پرش به محتوای اصلی

ناتوان گشتن در جدول

۹ دقیقه مطالعه

پاسخ مستقیم: درماندن — به معنی ناتوان گشتن، عاجز شدن و از ادامه یا حل کاری بازماندن.

حل دقیق سرنخ

«ناتوان گشتن» در جدول چه می‌شود؟

برای این سرنخ، «درماندن» از نظر معنی، نقش دستوری و صورت رایج در پاسخ‌های جدولی بهترین انتخاب است. خودِ عبارت «ناتوان گشتن» یک حالت فعلی را بیان می‌کند؛ بنابراین پاسخ مناسب نیز باید فعل یا مصدر باشد، نه صفتی مانند «درمانده» و نه ترکیبی توضیحی مانند «عاجز شدن».

پاسخدرماندن
تعداد حروف۷ حرف
نقش واژهمصدر / فعل
معنی نزدیکعاجز شدن

چرا «درماندن» پاسخ اصلی است؟

سرنخ «ناتوان گشتن» تقریباً تعریف مستقیمِ «درماندن» است. وقتی کسی در انجام کاری راهی پیش رو نمی‌بیند، توان ادامه ندارد یا در برابر مسئله‌ای عاجز می‌شود، می‌گوییم «درماند». این هم‌پوشانی معنایی بسیار دقیق‌تر از گزینه‌هایی است که فقط بخشی از مفهوم را پوشش می‌دهند؛ برای نمونه «واماندن» می‌تواند خسته شدن، عقب ماندن یا از حرکت افتادن را نیز برساند و «فروماندن» علاوه بر ناتوانی، رنگ‌وبوی درنگ، بازماندن یا بی‌حرکت شدن هم پیدا می‌کند.

نشانه کلیدی سرنخ: «گشتن» در اینجا همان «شدن» است. پس «ناتوان گشتن» یعنی «ناتوان شدن». «درماندن» دقیقاً همین تغییر حالت را در قالب یک مصدر یک‌واژه‌ای و مناسب جدول بیان می‌کند.

از سوی دیگر، ساخت سرنخ از ما اسمِ حالت نمی‌خواهد. اگر سرنخ «ناتوان و عاجز» بود، واژه‌ای وصفی مثل «درمانده» می‌توانست مطرح شود؛ اما وقتی عبارت با «گشتن» پایان می‌یابد، پاسخ فعلی طبیعی‌تر و دقیق‌تر است. همین تفاوت کوچک میان «درماندن» و «درمانده» در خانه‌های جدول بسیار تعیین‌کننده است.

املا و تعداد حروف «درماندن»

صورت مناسب پاسخ به‌صورت پیوسته نوشته می‌شود: درماندن. این واژه هفت حرف دارد و برای شمردن خانه‌های جدول می‌توان آن را به شکل زیر شکست:

درماندن

د + ر + م + ا + ن + د + ن = ۷ حرف

وجود رشته «درمان» در ابتدای واژه گاهی چشم را به سمت معنای پزشکیِ «درمان» می‌برد، اما «درماندن» در این سرنخ به مداوا و پزشکی ربطی ندارد. جمله‌هایی مثل «در حل مسئله درماند» یا «از یافتن راه چاره درماند» معنی واژه را روشن می‌کنند: شخص در ادامه کار ناتوان شده است.

مقایسه با جواب‌های نزدیک و محتمل

چند واژه می‌توانند در نگاه اول به «ناتوان گشتن» نزدیک باشند. تفاوت آن‌ها را باید هم از نظر معنی و هم از نظر فرم سرنخ سنجید؛ صرفاً برابر بودن تعداد حروف کافی نیست.

درماندنانتخاب دقیق

هفت‌حرفی، یک‌واژه‌ای و فعلی است. معنای مرکزی آن عاجز و ناتوان شدن یا در کاری به بن‌بست رسیدن است؛ بنابراین با «ناتوان گشتن» تطابق مستقیم دارد.

واماندنگزینه نزدیک

این واژه نیز هفت حرف دارد: و + ا + م + ا + ن + د + ن. می‌تواند ناتوان و درمانده شدن را برساند، اما معانی پررنگ دیگری مثل عقب ماندن، خسته شدن و از حرکت افتادن هم دارد؛ پس برای این سرنخ از «درماندن» کم‌دقت‌تر است.

فروماندنمحتمل اما بلندتر

از نظر معنایی بسیار نزدیک است و می‌تواند بیچاره یا ناتوان شدن را برساند، ولی هشت حرف دارد. اگر خانه‌های جدول هشت‌تایی باشند یا حروف تقاطعی به «ف» و «ر» و «و» در آغاز اشاره کنند، آن‌وقت بررسی این گزینه منطقی است.

درماندهنقش دستوری متفاوت

هفت حرف دارد، اما صفت است؛ یعنی کسی که ناتوان و بی‌چاره شده است. سرنخ «ناتوان گشتن» عمل یا حالتِ شدن را می‌خواهد، نه صفتِ حاصل از آن. برای همین «درمانده» پاسخ اصلی نیست.

عاجز شدنهم‌معنی توضیحی

از نظر مفهوم درست است، اما دوواژه‌ای است و بیشتر نقشِ معنیِ «درماندن» را دارد تا پاسخ فشرده یک خانه‌چینی جدولی. اگر پاسخ باید یک واژه باشد، «درماندن» طبیعی‌تر است.

ناتوان شدنبازنویسی سرنخ

این ترکیب فقط «گشتن» را با «شدن» جایگزین می‌کند و عملاً خود سرنخ را بازنویسی می‌کند. در جدول معمولاً انتظار می‌رود یک معادل واژگانی مستقل وارد شود، نه تکرار همان عبارت با فعل کمکی دیگر.

سه آزمون سریع برای قطعی کردن جواب

اگر در خود جدول چند حرف تقاطعی دارید، این سه بررسی کمک می‌کند بین گزینه‌های نزدیک تصمیم بگیرید:

آزمون معنیناتوان شدن ← درماندن
آزمون طول۷ خانه ← د ر م ا ن د ن
آزمون نقشگشتن ← پاسخ فعلی

برای پاسخ هفت‌خانه‌ای، اگر حرف اول «د» و دو حرف پایانی «د، ن» باشند، «درماندن» تقریباً بی‌رقیب می‌شود. اگر حرف اول «و» باشد، «واماندن» را باید جدی‌تر گرفت؛ و اگر پاسخ هشت خانه داشته باشد، «فروماندن» می‌تواند گزینه مناسبی باشد. در نبودِ هرگونه حرف تقاطعی، معنای خود سرنخ همچنان «درماندن» را جلوتر قرار می‌دهد.

«درماندن» دقیقاً چه حالتی را توصیف می‌کند؟

«درماندن» فقط ضعف جسمی نیست. این فعل بیشتر لحظه‌ای را تصویر می‌کند که توان، راه، پاسخ یا چاره کافی برای ادامه وجود ندارد. ممکن است کسی در برابر یک پرسش سخت درمانده شود، در یافتن راه خروج درماند، در تأمین هزینه‌ای درماند یا از پاسخ دادن به استدلالی درماند. در همه این کاربردها هسته معنا یکی است: توان پیش بردن کار یا یافتن چاره از دست می‌رود.

در حل مسئله: «هرچه فکر کرد، در پاسخ این بخش درماند.»
در تصمیم‌گیری: «میان دو انتخاب سخت درماند و نتوانست فوری تصمیم بگیرد.»
در یافتن راه چاره: «وقتی همه راه‌ها بسته شد، از تدبیر کار درماند.»
در توان ادامه: «کار آن‌قدر دشوار شد که گروه در ادامه آن درماند.»

این نمونه‌ها نشان می‌دهند که «درماندن» می‌تواند هم ناتوانی عملی و هم عجز ذهنی یا موقعیتی را برساند. همین گستره، آن را برای سرنخ کوتاه و عمومیِ «ناتوان گشتن» مناسب می‌کند.

تفاوت «درماندن» و «درمانده»؛ دام رایج یک حرف

این دو واژه از یک خانواده‌اند، طول برابر دارند و در نگاه سریع ممکن است جای هم نوشته شوند، اما نقش آن‌ها یکی نیست. «درماندن» مصدر است: یعنی ناتوان شدن. «درمانده» صفت یا صورت وصفی است: یعنی کسی که ناتوان و بی‌چاره شده. بنابراین نوع سرنخ مشخص می‌کند کدام‌یک باید در جدول قرار بگیرد.

قاعده کاربردی: اگر سرنخ با «شدن»، «گشتن»، «کردن» یا فعل مشابه تمام شود، ابتدا دنبال پاسخ فعلی یا مصدر بگردید. اگر سرنخ شخص یا حالت ثابت را توصیف کند، صفت می‌تواند مناسب‌تر باشد.

برای مثال، «عاجز و بی‌چاره» می‌تواند به «درمانده» نزدیک باشد؛ اما «عاجز شدن» یا «ناتوان گشتن» به «درماندن» نزدیک‌تر است. همین تمایز دستوری از بسیاری از خطاهای ظاهراً کوچک در حل جدول جلوگیری می‌کند.

صورت‌های پرکاربرد این فعل

شناخت چند صورت صرفی کمک می‌کند اگر سرنخ با زمان یا ساخت دیگری آمده بود، خانواده واژه را سریع تشخیص دهید. بن گذشته در این فعل «درماند» دیده می‌شود و صورت وصفی آن «درمانده» است. در جمله‌های امروزی نیز صورت‌هایی مانند «درمی‌ماند» یا «درمانده بود» به کار می‌روند.

درماندن درماند درمی‌ماند درمانده درماندگی

برای خودِ سرنخ حاضر، شکل پایه و مصدری یعنی «درماندن» مناسب است. اگر طراح جدول مثلاً «عاجز شد» می‌نوشت، ممکن بود صورت صرف‌شده «درماند» مطرح شود؛ و اگر سرنخ «عاجز و بی‌چاره» بود، «درمانده» به نقش مورد انتظار نزدیک‌تر می‌شد.

آیا «واماندن» را می‌توان جواب دانست؟

از نظر واژگانی، «واماندن» کاملاً بی‌ارتباط نیست؛ یکی از معانی آن می‌تواند ناتوان و درمانده شدن از انجام کاری باشد. پس اگر تنها معنی کلی را در نظر بگیریم، این واژه یک رقیب واقعی است. بااین‌حال دو نکته «درماندن» را برای این سرنخ مقدم می‌کند: نخست، «درماندن» مستقیماً بر عجز و ناتوانی در کار دلالت می‌کند؛ دوم، همین عبارتِ «ناتوان گشتن» در فضای پاسخ‌های جدولی با «درماندن» شناخته می‌شود.

نکته مهم دیگر این است که واماندن نیز هفت حرف دارد. بنابراین نمی‌توان آن را صرفاً با استدلال تعداد حروف کنار گذاشت. اگر خانه‌های متقاطع «و ا م ا ن د ن» را بسازند، پاسخ جدول شما طبعاً «واماندن» خواهد بود. اما وقتی فقط همین سرنخ را بدون تقاطع و بدون محدودیت دیگری می‌سنجیم، «درماندن» انتخاب دقیق‌تر است.

اگر تعداد خانه‌ها با ۷ حرف جور نبود چه؟

در جدول‌های چاپی و بازی‌های کلمه‌ای گاهی صورت سرنخ مشترک است ولی پاسخ با توجه به تقاطع‌ها تغییر می‌کند. اگر جواب شما هفت خانه ندارد، پیش از تغییر معنی سرنخ، تعداد خانه‌ها و حروف ثبت‌شده را دوباره بررسی کنید. برای هشت خانه، «فروماندن» از نزدیک‌ترین گزینه‌های معنایی است. اگر پاسخ دو بخشی مجاز باشد، «عاجز شدن» نیز مفهوم را می‌رساند، هرچند معمولاً برای خانه‌چینی فشرده گزینه نخست نیست.

در پاسخ هفت‌خانه‌ای، دو گزینه مهم «درماندن» و «واماندن» هستند. حرف اول تعیین‌کننده‌ترین تقاطع است: «د» شما را به درماندن می‌رساند و «و» مسیر واماندن را تقویت می‌کند. حرف دوم نیز تفاوت را روشن می‌کند: در «درماندن» حرف دوم «ر» است، در حالی که در «واماندن» حرف دوم «ا» است.

پرسش‌های کوتاه درباره این سرنخ

جواب «ناتوان گشتن» چند حرف است؟

پاسخ اصلی «درماندن» هفت حرف دارد: د، ر، م، ا، ن، د، ن.

«درمانده» هم هفت حرف است؛ چرا آن را ننویسیم؟

چون «درمانده» صفت است، اما «ناتوان گشتن» یک حالت فعلی را بیان می‌کند. مصدر «درماندن» از نظر دستور با سرنخ هماهنگ‌تر است.

«واماندن» چند حرف دارد؟

«واماندن» نیز هفت حرف دارد. این گزینه از نظر معنا نزدیک است، اما معنای عقب ماندن و خسته شدن هم دارد و برای سرنخ حاضر از «درماندن» کم‌دقت‌تر است.

«فروماندن» چه زمانی محتمل می‌شود؟

وقتی پاسخ هشت خانه داشته باشد یا حروف تقاطعی آغاز «فرو...» را تأیید کنند. «فروماندن» از نظر معنی به عاجز و ناتوان شدن نزدیک است.

جمع‌بندی انتخاب واژه

برای سرنخ «ناتوان گشتن»، پاسخ پیشنهادی و دقیق درماندن است. این واژه هفت‌حرفی، فعلی و از نظر معنا معادل مستقیم «عاجز شدن / ناتوان شدن» است. «واماندن» رقیب معنایی نزدیک و هم‌طول است، ولی دامنه معنایی گسترده‌تری دارد؛ «فروماندن» نیز نزدیک است اما هشت حرف دارد؛ و «درمانده» به دلیل صفت بودن با ساخت سرنخ سازگار نیست.

اگر فقط یک پاسخ برای ثبت در جدول لازم است، درماندن را وارد کنید: «ناتوان گشتن» = «درماندن».

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.