پرش به محتوای اصلی

نوعی کارد نوک تیز در جدول

۸ دقیقه مطالعه
پاسخ مستقیم:دشنه۴ حرف

برای سرنخ «نوعی کارد نوک تیز در جدول»، دقیق‌ترین پاسخ دشنه است. این انتخاب هم از نظر معنی با عبارت سرنخ هماهنگ است و هم از نظر تعداد خانه‌ها: پاسخ موردنظر چهار حرف دارد و «دشنه» دقیقاً از چهار حرف د، ش، ن، ه ساخته می‌شود.

پاسخدشنه
تعداد حروف۴ حرف
خوانش رایجدِشنه
معنی فشردهکارد نوک‌تیز

چرا «دشنه» بهترین جواب این سرنخ است؟

در سرنخ‌های جدولی، هر واژه بخشی از محدودیت پاسخ را می‌سازد. عبارت «نوعی کارد» نشان می‌دهد که قرار نیست خودِ واژه عمومی «کارد» یا «چاقو» وارد خانه‌ها شود، بلکه باید نام یک گونه مشخص از ابزار یا سلاح تیغه‌دار پیدا شود. قید «نوک تیز» نیز دامنه را بیشتر محدود می‌کند و ما را به واژه‌هایی مانند دشنه و خنجر نزدیک می‌سازد.

«دشنه» در فارسی به کارد یا خنجری برنده و نوک‌تیز گفته می‌شود. در فرهنگ‌های فارسی توصیف‌های جزئی درباره شکل یا اندازه آن یکسان نیست؛ گاهی آن را خنجر، گاهی کارد بزرگ و گاهی کاردی با تیغه باریک توصیف کرده‌اند. با این حال، هسته معنایی تقریباً ثابت است: تیغه‌ای برنده با نوکی مناسب فروکردن یا زخم‌زدن. همین هسته معنایی با صورت سرنخ کاملاً جور درمی‌آید.

نکته تعیین‌کننده: در خودِ ساختار این جدول، جای پاسخ این سرنخ چهار خانه دارد. بنابراین گزینه‌های پنج‌حرفی یا شش‌حرفی، هرچند از نظر معنی نزدیک باشند، از رقابت کنار می‌روند.

تعداد حروف چگونه پاسخ را قطعی‌تر می‌کند؟

بسیاری از سرنخ‌های فارسی چند جواب هم‌خانواده دارند؛ تفاوت واقعی را معمولاً تعداد خانه‌ها و حروف تقاطعی مشخص می‌کند. برای این سرنخ، طول جواب ۴ حرف است و بنابراین صورت استاندارد «دشنه» به‌خوبی می‌نشیند:

د ش ن ه

اگر هنگام حل چند حرف تقاطعی هم در اختیار داشته باشید، الگوی دشنه بدون افزودن یا حذف حرف کامل می‌شود. این مزیت مهمی است، چون دو رقیب معنایی شناخته‌شده، یعنی «خنجر» و «گزلیک»، به‌ترتیب پنج و شش حرف دارند.

«دشنه» دقیقاً چه معنایی دارد؟

دشنهخوانش رایج: دِشنه

نام نوعی کارد یا خنجر نوک‌تیز و برنده است که بیشتر با کاربرد جنگی، دفاعی یا زخم‌زدن شناخته می‌شود. در متون قدیمی‌تر ممکن است توصیف اندازه و هیئت دشنه متفاوت باشد، اما ویژگی «برندگی» و «نوک‌دار بودن» در کاربردهای اصلی آن برجسته است.

در زبان امروز، «دشنه» بیش از آن‌که نام یک چاقوی معمولی روزمره باشد، واژه‌ای ادبی‌تر و سلاح‌محور است. به همین دلیل در جدول کلمات متقاطع، وقتی سرنخ به «کارد نوک تیز»، «خنجر کوچک»، «سلاح نوک‌دار» یا تعبیرهای نزدیک اشاره کند، «دشنه» یکی از نخستین جواب‌هایی است که باید بررسی شود.

املا و شکل درست واژه

املای معیار این پاسخ «دشنه» است؛ یعنی بدون نیم‌فاصله، بدون همزه و بدون حرف اضافه. در متن عادی معمولاً حرکات نوشته نمی‌شوند، بنابراین شکل مناسب برای وارد کردن در جدول همان «دشنه» است. اگر برای تلفظ نشانه‌گذاری شود، صورت «دِشنه» خوانش رایج و روشن آن را نشان می‌دهد.

۱

د حرف آغازین واژه است و با «ذ» جایگزین نمی‌شود.

۲

بخش میانی واژه «شن» است؛ صورت‌هایی مانند «دشمه» یا «دشنیه» املای معیار این جواب نیستند.

۳

حرف پایانی «ه» جزو خود واژه است و در شمارش جدول نیز یک خانه مستقل به حساب می‌آید.

تفاوت دشنه با جواب‌های نزدیک

معنی سرنخ به چند واژه نزدیک است، اما همه آن‌ها برای همین خانه‌ها مناسب نیستند. مهم‌ترین گزینه‌های قابل‌بررسی این‌ها هستند:

خنجر۵ حرف

از نظر معنا بسیار نزدیک است و خودِ دشنه نیز در بسیاری از تعریف‌ها نوعی خنجر دانسته می‌شود. با این حال «خنجر» پنج حرف دارد و برای جای چهارخانه‌ای این سرنخ مناسب نیست. افزون بر آن، «خنجر» معمولاً واژه عام‌تر و شناخته‌شده‌تری برای یک سلاح کوتاه نوک‌تیز است.

گزلیک۶ حرف

«گزلیک» هم به نوعی چاقوی نوک‌تیز گفته شده و از نظر توصیفی با عبارت سرنخ بی‌ارتباط نیست. اما واژه‌ای خاص‌تر و در برخی کاربردها منطقه‌ای است و مهم‌تر از آن، شش حرف دارد؛ بنابراین در این جدول نمی‌گنجد.

قمه۳ حرف

«قمه» نیز نام یک سلاح تیغه‌دار است، اما معمولاً تصویری از تیغه‌ای سنگین‌تر و متفاوت از دشنه ایجاد می‌کند. این واژه فقط سه حرف دارد و از لحاظ تعداد خانه‌ها با جواب موردنظر سازگار نیست.

پس نزدیکی معنایی به‌تنهایی کافی نیست. وقتی هم معنی و هم طول پاسخ را کنار هم قرار می‌دهیم، «دشنه» از گزینه‌های بالا دقیق‌تر است.

آیا «چاقو» می‌تواند جواب باشد؟

«چاقو» هم چهار حرف دارد و در نگاه اول ممکن است وسوسه‌کننده باشد، اما سرنخ می‌گوید «نوعی کارد نوک تیز»؛ یعنی انتظار می‌رود پاسخ نام یک نوع مشخص‌تر باشد، نه واژه عمومی دیگری برای کارد. «چاقو» مفهوم کلی‌تری دارد و الزاماً ویژگی «نوک تیز» را به‌عنوان مشخصه اصلی منتقل نمی‌کند. در مقابل، «دشنه» از همان ابتدا یک ابزار یا سلاح نوک‌دار و برنده را تداعی می‌کند.

به زبان ساده، اگر سرنخ فقط «کارد» یا «ابزار برنده دسته‌دار» بود، «چاقو» می‌توانست رقیب جدی‌تری باشد؛ اما وجود دو بخش «نوعی» و «نوک تیز» پاسخ را از واژه عمومی به سمت نام خاص‌تر هل می‌دهد.

کاربرد واژه در جمله چه تصویری می‌دهد؟

دیدن واژه در جمله کمک می‌کند تفاوت آن با چاقوی معمولی روشن‌تر شود. در کاربرد طبیعی، «دشنه» اغلب همراه با واژه‌هایی مانند غلاف، تیغه، زخم، برندگی یا بیرون‌کشیدن از نیام می‌آید و بار معنایی آن به سلاح سرد نزدیک است.

«دشنه را از غلاف بیرون کشید.» — در این جمله، واژه آشکارا نام یک سلاح کوتاه و نوک‌دار است.
«نوک دشنه بسیار تیز بود.» — این کاربرد همان ویژگی کلیدی سرنخ، یعنی نوک‌تیز بودن، را برجسته می‌کند.
«تیغه دشنه زیر نور برق زد.» — تأکید بر تیغه و برندگی، آن را از معنای عمومی کارد جدا می‌کند.
«سخنش مثل دشنه دردناک بود.» — در کاربرد مجازی نیز دشنه نماد چیزی تیز، نافذ و آسیب‌زننده است.

اگر حروف تقاطعی متفاوت بود چه کنیم؟

در یک جدول دیگر ممکن است همین یا سرنخی بسیار شبیه، با تعداد خانه‌های متفاوت ظاهر شود. آن‌وقت پاسخ می‌تواند عوض شود. برای مثال، در جای پنج‌خانه‌ای «خنجر» از نظر معنا گزینه‌ای کاملاً جدی است و در جای شش‌خانه‌ای «گزلیک» ممکن است بررسی شود. بنابراین بهتر است همیشه سرنخ را همراه با طول خانه و حروف تقاطعی بخوانید.

راهنمای سریع برای همین سرنخ

اگر جای جواب ۴ خانه دارد و معنی به «کارد یا خنجر نوک‌تیز» اشاره می‌کند، پاسخ را دشنه وارد کنید.

اگر تعداد خانه‌ها با چهار سازگار نیست، به‌جای تغییر املای «دشنه»، گزینه هم‌معنی متناسب با طول جدول را بررسی کنید؛ املای پاسخ اصلی نباید برای جا شدن در خانه‌ها دستکاری شود.

چرا خودِ عبارت سرنخ به «دشنه» نزدیک است؟

صورت «نوعی کارد نوک تیز» یک تعریف فشرده واژه‌نامه‌ای است. چنین تعریف‌هایی در جدول‌ها معمولاً با حذف جزئیات نوشته می‌شوند تا در چند کلمه، ویژگی تشخیصی واژه را بدهند. «نوعی» نقش دسته‌بندی دارد، «کارد» خانواده معنایی را تعیین می‌کند و «نوک تیز» صفت تمایزبخش است. ترکیب این سه نشانه دقیقاً به واژه‌ای نیاز دارد که هم کاردگونه باشد و هم نوک‌دار بودن جزء تعریف شناخته‌شده‌اش باشد.

«دشنه» این سه شرط را هم‌زمان پوشش می‌دهد. از سوی دیگر، چهارحرفی بودن آن با طول پاسخ نیز سازگار است. به همین دلیل لازم نیست برای رسیدن به جواب به تعبیر دور، نام محلی یا املای غیرمعیار متوسل شویم.

یک نکته درباره تفاوت «دشنه» و «خنجر»

در زبان فارسی مرز میان نام سلاح‌های سنتی همیشه کاملاً صلب و یکسان نیست. فرهنگ‌ها و متون مختلف ممکن است «دشنه» و «خنجر» را مترادف یا بسیار نزدیک به هم معرفی کنند، و در توصیف اندازه، شکل تیغه یا کاربرد آن‌ها تفاوت‌هایی دیده می‌شود. برای حل این سرنخ، لازم نیست وارد یک طبقه‌بندی تاریخی سخت‌گیرانه شویم؛ کافی است بدانیم هر دو در خانواده سلاح‌های کوتاه و برنده قرار می‌گیرند، اما دشنه چهار حرف دارد و با تعریف فشرده «کارد نوک تیز» سازگاری مستقیم‌تری نشان می‌دهد.

همین نکته توضیح می‌دهد چرا «خنجر» از نظر معنایی غلط نیست، اما برای این خانه مشخص جواب نهایی محسوب نمی‌شود. در جدول، پاسخ درست باید هم‌زمان با معنا، املا و تعداد خانه‌ها جور باشد.

حکم این سرنخ

جواب «نوعی کارد نوک تیز در جدول» دشنه است؛ یک پاسخ چهارحرفی با املای معیار «دشنه» و خوانش رایج «دِشنه». گزینه‌هایی مثل خنجر، گزلیک و قمه از نظر خانواده معنایی نزدیک‌اند، اما تعداد حروفشان با جای این پاسخ هماهنگ نیست. بنابراین برای این عنوان، انتخاب دقیق و قابل اتکا همان دشنه است.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.