پرش به محتوای اصلی

به دست گرفتن در جدول

۷ دقیقه مطالعه
پاسخ مستقیم: قبض — سه حرف

پاسخ «به دست گرفتن» در جدول چیست؟

برای سرنخی که دقیقاً با عبارت «به دست گرفتن» نوشته شده و سه خانه دارد، پاسخ درست و فشرده قبض است. این انتخاب بر معنای اصیل واژه تکیه دارد، نه معنای روزمره‌ای که آن را فقط به برگه آب، برق یا پرداخت محدود می‌کند.

پاسخ اصلیقبض
تعداد حروف۳ حرف
نقش معناییگرفتن و در دست داشتن

چرا «قبض» دقیق‌ترین جواب است؟

قبض در یکی از معانی بنیادی خود به «گرفتن»، «به پنجه گرفتن» و «به دست گرفتن» اشاره می‌کند. بنابراین میان صورت سرنخ و پاسخ، پیوندی مستقیم وجود دارد: طراح جدول یک عبارت فعلی چندکلمه‌ای داده و از حل‌کننده یک اسم‌مصدر یا مصدر کوتاه خواسته است.

این الگو در جدول‌های فارسی رایج است. عبارتی مانند «در اختیار گرفتن»، «به چنگ آوردن» یا «به دست گرفتن» ممکن است با واژه‌ای فشرده پاسخ داده شود. در اینجا «قبض» هم از نظر معنی با سرنخ هماهنگ است و هم با پاسخ سه‌خانه‌ای سازگاری کامل دارد.

نکته کلیدی: معنای «برگه پرداخت یا رسید» تنها یکی از کاربردهای امروزی قبض است. در سرنخ‌های واژگانی، معنای کهن‌تر و فعلی آن یعنی گرفتن و در دست آوردن اهمیت دارد.

املای درست و شمارش خانه‌ها

پاسخ باید دقیقاً به صورت قبض نوشته شود؛ با «ق» در آغاز، «ب» در میانه و «ض» در پایان. جایگزین کردن «ز»، «ظ» یا «ذ» در حرف آخر نادرست است، هرچند در گفتار امروز این حروف ممکن است آوایی نزدیک داشته باشند.

ق ب ض ۳ خانه

در شمارش جدول، هر حرف یک خانه می‌گیرد و حرکات کوتاه مانند فتحه نوشته نمی‌شوند؛ پس «قَبْض» همچنان سه خانه دارد.

دام املایی: «قبز» تلفظ‌محور اما غلط است. صورت معیار فقط «قبض» است.

دو معنای شناخته‌شده یک واژه

۱. قبض به معنی گرفتن

در کاربرد لغوی، قبض می‌تواند بر گرفتن با دست، در اختیار گرفتن، دریافت کردن یا تملک دلالت کند. از همین خانواده، ترکیب‌هایی مانند «قبض و بسط» نیز ساخته شده‌اند؛ قبض سویه جمع‌کردن، فروبستن یا گرفتن را نشان می‌دهد و بسط سویه گشودن و گستردن را.

در خوانش جدولیِ «به دست گرفتن»، باید همین معنای فعلی و ریشه‌ای را فعال کرد: گرفتن ← قبض.

۲. قبض به معنی رسید یا برگه پرداخت

در زبان روزمره، وقتی از قبض آب، برق، گاز یا تلفن سخن می‌گوییم، منظور سند یا برگه‌ای است که مبلغ مصرف یا دریافت را نشان می‌دهد. فراوانی این کاربرد ممکن است حل‌کننده را از معنای اصلی سرنخ دور کند، اما چندمعنایی بودن واژه باعث نمی‌شود پاسخ «قبض» برای این سرنخ نادرست باشد.

راه تشخیص ساده است: در جدول باید معنایی را انتخاب کرد که با عبارت داده‌شده و تعداد خانه‌ها هم‌زمان جور باشد. «برگه پرداخت» با سرنخ حاضر تناسبی ندارد، ولی «گرفتن و به دست گرفتن» دقیقاً متناسب است.

مقایسه با جواب‌های نزدیک

چند واژه دیگر ممکن است در نگاه نخست به ذهن برسند، اما همه آن‌ها از نظر تعداد حروف یا شدت و جهت معنا یکسان نیستند. مقایسه زیر نشان می‌دهد چرا پاسخ ذخیره‌شده «قبض» برتری دارد.

قبض
۳ حرف
مستقیم‌ترین معادل کوتاه برای گرفتن و به دست گرفتن؛ بهترین انتخاب برای سرنخ سه‌خانه‌ای.
اخذ
۳ حرف
به معنی گرفتن و دریافت کردن است، اما بیشتر در ترکیب‌های رسمی مانند اخذ مدرک، اخذ وجه یا اخذ تصمیم دیده می‌شود. برای عبارت دقیق «به دست گرفتن»، «قبض» پیوند لغوی روشن‌تری دارد.
ضبط
۳ حرف
می‌تواند به توقیف، تصاحب، مهار یا ثبت کردن اشاره کند. بدون قرینه‌ای مانند «توقیف کردن» یا «ثبت صدا»، پاسخ نخست این سرنخ نیست.
قبضه
۴ حرف
اغلب به دسته سلاح یا ابزار، یک مشت از چیزی، واحد شمارش برخی سلاح‌ها، یا حالت در چنگ و اختیار بودن اشاره می‌کند. از نظر تعداد خانه و نقش واژه با «قبض» متفاوت است.
تصرف
۴ حرف
برای «در اختیار گرفتن»، «مالک شدن» یا «اشغال کردن» مناسب است، به‌ویژه وقتی سرنخ رنگ حقوقی، مکانی یا مالکیتی داشته باشد. با این حال چهارحرفی است و معنایش از گرفتن ساده خاص‌تر است.
تملک
۴ حرف
بر مالک شدن تأکید دارد، نه صرفاً گرفتن با دست. اگر سرنخ «مالک شدن» یا «به مالکیت درآوردن» باشد، احتمال آن بیشتر می‌شود.
تصاحب
۵ حرف
به معنی از آنِ خود کردن و مالک شدن است. در سرنخ‌هایی که مفهوم مالکیت یا غلبه برجسته باشد مناسب‌تر از «به دست گرفتن» ساده است.
امساک
۵ حرف
بیشتر معنای خودداری، نگه داشتن، بازداشتن یا بخل ورزیدن دارد. هرچند «نگه داشتن» یکی از سایه‌های معنایی آن است، معادل طبیعی و مستقیم این سرنخ نیست.
استیلا
۶ حرف
به معنای چیرگی، تسلط و دست یافتن است. این واژه نه پنج‌حرفی، بلکه شش‌حرفی است و برای سرنخ‌هایی مانند «چیرگی» یا «سلطه یافتن» مناسب‌تر است.

تفاوت مهم «قبض» و «قبضه»

شباهت ظاهری این دو واژه باعث اشتباه می‌شود. قبض در این سؤال عمل یا مفهوم گرفتن را بیان می‌کند، اما قبضه معمولاً یک اسم است: دسته شمشیر و سلاح، مقداری که در مشت جا می‌گیرد، یا واحد شمارش برخی ابزارها و سلاح‌ها.

در تعبیر «در قبضه داشتن»، واژه قبضه به معنای در چنگ، اختیار یا سلطه داشتن نزدیک می‌شود. با این همه، وقتی خود سرنخ فقط «به دست گرفتن» و تعداد خانه‌ها سه است، افزودن «ه» نه لازم است و نه درست.

قبض سه حرف؛ گرفتن، دریافت یا در دست آوردن.
قبضه چهار حرف؛ دسته، مشت، واحد شمارش یا حوزه اختیار.

چه زمانی پاسخ دیگری درست می‌شود؟

پاسخ جدول فقط از روی معنی کلی تعیین نمی‌شود؛ تعداد خانه‌ها، حروف متقاطع و لحن سرنخ نیز دخیل‌اند. بنابراین «قبض» بهترین جواب برای صورت سه‌حرفی این سؤال است، اما در صورت تغییر قرینه‌ها ممکن است گزینه دیگری برنده شود.

  • اگر سه خانه باشد و مفهوم «دریافت کردن» پررنگ باشد، اخذ نیز احتمال دارد.
  • اگر سه خانه باشد و سرنخ به توقیف، مهار یا ثبت اشاره کند، ضبط محتمل‌تر می‌شود.
  • اگر چهار خانه باشد و مفهوم مالک شدن یا اشغال مطرح شود، تصرف یا تملک قابل بررسی است.
  • اگر چهار خانه باشد و سرنخ به دسته سلاح، مشت یا اختیار اشاره کند، قبضه مناسب است.
  • اگر پنج خانه باشد و سرنخ «خودداری» یا «دریغ» باشد، امساک جواب دقیق‌تری است.
  • اگر شش خانه باشد و سرنخ «چیرگی» یا «سلطه» باشد، استیلا می‌تواند پاسخ باشد.
وجود حرف متقاطع «ق» در خانه اول یا «ض» در خانه آخر، احتمال «قبض» را بسیار بالا می‌برد. اگر یکی از این حروف با پاسخ‌های عمودی ناسازگار باشد، باید دوباره تعداد خانه یا صورت دقیق سرنخ بررسی شود.

چرا معنای روزمره نباید گمراه‌کننده باشد؟

بسیاری از واژه‌های جدول چندمعنا دارند و طراح عمداً سراغ معنایی می‌رود که در گفت‌وگوی روزانه کمتر شنیده می‌شود. «قبض» نمونه روشنی است: ذهن امروز سریع به قبض خدمات شهری می‌رود، در حالی که ساختمان واژه و کاربردهای قدیمی‌تر آن با گرفتن، در اختیار آوردن و جمع کردن ارتباط دارد.

برای حل چنین سرنخ‌هایی بهتر است واژه را از ترکیب‌های آشنا جدا کنیم. وقتی «قبض آب» را کنار بگذاریم و خود «قبض» را مستقل ببینیم، ارتباط آن با «قبض کردن»، «مقبوض»، «قبض و بسط» و «در قبضه داشتن» آشکارتر می‌شود. این شبکه معنایی نشان می‌دهد که پاسخ، یک حدس اتفاقی نیست.

جمع‌بندی دقیق برای ثبت در جدول

پاسخ نهایی: قبض

برای سرنخ «به دست گرفتن» با الگوی سه‌حرفی، قبض از نظر معنی، املا و تعداد خانه‌ها پاسخ درست است. «قبضه» چهار حرف دارد و اسمِ دسته یا حوزه اختیار است؛ «تصرف» و «تملک» نیز چهارحرفی و مالکیت‌محورند؛ «امساک» پنج‌حرفی اما به معنی خودداری و نگه‌داشتن است؛ و «استیلا» شش حرف دارد و بر چیرگی تأکید می‌کند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.