تباه و خراب در جدول
این سرنخ صفت چیزی را میخواهد که از حالت سالم، درست یا قابل استفاده بیرون رفته است. پاسخ چهارحرفی آن در خوراک، دندان، داده و حتی ساختار اجتماعی کاربرد دارد.
چرا جواب «فاسد» است؟
فاسد به چیزی گفته میشود که سلامت، درستی، اعتبار یا کارایی خود را از دست داده باشد. خوراک فاسد دیگر برای مصرف مناسب نیست؛ دندان فاسد ساختارش آسیب دیده؛ دادهٔ فاسد درست خوانده نمیشود و نظام فاسد از قواعد سالم و عادلانه فاصله گرفته است.
فاسد چهار حرف دارد: ف، ا، س و د. این طول با سرنخ کوتاه «تباه و خراب» هماهنگ است. اگر حرف اول «ف» یا پایان «سد» از تقاطعها به دست آمده باشد، پاسخ تقریباً قطعی است.
معنای پایهٔ فاسد
معنای مشترک در همهٔ کاربردها «خارج شدن از حالت سالم یا درست» است. این تغییر ممکن است مادی باشد، مانند خراب شدن میوه؛ ساختاری باشد، مانند آسیب فایل؛ یا اخلاقی و اداری باشد، مانند سوءاستفاده از قدرت.
واژهٔ فاسد همیشه مقدار و نوع خرابی را دقیق نمیکند. برای توضیح بیشتر، معمولاً نام موضوع یا صفت دیگری کنارش میآید: غذای فاسد، دندان فاسد، دادهٔ فاسد، قرارداد فاسد یا ساختار فاسد.
فاسد دربارهٔ غذا
مواد غذایی با گذشت زمان، نگهداری نامناسب یا آلودگی ممکن است ویژگی طبیعی خود را از دست بدهند. تغییر نامعمول در بو، رنگ، بافت یا طعم میتواند نشانهٔ فساد باشد. غذای فاسد ممکن است غیرقابل مصرف و برای سلامت زیانآور شود.
«مانده» لزوماً فاسد نیست؛ غذایی میتواند مدتی از پختش گذشته باشد اما اگر درست نگهداری شده، هنوز سالم بماند. برعکس، مادهای ممکن است پیش از موعد مورد انتظار به دلیل شرایط نامناسب فاسد شود. در جدول، «گندیده» و «عفن» بیشتر بر بو و تجزیه تأکید دارند.
واژهٔ عمومی برای خوراکی که سلامت و قابلیت مصرف را از دست داده است.
فساد پیشرفته، معمولاً همراه با بوی ناخوش و تجزیه.
تازه نبودن؛ اما همیشه به معنای فاسد و خطرناک نیست.
بدبو و متعفن؛ وصفی قوی برای فساد و گندیدگی.
دندان فاسد و پوسیده
در گفتار روزمره، دندان فاسد همان دندانی است که دچار پوسیدگی و تخریب شده است. واژهٔ «پوسیده» برای دندان دقیقتر و رایج است، اما «فاسد» نیز در فرهنگ و زبان عمومی به کار میرود. درد، حساسیت یا تغییر رنگ نیازمند بررسی حرفهای است.
برای سرنخ «دندان خراب» ممکن است پوسیده، کرمخورده یا فاسد مطرح شود. تعداد خانهها و حرفهای مشترک پاسخ را انتخاب میکنند.
داده و فایل فاسد
در رایانش، فایل فاسد یا دادهٔ خراب ساختاری دارد که بخشی از آن تغییر کرده، ناقص شده یا با قالب مورد انتظار سازگار نیست. چنین فایلی ممکن است باز نشود، خطا بدهد یا محتوای نادرست نشان دهد. این فساد میتواند هنگام ذخیره، انتقال، خرابی حافظه یا قطع ناگهانی فرایند رخ دهد.
در فارسی فنی از «فایل خراب» بیشتر از «فایل فاسد» استفاده میشود، اما هر دو مفهوم دادهٔ آسیبدیده را میرسانند. خراب در اینجا عمومی و فاسد ترجمهای نزدیک به مفهوم تغییر ناخواستهٔ داده است.
بخشی از داده یا فایل وجود ندارد.
فایل کار نمیکند یا مطابق انتظار خوانده نمیشود.
ساختار داده تغییر کرده و اعتبار آن آسیب دیده است.
ممکن است کد یا محتوای ناخواسته داشته باشد؛ با فساد یکسان نیست.
نظام یا ساختار فاسد
وقتی یک نظام، اداره یا سازمان فاسد توصیف میشود، منظور این است که قواعد سالم و منافع عمومی با سوءاستفاده، تبعیض، رشوه یا پاسخگو نبودن جایگزین شدهاند. این کاربرد اخلاقی و اجتماعی است و با گندیدگی مادی فرق دارد، اما همان ایدهٔ خروج از سلامت و صلاح را حفظ میکند.
فاسد بودن یک ساختار با وجود یک خطای ساده برابر نیست. فساد معمولاً الگو، منفعت نامشروع یا انحراف پایدار را تداعی میکند. در جدول، سرنخهایی مانند «ناسالم اداری»، «آلوده به فساد» یا «تباه اخلاقی» نیز ممکن است به فاسد برسند.
فاسد برای رفتار و شخصیت
در کاربرد اخلاقی، فاسد به رفتار یا فردی گفته میشود که از هنجارهای درست و حقوق دیگران فاصله گرفته است. این واژه بار داوری سنگینی دارد و در گفتوگوی دقیق باید با دلیل و بافت روشن استفاده شود.
«منحرف» بر دور شدن از مسیر یا معیار تأکید دارد، «بدکار» به انجام کار نادرست اشاره میکند و «فاسد» میتواند مجموعهای پایدار از رفتارهای ناسالم را نشان دهد. جدولهای لغوی ممکن است این واژهها را مترادف بگیرند، ولی طول و تقاطع تعیینکننده است.
فرق فاسد و خراب
خراب واژهای بسیار عمومی است. دستگاه خراب کار نمیکند، راه خراب ناهموار است و حال خراب ناخوش است. فاسد بیشتر برای چیزی به کار میرود که از درون کیفیت، سلامت یا صلاح خود را از دست داده باشد؛ مانند غذا، دندان، داده یا ساختار اداری.
یک ساعت خراب است، اما معمولاً فاسد نامیده نمیشود. یک میوه فاسد است، هرچند در گفتار میگوییم خراب شده. این تفاوت انتخاب طبیعی واژه را روشن میکند.
فرق فاسد، گندیده و پوسیده
گندیده معمولاً مادهٔ آلی در حال تجزیه و همراه با بوی ناخوش را توصیف میکند. پوسیده برای تخریب تدریجی بافت جامد مانند چوب، دندان، پارچه یا میوه کاربرد دارد. فاسد عمومیتر است و هر دو حالت را دربر میگیرد، اما به حوزههای غیرمادی نیز گسترش مییابد.
ضایع و تلفشده
ضایع یعنی هدررفته، پایمالشده یا بیاستفاده مانده. وقت ضایع میشود، حق ضایع میشود و محصول نیز ممکن است ضایع شود. «تلفشده» بر نابودی یا از میان رفتن تأکید دارد. فاسد شدن یکی از راههایی است که مواد و کالاها ضایع میشوند.
هدررفته یا از فایده افتاده؛ پنج حرف.
از میان رفته و نابود؛ سه حرف.
خراب، نابود یا از سلامت خارج؛ چهار حرف.
بیهوده مصرفشده یا از دست رفته؛ سه حرف.
باطل و فاسد
باطل بیشتر برای چیزی به کار میرود که اعتبار، درستی یا اثر قانونی و منطقی ندارد: ادعای باطل، قرارداد باطل یا نتیجهٔ نامعتبر. فاسد میتواند ناسالم یا دارای نقصی بنیادی باشد. در برخی اصطلاحات حقوقی یا فقهی، این دو تعریف تخصصی دارند و همیشه قابل جایگزینی نیستند.
برای جدول عمومی، سرنخ «بیاعتبار» بیشتر به باطل و سرنخ «تباه و خراب» به فاسد میرسد. تعداد خانهها نیز کمک میکند: هر دو چهار حرفاند، پس حرف اول و تقاطعها ضروریاند.
فاسد، مفسد و افسد
این سه واژه همخانوادهاند اما نقش یکسان ندارند. فاسد خودِ شخص یا چیزی است که تباه شده. مفسد کسی یا عاملی است که فساد ایجاد میکند. افسد صورت برتر است و به چیزی فاسدتر یا بدتر اشاره دارد.
در عبارت «دفع افسد به فاسد»، افسد گزینهٔ بدتر و فاسد گزینهٔ بد است. این مثال نشان میدهد جابهجایی یک حرف، نقش و درجهٔ معنی را تغییر میدهد.
فساد، فاسد شدن و فاسد کردن
فساد اسمِ حالت یا فرایند تباهی است. «فاسد شدن» رخ دادن این تغییر را بیان میکند و «فاسد کردن» سبب شدن آن را. در مواد غذایی، زمان و شرایط نگهداری میتوانند موجب فساد شوند. در دادهها، خطای ذخیره یا انتقال میتواند ساختار را خراب کند.
روش سریع حل سرنخ
«تباه و خراب» یک صفت میخواهد.
فاسد چهار حرف دارد.
برای این عنوان، فاسد جواب اصلی است.
الگوی ف، ا، س، د باید کامل هماهنگ باشد.
گزینههای نزدیک بر اساس طول
- ۳ حرف: تلف، هدر، عفن.
- ۴ حرف: فاسد، تباه، خراب، باطل، افسد، مفسد.
- ۵ حرف: ضایع، منحرف.
- ۶ حرف: گندیده، پوسیده، نابسامان با شمارش متفاوت.
- واژههای بلندتر: تباهشده، خرابشده یا ازکارافتاده، بسته به سرنخ.
سرنخهای مرتبط
- تباه و خراب: فاسد.
- فسادکننده: مفسد.
- فاسدتر: افسد.
- بدبو و گندیده: عفن.
- از اعتبار افتاده: باطل.
- هدررفته: ضایع یا تلف.
نمونههای کاربرد
«شیر در گرما فاسد شد» دربارهٔ خوراک ناسالم است. «فایل فاسد باز نمیشود» دادهٔ آسیبدیده را نشان میدهد. «دندان فاسد نیاز به درمان دارد» به خرابی بافت اشاره میکند و «ساختار فاسد اعتماد را از بین میبرد» کاربرد اجتماعی واژه است.
در مقابل، «رادیو خراب است» لزوماً فساد ندارد؛ فقط کار نمیکند. «چوب پوسیده شکست» نوع مشخصی از تخریب را بیان میکند و «ادعا باطل بود» بیاعتباری را میرساند.
اشتباههای رایج
- یکی گرفتن فاسد و مفسد: مفسد عامل فساد است.
- نوشتن افسد: افسد معنای فاسدتر دارد.
- استفاده از فاسد برای هر خرابی مکانیکی: خراب عمومیتر و طبیعیتر است.
- پنجحرفی شمردن گندیده: گندیده شش حرف دارد.
- نادیده گرفتن پاسخ ذخیرهشده: برای این عنوان، فاسد پاسخ اصلی است.
پرسشهای کوتاه
جواب تباه و خراب در جدول چیست؟
پاسخ اصلی «فاسد» است.
فاسد چند حرف دارد؟
چهار حرف: ف، ا، س، د.
فرق فاسد و مفسد چیست؟
فاسد تباهشده است؛ مفسد فساد ایجاد میکند.
فرق فاسد و گندیده چیست؟
گندیده بیشتر فساد همراه با تجزیه و بوی بد را میرساند؛ فاسد عمومیتر است.
متضاد فاسد چیست؟
سالم، صالح یا درست بسته به بافت.
جمعبندی پاسخ
جواب «تباه و خراب در جدول» فاسد است. این واژه چهار حرف دارد و برای خوراک ناسالم، دندان پوسیده، دادهٔ آسیبدیده، ساختار ناسالم و رفتار منحرف به کار میرود. مفسد عامل فساد و افسد فاسدتر است؛ بنابراین تقاطعها و نقش دستوری را دقیق بررسی کنید.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد!