پرش به محتوای اصلی

قاضی ورزشی در جدول

۹ دقیقه مطالعه
پاسخ: داور — جواب چهارحرفی «قاضی ورزشی».

سرنخ «قاضی ورزشی» با یک تشبیه روشن ساخته شده است: همان‌طور که قاضی دربارهٔ یک اختلاف یا موقعیت تصمیم می‌گیرد، در مسابقه نیز شخصی باید اجرای قوانین را زیر نظر بگیرد و دربارهٔ خطاها، امتیازها یا ادامهٔ بازی تصمیم بگیرد. در فارسی امروز نام عمومی و بی‌ابهام این نقش داور است؛ بنابراین اگر چهار خانه در اختیار دارید، انتخاب نخست باید همین واژه باشد.

چرا «داور» دقیق‌ترین پاسخ است؟

واژهٔ «داور» هم از نظر معنای عمومی با «قاضی» پیوند دارد و هم یک معنای کاملاً جاافتادهٔ ورزشی دارد. داور در مسابقه فردی است که بر رعایت مقررات نظارت می‌کند، تخلف یا خطا را تشخیص می‌دهد و در محدودهٔ اختیارات خود تصمیم می‌گیرد. همین هم‌پوشانیِ «قضاوت کردن» و «نظارت بر قانون» سبب شده است طراحان جدول از ترکیب کوتاه «قاضی ورزشی» برای رساندن ذهن حل‌کننده به «داور» استفاده کنند.

نکتهٔ مهم این است که سرنخ نمی‌گوید «قاضیِ دادگاه که ورزشکار است». «ورزشی» در اینجا حوزهٔ قضاوت را مشخص می‌کند؛ یعنی قاضیِ میدان مسابقه. به همین دلیل پاسخ‌هایی مثل «دادرس»، «وکیل» یا خودِ «قاضی» از نظر حوزهٔ معنایی مناسب نیستند.

داور
چهار حرف، بدون فاصله و بدون نیم‌فاصله
داور
اگر تقاطع‌های جدول با الگوی «د ـ و ر» یا «ـ ا و ر» سازگارند، عملاً تردید چندانی باقی نمی‌ماند؛ «داور» هم از نظر تعداد خانه و هم از نظر معنا دقیقاً با سرنخ جور است.

املا و تعداد حروف «داور»

املای درست پاسخ داور است: «د + ا + و + ر». این واژه چهار حرف دارد و یک‌تکه نوشته می‌شود. در جدول‌های فارسی معمولاً حرکات کوتاه نوشته نمی‌شوند؛ بنابراین تلفظ واژه هرچه باشد، چیزی به تعداد خانه‌ها افزوده نمی‌شود. نوشتن شکل‌هایی مانند «دآور» یا جداکردن حروف هیچ مبنای املایی ندارد.

در شمردن خانه‌های جدول، هر حرف مستقل یک خانه است. «واو» در «داور» یک حرف محسوب می‌شود و نقش صدایی آن باعث نمی‌شود دو خانه بگیرد. بنابراین اگر ردیف پاسخ دقیقاً چهار خانه دارد، «داور» از این جهت نیز بی‌نقص است.

تعداد خانه: ۴ حرف اول: د حرف سوم: و حرف آخر: ر

«داور» با «قاضی» چه تفاوتی دارد؟

در زبان روزمره، «قاضی» بیش از همه ما را به دادگاه و نظام قضایی می‌برد؛ اما «داور» دامنهٔ وسیع‌تری دارد. داور می‌تواند میان دو طرف اختلاف حکم کند، در یک رقابت هنری یا علمی ارزیابی انجام دهد، یا در ورزش مسئول قضاوت مسابقه باشد. طراح جدول از همین نزدیکی معنایی استفاده می‌کند و با افزودن صفت «ورزشی» معنای مورد نظر را محدود می‌سازد.

در زمین مسابقه، بسته به رشتهٔ ورزشی، وظیفهٔ داور می‌تواند از اعلام خطا و کنترل زمان تا ثبت امتیاز، تأیید حرکت صحیح یا توقف مسابقه متفاوت باشد. بنابراین «داور» نام یک نقش عمومی است و به یک ورزش خاص محدود نمی‌شود. همین عمومی‌بودن مزیت مهم آن در برابر پاسخ‌های تخصصی‌تر است.

گزینه‌های نزدیک؛ چه وقت ممکن است پاسخ دیگری لازم باشد؟

هرچند پاسخ معمول این سرنخ «داور» است، در جدول کلمات تعداد خانه‌ها و حروف تقاطعی همیشه بر انتخاب نهایی اثر می‌گذارند. چند واژه از نظر معنایی به حوزهٔ قضاوت نزدیک‌اند، اما ارزش آن‌ها یکسان نیست.

انتخاب اصلی داور — ۴ حرف

فارسی، رایج، مستقیم و دقیقاً منطبق با نقش قاضی در مسابقه. برای سرنخ بدون قید اضافی بهترین جواب است.

جایگزین سه‌خانه‌ای حَکَم — ۳ حرف

«حکم» در معنای شخص، یعنی حَکَم و داور. اگر فقط سه خانه داشته باشید ممکن است طراح این واژه را خواسته باشد؛ با این حال برای «قاضی ورزشی» از «داور» کم‌کاربردتر است.

وام‌واژه رفری — ۴ حرف

برگرفته از referee و در گفتار ورزشی قابل فهم است، اما در جدول فارسیِ عمومی معمولاً از «داور» طبیعی‌تر و معیارتر نیست. تنها با تقاطع‌های روشن باید به آن فکر کرد.

معنای گروهی ژوری — ۴ حرف

بیشتر به هیئت داوری یا جمع داوران اشاره می‌کند، نه الزاماً یک قاضی منفردِ مسابقه. در برخی رقابت‌های امتیازی ممکن است دیده شود، ولی پاسخ مستقیم این سرنخ نیست.

نکتهٔ شمارشی: «سرداور» شش حرف دارد، نه پنج حرف: س، ر، د، ا، و، ر. اگر جدولی برای این معنا شش خانه داشته باشد و سرنخ بر «داور اصلی» یا «رئیس داوران» دلالت کند، «سرداور» می‌تواند مناسب باشد؛ اما برای چهار خانه و سرنخ سادهٔ «قاضی ورزشی» پاسخ نیست.

چرا «حکم» همیشه جای «داور» نمی‌نشیند؟

در خط فارسی، «حکم» بدون اعراب می‌تواند چند خوانش و چند معنی داشته باشد. وقتی منظور شخصِ میانجی و داور است، خوانش «حَکَم» مدنظر قرار می‌گیرد؛ اما همان رشتهٔ حروف در کاربرد بسیار رایج‌تر می‌تواند «حُکم» به معنای فرمان، رأی یا دستور نیز باشد. این ابهام باعث می‌شود طراح جدول، مگر وقتی سه خانه در اختیار دارد یا حروف تقاطعی آن را تحمیل می‌کنند، معمولاً «داور» را ترجیح دهد.

پس اگر ردیف سه‌خانه‌ای باشد، «حکم» را به‌عنوان احتمال واقعی بررسی کنید؛ ولی اگر چهار خانه دارید، رفتن مستقیم سراغ «داور» منطقی‌تر است و نیازی به وام‌واژه یا تعبیر دورتر ندارید.

«ژوری» و «رفری» چرا گزینهٔ دوم‌اند؟

ژوری: هیئت داوری، نه لزوماً یک داور

«ژوری» در فارسی بیشتر تصویر یک گروه ارزیاب یا هیئت داوری را ایجاد می‌کند. در رشته‌هایی که چند داور هم‌زمان امتیاز می‌دهند، این مفهوم می‌تواند به فضای ورزشی نزدیک شود، اما سرنخ «قاضی ورزشی» مفرد و عام است. در نتیجه، تا زمانی که چند حرف تقاطعی «ژوری» را تأیید نکرده‌اند، انتخاب آن نسبت به «داور» ضعیف‌تر است.

رفری: قابل فهم اما کمتر معیار

«رفری» صورت فارسی‌شدهٔ واژهٔ انگلیسی referee است. در گفتار فوتبالی و بعضی متن‌های غیررسمی شناخته می‌شود، اما معادل جاافتادهٔ فارسی آن «داور» است. طراحان جدول گاهی برای دشوارترکردن بازی از وام‌واژه استفاده می‌کنند؛ با این حال اگر سرنخ هیچ اشاره‌ای به «فرنگی»، «انگلیسی» یا صورت دخیل نداشته باشد، «داور» از نظر زبان و کاربرد انتخاب قوی‌تری است.

نقش حروف تقاطعی در قطعی‌کردن پاسخ

گاهی معنی سرنخ به‌تنهایی کافی است، اما جدول یک لایهٔ کنترل اضافه در اختیار شما می‌گذارد: حروفی که از پاسخ‌های عمودی یا افقی دیگر به دست آمده‌اند. برای «قاضی ورزشی» چند حالت ساده بسیار راهگشاست:

۱
۴ خانه با حرف اول «د»: «داور» تقریباً انتخاب قطعی است.
۲
۴ خانه با پایان «ور»: الگوی «ــور» با «داور» کاملاً سازگار است.
۳
۳ خانه با الگوی «حـم»: احتمال «حکم» در خوانش «حَکَم» بالا می‌رود.
۴
۴ خانه با حرف اول «ر»: اگر دیگر تقاطع‌ها نیز «رفری» را بسازند، می‌توان وام‌واژه را پذیرفت؛ وگرنه ابتدا جواب‌های پیرامونی را دوباره بررسی کنید.
۵
۶ خانه و اشاره به رئیس داوران: آن‌وقت «سرداور» معنای دقیق‌تری پیدا می‌کند.
قاعدهٔ تصمیم: معنی سرنخ + تعداد خانه‌ها + حروف تقاطعی باید هم‌زمان با پاسخ سازگار باشند. برای عبارت سادهٔ «قاضی ورزشی»، ترکیب چهارخانه‌ای «داور» هر سه شرط را بهتر از گزینه‌های دیگر برآورده می‌کند.

پاسخ‌های شبیه که بهتر است با این سرنخ اشتباه نشوند

  • قاضی: خودِ واژهٔ داخل سرنخ است و معمولاً به نقش حقوقی اشاره دارد؛ «ورزشی» قرار است شما را از دادگاه به میدان مسابقه ببرد.
  • دادرس: اصطلاحی قضایی است و نقش عمومی در مسابقهٔ ورزشی نیست.
  • وکیل: نماینده یا مدافع حقوقی است، نه شخصی که قوانین مسابقه را اجرا و دربارهٔ صحنه‌ها قضاوت می‌کند.
  • خط‌دار: اصطلاحی قدیمی‌تر و نقش‌محور برای داور کنار خط در برخی ورزش‌ها، به‌ویژه فوتبال، است؛ با «داور» به معنای عام یکی نیست.
  • کمک‌داور: عنوان تخصصی یک نقش کمکی است و وقتی سرنخ فقط «قاضی ورزشی» می‌گوید، بیش از حد مشخص و طولانی است.
  • سرداور: به داور ارشد یا اصلی اشاره می‌کند و وجود جزء «سر» معنای آن را محدودتر می‌سازد.

در ورزش‌های مختلف، «داور» دقیقاً به چه کسی گفته می‌شود؟

معنای مرکزی ثابت است: فردی که اختیار قضاوت بر اجرای مقررات را دارد. آنچه تغییر می‌کند شکل اجرای این مسئولیت است. در فوتبال، داور جریان بازی را کنترل می‌کند و دربارهٔ خطاها و شروع یا توقف بازی تصمیم می‌گیرد. در رشته‌های رزمی ممکن است سلامت ورزشکار، امتیاز، اخطار یا پایان مبارزه نیز در حوزهٔ تصمیم‌های داوری باشد. در رشته‌های امتیازی، چند داور می‌توانند به اجرای ورزشکار نمره بدهند و گاهی سرداور یا هیئت داوری بر فرایند نظارت کند.

این تنوع نشان می‌دهد چرا «داور» برای یک سرنخ عمومی مناسب‌تر از عنوان‌های تخصصی است: واژه به اصلِ نقش اشاره می‌کند، نه به جایگاه مشخص آن در یک رشته. «قاضی ورزشی» نیز دقیقاً همین اصل را هدف گرفته است.

اگر فقط بخواهیم از روی معنی جواب بدهیم

از خودِ ترکیب می‌توان یک رابطهٔ ساده ساخت: «قاضی» کسی است که قضاوت می‌کند؛ در «ورزش»، شخصی که قضاوت می‌کند «داور» نام دارد. این تبدیل معنایی آن‌قدر مستقیم است که برای حل جدول نیازی به تعبیر استعاری پیچیده، نام خاص یا اصطلاح تخصصی یک رشته نداریم.

همین مستقیم‌بودن همچنین توضیح می‌دهد چرا پاسخ ذخیره‌شدهٔ چهارحرفی با کاربرد واقعی زبان هماهنگ است. اگر طراح قصد پاسخ غیرمعمولی مثل «رفری» یا «ژوری» را داشته باشد، معمولاً باید حروف تقاطعی یا قیدهای دیگری در جدول وجود داشته باشد که شما را از «داور» دور کند.

یک راه سریع برای تشخیص در جدول

ابتدا تعداد خانه‌ها را ببینید. اگر چهار خانه است، «داور» را آزمایشی وارد کنید. سپس تقاطع‌ها را چک کنید: د، ا، و، ر. اگر یکی از حروف با جواب مطمئن دیگری ناسازگار بود، به‌جای کنارگذاشتن فوری «داور»، احتمال خطا در پاسخ متقاطع را هم بررسی کنید؛ چون «قاضی ورزشی ← داور» یک رابطهٔ بسیار رایج و مستقیم است. فقط وقتی چند تقاطع مستقل پاسخ دیگری را تأیید می‌کنند، سراغ گزینه‌های فرعی بروید.

اگر سه خانه باشد، «حکم» را با خوانش «حَکَم» امتحان کنید. اگر شش خانه باشد و مفهومِ ارشدبودن در سرنخ وجود داشته باشد، «سرداور» می‌تواند مطرح شود. وجود چهار خانه بدون قید اضافه، دوباره کفه را به‌طور واضح به سود «داور» برمی‌گرداند.

جمع‌بندی خودِ سرنخ: «قاضی ورزشی» = داور. واژه چهار حرف دارد، املای آن «د ا و ر» است و از نظر معنای فارسی و کاربرد ورزشی، دقیق‌ترین و رایج‌ترین پاسخ برای این عبارت به شمار می‌آید.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.