پرش به محتوای اصلی

پذیرفتن در جدول

۸ دقیقه مطالعه

سرنخ «پذیرفتن» چند پاسخ دارد، زیرا قبول‌کردن یک پیشنهاد، تن‌دادن به یک وضعیت و بر عهده گرفتن مسئولیت همگی نوعی پذیرش‌اند، اما بار معنایی یکسانی ندارند. تعداد خانه‌ها و جمله پیرامون سرنخ، گزینه درست را مشخص می‌کند.

پاسخ مستقیم جدول

جواب «پذیرفتن در جدول»: قبول، تندردادن، تقبل

۴ حرف: قبول ۸ حرف بدون فاصله: تندردادن ۴ حرف: تقبل املای معیار: تن در دادن

اگر چهار خانه دارید، پاسخ می‌تواند قبول یا تقبل باشد؛ حرف نخست و دوم ابهام را برطرف می‌کنند. اگر هشت خانه دارید، تندردادن را وارد کنید. در متن عادی این عبارت باید جدا و به صورت «تن در دادن» نوشته شود، اما فاصله‌ها در خانه‌های جدول حذف می‌شوند.

کدام پاسخ برای جدول شما مناسب است؟

قبول۴ حرف
عام‌ترین معادل پذیرفتن؛ برای پذیرفتن سخن، پیشنهاد، درخواست، هدیه، عضویت یا نتیجه.
تندردادن۸ حرف
شکل جدولی «تن در دادن»؛ پذیرفتن همراه با تسلیم، ناچاری، اکراه یا کنار گذاشتن مقاومت.
تقبل۴ حرف
پذیرفتن و بر عهده گرفتن؛ مناسب مسئولیت، هزینه، تعهد یا کاری که کسی انجام آن را می‌پذیرد.
نکته املایی مهم: «تندردادن» یک واژه مستقل در نثر معیار نیست؛ صورت فشرده‌ای است که برای پرکردن خانه‌های جدول از عبارت «تن در دادن» ساخته می‌شود. در جمله معمولی فاصله‌ها را حفظ کنید.

چرا سه جواب متفاوت داریم؟

فعل «پذیرفتن» دامنه گسترده‌ای دارد. ممکن است کسی یک هدیه را با میل بپذیرد، مسئولیت کاری را به عهده بگیرد، یا پس از مقاومت به شرایطی تن دهد. در هر سه حالت پذیرش رخ داده است، ولی رابطه فرد با موضوع متفاوت است. زبان فارسی برای نشان‌دادن این تفاوت از واژه‌ها و عبارت‌های جداگانه استفاده می‌کند.

جدول کلمات متقاطع معمولاً این ظرافت‌ها را در یک سرنخ کوتاه فشرده می‌کند. وقتی فقط «پذیرفتن» نوشته شده، باید تعداد خانه‌ها و حروف تقاطعی را هم بخشی از تعریف بدانیم. «قبول» معنای عمومی، «تقبل» معنای تعهدی و «تن در دادن» معنای تسلیم‌آمیز را پوشش می‌دهد.

پذیرش عادیپیشنهاد را قبول کرد؛ یعنی با آن موافقت کرد.
پذیرش مسئولیتهزینه را تقبل کرد؛ یعنی پرداخت آن را به عهده گرفت.
پذیرش ناخواستهبه شرایط تن در داد؛ یعنی پس از مقاومت آن را پذیرفت.

معنی «قبول» در این سرنخ

قبول از رایج‌ترین واژه‌های فارسی امروز برای پذیرفتن است. می‌توان یک دعوت، پیشنهاد، هدیه، نظر، مسئولیت یا درخواست را قبول کرد. این واژه به‌تنهایی نشان نمی‌دهد پذیرش با علاقه، بی‌میلی یا اجبار بوده است؛ بافت جمله این نکته را روشن می‌کند.

در جدول، «قبول» چهار حرف دارد: ق، ب، و، ل. اگر حرف نخست «ق» و حرف پایانی «ل» باشد، پاسخ به احتمال زیاد همین است. نقطه مقابل آن در بسیاری از سرنخ‌ها «رد» یا «رد کردن» خواهد بود.

نمونه‌های قبول:
  • دعوت دوستش را قبول کرد.
  • پیشنهاد همکاری را قبول نکرد.
  • اشتباه خود را قبول داشت.
  • مدرک او برای ثبت‌نام قبول شد.

معنی «تن در دادن» و بار عاطفی آن

تن در دادن معمولاً پذیرشی ساده و خنثی نیست. این عبارت زمانی به کار می‌رود که فرد در آغاز مقاومت یا مخالفتی دارد، اما سرانجام به سبب اجبار، خستگی، ناچاری یا واقع‌بینی شرایط را می‌پذیرد. به همین دلیل «به شکست تن در داد» طبیعی است، ولی برای پذیرفتن یک هدیه دلخواه معمولاً از این عبارت استفاده نمی‌کنیم.

تصویر زبانی عبارت، کنار گذاشتن مقاومت و سپردن خود به وضعیت را القا می‌کند. مترادف‌های نزدیک آن «گردن نهادن»، «تسلیم شدن»، «رضا دادن» و در بعضی بافت‌ها «مطیع شدن» هستند. شدت و لحن هرکدام کمی متفاوت است.

تن در دادن به شکست: پذیرفتن شکست پس از تلاش یا مقاومت.
تن در دادن به شرایط: پذیرفتن وضع موجود، اغلب از سر ناچاری.
تن در دادن به خواسته دیگری: موافقت پس از مخالفت یا فشار.
تن در دادن به سرنوشت: کنار گذاشتن مقاومت در برابر آنچه گریزناپذیر دانسته می‌شود.

معنی «تقبل» در این سرنخ

تقبل به معنی پذیرفتن، تعهد کردن و به عهده گرفتن است. در فارسی امروز بیش از همه در ترکیب‌هایی مانند «تقبل هزینه»، «تقبل مسئولیت» و «تقبل خسارت» دیده می‌شود. کسی که هزینه‌ای را تقبل می‌کند، اعلام می‌کند پرداخت آن بر عهده او خواهد بود.

تقبل نیز چهار حرف دارد: ت، ق، ب، ل. شباهت سه حرف پایانی آن با «قبل» و هم‌خانوادگی معنایی با قبول، حفظ پاسخ را آسان می‌کند. در جدول، حرف نخست «ت» آن را از «قبول» جدا می‌سازد.

نمونه‌های تقبل:
  • مؤسسه هزینه سفر را تقبل کرد.
  • او مسئولیت اجرای برنامه را تقبل کرد.
  • شرکت جبران خسارت را بر عهده گرفت.

مقایسه دقیق سه پاسخ

میزان عمومیت
قبول عمومی‌ترین است؛ تقبل رسمی‌تر و تعهدی‌تر؛ تن در دادن احساسی‌تر و همراه با تسلیم.
اراده و میل
قبول می‌تواند با میل یا بی‌میلی باشد؛ تقبل معمولاً تصمیم به تعهد است؛ تن در دادن غالباً ناخواسته یا پس از مقاومت است.
موضوع رایج
قبولِ پیشنهاد و دعوت؛ تقبلِ هزینه و مسئولیت؛ تن در دادن به شکست یا شرایط.
طول جدولی
قبول ۴ خانه، تقبل ۴ خانه، تندردادن ۸ خانه.

پذیرفتن در موقعیت‌های مختلف

انتخاب مترادف خوب به چیزی بستگی دارد که پذیرفته می‌شود. برای یک واقعیت می‌گوییم «واقعیت را قبول کرد» یا «پذیرفت». برای یک درخواست می‌توان از «اجابت کرد» نیز استفاده کرد. برای مسئولیت، «به عهده گرفت» یا «تقبل کرد» دقیق‌تر است. برای حکم یا وضعی ناخواسته، «گردن نهاد» و «تن در داد» بار معنایی مناسب‌تری دارند.

پیشنهاد: قبول کردن، پذیرفتن، موافقت کردن
دعوت یا درخواست: قبول کردن، اجابت کردن
مسئولیت یا هزینه: تقبل کردن، به عهده گرفتن
حکم یا فرمان: گردن نهادن، اطاعت کردن
وضع ناخواسته: تن در دادن، تسلیم شدن
نظر یا ادعا: قبول کردن، تصدیق کردن، تأیید کردن

پاسخ‌های نزدیک و تعداد حروف

پذیرش؛ ۶ حرفاسم مصدر پذیرفتن؛ برای فرایند قبول، بخش پذیرش یا پذیرفته‌شدن.
اجابت؛ ۵ حرفپاسخ مثبت دادن به درخواست، دعوت یا دعا.
تایید؛ ۵ حرفدرست دانستن، صحه گذاشتن یا تصویب کردن یک گفته و تصمیم.
تصویب؛ ۵ حرفپذیرفتن رسمی یک طرح، قانون یا پیشنهاد در نهاد تصمیم‌گیر.
پذیرا؛ ۵ حرفآماده قبول کردن یا دارای حالت استقبال و پذیرش.
تسلیم؛ ۵ حرفدست کشیدن از مقاومت؛ از نظر بار معنایی به تن در دادن نزدیک است.
رضادادن؛ ۷ حرفصورت جدولی «رضا دادن»؛ موافقت و خشنودی نشان دادن.
گردننهادن؛ ۹ حرفصورت جدولی «گردن نهادن»؛ پذیرفتن حکم یا اطاعت.
دقت در فاصله‌ها: در متن معمولی بنویسید «رضا دادن»، «گردن نهادن» و «تن در دادن». سرهم‌نویسی این عبارت‌ها فقط نمایش پیوسته حروف در خانه‌های جدول است.

روش انتخاب جواب با حروف متقاطع

  1. تعداد خانه‌ها را بشمارید. چهار خانه به قبول یا تقبل؛ هشت خانه به تندردادن می‌رسد.
  2. اگر چهار خانه است، حرف اول را بیابید. «ق» برای قبول و «ت» برای تقبل.
  3. به حرف دوم توجه کنید. قبول با «ب» و تقبل با «ق» ادامه می‌یابد.
  4. فاصله را خانه حساب نکنید. تن در دادن در جدول هشت حرف پیوسته است.
  5. بار معنایی سرنخ را بسنجید. مسئولیت و هزینه به تقبل؛ ناچاری و شکست به تن در دادن نزدیک‌ترند.
  6. تقاطع‌های ناسازگار را بازبینی کنید. سه پاسخ اصلی از نظر معنی پذیرفتنی‌اند و حروف باید انتخاب نهایی را روشن کنند.

متضادهای پذیرفتن در جدول

شناخت متضادها گاهی در حل جدول‌های مجاور کمک می‌کند. متضاد مستقیم پذیرفتن «رد کردن» یا «نپذیرفتن» است. برای تن در دادن، «مقاومت کردن»، «سر باز زدن» و «ایستادگی کردن» در سوی مقابل‌اند. برای تقبل، «زیر بار نرفتن» یا «از مسئولیت شانه خالی کردن» می‌تواند متضاد بافتی باشد.

قبول
در برابر رد
تن در دادن
در برابر مقاومت یا سر باز زدن
تقبل
در برابر نپذیرفتن تعهد یا زیر بار مسئولیت نرفتن

پرسش‌های رایج

جواب چهارحرفی پذیرفتن چیست؟

قبول یا تقبل. حرف اول و دوم تقاطع‌ها پاسخ را مشخص می‌کند.

جواب هشت‌حرفی پذیرفتن چیست؟

تندردادن؛ شکل جدولی عبارت «تن در دادن».

تندردادن درست نوشته شده است؟

برای نمایش حروف پیوسته جدول بله؛ در نثر معیار باید «تن در دادن» با فاصله نوشته شود.

فرق قبول و تقبل چیست؟

قبول معنای عمومی پذیرش دارد؛ تقبل بیشتر به پذیرفتن تعهد، مسئولیت یا هزینه اشاره می‌کند.

تن در دادن چه حسی دارد؟

معمولاً پذیرش از سر ناچاری، اکراه یا پس از مقاومت را می‌رساند.

آیا پذیرش هم جواب است؟

در سرنخ‌های مشابه ممکن است؛ پذیرش شش حرف دارد و اسم مصدر پذیرفتن است، اما سه پاسخ اصلی این عنوان قبول، تندردادن و تقبل‌اند.

جمع‌بندی نهایی: جواب‌های «پذیرفتن در جدول» قبول، تندردادن، تقبل هستند. قبول و تقبل هرکدام چهار حرف دارند؛ تندردادن هشت حرف و صورت جدولی «تن در دادن» است. قبول معنای عمومی، تقبل معنای تعهدی و تن در دادن معنای پذیرش همراه با تسلیم دارد.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.