پرش به محتوای اصلی

بریدگی زخم در جدول

۹ دقیقه مطالعه
پاسخ دقیق: خراش — واژه‌ای ۴ حرفی برای «بریدگی زخم».

اگر سرنخ جدول دقیقاً «بریدگی زخم» باشد، مناسب‌ترین پاسخ خراش است. دلیل اصلی فقط شباهت معنایی نیست: در فرهنگ معین، «بریدگی زخم» به‌طور مستقیم در تعریف «خراش» آمده است؛ در فرهنگ عمید نیز خراش به اثر ناشی از ناخن یا ابزار نوک‌تیز و نیز زخم کوچک و سطحی روی پوست گفته می‌شود. بنابراین وقتی تعداد خانه‌ها چهار تاست، «خراش» از نظر معنا، صورت نوشتاری و طول واژه با سرنخ کاملاً جور درمی‌آید.

پاسخ در یک نگاه

چرا «خراش» انتخاب اصلی است؟

املای درستخراش؛ بدون نیم‌فاصله و بدون شکل املایی جایگزین در نوشتار معیار.
تعداد حروف۴ حرف فارسی: خ، ر، ا، ش.
معنای نزدیک به سرنخزخم یا اثر سطحی و کوچک که بر پوست یا سطح یک شیء ایجاد می‌شود.
تناسب با عبارت جدولترکیب «بریدگی زخم» عیناً به‌عنوان تعریف «خراش» در فرهنگ معین ثبت شده است.
خ ر ا ش ۴ حرف اسم پاسخ اصلی
نکته مهم برای حل سریع: در شمارش خانه‌های جدول فارسی، هر نویسه اصلی یک خانه می‌گیرد؛ بنابراین «خراش» دقیقاً چهار خانه را پر می‌کند. اگر الگوی تقاطعی شما چیزی شبیه «خ ـ ا ش» باشد، حرف دوم «ر» پاسخ را کامل می‌کند.
معنا و ظرافت واژه

خراش دقیقاً چه نوع آسیبی را می‌رساند؟

«خراش» معمولاً برای آسیبی کم‌عمق‌تر از یک بریدگی جدی به کار می‌رود؛ چیزی شبیه اثری سطحی که روی پوست، چوب، فلز، شیشه یا سطح دیگری افتاده باشد. فرهنگ عمید نیز بر «اثر» و «زخم کوچک و سطحی» تأکید می‌کند. همین ویژگی سبب می‌شود «خراش» برای سرنخ کوتاه و فرهنگ‌لغتیِ «بریدگی زخم» طبیعی‌تر از واژه‌های کلی‌تری مانند «جراحت» باشد.

در فارسی روزمره، «بریدگی» گاهی تصویری از شکافته‌شدن پوست با جسم بُرنده می‌دهد، در حالی که «خراش» می‌تواند با ناخن، خار، لبه زبر یا جسم نوک‌تیز نیز ایجاد شود. بااین‌حال در زبان فرهنگ‌نامه‌ای، دامنه معنایی این دو واژه هم‌پوشانی دارد و همین هم‌پوشانی در این سرنخ جدول تعیین‌کننده است. تعریف «زخم» در فرهنگ معین نیز آن را «خراش یا بریدگی هر بخشی از بدن» معرفی می‌کند که رابطه نزدیک این واژه‌ها را نشان می‌دهد.

پس آیا «خراش» همان «بریدگی عمیق» است؟

نه. اگر خود سرنخ صفت‌هایی مانند «عمیق»، «گشاد»، «پارگی» یا «شکاف» داشته باشد، باید احتمال واژه‌های دیگری را جدی گرفت. «خراش» در کاربرد معمول به آسیب سطحی‌تر اشاره دارد. در نتیجه، قدرت پاسخ «خراش» برای همین عبارت کوتاه «بریدگی زخم» بسیار بالاست، نه برای هر نوع زخم یا پارگی.

مقایسه گزینه‌های نزدیک

خراش، خش، خدشه، چاک یا جراحت؟

چند واژه از نظر معنایی به «بریدگی» یا «زخم» نزدیک‌اند، اما همه آن‌ها کیفیت یکسانی برای این سرنخ ندارند. تفاوت اصلی در دو چیز است: دقت معنایی و تعداد خانه‌ها.

خراش
۴ حرف؛ بهترین پاسخ. هم زخم سطحی را می‌رساند و هم عبارت «بریدگی زخم» مستقیماً در تعریف فرهنگ معین برای آن آمده است.
خش
۲ حرف؛ گزینه کوتاه‌تر. «خش» بیشتر به شیار کوچک یا خراش روی یک سطح گفته می‌شود و می‌تواند در بعضی جدول‌ها پاسخِ سرنخ‌هایی مانند «خراش» یا «اثر سطحی» باشد. برای عبارت دقیق «بریدگی زخم»، از «خراش» ضعیف‌تر است.
خدشه
۴ حرف. از نظر واژگانی به «خراش» نزدیک است و فرهنگ معین نیز «خدشه» را «خراش» معنا می‌کند. با این حال در فارسی امروز «خدشه» کاربرد مجازی پررنگی هم دارد؛ مثل «خدشه به اعتبار»، و برای سرنخ مورد بحث تطابق مستقیم «خراش» را ندارد.
خدش
۳ حرف. واژه‌ای نزدیک ولی کم‌کاربردتر در گفتار روزمره است. در فرهنگ معین، «خدش» اثری معرفی شده که از زخم یا خراش باقی می‌ماند. بنابراین بیشتر «اثرِ آسیب» را می‌رساند تا خود پاسخ دقیق این سرنخ.
چاک
۳ حرف. بیشتر حس شکاف، دریدگی یا بازشدگی می‌دهد و با «شکاف» و «منفذ» هم‌خانواده معنایی است. اگر سرنخ «شکاف»، «دریدگی» یا «پارگی» باشد، احتمال آن بالاتر می‌رود؛ اما برای «بریدگی زخم» پاسخ درجه‌یک نیست.
شکاف
۴ حرف. «بریدگی» در فرهنگ عمید می‌تواند «شکاف» هم معنا شود، اما «شکاف» الزاماً زخم پوستی نیست و برای درز، ترک، رخنه یا فاصله نیز به کار می‌رود. پس چهارحرفی‌بودن آن به‌تنهایی دلیل کافی برای انتخابش نیست.
جراحت
۵ حرف. واژه‌ای عمومی‌تر برای «زخم» است. فرهنگ معین آن را «زخم» معنا می‌کند. اگر خانه‌ها پنج عدد باشند و سرنخ فقط «زخم» یا «آسیب بدنی» باشد، می‌تواند مطرح شود، ولی برای عبارت دقیق این صفحه اولویت با «خراش» است.
اصلاح یک اشتباه رایج در شمارش: «ریش» چهار حرف دارد، نه سه حرف؛ «شکاف» و «شیار» نیز هر کدام چهار حرف‌اند و «جراحت» و «پارگی» پنج حرف دارند. در حل جدول، شمارش دقیق حروف پیش از حدس معنایی جلوی بسیاری از انتخاب‌های غلط را می‌گیرد.
تشخیص از روی خانه‌های تقاطعی

اگر بعضی حروف را دارید، چگونه پاسخ را قطعی کنید؟

اول تعداد خانه‌ها را بشمارید. اگر چهار خانه دارید، «خراش» از همان ابتدا گزینه اصلی است. اگر دو یا سه خانه دارید، باید به سرنخ‌های کوتاه‌تری مانند «خش»، «خدش» یا «چاک» فکر کنید؛ البته فقط وقتی حروف تقاطعی هم تأییدشان کنند.
حرف اول را بررسی کنید. آغاز با «خ» احتمال «خراش» را بالا می‌برد. آغاز با «ش» یا «چ» می‌تواند شما را به «شکاف» یا «چاک» ببرد، ولی لازم است ببینید آیا معنای سرنخ واقعاً «زخم سطحی» است یا صرفاً «شکاف».
حرف پایانی را جدی بگیرید. «خراش» با «ش» تمام می‌شود. اگر خانه آخر از تقاطع قطعی باشد و مثلاً «ف» به دست آمده باشد، «شکاف» مطرح می‌شود؛ اگر «ک» باشد، احتمال «چاک» بیشتر می‌شود.
عبارت سرنخ را تحت‌اللفظی بخوانید. وجود هم‌زمان دو واژه «بریدگی» و «زخم» نشانه مهمی است، چون همین ترکیب در تعریف واژه «خراش» آمده است. این قرینه از مترادف‌سازی آزاد قوی‌تر است.
املاء و خوانش

شکل صحیح نوشتن «خراش»

صورت معیار واژه خراش است. چهار حرف آن به‌ترتیب «خ + ر + ا + ش» نوشته می‌شوند. صورت‌هایی مانند «خراژ»، «خراص» یا جدانویسیِ حروف، شکل درست این واژه نیستند. در تلفظ معیار نیز آغاز کلمه با «خَـ» شنیده می‌شود و بخش پایانی آن «ـراش» است؛ فرهنگ معین هم مدخل را با نشان آوایی «خَ» ثبت می‌کند.

نمونه درست

روی دستش یک خراش کوچک افتاد.

اینجا واژه به آسیب سطحی روی پوست اشاره می‌کند.

کاربرد غیرپوستی

روی بدنه وسیله چند خراش دیده می‌شد.

واژه می‌تواند اثر سطحی روی اشیا را هم بیان کند؛ این گستره معنایی در فرهنگ‌های فارسی ثبت شده است.

مرزبندی معنایی

چه زمانی نباید «خراش» را انتخاب کرد؟

وجود واژه «زخم» در سرنخ به‌تنهایی کافی نیست. اگر طراح جدول قید یا صفت دیگری داده باشد، همان قید می‌تواند پاسخ را عوض کند. برای نمونه، «شکاف» معنایی گسترده‌تر از زخم دارد و با «ترک، چاک، درز و رخنه» هم‌معنا می‌شود؛ «جراحت» نیز واژه‌ای عمومی برای زخم است. پس باید به ساختمان کامل سرنخ نگاه کرد، نه فقط یک کلمه از آن.

  • اگر سرنخ روی سطحی و کوچک بودن آسیب تأکید دارد، «خراش» انتخاب بسیار قوی است.
  • اگر سرنخ بیشتر مفهوم شکافتگی یا بازشدگی دارد، «چاک» یا «شکاف» را بررسی کنید.
  • اگر فقط یک نام عمومی برای زخم می‌خواهد و تعداد خانه‌ها پنج است، «جراحت» می‌تواند مناسب باشد.
  • اگر فقط دو خانه دارید و منظور اثر باریک روی سطح است، «خش» محتمل‌تر می‌شود.
  • اگر چهار خانه دارید و عبارت دقیق همان «بریدگی زخم» است، تا وقتی حروف متقاطع خلافش را نشان ندهند، «خراش» بهترین انتخاب است.
چرا گزینه‌های ظاهراً مشابه ضعیف‌ترند؟

تفاوت «مترادف بودن» با «پاسخ دقیق جدول»

در جدول کلمات متقاطع، هر واژه‌ای که از دور با سرنخ هم‌معنا باشد لزوماً پاسخ خوب نیست. یک پاسخ قوی باید هم‌زمان سه شرط را داشته باشد: معنای نزدیک، تعداد حروف درست و سازگاری با حروف تقاطعی. «خراش» برای این سرنخ یک امتیاز اضافه هم دارد: عبارت «بریدگی زخم» به‌صورت تعریف فرهنگ‌نامه‌ای آن ثبت شده است.

مثلاً «شکاف» چهار حرف دارد و یکی از معانی «بریدگی» نیز می‌تواند «شکاف» باشد، اما این واژه دامنه‌ای بسیار فراتر از زخم پوستی دارد. «خدشه» نیز چهار حرف است و از نظر لغوی به خراش نزدیک، ولی در کاربرد امروز به آسیب معنوی یا اعتباری هم بسیار می‌خورد. «جراحت» معنای زخم را مستقیم می‌رساند اما پنج حرف دارد. بنابراین تطبیق طول و تعریف دقیق، گزینه‌ها را به‌وضوح رتبه‌بندی می‌کند.

جمع‌بندی کاربردی

پاسخ نهایی برای خانه‌های جدول

برای سرنخ «بریدگی زخم»، پاسخ پیشنهادی و اصلی «خراش» است: چهار حرف، با املای «خ ر ا ش». این انتخاب هم با معنای رایج زخم سطحی سازگار است و هم پشتوانه فرهنگ‌نامه‌ای مستقیم دارد.

اگر تعداد خانه‌های جدول چهار عدد نیست، پاسخ را به‌اجبار کوتاه یا بلند نکنید؛ سراغ گزینه‌هایی بروید که طولشان با جدول می‌خواند و بعد حروف تقاطعی را ملاک قرار دهید. «خش» برای دو خانه، «خدش» یا «چاک» برای سه خانه و «جراحت» برای پنج خانه فقط در صورت هماهنگی دقیق معنا و تقاطع‌ها ارزش بررسی دارند.

«بریدگی زخم» در جدول چهار حرفی چیست؟ خراش.
آیا «شکاف» هم چهار حرف است؟ بله، اما معنای آن عمومی‌تر است و برای این عبارت دقیق، «خراش» تطابق قوی‌تری دارد.
«خش» چند حرف است؟ دو حرف: خ + ش. این واژه بیشتر برای شیار یا خراش کوچک روی سطح مناسب است.
«خدش» با «خدشه» چه تفاوتی دارد؟ «خدش» سه حرف و «خدشه» چهار حرف است. در فرهنگ معین، خدش به اثر باقی‌مانده از زخم یا خراش اشاره دارد و خدشه خود به معنای خراش آمده است.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.