پرش به محتوای اصلی

کارمند در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: شاغل، اداری
«شاغل» چهارحرفی و «اداری» پنج‌حرفی است.

برای سرنخ کوتاه «کارمند»، دو پاسخ ثبت‌شده و رایج شاغل و اداری هستند. هر دو از نظر شمار حروف یکسان‌اند، اما از دو زاویه متفاوت به مفهوم کارمند نزدیک می‌شوند: شاغل وضعیت فرد را بیان می‌کند و اداری نوع وابستگی او به اداره یا کار دفتری را. بنابراین حروف متقاطع، نه طول واژه، تعیین می‌کنند کدام‌یک در خانه‌ها می‌نشیند.

دو جواب هم‌اندازه با دو نگاه متفاوت

شاغل؛ کسی که کار دارد

شاغل

«شاغل» یعنی دارای شغل و مشغول به کار. این واژه در برابر «بیکار» قرار می‌گیرد و می‌تواند درباره کارمند اداره، فروشنده، پزشک یا هر فرد دارای پیشه به کار رود. پیوند آن با سرنخ از این واقعیت می‌آید که کارمند، فردی شاغل است.

الگوی حروف: ش ـ ا ـ غ ـ ل | چهار نویسه و چهار خانه در شیوه رایج جدول‌نویسی

اداری؛ وابسته به اداره

اداری

«اداری» در اصل صفتی به معنای منسوب به اداره است؛ مانند امور اداری، کار اداری و نیروی اداری. در زبان فشرده جدول، این صفت می‌تواند به جای «کارمند اداری» بنشیند و خود شخص را برساند؛ همان‌گونه که در گفتار سازمانی از «نیروی اداری» یاد می‌شود.

الگوی حروف: ا ـ د ـ ا ـ ر ـ ی | پنج خانه
دقت در شمارش: عبارت پاسخ ذخیره‌شده دو گزینه دارد، نه یک ترکیب ده‌حرفی. «شاغل» در خط فارسی چهار حرف دارد، در حالی که «اداری» پنج‌حرفی است. اگر صورت سؤال تعداد خانه‌ها را مشخص کرده باشد، همین تفاوت فوراً انتخاب را روشن می‌کند.

چرا «شاغل» دقیق است، اما کاملاً هم‌معنی نیست؟

«کارمند» نام شخصی است که در یک دستگاه، شرکت، مؤسسه یا اداره وظیفه‌ای سازمانی دارد. «شاغل» دامنه‌ای بازتر دارد و هر صاحب کار و پیشه‌ای را شامل می‌شود. پس هر کارمند معمولاً شاغل است، ولی هر شاغلی کارمند نیست؛ یک پیشه‌ور مستقل نیز شاغل به شمار می‌آید، بی‌آنکه کارمند سازمانی باشد.

همین رابطه کل و جزء، در جدول‌های واژگانی پذیرفتنی است. طراح الزاماً در پی تعریف فرهنگ‌نامه‌ایِ هم‌ارز نیست و گاهی یک ویژگی برجسته شخص را به عنوان پاسخ می‌خواهد. اگر حروف تقاطعی با «ش» آغاز شوند یا پایان «غ، ل» را بسازند، «شاغل» از میان گزینه‌ها برتری دارد.

رابطه معنایی کارمند با شاغل و اداری کارمند زیرمجموعه افراد شاغل است و صفت اداری به محیط یا نوع کار او اشاره می‌کند. شاغل کارمند اداری نوع یا محیط کار شخص ← وضعیت اشتغال ← وابستگی سازمانی

«اداری» چگونه نقش اسم پیدا می‌کند؟

در جمله کامل معمولاً می‌گوییم «کارمند اداری» یا «نیروی اداری». با این حال، فارسی به‌سادگی اجازه می‌دهد صفت پس از حذف اسم، وظیفه اسم را بر عهده بگیرد. برای نمونه، در عبارت «بخش فنی با اداری هماهنگ شد»، منظور از «اداری» بخش یا نیروی اداری است. فضای محدود جدول نیز همین حذف را تقویت می‌کند.

این جواب وقتی مناسب‌تر است که سرنخ بر اداره، دفتر، سازمان یا کار غیرتولیدی تکیه داشته باشد. «اداری» درباره ماهیت کار سخن می‌گوید، نه صرف دریافت حقوق. به همین دلیل، یک کارمند فروش یا کارمند فنی لزوماً «اداری» نامیده نمی‌شود، هرچند همچنان کارمند و شاغل است.

کارمند اداری
شخصی با وظایفی چون ثبت مکاتبات، بایگانی، پیگیری نامه‌ها یا هماهنگی امور دفتر؛ در این ترکیب «اداری» صفتِ نوع فعالیت است.
فرد شاغل
هر کسی که کار یا پیشه دارد؛ این تعبیر وضعیت اشتغال را نشان می‌دهد و وابستگی به محیط اداری را الزام نمی‌کند.

گزینه‌های نزدیک و مرز معنایی آن‌ها

گاهی تقاطع‌ها با پاسخ‌های اصلی جور درنمی‌آیند. در آن حالت چند واژه نزدیک ممکن است مطرح شوند، اما هیچ‌کدام را نباید بدون توجه به لحن سرنخ جایگزین کرد:

مستخدم
واژه‌ای رسمی‌تر و قدیمی برای شخصِ به‌خدمت‌گرفته‌شده است. در متن‌های تاریخی و اداری فراوان‌تر دیده می‌شود و شش حرف دارد. امروزه ممکن است خشک یا کهنه به گوش برسد، ولی در جدول پاسخ شناخته‌شده‌ای است.
حقوق‌بگیر
بر شیوه دریافت مزد تأکید می‌کند، نه نوع وظیفه. کارمند غالباً حقوق‌بگیر است، اما این عنوان می‌تواند گروه‌های دیگری را هم دربر گیرد. وجود نیم‌فاصله در نوشتار معمول، تعداد خانه‌ها را تغییر نمی‌دهد و حروف پیوسته وارد جدول می‌شوند.
کارکن
برابر کوتاه و کم‌کاربردتری برای کسی است که در سازمان کار می‌کند. این واژه را با «کارکنان» اشتباه نکنید؛ «کارکنان» جمع است و به مجموعه افراد اشاره دارد، نه یک کارمند.
عضو
تنها زمانی دقیق می‌شود که منظور عضو اداره یا مجموعه باشد. هر عضو الزاماً رابطه استخدامی ندارد؛ پس این پاسخ به قرینه بیشتری در صورت سؤال نیازمند است.
دیوانی
در بافت تاریخی، «دیوان» دستگاه حکومتی و دفتر امور کشور بوده و «دیوانی» می‌تواند وابسته به آن دستگاه را برساند. برای سرنخی با حال‌وهوای کهن مناسب‌تر از یک پرسش امروزی است.

ساخت واژه «کارمند» چه چیزی می‌گوید؟

«کارمند» از «کار» و پسوند «ـمند» ساخته شده است. «ـمند» معنای دارا بودن می‌دهد؛ همان الگویی که در واژه‌هایی مانند «هنرمند»، «دانشمند» و «نیازمند» دیده می‌شود. از نظر ساخت، کارمند یعنی «دارنده کار» یا کسی که قابلیت و اشتغال به کار دارد. در کاربرد امروز، معنای آن محدودتر شده و بیشتر فردی را تداعی می‌کند که در چهارچوب یک سازمان وظیفه‌ای معین انجام می‌دهد.

این نکته توضیح می‌دهد چرا «شاغل» به عنوان پاسخ طبیعی مطرح می‌شود: جزء «ـمند» مفهوم برخورداری را می‌سازد و «شاغل» نیز بر برخورداری از شغل دلالت دارد. از سوی دیگر، کاربرد سازمانی امروز سبب شده «اداری» هم به همان اندازه برای ذهن طراح جدول آشنا باشد.

انتخاب نهایی از روی حروف موجود

اگر پاسخ چهار خانه دارد و الگوی آن با «ش» شروع می‌شود، شاغل گزینه مستقیم‌تر است. اگر پنج خانه دیده می‌شود و حرف دوم «د» یا حرف پایانی «ی» است، اداری به‌خوبی می‌نشیند. اگر تعداد خانه‌ها بیش از این است، باید به صورت دقیق سرنخ نگاه کرد: تأکید بر استخدام می‌تواند «مستخدم» را مطرح کند و تأکید بر دریافت دستمزد ممکن است به «حقوق‌بگیر» برسد.

نکته تعیین‌کننده این است که جواب‌های «شاغل» و «اداری» مترادف کامل یکدیگر نیستند. اولی وضعیت داشتن کار را می‌رساند و دومی پیوند با اداره یا امور دفتری را. همین تفاوت کوچک، در تقاطع‌های مبهم کمک می‌کند انتخاب تنها بر شباهت معنایی استوار نباشد.

جمع‌بندی واژگانی: برای سرنخ بدون توضیح اضافه، پاسخ‌های اصلی همان شاغل و اداری هستند. طول خانه‌ها و حروفِ حاصل از پاسخ‌های عمودی یا افقی مشخص می‌کند کدام شکل مورد نظر طراح بوده است؛ گزینه‌های دیگر فقط با قرینه روشن و الگوی متفاوت حروف ارزش بررسی دارند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.