برای سرنخ «نوعی شمشیر در جدول»، پاسخ استاندارد و دقیق قداره است. این واژه هم از نظر معنایی مستقیماً با شمشیر پیوند دارد و هم در کاربردهای جدولی بهعنوان پاسخ شناختهشده دیده میشود. اگر جدول شما پنج خانه دارد، «قداره» از نظر تعداد حروف نیز کاملاً با الگو جور درمیآید.
چرا «قداره» پاسخ دقیق این سرنخ است؟
مهمترین قرینه، خودِ معنای واژه است: قداره در فارسی نام جنگافزاری شبیه شمشیر است و در تعریفهای لغوی، «نوعی از شمشیر» و نیز سلاحی «پهن و کوتاه» برای آن آمده است. بنابراین میان صورت سؤال و پاسخ، رابطهای مستقیم وجود دارد؛ لازم نیست معنی را با تعبیر دور یا مجازی توجیه کنیم.
در حل جدول، پاسخ خوب باید هم با تعریف بخواند و هم از نظر تعداد خانهها و حروف تقاطعپذیر باشد. «قداره» پنج حرف دارد و به همین دلیل برای سرنخ کوتاهی مثل «نوعی شمشیر» گزینهای طبیعی و رایج است.
حروف این پاسخ بهترتیب چنیناند:
پس اگر خانههای جدول شما پنجتایی است و حروف متقاطع با «ق»، «د»، «ا»، «ر» یا «ه» سازگارند، احتمال درستی این جواب بسیار بالا میرود.
معنی «قداره» چیست؟
«قداره» اسم یک سلاح سرد است؛ جنگافزاری که از نظر شکل و کارکرد به شمشیر نزدیک است و معمولاً با ویژگیهایی مانند تیغه نسبتاً پهن و اندازه کوتاهتر از برخی شمشیرها توصیف میشود. در زبان فارسی، این واژه از یک سو نام خودِ سلاح است و از سوی دیگر در ترکیبها و تعبیرهای قدیمیتر نیز دیده میشود.
نکته مهم برای حل جدول این است که نباید «قداره» را فقط مترادف عمومی «شمشیر» دانست. تعریف دقیقتر این است که قداره گونهای جنگافزار شمشیرمانند است. همین تمایز باعث میشود عبارت «نوعی شمشیر» سرنخ مناسبی برای رسیدن به این واژه باشد.
املای درست: «قداره» یا «غداره»؟
اینجا یکی از دامهای اصلی همین شباهت نوشتاری است. برای این سرنخ، شکل مناسب و معیار قداره با حرف «ق» است. «غداره» با «غ» نیز در متون و فرهنگهای قدیمی دیده میشود، اما مدخل «غداره» معنایی جداگانه و مشخص دارد و از جمله برای نوعی پیکان پهن و بزرگ یا پیکانِ نیزه به کار رفته است. بنابراین صرف شباهت دو صورت نباید باعث شود «غداره» را پاسخ همارز و بیقیدوشرط بدانیم.
قداره — گزینه اصلی
با «ق» نوشته میشود و تعریف آن مستقیماً به نوعی شمشیر یا جنگافزار شبیه شمشیر میرسد. برای همین سرنخ، این املا انتخاب نخست است.
غداره — صورتِ قابل اشتباه
با «غ» نوشته میشود و در فرهنگهای لغت برای معنایی مانند پیکان پهن و بزرگ نیز ثبت شده است. اگر تقاطعهای جدول «غ» بدهند، باید متن دقیق سؤال و حروف دیگر را دوباره بررسی کرد.
این تفاوت بهخصوص در جدول مهم است، چون یک حرف اشتباه میتواند چند پاسخ عمودی و افقی را بههم بزند. اگر سرنخ دقیقاً «نوعی شمشیر» باشد و هیچ قرینه دیگری وجود نداشته باشد، نوشتن «قداره» تصمیم مطمئنتری است.
تلفظ و شکل نوشتاری واژه
این واژه در نوشتار معمول فارسی به صورت «قداره» نوشته میشود. در ضبطهای دقیقتر ممکن است آن را به شکل «قدّاره» نیز ببینید تا تشدیدِ بخش میانی روشن شود. در جدول کلمات متقاطع، نشانههایی مثل تشدید وارد خانهها نمیشوند؛ بنابراین پاسخ همان پنج حرف «قداره» است.
برای شمارش خانهها نیز فقط حروف اصلی معیارند. حرکات، تشدید و نشانههای آوایی خانه مستقل نمیگیرند. پس حتی اگر تلفظ واژه با تأکید روی «د» بیان شود، تعداد پاسخ همچنان پنج حرف باقی میماند.
«قمه» چرا همیشه جای «قداره» نمینشیند؟
«قمه» از نظر حوزه معنایی به قداره نزدیک است و در بعضی تعریفهای قدیمی، برای توضیح قداره از «قمه» یا «نوعی قمه» هم استفاده شده است. با این حال، در جدول باید به خودِ عبارت سؤال وفادار ماند. وقتی سرنخ «نوعی شمشیر» است و تعداد خانهها پنج حرف را میطلبد، «قداره» نسبت به «قمه» که سه حرف دارد، هم از نظر طول و هم از نظر تطابق مستقیم با تعریف مناسبتر است.
به بیان ساده، نزدیکی معنایی دو سلاح به این معنا نیست که در هر جدول بتوان آنها را بهجای هم نوشت. تعداد خانهها، حرف اول، حروف تقاطعی و شیوه صورتبندی سرنخ تعیین میکنند کدام گزینه دقیقتر است.
گزینههای نزدیک و زمان کنار گذاشتن آنها
سرنخهای مربوط به سلاحهای قدیمی گاهی پاسخهای متنوعی دارند؛ واژههایی مانند «قمه»، «قلیچ» یا نامهای تاریخی دیگر ممکن است در جدولهای متفاوت ظاهر شوند. اما برای انتخاب پاسخ نباید فقط به این بسنده کرد که همه آنها «سلاح سرد» هستند. تعریف دقیق، طول کلمه و تقاطعها اهمیت بیشتری دارند.
- قداره: پنج حرف؛ با تعریف «نوعی شمشیر» تطابق روشن و مستقیم دارد.
- قمه: سه حرف؛ سلاحی نزدیک از نظر معنایی، ولی برای سرنخی که پاسخ پنجحرفی میخواهد مناسب نیست.
- قلیچ: چهار حرف؛ نام گونهای شمشیر در حوزه تاریخی و ترکی، اما از نظر تعداد حروف با «قداره» متفاوت است.
- غداره: پنج حرف؛ از نظر ظاهر بسیار نزدیک، ولی با «غ» آغاز میشود و معنای فرهنگنامهای آن لزوماً همان «نوعی شمشیر» نیست.
اگر جدول هیچ تعداد خانهای نشان نمیدهد، باز هم «قداره» برای عبارت دقیق «نوعی شمشیر» گزینه اول است. تنها زمانی سراغ گزینه دیگر بروید که حروف تقاطعی یا متن کاملتر سؤال، قرینهای جدی علیه آن بدهند.
چطور با حروف تقاطعی جواب را قطعی کنیم؟
کاربرد واژه در فارسی
«قداره» علاوه بر نام سلاح، در ترکیبها و تعبیرهای فارسی هم حضور داشته است. یکی از شناختهشدهترین ساختها «قداره بستن» است که در زبان قدیمیتر میتواند تصویری از آمادهشدن برای درگیری یا قصد آسیبرساندن بسازد. همین حضور در ترکیبهای زبانی نشان میدهد واژه صرفاً یک نام فنیِ مهجور نیست و در حافظه زبانی فارسی نیز ردپایی روشن دارد.
با این حال، در مقالههای جدولی بهتر است معنای اصلی را از کاربردهای کنایی جدا نگه داشت. کسی که فقط دنبال پر کردن خانههای جدول است، بیش از هر چیز باید بداند «قداره» نام یک جنگافزار شمشیرمانند است؛ معنیهای کنایی صرفاً برای درک بهتر واژه مفیدند.
پرسشهای کوتاه درباره پاسخ
نوعی شمشیر در جدول پنج حرفی چیست؟
پاسخ مناسب «قداره» است: ق، د، ا، ر، ه.
آیا «غداره» هم میتواند جواب باشد؟
برای سرنخ دقیق «نوعی شمشیر»، «قداره» انتخاب استانداردتر است. «غداره» با وجود شباهت ظاهری، در مدخلهای لغوی معنای دیگری مانند پیکان پهن و بزرگ نیز دارد و نباید بدون قرینه جایگزین «قداره» شود.
قداره چند حرف دارد؟
پنج حرف: «ق د ا ر ه». تشدید یا حرکتهای تلفظی در جدول خانه جداگانه ندارند.
قداره با قمه چه فرقی در حل جدول دارد؟
هر دو در حوزه سلاحهای سرد قرار میگیرند و از نظر معنایی به هم نزدیکاند، اما «قمه» سه حرف و «قداره» پنج حرف دارد. برای سرنخ «نوعی شمشیر» با پنج خانه، «قداره» مناسبتر است.
اگر یکی از حروف تقاطعی با «قداره» جور نبود چه کنیم؟
اول پاسخ تقاطعی را دوباره بررسی کنید. اگر چند تقاطع مستقل با «قداره» ناسازگار باشند، ممکن است طراح جدول گونه دیگری از شمشیر را خواسته باشد؛ در آن حالت تعداد خانهها و حروف معلوم، راهنمای اصلیاند.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد!