واژه جوهر
«جوهر» در زبان فارسی چند کاربرد دارد. در فلسفه و زبان ادبی، به ذات و حقیقت بنیادی یک چیز گفته میشود؛ در برابر چیزی که فقط ظاهر یا ویژگی فرعی آن است. در کاربرد دیگر، جوهر به ماده رنگی برای نوشتن اشاره میکند، مانند جوهر قلم. سرنخ «جوهر مرد» از معنای نخست استفاده میکند، نه از مایع نوشتاری.
وقتی میگوییم «جوهر یک انسان»، منظور ویژگیهایی است که شخصیت و ارزش او را میسازند. در ضربالمثل مورد نظر، کار و تلاش بهعنوان یکی از نشانههای اصلی توانایی و هویت انسان مطرح میشود. همین معنای استعاری است که جواب را از واژههایی مانند قلم، مرکب یا رنگ جدا میکند.
اصل و حقیقت اصلی یک چیز؛ معنای موردنظر در این سرنخ.
مایع رنگی برای نوشتن و چاپ؛ معنای متفاوت واژه.
در عبارت، نماد فعالیت سازنده و آشکار شدن توانایی انسان.
کار بهعنوان تلاش و سازندگی
کار میتواند جسمی یا فکری، فردی یا گروهی، حرفهای یا داوطلبانه باشد. کشاورزی، آموزش، پژوهش، ساختن، درمان، هنر و خدمت اجتماعی شکلهای متفاوتی از کار هستند. چیزی که آنها را در این تعبیر به هم پیوند میدهد، صرفاً دریافت دستمزد نیست؛ کوشش برای ایجاد نتیجهای مفید و پذیرفتن مسئولیت انجام آن است.
کار به انسان فرصت میدهد مهارت کسب کند، تجربه بیندوزد و اثر خود را در جهان نشان دهد. البته ارزش انسان تنها به شغل یا میزان درآمدش وابسته نیست؛ برداشت امروزی و انسانی از این ضربالمثل میتواند بر رشد، مشارکت و تلاش معنادار تأکید کند، نه قضاوت کردن افراد بر اساس شغل یا توان اقتصادی.
ضربالمثل «کار، جوهر مرد است»
ضربالمثلها در جدولهای کلمات متقاطع بسیار کاربرد دارند، چون طراح میتواند بخشی از یک عبارت شناختهشده را بهعنوان سرنخ بیاورد. در اینجا «جوهر مرد» بخش نخست یک ترکیب ضربالمثلی است و حلکننده باید ادامه رایج آن را به یاد آورد. پاسخ «کار» هم با معنی و هم با ساختار جمله هماهنگ است.
گاهی این عبارت به شکل «کار، جوهره مرد است» نیز گفته یا نوشته میشود. «جوهره» صورت دیگری از همان مفهوم ذات و مایه اصلی است. در هر دو شکل، پاسخ جدول تغییر نمیکند و «کار» همچنان واژه اصلی پایان عبارت است.
تفاوت کار با شغل و حرفه
«کار» واژهای گستردهتر از شغل و حرفه است. شغل معمولاً فعالیتی نسبتاً پایدار برای کسب درآمد است، حرفه به مهارت و زمینه تخصصی فرد اشاره میکند و کار میتواند هر فعالیت هدفمند و نتیجهداری باشد. در ضربالمثل، کار به معنای وسیع کوشش و عمل سازنده است، نه فقط عنوان شغلی.
فعالیت، کوشش یا نتیجهای که با انجام دادن به دست میآید.
کاری که فرد بهطور معمول برای درآمد یا گذران زندگی انجام میدهد.
زمینه تخصصی و مهارتی فعالیت فرد.
تلاش و زحمت برای رسیدن به نتیجه؛ نزدیک به معنای کنایی کار.
اگر سرنخ جدول «پیشه» یا «شغل» باشد، گزینههایی مانند کار، حرفه یا کسب مطرح میشوند. اما عبارت «جوهر مرد» یک سرنخ ضربالمثلی است و پاسخ ذخیرهشده «کار» از ادامه شناختهشده آن میآید.
روش حل سرنخ «جوهر مرد»
برای حل این نوع سرنخهای کنایی، به جای جستوجوی معنای تحتاللفظی هر کلمه، ترکیب شناختهشده را به یاد بیاورید:
- نوع سرنخ را تشخیص دهید. عبارت کوتاه و ادبی است و احتمالاً بخشی از ضربالمثل را نشان میدهد.
- معنی جوهر را در جمله بخوانید. منظور ذات و مایه اصلی است، نه جوهر قلم.
- ادامه عبارت را به یاد بیاورید. «کار، جوهر مرد است» پاسخ را آشکار میکند.
- تعداد خانهها را بشمارید. کار سه حرف دارد؛ ک، ا، ر.
- حروف متقاطع را کنترل کنید. پاسخ باید با همه کلمات شبکه سازگار باشد.
مترادفهای نزدیک به کار
در متنهای دیگر، برای کار واژههایی مانند کوشش، تلاش، فعالیت، عمل، زحمت، شغل، پیشه و حرفه به کار میروند. با این حال، هیچکدام جای ادامه ضربالمثل را در این سرنخ نمیگیرند. تعداد خانهها و شکل کنایی سؤال، «کار» را در اولویت قرار میدهد.
برای نمونه، «کوشش» بیشتر بر تلاش برای رسیدن به هدف تأکید دارد، «شغل» به کار حرفهای و درآمدزا نزدیک است و «فعالیت» دامنهای عمومیتر دارد. «کار» میتواند همه این معناها را در بر بگیرد و در عبارت ضربالمثلی، نماد عمل و سازندگی است.
کار و ارزشهای انسانی
در برداشت اخلاقی از این عبارت، کار ارزشهایی مانند پشتکار، مسئولیتپذیری، استقلال، یادگیری و خدمت به دیگران را نمایان میکند. انسان با عمل کردن میتواند تواناییهایش را پرورش دهد و در زندگی فردی یا اجتماعی اثر بگذارد. همین نگاه باعث شده «کار» در زبان فارسی فقط یک واژه اقتصادی نباشد و بار فرهنگی و اخلاقی نیز پیدا کند.
البته استراحت، مراقبت از خود و فرصت نداشتن برای کار نیز بخشی از واقعیت زندگیاند. تفسیر متعادل این ضربالمثل باید ارزش تلاش را یادآوری کند، نه اینکه ارزش انسان را تنها با میزان کار یا تولید او اندازه بگیرد. در جدول، پاسخ کوتاه است؛ اما توضیح معنای آن میتواند گسترده و انسانی باشد.
در این تعبیر، «جوهر مرد» یعنی مایه اصلی شخصیت و توانایی انسان.
ادامه شناختهشده عبارت: «کار، جوهر مرد است.»
پس پاسخ جدول: کار.
جمعبندی پاسخ
سرنخ: جوهر مرد
پاسخ: کار
تعداد حروف: ۳
عبارت کامل: کار، جوهر مرد است
معنای کنایی: کوشش و فعالیت سازنده، نشانه توانایی و شخصیت انسان
پس جواب سهحرفی «جوهر مرد» در جدول، «کار» است. این سرنخ به عبارت «کار، جوهر مرد است» اشاره دارد و در آن جوهر به معنای ذات و مایه اصلی به کار رفته است. اگر سه خانه در اختیار دارید و تعریف حالوهوای ضربالمثلی دارد، پاسخ را با املای «کار» وارد کنید.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد!