پرش به محتوای اصلی

عاجز در جدول

۵ دقیقه مطالعه

پاسخ ثبت‌شده برای «عاجز» در جدول دو واژه «بینوا» و «ناتوان» است. بینوا پنج حرف دارد و بیشتر درماندگی یا محرومیت را می‌رساند؛ ناتوان شش حرف دارد و مستقیم‌تر به نداشتن توان انجام کار اشاره می‌کند.

پاسخ مستقیم: بینوا، ناتوان
بینوا — ۵ حرف
بینوا
درمانده، بیچاره یا تهیدست
ناتوان — ۶ حرف
ناتوان
فاقد توان، قدرت یا امکان

چرا دو پاسخ برای عاجز وجود دارد؟

عاجز می‌تواند کسی باشد که قدرت یا امکان انجام کاری را ندارد؛ در این معنی «ناتوان» دقیق‌ترین برابر است. از سوی دیگر، عاجز گاه درباره فرد درمانده، بیچاره و محروم گفته می‌شود؛ در این بافت «بینوا» به سرنخ نزدیک می‌شود. طراح جدول با تعداد خانه‌ها و حروف تقاطعی مشخص می‌کند کدام شاخه را در نظر دارد.

انتخاب فوری: پنج خانه با الگوی ب، ی، ن، و، ا به «بینوا» می‌رسد؛ شش خانه با ن، ا، ت، و، ا، ن پاسخ «ناتوان» را می‌سازد.

معناهای نزدیکِ عاجز

ناتوان از انجام کارفقدان قدرت، مهارت، امکان یا ظرفیت برای رسیدن به نتیجه.
درمانده در موقعیتقرار گرفتن در بن‌بست و پیدا نکردن راه حل، حتی بدون ضعف جسمی.
بینوا و محرومبیچارگی، فقر یا نداشتن پشتیبانی و امکانات اجتماعی.
فروتن و شکسته‌نفسکاربرد قدیمی «این عاجز» برای اشاره متواضعانه گوینده به خودش.

این معناها کاملاً یکسان نیستند. ممکن است پژوهشگری از حل یک مسئله عاجز بماند، در حالی که از نظر جسمی توانا و از نظر مالی برخوردار است. همچنین فرد بینوا ممکن است فقیر یا بی‌پناه باشد، اما در انجام بسیاری کارها توانایی داشته باشد.

روش سریع حل این سرنخ

تعداد خانه‌ها را بشمارید؛ بینوا ۵ و ناتوان ۶ حرف دارد.
بافت را بسنجید: «قادر نبودن» به ناتوان و «بیچاره بودن» به بینوا نزدیک است.
حرف نخست را از تقاطع بگیرید؛ ب و ن دو مسیر اصلی را جدا می‌کنند.
اگر طول متفاوت است، گزینه‌هایی مانند سست، زبون یا درمانده را بررسی کنید.
تقاطع‌های مشکوک را دوباره حل کنید و یک هم‌معنی دور را فقط برای حفظ حرف اشتباه نپذیرید.

پاسخ‌های جایگزین با تعداد حروف

بر پایه نوع ناتوانی و تعداد خانه‌ها، چند پاسخ دیگر نیز ممکن است:

سست۳ حرف؛ کم‌توان
ضعف۳ حرف؛ ناتوانی
زار۳ حرف؛ ناتوان و پریشان
زبون۴ حرف؛ خوار و ناتوان
قاصر۴ حرف؛ ناتوان یا کوتاهی‌کننده
علیل۴ حرف؛ بیمار و ناتوان
بینوا۵ حرف؛ پاسخ اصلی
بیچاره۶ حرف؛ درمانده
ناتوان۶ حرف؛ پاسخ اصلی
نابینا۶ حرف؛ فاقد بینایی
درمانده۷ حرف؛ گرفتار و بی‌راه
فرومانده۸ حرف؛ درمانده ادبی
«عاجز» به‌تنهایی مترادف دقیق نابینا نیست. نابینا فقط وقتی مناسب است که سرنخ یا تقاطع به نداشتن بینایی اشاره کند. برای معنی عمومی، ناتوان یا درمانده دقیق‌ترند.

فرق ناتوان، بینوا و درمانده

ناتوانتوان، نیرو، مهارت یا امکان کافی ندارد؛ عمومی‌ترین برابر عاجز.
بینوابیچاره، محروم یا تهیدست است و بار عاطفی و اجتماعی بیشتری دارد.
درماندهدر مسئله یا موقعیتی گیر افتاده و راه پیش رفتن را پیدا نمی‌کند.
قاصراز انجام وظیفه یا درک چیزی بازمانده؛ گاهی مفهوم کوتاهی نیز دارد.

در جمله «از بلند کردن بار عاجز بود»، ناتوان طبیعی است. در «خانواده‌ای عاجز و بی‌پناه»، بینوا یا بیچاره مناسب‌تر می‌شود. در «از پاسخ دادن عاجز ماند»، درمانده یا ناتوان از پاسخ دادن مفهوم جمله را می‌رساند.

«عاجز ماندن» و «عاجز شدن»

ترکیب «از کاری عاجز ماندن» یعنی نتوانستن آن کار یا به نتیجه نرسیدن با وجود تلاش. این تعبیر الزاماً ضعف دائمی شخص را نشان نمی‌دهد؛ ممکن است دشواری مسئله، کمبود زمان، نبود ابزار یا مانعی بیرونی علت باشد. «عاجز شدن» نیز به از دست دادن توان یا درماندن اشاره دارد.

برای نمونه، «سامانه از پردازش فایل عاجز ماند» درباره محدودیت فنی است، نه بیچارگی. «پزشکان از یافتن علت عاجز ماندند» یعنی نتوانستند علت را پیدا کنند. در چنین جمله‌هایی «ناتوان» یا «قادر نبودن» بهتر از بینواست.

عجز، عاجزی و فروتنی

«عجز» اسمِ حالت ناتوانی و درماندگی است. «عاجزی» علاوه بر ناتوانی، در برخی نوشته‌های قدیمی مفهوم فروتنی و خاکساری دارد. گوینده ممکن بود برای شکسته‌نفسی از خودش با عبارت «این عاجز» یاد کند؛ این شیوه امروز رسمی و رایج نیست، اما در متون تاریخی و ادبی دیده می‌شود.

فروتنی با ناتوانی واقعی یکی نیست. فردی می‌تواند توانمند باشد و از روی ادب خود را کوچک بشمارد. بنابراین اگر سرنخ «اظهار خاکساری» یا «فروتنی» باشد، پاسخ‌هایی مانند تواضع یا عجز مطرح‌اند، نه الزاماً بینوا.

متضاد عاجز چیست؟

مقابل عاجز در معنای توانایی، «قادر» یا «توانا» است. مقابل بینوا در معنای مالی، «توانگر»، «دارا» یا «ثروتمند» قرار می‌گیرد. مقابل درمانده نیز می‌تواند «چاره‌مند» یا کسی باشد که راه حل دارد. انتخاب متضاد درست نیز مانند مترادف، به شاخه معنایی جمله وابسته است.

اگر سرنخ جدول «مقابل قادر» باشد، عاجز یا ناتوان مناسب است؛ اگر «مقابل توانگر» باشد، بینوا، فقیر یا نادار احتمال بیشتری دارد.

پرسش‌های رایج

جواب پنج‌حرفی عاجز در جدول چیست؟

«بینوا» پاسخ ذخیره‌شده پنج‌حرفی است.

جواب شش‌حرفی عاجز چیست؟

«ناتوان» پاسخ اصلی شش‌حرفی است؛ «بیچاره» نیز شش حرف دارد.

درمانده چند حرف دارد؟

هفت حرف: د، ر، م، ا، ن، د، ه.

آیا بینوا همیشه یعنی فقیر؟

نه؛ علاوه بر فقر می‌تواند بیچاره و درمانده بودن را نیز برساند.

متضاد عاجز چیست؟

در معنای اصلی، قادر و توانا؛ در معنای بینوا و فقیر، دارا یا توانگر.

جمع‌بندی: پاسخ ثبت‌شده «عاجز در جدول» بینوا، ناتوان است. بینوا پنج‌حرفی و مناسب درماندگی یا محرومیت است؛ ناتوان شش‌حرفی و مناسب نداشتن قدرت یا امکان. سست، زبون، قاصر، علیل، بیچاره، درمانده و فرومانده نیز با توجه به طول و معنای سرنخ ممکن‌اند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.