برای سرنخ «شریک غم در جدول»، پاسخ اصلی و قابلاتکا همدرد است. این واژه از نظر معنی تقریباً خودِ تعریف سرنخ را بازگو میکند: همدرد کسی است که در غم، رنج یا گرفتاری دیگری با او احساس همراهی و مشارکت دارد. اگر پنج خانه در اختیار دارید، «همدرد» از نظر معنی و تعداد حروف کاملاً با سرنخ جور درمیآید.
چرا «همدرد» دقیقترین انتخاب است؟
در فارسی، «همدرد» برای کسی به کار میرود که شریک غم و غصهٔ دیگری باشد یا رنجی همانند او را تجربه کند. همین پیوند مستقیم میان «همراه بودن» و «درد» باعث میشود واژه بدون نیاز به تفسیر دور، با عبارت «شریک غم» منطبق باشد. در زبان جدول نیز معمولاً پاسخهای کوتاه، شناختهشده و دارای رابطهٔ معنایی مستقیم ترجیح داده میشوند؛ «همدرد» هر سه ویژگی را دارد.
کسی که در غم و رنج دیگری شریک است و نسبت به درد او احساس همراهی دارد.
«همدرد» پنج حرف دارد و برای سرنخی با پنج خانه، تطابق کامل ایجاد میکند.
هم در زبان روزمره و هم در متن ادبی، «همدرد» واژهای آشنا و بیابهام است.
تعداد حروف و چینش پاسخ در خانههای جدول
«همدرد» از پنج حرف فارسی تشکیل شده است. در جدول، نیمفاصله یا فاصلهای میان اجزای آن قرار نمیگیرد و پاسخ به صورت یک واژهٔ پیوسته نوشته میشود:
پس اگر حروف تقاطعی شما الگویی مانند «ه م د ر د» یا بخشی از آن را ساختهاند، پاسخ عملاً قطعی میشود. وجود «د» در حرف سوم و پنجم نیز نشانهٔ خوبی برای تشخیص این گزینه از واژههای نزدیک است.
معنی دقیق «همدرد» و تفاوت آن با صرفاً «ناراحت بودن»
همدرد بودن فقط به این معنا نیست که کسی خودش غمگین است. عنصر مهم در این واژه، اشتراک عاطفی در درد دیگری است. وقتی میگوییم «او همدرد من بود»، معمولاً منظور شخصی است که رنج را میفهمد، با صاحب غم همراهی میکند و نسبت به اندوه او بیتفاوت نیست. به همین دلیل، «شریک غم» تعریف بسیار فشرده و دقیقی برای «همدرد» محسوب میشود.
ساخت واژه هم این معنا را روشن میکند: جزء «هم» مفهوم همراهی و اشتراک را میرساند و «درد» به رنج، اندوه یا دشواری اشاره دارد. بنابراین «همدرد» را میتوان کسی دانست که در درد با دیگری همراه است. این شفافیت ساختاری یکی از دلایلی است که سرنخهای جدولی کوتاه بهراحتی به این پاسخ میرسند.
املای درست: «همدرد» یا «هم درد»؟
برای پاسخ جدول، شکل استاندارد و رایج همدرد است؛ یعنی پنج حرف پشت سر هم. ممکن است در برخی نوشتههای قدیمیتر یا در توضیح ساخت واژه، اجزای «هم» و «درد» جدا از هم دیده شوند، اما وقتی منظور خودِ واژه به معنای شریک غم است، نوشتن آن به صورت «همدرد» روشنتر و معمولتر است.
در جدول کلمات، فاصله بهعنوان خانهٔ مستقل محاسبه نمیشود و صورت پیوسته اهمیت بیشتری دارد. بنابراین اگر پاسخ را وارد بازی یا جدول دیجیتال میکنید، «همدرد» را بدون فاصله بنویسید.
گزینههای نزدیک؛ چه زمانی پاسخ چیز دیگری است؟
سرنخهای جدولی گاهی چند واژهٔ هممعنی یا نزدیک به هم دارند. با این حال، همهٔ آنها برای «شریک غم» به یک اندازه مناسب نیستند. تعداد خانهها، حروف تقاطعی و لحن سرنخ تعیین میکند که کدام گزینه واقعاً جواب مورد انتظار سازندهٔ جدول است.
از نظر معنایی بسیار نزدیک است: شخص دلسوز و مهربانی که در غم دیگری شریک میشود. اگر شش خانه دارید، این گزینه باید جدی بررسی شود.
از نظر تعداد حروف با «همدرد» برابر است، اما بیشتر بر مهربانی و دلسوزاندن برای دیگری تأکید دارد و عینِ مفهوم «شریک غم» نیست.
به معنای همراه و هماحساس است و میتواند در بعضی سرنخها نزدیک باشد، اما برای عبارت مشخص «شریک غم» از «همدرد» عمومیتر و کمدقتتر است.
واژهای ادبی برای کسی است که غم دیگری را سبک میکند یا با او همدردی دارد. در جدولهای ادبی ممکن است مطرح شود، اما پاسخ نخست این سرنخ نیست.
«همدرد» و «غمخوار» دقیقاً چه فرقی دارند؟
این دو واژه در بسیاری از موقعیتها میتوانند نزدیک به هم باشند، اما بار معناییشان کاملاً یکسان نیست. «همدرد» روی اشتراک و همراهی در درد تکیه دارد؛ یعنی فرد، رنج دیگری را درک میکند و خود را در کنار او میبیند. «غمخوار» علاوه بر این همراهی، غالباً رنگی از دلسوزی، مراقبت و مهربانی فعال دارد؛ کسی که غم دیگری را میخورد و نسبت به حال او نگران است.
برای همین، وقتی خودِ سرنخ از واژهٔ «شریک» استفاده میکند، جزء «هم» در «همدرد» تطابق معنایی بسیار دقیقی میسازد. اگر سرنخ به شکل «دلسوز»، «یار مهربان در غم» یا «کسی که غم دیگری را میخورد» نوشته شده باشد، «غمخوار» ممکن است حتی مناسبتر شود.
اگر فقط چند حرف از پاسخ را دارید
در جدولهای تقاطعی معمولاً لازم نیست پاسخ را فقط از روی تعریف حدس بزنید. حروف افقی و عمودی میتوانند میان گزینههای نزدیک داوری کنند. برای «همدرد» الگوی پنجخانهای زیر مفید است:
- حرف اول ه است؛ پس گزینهای که با «غ» یا «د» شروع میشود کنار میرود.
- حرف دوم م است و ترکیب آغازین «هم» را میسازد.
- حرف سوم د است؛ از این نقطه جزء دوم واژه، یعنی «درد»، آغاز میشود.
- حرف چهارم ر و حرف پنجم دوباره د است.
اگر مثلاً الگوی شما «ه ـ د ر د» باشد، حرف گمشده «م» است و پاسخ «همدرد» میشود. اگر پنج خانه دارید اما حرف اول از تقاطع «د» درآمده است، باید تقاطع یا برداشت خود از سرنخ را دوباره بررسی کنید؛ زیرا «دلسوز» هرچند پنج حرف دارد، ساخت حروف کاملاً متفاوتی دارد.
سرنخهای مشابهی که ممکن است به «همدرد» برسند
سازندگان جدول یک واژه را همیشه با یک عبارت ثابت تعریف نمیکنند. «همدرد» ممکن است پشت سرنخهای کوتاه و فشردهٔ دیگری هم پنهان شود. شناخت این صورتها کمک میکند در جدولهای بعدی نیز سریعتر آن را تشخیص دهید.
تقریباً همان ساخت معنایی «شریک غم» را دارد و مستقیماً به همدرد اشاره میکند.
باز هم «همدرد» پاسخ بسیار طبیعی است، مگر آنکه تعداد خانهها گزینهای مانند «غمخوار» را تحمیل کند.
در سرنخهای مترادفی ممکن است تعریف با «غمگسار» یا «غمخوار» داده شود و پاسخ «همدرد» باشد.
سرنخهای شبیه اما نه یکسان
دقت به یک یا دو کلمهٔ اضافه در سرنخ میتواند پاسخ را عوض کند. برای مثال، «شریک غم و شادی» مفهوم گستردهتری از صرفاً «شریک غم» دارد و ممکن است به واژههایی مانند «همدم»، «یار» یا «همراه» نزدیک شود. «مایهٔ تسلی» نیز لزوماً «همدرد» نیست و میتواند پاسخهایی از جنس «تسلیبخش» یا «دلدار» بخواهد. بنابراین بهتر است عبارت سرنخ را دقیقاً همانطور که نوشته شده بخوانید و فقط بر شباهت کلی موضوع تکیه نکنید.
همین تفاوت در «همدل» هم دیده میشود. همدل کسی است که با احساس و نظر دیگری همراه است، اما این همراهی الزاماً به غم محدود نمیشود. «همدرد» دامنهٔ خاصتری دارد و برای سرنخی که صریحاً از غم یا درد سخن میگوید، انتخاب هدفمندتری است.
چند نمونهٔ کاربرد برای تثبیت معنی
«در روزهای سخت، دوستی همدرد کنار او بود.» در این جمله، شخص در اندوه دیگری شریک و همراه است.
«آن دو که تجربهای مشابه داشتند، همدرد یکدیگر شدند.» اینجا اشتراک در تجربهٔ رنج نیز برجسته است.
«با او همدردی کرد» یعنی نسبت به رنج او همراهی و احساس مشارکت نشان داد؛ این واژه از همان خانوادهٔ معنایی است.
کسی ممکن است غمگین باشد، اما «همدرد» زمانی است که این احساس در نسبت با درد و رنج شخص دیگری تعریف شود.
پرسشهای رایج درباره پاسخ «شریک غم»
شریک غم در جدول پنجحرفی چیست؟
پاسخ اصلی «همدرد» است: ه، م، د، ر، د.
اگر جدول شش خانه داشته باشد چه گزینهای مناسب است؟
«غمخوار» گزینهٔ بسیار محتملی است. «غمگسار» نیز شش حرف دارد، اما انتخاب نهایی باید با حروف تقاطعی و لحن دقیق سرنخ سنجیده شود.
آیا «دلسوز» هم میتواند جواب باشد؟
از نظر تعداد حروف بله، چون پنج حرف است؛ اما از نظر معنی، «همدرد» تطابق مستقیمتری با «شریک غم» دارد. «دلسوز» بیشتر بر شفقت و مهربانی تأکید میکند.
آیا «همدل» همان «همدرد» است؟
نه دقیقاً. «همدل» مفهوم همراهی احساسی گستردهتری دارد، در حالی که «همدرد» بهطور مشخص با درد، رنج و غم پیوند خورده است.
«همدرد» در جدول با فاصله نوشته میشود؟
خیر. برای پاسخ جدول آن را به صورت پیوسته، یعنی «همدرد»، وارد کنید.
جمعبندی دقیق برای حل این سرنخ
اگر سرنخ دقیق شما «شریک غم» است، همدرد بهترین پاسخ است: پنج حرف، با معنایی که مستقیماً به شخص شریک در غم و رنج دیگری اشاره میکند. «غمخوار» مهمترین گزینهٔ جایگزین برای جدولهای ششخانهای است و «دلسوز» فقط در صورتی باید جدی شود که حروف تقاطعی با «همدرد» سازگار نباشند. بنابراین در حالت معمول، پاسخ را با اطمینان به صورت همدرد ثبت کنید.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد!