پاسخ ثبتشده برای «عاجز» در جدول دو واژه «بینوا» و «ناتوان» است. بینوا پنج حرف دارد و بیشتر درماندگی یا محرومیت را میرساند؛ ناتوان شش حرف دارد و مستقیمتر به نداشتن توان انجام کار اشاره میکند.
چرا دو پاسخ برای عاجز وجود دارد؟
عاجز میتواند کسی باشد که قدرت یا امکان انجام کاری را ندارد؛ در این معنی «ناتوان» دقیقترین برابر است. از سوی دیگر، عاجز گاه درباره فرد درمانده، بیچاره و محروم گفته میشود؛ در این بافت «بینوا» به سرنخ نزدیک میشود. طراح جدول با تعداد خانهها و حروف تقاطعی مشخص میکند کدام شاخه را در نظر دارد.
معناهای نزدیکِ عاجز
این معناها کاملاً یکسان نیستند. ممکن است پژوهشگری از حل یک مسئله عاجز بماند، در حالی که از نظر جسمی توانا و از نظر مالی برخوردار است. همچنین فرد بینوا ممکن است فقیر یا بیپناه باشد، اما در انجام بسیاری کارها توانایی داشته باشد.
روش سریع حل این سرنخ
پاسخهای جایگزین با تعداد حروف
بر پایه نوع ناتوانی و تعداد خانهها، چند پاسخ دیگر نیز ممکن است:
فرق ناتوان، بینوا و درمانده
در جمله «از بلند کردن بار عاجز بود»، ناتوان طبیعی است. در «خانوادهای عاجز و بیپناه»، بینوا یا بیچاره مناسبتر میشود. در «از پاسخ دادن عاجز ماند»، درمانده یا ناتوان از پاسخ دادن مفهوم جمله را میرساند.
«عاجز ماندن» و «عاجز شدن»
ترکیب «از کاری عاجز ماندن» یعنی نتوانستن آن کار یا به نتیجه نرسیدن با وجود تلاش. این تعبیر الزاماً ضعف دائمی شخص را نشان نمیدهد؛ ممکن است دشواری مسئله، کمبود زمان، نبود ابزار یا مانعی بیرونی علت باشد. «عاجز شدن» نیز به از دست دادن توان یا درماندن اشاره دارد.
برای نمونه، «سامانه از پردازش فایل عاجز ماند» درباره محدودیت فنی است، نه بیچارگی. «پزشکان از یافتن علت عاجز ماندند» یعنی نتوانستند علت را پیدا کنند. در چنین جملههایی «ناتوان» یا «قادر نبودن» بهتر از بینواست.
عجز، عاجزی و فروتنی
«عجز» اسمِ حالت ناتوانی و درماندگی است. «عاجزی» علاوه بر ناتوانی، در برخی نوشتههای قدیمی مفهوم فروتنی و خاکساری دارد. گوینده ممکن بود برای شکستهنفسی از خودش با عبارت «این عاجز» یاد کند؛ این شیوه امروز رسمی و رایج نیست، اما در متون تاریخی و ادبی دیده میشود.
فروتنی با ناتوانی واقعی یکی نیست. فردی میتواند توانمند باشد و از روی ادب خود را کوچک بشمارد. بنابراین اگر سرنخ «اظهار خاکساری» یا «فروتنی» باشد، پاسخهایی مانند تواضع یا عجز مطرحاند، نه الزاماً بینوا.
متضاد عاجز چیست؟
مقابل عاجز در معنای توانایی، «قادر» یا «توانا» است. مقابل بینوا در معنای مالی، «توانگر»، «دارا» یا «ثروتمند» قرار میگیرد. مقابل درمانده نیز میتواند «چارهمند» یا کسی باشد که راه حل دارد. انتخاب متضاد درست نیز مانند مترادف، به شاخه معنایی جمله وابسته است.
پرسشهای رایج
جواب پنجحرفی عاجز در جدول چیست؟
«بینوا» پاسخ ذخیرهشده پنجحرفی است.
جواب ششحرفی عاجز چیست؟
«ناتوان» پاسخ اصلی ششحرفی است؛ «بیچاره» نیز شش حرف دارد.
درمانده چند حرف دارد؟
هفت حرف: د، ر، م، ا، ن، د، ه.
آیا بینوا همیشه یعنی فقیر؟
نه؛ علاوه بر فقر میتواند بیچاره و درمانده بودن را نیز برساند.
متضاد عاجز چیست؟
در معنای اصلی، قادر و توانا؛ در معنای بینوا و فقیر، دارا یا توانگر.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد!