بسنده در جدول
سرنخ «بسنده» یک پاسخ کوتاه و بسیار رایج دارد. این واژه به مقدار یا کیفیتی اشاره میکند که نیاز را برآورده میسازد و دیگر کم نیست.
به اندازه نیاز، بسنده و کفایتکننده
چرا پاسخ «کافی» است؟
بسنده در نقش صفت یعنی کافی، تمام و به اندازهای که نیاز را رفع کند. اگر در جدول چهار خانه وجود دارد، «کافی» دقیقترین پاسخ است. الگوی حروف ک، ا، ف، ی نیز با یک یا دو تقاطع بهآسانی تأیید میشود.
«بسنده» همیشه به فراوانی زیاد اشاره نمیکند؛ ممکن است چیزی نه زیاد باشد و نه کم، اما برای هدف مورد نظر کافی باشد. یک توضیح کوتاه میتواند برای فهم مسئله بسنده باشد، یا مقدار معینی آب برای سفر کافی باشد. معیار، رفع نیاز است نه بزرگی مطلق مقدار.
بسنده و بسنده کردن یکسان نیستند
ویژگی چیزی است که به اندازه کافی باشد: «این توضیح بسنده است.» پاسخ جدولی آن «کافی» است.
یعنی اکتفا کردن، قناعت کردن یا چیزی را کافی دانستن: «به همین پاسخ بسنده کرد.»
توجه به وجود واژه «کردن» در سرنخ ضروری است. اگر طراح فقط «بسنده» بنویسد، صفت کافی مدنظر است. اگر «بسنده کردن» یا «کافی دانستن» آمده باشد، «اکتفا» پاسخ محتملتری خواهد بود. نقش دستوری گاهی از تعداد خانهها نیز راهنمای قویتری است.
واژههای نزدیک و تفاوت آنها
به معنی کافی و تمام؛ گاهی نیز در جمله معنی بسیار میدهد. کوتاهترین گزینه جدولی است.
پاسخ اصلی و عمومی برای چیزی که نیاز را برآورده میکند.
مقداری که برای گذران و رفع نیاز بس باشد؛ بیشتر در معیشت و درآمد دیده میشود.
شخصی که به سهم یا مقدار موجود رضایت دارد؛ صفت انسان است، نه مقدار.
لازم و ضروری؛ چیزی که باید وجود داشته باشد، نه لزوماً چیزی که مقدارش کافی است.
سزاوار، مناسب و دارای کیفیت یا صلاحیت؛ با کفایت مقداری فرق دارد.
هماهنگ با موقعیت و نیاز؛ ممکن است هم از نظر مقدار و هم کیفیت سنجیده شود.
کفایتکننده و بسنده؛ واژهای رسمیتر و کمکاربردتر.
فرق کافی با کفاف
کافی واژهای عمومی است و برای زمان، پول، غذا، دلیل، نور، تجربه و هر چیز دیگری به کار میرود. کفاف بیشتر در عبارتهایی مانند «خرج زندگی را کفاف میدهد» یا «به قدر کفاف» دیده میشود و معنای رسیدن مقدار موجود به حد نیاز را برجسته میکند.
اگر سرنخ «به اندازه معاش» یا «حد نیاز زندگی» باشد، کفاف مناسب است. اگر فقط «بسنده» آمده، کافی انتخاب سادهتر و مستقیمتر است. هر دو چهار حرف دارند، پس حروف تقاطعی تعیینکننده خواهند بود.
فرق کافی با قانع
کافی معمولاً ویژگی یک مقدار، دلیل یا وسیله است؛ قانع ویژگی شخصی است که به آن مقدار رضایت میدهد. میگوییم «این غذا کافی است» و «او به همین غذا قانع است». پس اگر سرنخ «راضی به موجود» یا «خشنود به سهم خود» باشد، قانع محتمل است؛ اگر «به اندازه نیاز» باشد، کافی.
فرق بسنده با بایسته و شایسته
بایسته یعنی لازم و ضروری. ممکن است چیزی بایسته باشد اما هنوز فراهم نشده باشد؛ در حالی که بسنده بودن درباره اندازه یا کیفیت موجود داوری میکند. شایسته نیز به سزاواری، لیاقت یا تناسب کیفی اشاره دارد. یک فرد شایسته الزاماً «کافی» نیست و یک مقدار کافی لزوماً «شایسته» توصیف نمیشود.
روش سریع حل سرنخ
چهار خانه را ببینید
کافی چهار حرف و پاسخ ذخیرهشده است. کفاف و قانع نیز چهارحرفیاند، پس تقاطع لازم است.
صفت یا فعل را تشخیص دهید
بسنده بهتنهایی صفت است؛ بسنده کردن فعل مرکب و به معنی اکتفا کردن است.
موضوع جمله را بسنجید
مقدار و نیاز به کافی، معاش به کفاف، رضایت شخص به قانع و الزام به بایسته میرسد.
متضاد را کنترل کنید
اگر سرنخ از مقابل بسنده میپرسد، ناکافی یا نابسنده را بررسی کنید.
ترکیبهای رایج
«خودبسنده» چیزی یا کسی است که نیازهای خود را بدون وابستگی زیاد برآورده میکند. «نابسنده» نیز با پیشوند نفی، معنی ناکافی میدهد. این دو شکل مشتق در جدولهای دشوارتر ظاهر میشوند و شناخت واژه پایه به حل آنها کمک میکند.
نمونه سرنخ و پاسخ
کافی در منطق و زبان روزمره
در گفتوگوی روزانه، کافی یعنی «دیگر نیاز نیست» یا «این مقدار جواب میدهد». در زبان دقیقتر، میتوان از «شرط کافی» سخن گفت؛ یعنی شرطی که وجودش برای نتیجه مورد نظر کفایت میکند. این کاربرد نشان میدهد کافی فقط درباره کمیت نیست و میتواند درباره دلیل یا شرط نیز باشد.
بسنده نیز همین انعطاف را دارد: شاهد بسنده، توضیح بسنده، امکانات بسنده و توان بسنده. در همه این موارد، آنچه موجود است به حد لازم میرسد، هرچند بیشترین یا بهترین حالت ممکن نباشد.
اشتباههای رایج
اکتفا پاسخ «بسنده کردن» است؛ برای صفت بسنده، کافی درست است.
کافی ویژگی مقدار یا چیز است، قانع ویژگی فردِ راضی.
بایسته یعنی ضروری، بسنده یعنی به اندازه نیاز.
بس میتواند کافی یا بسیار معنی دهد؛ بافت جمله را بررسی کنید.
پرسشهای کوتاه
جواب بسنده در جدول چیست؟
پاسخ اصلی «کافی» است.
کافی چند حرف دارد؟
چهار حرف: ک، ا، ف و ی.
بسنده کردن یعنی چه؟
یعنی اکتفا کردن، قناعت کردن یا چیزی را کافی دانستن.
متضاد بسنده چیست؟
ناکافی، نابسنده و قاصر از گزینههای محتملاند.
جمعبندی نهایی
برای «بسنده در جدول»، پاسخ کافی را وارد کنید. این واژه چهار حرف دارد و چیزی را توصیف میکند که نیاز را برآورده میسازد. اگر سرنخ «بسنده کردن» باشد، اکتفا را بررسی کنید؛ برای معاش کفاف، برای شخص راضی قانع و برای امر ضروری بایسته مناسبتر است.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد!