پرش به محتوای اصلی

اثری که از زخم بجای ماند در جدول

۹ دقیقه مطالعه
پاسخ اصلی: «خدش» — ۳ حرف؛ نشانِ باقی‌مانده از زخم یا خراش.

برای سرنخ «اثری که از زخم بجای ماند» پاسخ خدش انتخاب دقیق و قابل دفاعی است. نکته‌ای که این سرنخ را کمی گمراه‌کننده می‌کند این است که «خدش» فقط نامِ عمل خراشیدن نیست؛ در کاربرد اسمی، خودِ نشانِ باقی‌مانده از خراش و زخم سطحی را هم می‌رساند. به همین دلیل، پاسخ ذخیره‌شده «خدش» با معنای واژه و با صورت رایج همین سرنخ در فضای جدول سازگار است.

پاسخ و املای درست

«خدش» چرا پاسخ اول است؟

واژه «خدش» در فارسیِ فرهنگ‌نویسانه یک واژه عربی‌اصل است که چند کاربرد نزدیک به هم دارد. یک کاربرد آن «خراشیدن» یا آسیب سطحی به پوست است و کاربرد اسمی آن، نشان زخمی است که از خراشیدن بر جا می‌ماند. همین معنای دوم تقریباً همان چیزی است که طراح جدول با عبارت «اثری که از زخم بجای ماند» می‌خواهد.

خدش

معنای مناسب سرنخ

اثر یا نشان زخمِ ناشی از خراش؛ به‌خصوص زخمی که در سطح پوست پدید آمده و نشانی از آن مانده است.

۳ حرف

شمارش خانه‌های جدول

خ + د + ش. اگر پاسخ سه خانه داشته باشد، «خدش» از نظر طول کاملاً منطبق است.

این توضیح همچنین روشن می‌کند چرا ممکن است کسی در نگاه اول «خراش» را حدس بزند: خراش واژه‌ای آشناتر در زبان روزمره است، اما سرنخ درباره اثرِ باقی‌مانده پرسیده، نه صرفاً خودِ خراشیدن یا آسیب. «خدش» در معنای اسمی می‌تواند دقیقاً همین فاصله میان «زخم» و «نشان زخم» را پوشش دهد.

در جدول، صورت درست پاسخ خدش است؛ نه «خدشه». «خدشه» چهار حرف دارد و در فارسی امروز بیشتر در ترکیب‌هایی مانند «خدشه وارد شدن به اعتبار» دیده می‌شود. بنابراین افزودن «ه» هم طول پاسخ را عوض می‌کند و هم کاربرد را از سرنخ دورتر می‌سازد.

رقیب جدی: «ندب»

یک گزینه مهم را نباید نادیده گرفت: ندب. این واژه نیز در فرهنگ‌های فارسی برای «جا و اثر زخم» یا «اثر زخم باقی‌مانده بر پوست» ثبت شده است. از نظر تعداد حروف نیز درست مثل «خدش» سه حرف دارد: ن + د + ب. پس اگر فقط معنی و طول را در نظر بگیریم، «ندب» یک پاسخ واقعی و معتبر است، نه یک حدس ضعیف.

با این حال، برای همین عبارتِ مشخص، «خدش» همچنان انتخاب اول است؛ زیرا تعبیر «اثری که از زخم بجای ماند» با کاربرد اسمی خدش بسیار نزدیک و از نظر معنایی مستقیم است. در مقابل، «ندب» بیشتر با تعریف کوتاه «جا و اثر زخم» شناخته می‌شود. بنابراین ترتیب عملی مناسب این است: ابتدا «خدش» را امتحان کنید و اگر حروف تقاطعی با آن ناسازگار بود، «ندب» را بررسی کنید.

خدش ۳ حرف پاسخ اصلی؛ نشانِ مانده از خراش یا زخم سطحی و بسیار نزدیک به عبارت خودِ سرنخ.
ندب ۳ حرف جای زخم و اثر باقی‌مانده بر پوست؛ جایگزین معتبر وقتی حروف تقاطعی ن، د، ب را تحمیل می‌کنند.
داغ ۳ حرف گاهی به نشان سوختگی یا اثر ماندگار روی بدن گفته می‌شود، اما برای هر نوع زخم به اندازه دو گزینه بالا دقیق نیست.

«ندبه» با «ندب» یکی نیست

یکی از دام‌های مهم این سرنخ، رفتن به سمت ندبه است. در فارسی رایج، «ندبه» بیش از هر چیز به معنی گریه، زاری، شیون یا نوحه شناخته می‌شود. به همین دلیل اگر در یک جدول فارسی چهار خانه ببینیم، نوشتن «ندبه» برای «اثر زخم» بدون قرینه دیگر انتخاب امنی نیست.

علت سردرگمی این است که در عربی، صورت «ندبة» می‌تواند معنای جای زخم یا اسکار هم داشته باشد و در برخی فرهنگ‌های عربی‌به‌فارسی چنین معنایی دیده می‌شود. اما در فارسیِ مستقل، مدخل «ندب» است که صریحاً برای «اثر زخم باقی‌مانده بر پوست» ثبت شده، در حالی که «ندبه» در کاربرد رایج فارسی معنای سوگواری و زاری دارد. برای حل جدول فارسی، این تمایز املایی و زبانی مهم است.

اگر چهار خانه دارید، صرفِ شباهت «ندبه» به صورت عربیِ مربوط به scar دلیل کافی برای انتخاب آن نیست. اول حروف تقاطعی و سبک واژگان همان جدول را بررسی کنید. برای سرنخ حاضر، پاسخ سه‌حرفی «خدش» از همه مستقیم‌تر است.

تعداد حروف؛ جایی که چند خطای رایج رخ می‌دهد

در جدول فارسی، تعداد حروف باید بر اساس نویسه‌های کلمه شمرده شود، نه تعداد هجاها یا صدای واژه. چند گزینه نزدیک به این سرنخ را می‌توان این‌طور شمرد:

خدش ۳ خ — د — ش
ندب ۳ ن — د — ب
داغ ۳ د — ا — غ
خراش ۴ خ — ر — ا — ش
خدشه ۴ خ — د — ش — ه
ندبه ۴ ن — د — ب — ه
اسکار ۵ ا — س — ک — ا — ر؛ اصطلاح پزشکیِ امروزی، اما معمولاً نه پاسخ کلاسیک این سرنخ.

پس ادعای «خراش پنج حرفی» یا «خدشه پنج حرفی» درست نیست؛ هر دو چهار حرف دارند. این جزئیات در جدول اهمیت زیادی دارد، چون یک شمارش اشتباه می‌تواند پاسخ درست را بی‌دلیل کنار بزند.

اگر سه خانه داریم: «خدش» یا «ندب»؟

چون هر دو گزینه سه‌حرفی و از نظر لغوی مرتبط‌اند، تصمیم نهایی را باید با دو معیار گرفت: صورت دقیق سرنخ و حروف تقاطعی. برای عبارت «اثری که از زخم بجای ماند»، «خدش» اولویت دارد. اما اگر از جواب‌های عمودی یا افقی دیگر، حرف اول «ن» یا حرف آخر «ب» قطعی شد، «ندب» کاملاً قابل قبول است.

تصمیم سریع برای همین سرنخ

خ ـ د ـ ش از تقاطع‌ها درمی‌آید؟ پاسخ را «خدش» بنویسید.

ن ـ د ـ ب از تقاطع‌ها قطعی شده؟ «ندب» را انتخاب کنید؛ از نظر لغوی معنی «جای زخم» دارد.

هیچ حرفی ندارید؟ با توجه به عبارت دقیق سؤال، خدش انتخاب نخست است.

معنای «خدش» فقط «خراشیدن» نیست

بخش مهم ماجرا همین دوکاربردی بودن واژه است. «خدش» می‌تواند به عمل خراشیدن اشاره کند، اما به صورت اسم برای نشان زخم حاصل از خراشیدن نیز به کار رفته است. در توضیحات قدیمی پزشکی، این واژه برای نوعی گسیختگی یا آسیب سطحی پوست هم آمده؛ یعنی آسیبی که از سطح پوست فراتر نمی‌رود. بنابراین ارتباط «خدش» با خراش سطحی واقعی است، ولی معنای آن به خودِ عمل محدود نمی‌شود.

برای حل سرنخ، همین معنای اسمی تعیین‌کننده است. طراح نگفته «خراشیدن پوست» یا «زخم سطحی»؛ گفته «اثری که از زخم بجای ماند». پاسخ «خدش» زمانی دقیق می‌شود که آن را نه به معنی فعل، بلکه به معنی نشان و اثرِ حاصل بخوانیم.

خدش به معنی آسیب

در متون قدیمی می‌تواند به خراش یا آسیب سطحی پوست اشاره کند؛ این معنا بیشتر به خودِ جراحت نزدیک است.

خدش به معنی نشان

می‌تواند نامِ اثری باشد که خراش بر پوست گذاشته است؛ این همان معنایی است که با سرنخ جدول جور درمی‌آید.

تفاوت با «خراش»، «خدشه» و «اسکار»

خراش در زبان امروز طبیعی‌تر و آشناتر است و می‌تواند «اثر خراشیدن» هم معنی بدهد، اما چهار حرف است و معمولاً خودِ خراش یا آسیب سطحی را به ذهن می‌آورد. پس اگر جدول سه خانه دارد، از همان ابتدا کنار می‌رود.

خدشه هم‌خانواده و نزدیک است، ولی چهار حرف دارد. در فارسی معاصر، «خدشه» در معنای آسیب یا نقص، به‌ویژه در کاربردهای مجازی مانند آسیب به اعتبار، حیثیت یا استدلال، بسیار رایج‌تر است. برای یک پاسخ سه‌خانه‌ای نمی‌توان «خدش» و «خدشه» را به جای هم نوشت.

اسکار واژه‌ای پزشکی و امروزی برای جای زخم است و از نظر مفهوم کاملاً قابل فهم است، اما پنج حرف دارد و حال‌وهوای سرنخ حاضر کلاسیک‌تر از آن است. طراحانی که جواب «اسکار» می‌خواهند معمولاً سرنخ را مستقیم‌تر و با نشانه‌ای پزشکی می‌نویسند.

داغ نیز گاهی به علامت ماندگار روی پوست، مخصوصاً اثر سوختگی یا نشانه‌ای مشخص، اشاره می‌کند. با این حال «داغ» دامنه معنایی گسترده‌تری دارد و برای «اثر هر زخم» به دقت «خدش» یا «ندب» نیست. بنابراین فقط با پشتیبانی حروف تقاطعی باید به آن فکر کرد.

راهنمای حروف تقاطعی

چطور در چند ثانیه پاسخ را قطعی کنیم؟

اگر هنوز بین «خدش» و «ندب» مردد هستید، نیازی نیست کل جدول را حل کنید. حتی یک حرف تقاطعی می‌تواند مسئله را ببندد:

  • اگر حرف اول خ باشد، «خدش» عملاً گزینه روشن است.
  • اگر حرف اول ن باشد، «ندب» را جدی بگیرید.
  • اگر حرف دوم د باشد، هنوز هر دو گزینه زنده‌اند، چون حرف میانی هر دو «د» است.
  • اگر حرف سوم ش باشد، به «خدش» می‌رسیم؛ اگر ب باشد، «ندب» درست است.

الگوی خانه‌ها

خ د ش

در نبودِ هیچ حرف تقاطعی، همین الگوی سه‌حرفی را به عنوان پاسخ اصلی وارد کنید.

املای پاسخ را با «خدشه» اشتباه نکنید

املای پاسخ اصلی دقیقاً خدش است: «خ» در آغاز، «د» در میانه و «ش» در پایان. شکل «خدشه» واژه دیگری است و یک حرف اضافه دارد. «خراش» هم اگرچه معنایی نزدیک دارد، ترکیب حروف متفاوتی دارد. در جدول‌هایی که خانه‌ها کم هستند، این تفاوت‌های کوچک تعیین‌کننده‌اند.

از سوی دیگر، «ندب» با «ندبه» هم نباید یکی گرفته شود. «ندب» سه حرف دارد و در معنای جای زخم ثبت شده است؛ «ندبه» چهار حرف دارد و در فارسی معمولاً به زاری و شیون اشاره می‌کند. پس اگر در منابع مختلف با صورت‌های مشابه روبه‌رو شدید، شکل نوشتاری را دقیقاً با تعداد خانه‌ها و معنای همان مدخل بسنجید.

پاسخ نهایی برای ثبت در جدول

برای عنوان «اثری که از زخم بجای ماند در جدول»، پاسخ پیشنهادی نهایی خدش است. این واژه سه حرف دارد و معنای اسمی آن «نشان زخمِ برجامانده از خراش» با صورت سؤال هماهنگ است. ندب نیز جایگزین لغوی معتبر و سه‌حرفی است، اما بهتر است زمانی انتخاب شود که تقاطع‌های جدول حروف ن، د، ب را نشان بدهند.

برای وارد کردن در خانه‌ها: خدش — خ + د + ش

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.