پرش به محتوای اصلی

سبب خنکی در جدول

۱۱ دقیقه مطالعه
پاسخ اصلی و دقیقِ ۴ حرفیمبرد

برای سرنخ «سبب خنکی در جدول»، پاسخ استاندارد و مستقیم مبرد است. این واژه دقیقاً چهار حرف دارد و از نظر معنایی به چیزی گفته می‌شود که سرد می‌کند، خنکی پدید می‌آورد یا عامل کاهش گرماست. اگر چهار خانه در اختیار دارید، «مبرد» از گزینه‌هایی مانند «سرما»، «سردی»، «سایه» یا «کولر» دقیق‌تر است، چون خودِ عبارتِ سرنخ روی عامل ایجاد خنکی تأکید دارد، نه صرفاً بر حالت سرد بودن.

چرا «مبرد» بهترین جواب این سرنخ است؟

در سرنخ‌های کوتاه جدول، هر واژه باید هم از نظر تعداد حروف و هم از نظر نقش معنایی با عبارت راهنما جور باشد. «خنکی» نام یک حالت است؛ اما وقتی پیش از آن واژه «سبب» می‌آید، سؤال دیگر درباره خودِ خنکی نیست، بلکه درباره چیزی است که آن حالت را ایجاد می‌کند. «مبرد» همین نقش را دارد: سردکننده، خنک‌کننده یا چیزی که موجب برودت می‌شود.

این تطابق معنایی یک امتیاز مهم دارد. بسیاری از جواب‌های ظاهراً نزدیک فقط بخشی از مفهوم را پوشش می‌دهند. برای نمونه «برودت» برابر با سردی و خنکی است، اما «سبب خنکی» نیست. «سرد» صفتِ چیزی با دمای پایین است، نه نامِ عامل سردکننده. «سایه» یا «کولر» می‌توانند در یک جمله واقعی باعث خنکی شوند، ولی برای یک سرنخ واژگانیِ فشرده، پاسخ عمومی و فرهنگ‌واژه‌ای «مبرد» دقیق‌تر است.

خوانش سریع سرنخ:

سبب = عامل یا ایجادکننده؛ خنکی = سردیِ ملایم یا کاهش گرما. کنار هم قرار گرفتن این دو مفهوم ما را به «خنک‌کننده / سردکننده» می‌رساند و صورت چهارحرفیِ مناسب جدول، مبرد است.

تعداد خانه‌ها: مبرد دقیقاً چهار حرف است

در شمارش خانه‌های جدول، اعراب، تشدید و نشانه‌های تلفظی خانه جداگانه نمی‌گیرند. بنابراین «مبرد» به چهار نویسه اصلی تقسیم می‌شود:

م ب ر د

پس اگر الگوی تقاطع شما چهار خانه دارد، پاسخ از نظر طول کاملاً سازگار است. اگر بعضی حروف تقاطعی را هم در اختیار دارید، الگوهای «م ـ ر ـ» یا «ـ ب ر د» عملاً انتخاب را بسیار محدود می‌کنند و «مبرد» را به گزینه اصلی تبدیل می‌کنند.

معنی «مبرد» در فارسی چیست؟

«مبرد» در کاربرد مربوط به خنکی، به معنای سردکننده، خنک‌کننده یا عامل ایجاد برودت است. این معنی هم در زبان قدیم و هم در کاربرد تخصصی امروز قابل تشخیص است. در متون قدیمی ممکن است واژه برای چیز یا دارویی به کار رود که حرارت بدن را کاهش می‌دهد؛ در زبان فنی امروز نیز «مبرد» برای ماده‌ای به کار می‌رود که در سامانه‌های سرمایشی و چرخه تبرید نقش انتقال گرما و ایجاد اثر سرمایشی دارد.

این کاربرد فنی نباید باعث شود پاسخ جدول را بیش از حد تخصصی برداشت کنیم. سرنخ «سبب خنکی» تعریفِ کوتاه و لغوی واژه را هدف گرفته است. بنابراین لازم نیست پاسخ حتماً «گاز مبرد»، «سیال مبرد» یا نام یک ماده خاص باشد؛ همان «مبرد» جواب کامل است.

نقش معناییچیزی که خنک می‌کند یا باعث کاهش گرما می‌شود.
طول در جدول۴ خانه: م + ب + ر + د.
معادل روانخنک‌کننده یا سردکننده.
مناسب برای سرنخ«سبب خنکی»، «سردکننده» و در برخی جدول‌ها «عامل برودت».

املای درست: «مبرد» یا شکل دیگری؟

صورت نوشتاری پاسخ مبرد است؛ بدون فاصله، نیم‌فاصله یا حرف اضافه. در جدول کلمات متقاطع نیز دقیقاً همین چهار حرف وارد می‌شود. افزودن اعراب در جدول معمول نیست و تشدید هم خانه مستقل به شمار نمی‌آید.

نکته ظریف این است که «مبرد» در فارسی یک هم‌نویسه است؛ یعنی یک صورت نوشتاری می‌تواند با خوانش‌ها و معنی‌های متفاوت دیده شود. در معنای رایجِ «سردکننده / خنک‌کننده»، خوانش شناخته‌شده مُبَرِّد است. با این حال، فرهنگ‌های قدیمی برای همین رسم‌الخط مدخل‌های دیگری نیز ثبت کرده‌اند. از آنجا که جدول معمولاً اعراب ندارد، آنچه برای حل‌کننده تعیین‌کننده است ترکیبِ چهار حرف «م ب ر د» و سازگاری معنی با سرنخ است.

دام مهم: «مِبْرَد» در عربی و برخی کاربردهای فارسی به معنی سوهان، یعنی ابزار ساییدن فلز یا چوب است. ظاهر نوشتاری آن همان «مبرد» است، اما معنی و تلفظ متفاوت می‌شود. در سرنخ «سبب خنکی»، معنیِ سوهان هیچ تناسبی ندارد؛ پس باید شاخه معناییِ سردکننده را انتخاب کرد.

«مبرد» با «برودت» چه فرقی دارد؟

این دو واژه از نظر فضای معنایی به هم نزدیک‌اند، اما نقش یکسانی ندارند. برودت یعنی سردی یا خنکی؛ یعنی خودِ حالت. در مقابل، مبرد چیزی است که آن حالت را پدید می‌آورد یا با سردکردن ارتباط دارد. به همین دلیل اگر سرنخ فقط «خنکی» یا «سردی» بود، «برودت» می‌توانست پاسخ بسیار مناسبی باشد؛ اما با اضافه شدن کلمه «سبب»، جهت سؤال عوض می‌شود و «مبرد» برتری پیدا می‌کند.

یک روش سریع برای تشخیص: اگر بتوانید جای پاسخ بگویید «عاملِ ...»، به واژه‌ای نیاز دارید که نقش ایجادکننده داشته باشد. «عامل خنکی = مبرد» طبیعی است؛ ولی «عامل خنکی = برودت» از نظر منطقی همانندیِ علت و حالت را با هم خلط می‌کند.

گزینه‌های نزدیک را بر اساس تعداد حروف مقایسه کنیم

گاهی حل‌کننده فقط بخشی از جدول را دارد و می‌خواهد بداند آیا پاسخ دیگری هم ممکن است یا نه. چند واژه به موضوع سرما و خنکی نزدیک‌اند، اما همه آن‌ها هم‌ارز این سرنخ نیستند. شمارش درست حروف نیز مهم است؛ چون در جدول فارسی معمولاً فاصله و نیم‌فاصله خانه نمی‌گیرند و خودِ حروف شمرده می‌شوند.

مبرد۴ حرفدقیق‌ترین گزینه؛ مستقیماً به سردکننده یا سبب خنکی اشاره دارد.
سرد۳ حرفصفتِ دمای پایین است؛ از نظر معنایی «سبب خنکی» نیست و فقط در سرنخ‌هایی مانند «خنک» یا «غیر گرم» مناسب‌تر است.
سایه۴ حرفدر موقعیت واقعی می‌تواند باعث خنکی شود، اما پاسخ لغوی و عمومیِ این تعریف نیست. فقط با قرینه‌های تقاطعی خاص باید به آن فکر کرد.
کولر۴ حرفیک وسیله سرمایشی است، اما سرنخِ واژگانی «سبب خنکی» معمولاً نام عام‌تر «مبرد» را می‌طلبد.
براد۴ حرفواژه‌ای قدیمی و کم‌کاربرد با پیوند معنایی به خنک‌کردن و آب سرد است؛ از نظر طول چهارحرفی است، نه سه‌حرفی، و برای این سرنخ از «مبرد» ضعیف‌تر است.
برودت۵ حرفبه معنی سردی و خنکی است؛ خودِ حالت را نام می‌برد، نه علت یا عامل آن.
یخچال۵ حرفوسیله‌ای برای سرد نگه داشتن است؛ پاسخ زمینه‌ای محسوب می‌شود، نه تعریف مستقیم «سبب خنکی».
سرمازا۶ حرفاز نظر ساخت معنایی به «ایجادکننده سرما» نزدیک است، اما شش حرف دارد و در جدول‌های معمول کمتر از «مبرد» برای این تعریف دیده می‌شود.
خنک‌کننده۸ حرفمعادل توضیحی بسیار روشنِ «مبرد» است. با حذف نیم‌فاصله برای خانه‌های جدول، حروف «خنککننده» هشت حرف می‌شوند.

نکته شمارشی: «کولر» چهار حرف، «یخچال» پنج حرف و «سرمازا» شش حرف دارد. در حل جدول، این شمارش ساده اما تعیین‌کننده است و جلوی انتخاب گزینه‌ای را می‌گیرد که از نظر معنی نزدیک ولی از نظر طول ناممکن است.

آیا «براد» می‌تواند جواب باشد؟

«براد» واژه‌ای کهن و کم‌استعمال است و در برخی مدخل‌های لغوی با مفهوم سرد یا خنک‌کننده پیوند دارد؛ حتی برای ظرف یا کوزه‌ای که آب را خنک نگه می‌دارد نیز به کار رفته است. بنابراین از نظر تاریخی کاملاً بی‌ارتباط نیست. با این حال، دو دلیل باعث می‌شود برای این سرنخ انتخاب اول نباشد: نخست اینکه تعریف «سبب خنکی» با «مبرد» تطابق مستقیم‌تری دارد؛ دوم اینکه در کاربردهای جدولی نیز «مبرد» پاسخ تثبیت‌شده‌تر و روشن‌تری برای این عبارت است. اگر چهار خانه دارید و هیچ حرف تقاطعی خلاف آن نیست، «مبرد» را مقدم بدانید.

چرا «سرد»، «سرما» و «سردی» جواب دقیق نیستند؟

«سرد» صفت است؛ «سرما» و «سردی» نام حالت‌اند. اگر سرنخ «خنکی»، «برودت»، «هوای سرد» یا «مقابل گرمی» بود، این خانواده واژگان می‌توانستند مطرح شوند. اما عبارت «سبب خنکی» ساختاری علت‌محور دارد. در نتیجه پاسخ باید تا حد امکان یک عامل، چیزِ سردکننده یا اسمِ دارای نقش ایجادکننده باشد. همین تفاوت کوچک در دستور و معنی، دلیل اصلی برتری «مبرد» است.

کاربرد امروزی «مبرد» و ارتباطش با سرمایش

در زبان تخصصی تهویه مطبوع و تبرید، «مبرد» معمولاً به ماده یا سیالی گفته می‌شود که در چرخه سرمایش گرما را از بخشی از سامانه می‌گیرد و در بخش دیگری پس می‌دهد. این کاربرد، معنای پایه واژه را روشن‌تر می‌کند: مبرد با فرایند کاهش دما و انتقال گرما سروکار دارد. با این همه، سرنخ جدول الزاماً درباره مهندسی نیست و از حل‌کننده نام یک گاز یا کد فنی نمی‌خواهد؛ فقط همان مفهوم عمومیِ «سردکننده» کافی است.

به همین دلیل، اگر در ذهن شما «مبرد» فقط اصطلاحی مربوط به کولر گازی یا یخچال بود، دامنه معنای آن را کمی گسترده‌تر ببینید. در پاسخ‌های واژگانی، «مبرد» می‌تواند به صورت عام به چیزی نسبت داده شود که سبب سردی یا خنکی می‌شود.

اگر حروف تقاطعی با «مبرد» جور نبود چه کنیم؟

پیش از کنار گذاشتن پاسخ، ابتدا سه چیز را کنترل کنید: تعداد خانه‌ها، صحت جواب‌های عمودی و افقیِ مجاور، و این‌که آیا یک حرف اشتباه از پاسخ دیگری وارد شده است. چون «مبرد» برای این تعریف بسیار مستقیم است، ناسازگاری یک حرف تقاطعی اغلب می‌تواند ناشی از خطای بخش دیگری از جدول باشد.

  • اگر چهار خانه دارید و حرف اول م است، «مبرد» بسیار محتمل است.
  • اگر چهار خانه دارید و دو حرف پایانی ر، د هستند، احتمال «مبرد» باز هم بالا می‌رود.
  • اگر پنج خانه دارید، احتمالاً سرنخ، نسخه جدول یا تعداد خانه‌ها متفاوت است؛ «برودت» پنج حرف دارد اما معنی آن «خنکی» است، نه «سبب خنکی».
  • اگر پاسخ بلندتر می‌خواهد، ممکن است طراح به جای واژه فرهنگ‌نامه‌ای از تعبیری مانند «خنک‌کننده» یا یک وسیله مشخص استفاده کرده باشد؛ در این حالت حروف تقاطعی تعیین‌کننده‌اند.

تلفظ و تشدید؛ چیزی که در خانه‌های جدول دیده نمی‌شود

در نوشتار معمول فارسی، واژه بدون اعراب نوشته می‌شود: «مبرد». وقتی منظور «سردکننده» باشد، خوانش رایج مُبَرِّد است؛ یعنی روی «ر» تشدید وجود دارد. تشدید در جدول خانه جدا نمی‌گیرد، همان‌طور که ضمه و کسره نیز نوشته نمی‌شوند. بنابراین پاسخ همچنان چهار خانه است.

از سوی دیگر، «مِبْرَد» با همین حروف می‌تواند معنای «سوهان» بدهد. این نمونه خوبی است از اینکه در جدول فقط ظاهر حروف کافی نیست و باید سرنخ معنایی را نیز جدی گرفت. «سبب خنکی» مسیر معنایی را کاملاً روشن می‌کند و اجازه نمی‌دهد معنای ابزار سایش را با آن اشتباه بگیریم.

چند سرنخ نزدیک که ممکن است به «مبرد» برسند

اگر در جدول‌های دیگر با عبارت‌های متفاوتی روبه‌رو شدید، «مبرد» ممکن است زیر تعریف‌های کوتاهی مانند «خنک‌کننده»، «سردکننده»، «عامل برودت» یا «کاهنده حرارت» پنهان شده باشد. البته همیشه تعداد خانه و حروف تقاطعی را بررسی کنید، زیرا طراحان جدول گاهی برای یک مفهوم از مترادف‌های متفاوت استفاده می‌کنند.

فرق یک تعریف دقیق با یک تداعی آزاد

در حل جدول، «چیزی که در تابستان ما را خنک می‌کند» می‌تواند سایه، باد، کولر یا آب باشد؛ اما «سبب خنکی» به سبک فرهنگ‌واژه‌ای، تعریف فشرده‌تری است و معمولاً دنبال واژه‌ای می‌گردد که خودِ مفهوم «خنک‌کننده» را حمل کند. به همین علت پاسخ «مبرد» از تداعی‌های روزمره مطمئن‌تر است.

پاسخ نهایی برای وارد کردن در جدول

اگر سرنخ دقیق شما «سبب خنکی» است و چهار خانه دارید، حروف را به ترتیب م، ب، ر، د وارد کنید. گزینه‌های دیگری که با سرما ارتباط دارند یا طول متفاوتی دارند، یا از نظر معنایی خودِ خنکی را بیان می‌کنند نه عامل آن. «مبرد» هم از نظر طول و هم از نظر تعریف، منطبق‌ترین پاسخ است.

جمع‌بندی کاربردی: پاسخ اصلی «سبب خنکی در جدول» مبرد است؛ ۴ حرفی و به معنی سردکننده یا عامل ایجاد خنکی. «برودت» به خودِ خنکی اشاره دارد، «سرد» صفت است، و گزینه‌هایی مثل «کولر» یا «سایه» فقط در بافت‌های خاص می‌توانند مسبب خنکی باشند. برای سرنخ کوتاه و فرهنگ‌واژه‌ای، انتخاب اول همان مبرد است.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.