پرش به محتوای اصلی

تارتن در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ اصلی جدولتننده

برای سرنخ «تارتن»، پاسخ ذخیره‌شده یعنی تننده درست، دقیق و از نظر تعداد خانه‌ها کاملاً سازگار است. «تارتن» واژه‌ای فارسی و کهن برای چیزی یا کسی است که تار می‌تند؛ بنابراین «تننده» نزدیک‌ترین بازگردان مستقیم آن به زبان امروز است. بااین‌حال، چون خود «تارتن» در کاربرد واژگانی می‌تواند به بافنده، عنکبوت یا کرم ابریشم اشاره کند، پاسخ نهایی هر جدول باید با تعداد خانه‌ها و حروف تقاطعی سنجیده شود.

چرا «تننده» پاسخ اصلی است؟

ساختمان واژه روشن است: تار + تن. جزء «تار» همان رشته یا تارِ بافته‌شونده است و «تن» بن مضارعِ «تنیدن» به شمار می‌آید. در نتیجه، «تارتن» از نظر ساخت معنایی یعنی تار‌تننده؛ یعنی موجود یا شخصی که کارش تنیدن تار است.

پاسخ تننده نیز صفت فاعلیِ «تنیدن» است و «آن‌که می‌تند» معنا می‌دهد. این هم‌پوشانی مستقیم سبب می‌شود که برای یک ورودی پنج‌خانه‌ای، «تننده» از پاسخ‌هایی مانند «عنکبوت» یا «بافنده» دقیق‌تر و فشرده‌تر باشد؛ زیرا نه‌فقط یکی از مصداق‌ها، بلکه خود مفهوم عملِ تنیدن را بازمی‌گرداند.

تاررشته، نخ یا شبکه‌ای که بافته می‌شود
تنبن مضارع «تنیدن» در ترکیب واژه
تنندهآن‌که می‌تند؛ معادل مستقیم سرنخ

شمارش دقیق حروف پاسخ

«تننده» در جدول پنج حرف دارد. دو حرف «ن» باید جداگانه در دو خانه قرار بگیرند و حذف یکی از آن‌ها، واژه را نادرست می‌کند.

تننده۵ خانه: ت ـ ن ـ ن ـ د ـ ه

در نوشتار معمول و در خانه‌های جدول، شکل معیار همان «تننده» است. افزودن تشدید ضروری نیست؛ دو «ن» در خود املای واژه حضور دارند و هرکدام یک خانه را می‌گیرند.

پاسخ‌های واقعاً محتمل و تعداد حروف آن‌ها

تننده۵ حرف

دقیق‌ترین پاسخ مفهومی برای «تارتن». هم از نظر ساخت واژه و هم از نظر معنی، مستقیماً به «آن‌که می‌تند» اشاره می‌کند. برای الگوی پنج‌خانه‌ای، انتخاب نخست است.

جولاه۵ حرف

واژه‌ای کهن برای بافنده و در برخی کاربردها برای عنکبوت. از نظر تعداد حروف رقیب جدی «تننده» است، اما نسبت به سرنخ «تارتن» رنگ ادبی و کهن‌تری دارد.

عنکبوت۶ حرف

رایج‌ترین مصداق طبیعیِ تار‌تن. وقتی جدول شش خانه دارد یا حروف تقاطعی به «ع» و «ک» می‌رسند، این پاسخ بسیار محتمل است؛ اما پنج‌حرفی نیست.

بافنده۶ حرف

معادل معنایی عمومی برای کسی که می‌بافد. این گزینه در جدول‌های شش‌خانه‌ای مناسب است، ولی از «تننده» عام‌تر است و الزاماً بر تار تنیدن دلالت اختصاصی ندارد.

جولاهه۶ حرف

صورت کهن دیگری برای بافنده و گاهی عنکبوت. در جدول‌های ادبی یا واژه‌محور دیده می‌شود و باید با شش خانه و حروف تقاطعی سازگار باشد.

نوغان۵ حرف

به کرم ابریشم، تخم آن یا پیله اشاره می‌کند. چون «تارتن» گاهی کنایه از کرم ابریشم است، این واژه از نظر معنایی دور از موضوع نیست؛ بااین‌حال برای سرنخ مستقیم «تارتن» معمولاً انتخاب نخست نیست.

اصلاح مهم شمارش: «عنکبوت» و «بافنده» هر دو شش‌حرفی‌اند، «نوغان» پنج‌حرفی است و «جولاه» نیز پنج حرف دارد. در جدول فارسی، ملاک تعداد نویسه‌های نوشته‌شده در خانه‌هاست، نه تعداد هجاها یا کشش آوایی واژه.

رتبه‌بندی گزینه‌ها برای همین سرنخ

تنندهمعادل مستقیم، پنج‌حرفی و هم‌ساخت با مفهوم «تار تنیدن»بسیار محتمل
جولاهپنج‌حرفی و معتبر، اما کهن‌تر و وابسته‌تر به سبک طراحمحتمل
عنکبوتمصداق مشهور تارتن، مناسب فقط برای الگوی شش‌خانه‌ایوابسته به خانه‌ها
بافندهمعادل عام و شش‌حرفی؛ از نظر معنایی درست ولی کم‌اختصاص‌ترگزینه جایگزین
نوغانتنها در خوانش «کرم ابریشم» قابل دفاع است، نه معادل نخستاحتمال محدود

تفاوت «تارتن» با «تارتان»

تارتن: واژه فارسی مرتبط با تنیدن

«تارتن» بدون الفِ میانی نوشته می‌شود و با تار، بافندگی، عنکبوت و کرم ابریشم پیوند معنایی دارد. در سرنخ‌های واژگانی و جدول‌های کلاسیک، همین صورت مدنظر است.

تارتان: نقش یا پارچه چهارخانه

«تارتان» با یک «ا» پس از حرف «ت» دوم، نام نقش چهارخانه مشهور اسکاتلندی است. این واژه وام‌گرفته است و نباید با «تارتن» فارسی یکی دانسته شود.

نکته‌های املایی که پاسخ را قطعی می‌کنند

  • دو «ن» را حفظ کنید: املای درست پاسخ «تننده» است، نه «تنده». نخستین «ن» بخشی از بن «تن» و «ن» بعدی در ساخت صفت فاعلی دیده می‌شود.
  • تشدید را خانه جدا حساب نکنید: نشانه‌های آوایی مانند فتحه و تشدید در جدول خانه مستقل ندارند. آنچه وارد خانه‌ها می‌شود پنج حرفِ نوشته‌شده واژه است.
  • الفِ اضافی نگذارید: سرنخ «تارتن» با «تارتان» متفاوت است. ورود الفِ اضافه مسیر پاسخ را به پارچه و نقش چهارخانه می‌برد و معنی را عوض می‌کند.
  • مصداق را با معادل اشتباه نگیرید: عنکبوت یک مصداق روشن تارتن است، اما «تننده» خودِ معنی واژه را بیان می‌کند. به همین دلیل در پنج خانه، «تننده» برتری دارد.

حروف تقاطعی چگونه میان پاسخ‌ها داوری می‌کنند؟

اگر طول پاسخ پنج خانه باشد، رقابت اصلی میان تننده و جولاه شکل می‌گیرد. در این حالت، حرف آغازین تعیین‌کننده است: «ت» به‌سرعت «تننده» را تقویت می‌کند و «ج» مسیر را به «جولاه» می‌برد. حرف چهارم نیز مفید است؛ در «تننده» حرف چهارم «د» و در «جولاه» حرف چهارم «ا» است.

اگر طول پاسخ شش خانه باشد، «عنکبوت»، «بافنده» و «جولاهه» وارد رقابت می‌شوند. حرف نخست معمولاً کافی است: «ع» برای عنکبوت، «ب» برای بافنده و «ج» برای جولاهه. بنابراین صرف دیدن معنی کلی کافی نیست؛ الگوی خانه‌ها باید با املای کامل گزینه منطبق باشد.

الگوی ت ـ ن ـ ن ـ د ـ هپاسخ قطعی: تننده
الگوی ج ـ و ـ ل ـ ا ـ هپاسخ جایگزین: جولاه
الگوی ع ـ ن ـ ک ـ ب ـ و ـ تپاسخ مصداقی: عنکبوت

معنی‌های «تارتن» در یک نگاه دقیق

این واژه فقط نام یک جانور نیست. در کاربرد صفتی می‌تواند به معنی بافنده یا تننده باشد؛ در کاربرد اسمی می‌تواند عنکبوت را برساند؛ و در برخی بافت‌های کهن، به سبب پیله‌تنی، درباره کرم ابریشم نیز به کار رود. همین چندمعنایی علت وجود پاسخ‌های متفاوت در جدول‌هاست.

با وجود این تنوع، هنگامی که سرنخ دقیقاً «تارتن» است و پاسخ پنج خانه دارد، «تننده» از نظر واژگانی تمیزترین انتخاب است. «جولاه» نیز معتبر است، اما بیشتر هنگامی ترجیح پیدا می‌کند که حروف تقاطعی آن را الزام کنند یا سبک جدول بر واژه‌های ادبی و کهن تکیه داشته باشد.

جمع‌بندی پاسخ

پاسخ اصلی «تارتن در جدول» تننده است: واژه‌ای پنج‌حرفی با چینش ت، ن، ن، د، ه. در جدول‌های دیگر، بسته به تعداد خانه‌ها، «جولاه» برای پنج خانه و «عنکبوت»، «بافنده» یا «جولاهه» برای شش خانه نیز ممکن‌اند؛ اما برای پاسخ ذخیره‌شده و الگوی پنج‌حرفی، «تننده» کاملاً درست است.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.