پرش به محتوای اصلی

شرمنده و مغموم در جدول

۸ دقیقه مطالعه
پاسخ مستقیم: متاسف املای معیار در متن عادی: «متأسف» — ۵ حرف

برای سرنخ «شرمنده و مغموم» محتمل‌ترین پاسخ جدولی متاسف است. این انتخاب فقط به شباهت کلی معنا تکیه ندارد: واژه هم با بخش «مغموم» پیوند روشن دارد و هم در کاربردِ پشیمانی و ندامت می‌تواند به حالت شرمندگی نزدیک شود. در نوشتار معیار بهتر است آن را «متأسف» بنویسیم، اما در خانه‌های جدول معمولاً شکل سادهٔ «متاسف» دیده می‌شود؛ در هر دو حالت تعداد خانه‌های لازم پنج است.

چرا «متاسف» برای این سرنخ از بقیه مناسب‌تر است؟

ترکیب «شرمنده و مغموم» دو لایهٔ احساسی دارد: نخست احساس شرمساری، پشیمانی یا ندامت؛ دوم اندوه، تأسف و غم. پاسخ خوب باید تا جای ممکن هر دو لایه را در یک واژه جمع کند. «متأسف» در فارسی به کسی گفته می‌شود که اندوهگین است یا از چیزی دریغ و افسوس می‌خورد؛ از سوی دیگر، در بافت‌هایی که شخص از کرده یا رخدادی پشیمان است، این واژه به «نادم» و «پشیمان» هم نزدیک می‌شود. همین هم‌پوشانی باعث می‌شود برای یک تعریف فشردهٔ جدولی که دو صفت را کنار هم آورده، انتخاب طبیعی‌تری باشد.

پوشش «مغموم» «متأسف» مستقیماً با اندوه، دریغ، افسوس و حالت محزون ارتباط دارد؛ بنابراین نیمهٔ دوم سرنخ را خوب پوشش می‌دهد.
نزدیکی به «شرمنده» وقتی تأسف از کردار یا خطای خود باشد، واژه به پشیمانی و ندامت نزدیک می‌شود و با حال شرمندگی هم‌پوشانی پیدا می‌کند.
طول مناسب «متاسف» پنج حرف دارد و برای سرنخ‌هایی از این دست، یک پاسخ کوتاه و رایجِ جدولی است.

املای درست: «متأسف» یا «متاسف»؟

متأسف صورت معیار نوشتاری

در نثر رسمی و ویرایش‌شده، نوشتن متأسف با همزه بر روی الف دقیق‌تر است. این شکل با خانوادهٔ «تأسف» هماهنگ است. با این حال، محیط جدول کلمات معمولاً نشانه‌های املایی را ساده می‌کند و ممکن است پاسخ به شکل متاسف ثبت شود. این تفاوت تعداد خانه‌ها را عوض نمی‌کند، چون «أ» در عمل همان جایگاه یک حرف را اشغال می‌کند.

م ت ا س ف
نکتهٔ کاربردی: اگر جدول فقط حروف سادهٔ فارسی را می‌پذیرد، «متاسف» را وارد کنید. اگر هدف نوشتن واژه در متن معمولی است، «متأسف» انتخاب ویرایشیِ بهتر است.

مقایسه با جواب‌های نزدیک و وسوسه‌کننده

چند واژه از نظر معنایی به سرنخ نزدیک‌اند، اما همه به یک اندازه مناسب نیستند. تفاوت اصلی در این است که بعضی فقط «شرمندگی» را می‌رسانند و بعضی فقط «غم» یا «پشیمانی» را. طول واژه هم در جدول عامل تعیین‌کننده است.

خجل ۳ حرف

معادل بسیار خوب «شرمنده» و «شرمسار» است، اما به‌خودیِ خود معنای «مغموم» و اندوهگین را کامل منتقل نمی‌کند. بنابراین برای سرنخ تک‌واژه‌ایِ «شرمنده» عالی است، ولی برای ترکیب «شرمنده و مغموم» از «متاسف» ضعیف‌تر است.

تناسب: متوسط
نادم ۴ حرف

«نادم» یعنی پشیمان از کردهٔ خود. این واژه می‌تواند با شرمندگی همراه باشد، اما تمرکز اصلی آن بر ندامت است، نه بر غمگینی. اگر تعداد خانه‌ها چهار باشد یا حروف تقاطعی به «نادم» برسند، گزینهٔ قابل‌بررسی است.

تناسب: متوسط رو به بالا
منفعل ۵ حرف

در کاربردهای قدیمی‌تر و فرهنگ‌نامه‌ای، «منفعل» فقط به معنی «بی‌عمل» نیست و می‌تواند حالت شرمنده، خجل، دلگیر و مغموم را هم برساند. از نظر پوشش معنایی بسیار جالب است، اما در فارسی امروز این معنا کمتر به ذهن می‌آید و با وجود پنج‌حرفی بودن، برای این سرنخ انتخاب نخست نیست؛ زیرا در فارسی امروز معنای «اثرپذیر یا واکنش‌ناپذیر» از آن برجسته‌تر است و ممکن است خواننده را از معنای قدیمی دور کند.

تناسب: معنایی خوب، جدولی کمتر
شرمسار ۶ حرف

معنای «شرمنده» را مستقیم و شفاف می‌رساند، ولی مؤلفهٔ اندوه و مغموم‌بودن در آن الزامی نیست. اگر تعریف فقط «شرمنده» بود، این پاسخ بسیار قوی بود؛ در سرنخ فعلی بخشی از معنا را جا می‌گذارد.

تناسب: متوسط
سرافکنده ۸ حرف

حس خجلت، افتادگی و شکست روحی را خوب می‌سازد و در جمله می‌تواند حالتی غمگین نیز القا کند. با این حال واژه طولانی‌تر است و برای پاسخ کوتاهِ این سرنخ، تا زمانی که تعداد خانه‌ها هشت نباشد، احتمال کمتری دارد.

تناسب: وابسته به تعداد خانه‌ها
محزون / مهموم ۵ حرف

هر دو به قلمرو غم و اندوه نزدیک‌اند، اما وجه «شرمنده» را تقریباً ندارند. اگر فقط نیمهٔ دوم سرنخ مطرح بود، این دو پاسخ جدی‌تر می‌شدند؛ ترکیب دو صفت، امتیاز «متاسف» را بیشتر می‌کند.

تناسب: برای «مغموم» بیشتر

اشتباه مهم در شمردن حروف «خجل»

گاهی «خجل» به اشتباه چهارحرفی شمرده می‌شود، در حالی که از سه حرف خ + ج + ل ساخته شده است. این نکته در حل جدول مهم است، چون اختلاف حتی یک خانه می‌تواند گزینه‌ای را کاملاً حذف کند. «نادم» چهار حرف، «متاسف» و «منفعل» هر دو پنج حرف، «شرمسار» شش حرف و «سرافکنده» هشت حرف دارد.

اگر سرنخ دقیقاً همین عبارت است و ردیف یا ستون پنج خانه دارد، «متاسف» از نظر طول و معنا هم‌زمان جور درمی‌آید. اگر تعداد خانه‌ها متفاوت است، پاسخ را با حروف تقاطعی دوباره بسنجید و صرفاً به شباهت معنایی اکتفا نکنید.

معنای دقیق «متأسف» در این کاربرد

«متأسف» را نباید فقط به عبارت روزمرهٔ «متأسفم» محدود کرد. این صفت می‌تواند «اندوهگین»، «افسوس‌خورنده» و «دریغ‌خورنده» باشد و در بافتی که علت تأسف، رفتار یا تصمیم خود شخص است، رنگ پشیمانی و ندامت هم می‌گیرد. به همین دلیل طراح جدول می‌تواند با عبارت دووجهی «شرمنده و مغموم» به این واژه اشاره کند: «مغموم» از مسیر اندوه و «شرمنده» از مسیر پشیمانی و ندامت.

البته «متأسف» مترادف صددرصد و بدون تفاوتِ «شرمنده» نیست. ممکن است کسی از یک حادثه متأسف باشد بی‌آنکه خودش مرتکب خطایی شده یا شرمنده باشد. در جدول کلمات، تعریف‌ها اغلب بر هم‌پوشانیِ معنایی و شبکهٔ مترادف‌ها تکیه می‌کنند، نه بر یکسانی کامل همهٔ کاربردها. بنابراین وجود تفاوت ظریف میان این واژه‌ها، پاسخ را رد نمی‌کند؛ بلکه توضیح می‌دهد چرا «خجل» یا «نادم» در بعضی بافت‌ها طبیعی‌ترند، ولی در این سرنخ خاص «متاسف» برنده می‌شود.

اگر حروف تقاطعی با «متاسف» جور نبود چه کنیم؟

۳ خانه
خجل محتمل‌ترین بازبینی است؛ به‌ویژه اگر تعریف عملاً بر «شرمنده» تکیه داشته باشد.
۴ خانه
نادم را بررسی کنید؛ این گزینه پشیمانی و احساس تقصیر را بهتر از غم محض نشان می‌دهد.
۵ خانه
متاسف انتخاب اصلی است. «منفعل» از نظر معنای قدیمی رقیب جدی‌تری است و «محزون» و «مهموم» هم از نظر طول ممکن‌اند، اما برای همین عبارت «متاسف» اولویت دارد.
۶ خانه
شرمسار را بررسی کنید؛ این واژه معنای شرمندگی را مستقیم می‌رساند، هرچند مؤلفهٔ غم در آن صریح نیست.
۸ خانه
سرافکنده را می‌توان آزمود، به‌خصوص اگر حروف متقاطع با «س، ر، ا...» آغاز شوند.

فرق «شرمندگی»، «ندامت» و «تأسف» در یک نگاه

شرمندگی بیشتر به احساس خجالت و سرافکندگی مربوط است؛ ندامت پشیمانی از کاری است که انجام شده؛ و تأسف می‌تواند از اندوه و افسوس تا پشیمانی امتداد داشته باشد. سرنخ «شرمنده و مغموم» به‌جای انتخاب یکی از این حوزه‌ها، دو حوزه را به هم وصل کرده است. همین ویژگی باعث می‌شود واژه‌ای مثل «متأسف» که بین اندوه و پشیمانی حرکت می‌کند، جواب مناسب‌تری از مترادف‌های تک‌بعدی باشد.

  • خجل: محور اصلی = شرمندگی و خجالت.
  • نادم: محور اصلی = پشیمانی از کردار.
  • محزون: محور اصلی = اندوه و حزن.
  • متأسف: محور اصلی = اندوه و افسوس، با امکان نزدیک‌شدن به ندامت.
  • منفعل: در معنای امروزی بیشتر «واکنش‌ناپذیر/اثرپذیر» فهمیده می‌شود، اما در کاربرد لغوی قدیمی معنای خجل و مغموم نیز داشته است.

انتخاب نهایی برای ثبت در جدول

برای سرنخ «شرمنده و مغموم» بنویسید: متاسف

اگر پنج خانه در اختیار دارید، این پاسخ هم از نظر طول و هم از نظر طیف معنایی بهترین تطابق را دارد. در متن استاندارد بیرون از جدول، صورت «متأسف» را ترجیح دهید.

تعداد حروف پاسخ جدولی: ۵
صورت مناسب ورود در جدول: متاسف
صورت معیار نوشتاری: متأسف
نزدیک‌ترین جایگزین‌ها بر حسب طول: خجل، نادم، منفعل، شرمسار، سرافکنده
جمع‌بندی کوتاه: پاسخ اصلی «متاسف» است. «خجل» و «نادم» از نظر معنی بی‌ارتباط نیستند، اما به‌ترتیب فقط سه و چهار حرف دارند و بیشتر بر شرمندگی یا پشیمانی تمرکز می‌کنند. «منفعل» نیز پنج حرف دارد و از نظر لغوی رقیب جالبی است، اما در فارسی امروز معنای دیگری از آن پررنگ‌تر شده است. برای یک جواب پنج‌حرفی، «متاسف» دقیق‌ترین انتخاب است.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.