برای سرنخ «باطل کردن» یک جواب یگانه وجود ندارد، چون این عبارت در فارسی هم معنای عمومی دارد و هم در قرارداد، قانون، حکم، رأی و سند با واژههای دقیقتری بیان میشود. در جدول کلمات، محتملترین پاسخ کوتاه معمولاً یکی از «لغو»، «فسخ» یا «نسخ» است؛ «الغا» برای چهار خانه و «ابطال» برای پنج خانه انتخابهای بسیار معتبرند.
پاسخ بر پایه تعداد خانههای جدول
شمردن حروف باید بر اساس نویسههای خود واژه انجام شود، نه تعداد هجا یا شکل تلفظ. حرکتها و نشانههای آوایی نیز خانه جدا نمیگیرند.
سه جواب اصلی و رایج. «نقض» و «نفی» نیز در بعضی بافتها ممکناند، اما از نظر معنایی عمومیتر یا غیرمستقیمترند.
پاسخ روشن برای «لغو و باطل کردن». در فارسی معیار معمولاً بدون همزه پایانی نوشته میشود.
«ابطال» دقیقترین گزینه عمومی است. «تبطیل» کمکاربردتر و «اسقاط» بیشتر ناظر به از میان بردن حق یا اعتبار است.
کدام واژه از همه دقیقتر است؟
دقت پاسخ به چیزی بستگی دارد که قرار است بیاعتبار شود. طراح جدول ممکن است فقط مترادف لغوی بخواهد، اما گاهی با یک قرینه کوتاه، حوزه معنایی را نیز مشخص میکند.
انتخاب عمومی برای برهم زدن برنامه، دستور، مجوز، پرواز، جلسه یا تصمیم به کار میرود. اگر سرنخ هیچ قرینه تخصصی نداشته باشد و پاسخ سهحرفی باشد، «لغو» معمولاً نخستین حدس منطقی است.
قرارداد و معامله بیشتر درباره برهم زدن عقد، معامله یا قرارداد به کار میرود. وجود واژههایی مانند «بیع»، «معامله»، «اجاره»، «عقد» یا «قرارداد» در کنار سرنخ، احتمال «فسخ» را بالا میبرد.
قانون و حکم پیشین به کنار رفتن اعتبار حکم یا قانون قبلی، معمولاً در اثر حکم یا قانون بعدی، اشاره دارد. در جدولهای ادبی و حقوقی، «باطل کردن قانون» اغلب با «نسخ» پاسخ داده میشود.
برچیدن رسمی معنای لغو کردن، از شمار انداختن و بیاثر ساختن دارد. برای چهار خانه، یکی از مستقیمترین جوابهاست؛ بهویژه وقتی موضوع یک مقرره، امتیاز، مجازات، تصمیم یا ساختار رسمی باشد.
معادل مستقیم خودِ مصدر «باطل کردن» است و از نظر واژگانی کمترین فاصله را با سرنخ دارد. برای پنج خانه، بهخصوص درباره رأی، سند، انتخابات، مجوز یا تصمیم رسمی، گزینهای بسیار قوی است.
پاسخهای فرعی که فقط گاهی درستاند
برخی واژهها در فرهنگهای مترادف کنار «ابطال» میآیند، اما در جدول باید با احتیاط انتخاب شوند؛ زیرا معنای آنها دقیقاً در همه جملهها برابر «باطل کردن» نیست.
نقض
سه حرفی و مناسب برای شکستن عهد، زیر پا گذاشتن قاعده یا بیاثر کردن رأی و حکم است. «نقض رأی» تعبیر طبیعیتری از «نقض برنامه» است، بنابراین قرینه موضوعی اهمیت دارد.
نفی
سه حرفی و نزدیک به رد کردن، انکار کردن یا سلب اعتبار است. برای سرنخهایی مانند «رد و انکار» دقیقتر از «باطل کردن» است و معمولاً انتخاب دوم به شمار میآید.
تبطیل
پنج حرفی و از نظر لغوی به معنی باطل ساختن است، ولی در فارسی امروز بسیار کمکاربردتر از «ابطال» است. تنها با حروف تقاطعی روشن سراغ آن بروید.
اسقاط
پنج حرفی و به معنی ساقط کردن است؛ بیشتر درباره حق، تعهد، اعتبار یا تکلیف به کار میرود. برای «باطل کردن حق» ممکن است مناسب باشد، اما معادل عمومی سرنخ نیست.
احباط
پنج حرفی و به معنی تباه یا بیاثر کردن، بهویژه درباره عمل و پاداش، دیده میشود. این واژه ادبی و دینی است و بدون قرینه قوی نباید بر «ابطال» مقدم شود.
اقاله
پنج حرفی و اصطلاحی برای برهم زدن معامله با رضایت دو طرف است. هرچند نتیجه آن پایان یافتن قرارداد است، مترادف مطلق «باطل کردن» نیست.
املای درست و تفاوت شکلهای مشابه
نسخ، نه مسخ
«نسخ» با نون، یعنی از اعتبار انداختن حکم یا قانون پیشین. «مسخ» با میم، یعنی دگرگون شدن چهره یا ماهیت. شباهت دیداری این دو واژه یکی از خطاهای متداول هنگام پر کردن جدول است.
ابطال، نه بطلان
«ابطال» عملِ باطل کردن است؛ «بطلان» حالت باطل بودن یا بیاعتباری است. اگر سرنخ فعلنما یا مصدر متعدی باشد، «ابطال» مناسبتر است؛ اگر معنای «باطل بودن» بدهد، «بطلان» محتملتر خواهد بود.
لغو با ملغا یکی نیست
«لغو» خودِ عمل برهم زدن یا بیاثر کردن است، اما «ملغا» صفتی به معنی لغوشده و از اعتبار افتاده است. برای «باطل کردن» پاسخ «لغو» درستتر از «ملغا» است.
فسخ با انفساخ تفاوت دارد
«فسخ» برهم زدن قرارداد است، در حالی که «انفساخ» به از بین رفتن خودکار عقد بر اثر سبب قانونی یا شرط اشاره میکند. جدول کوتاه معمولاً همان «فسخ» را میخواهد.
روش انتخاب جواب بدون حدس اضافی
چند نمونه برای تشخیص سریع
چون موضوع قرارداد است، «فسخ» از «لغو» و «نسخ» دقیقتر است.
قرینه «قانون پیشین» معنای تخصصی واژه را روشن میکند.
در کاربرد روزمره، برنامه، سفر، جلسه یا رویداد را «لغو» میکنند.
هم از نظر تعداد خانه و هم از نظر معنی، پاسخ مستقیم و کامل است.
«ابطال سند» ترکیب رسمی و جاافتادهای است.
در این بافت، «نقض رأی» از نظر کاربردی میتواند از مترادفهای عمومی دقیقتر باشد.
جمعبندی پاسخ
گزینههای اصلی و معتبر برای «باطل کردن در جدول» عبارتاند از: لغو، فسخ، نسخ، الغا و ابطال. برای سه خانه ابتدا «لغو» را بررسی کنید، مگر اینکه قرینه قرارداد یا قانون بهترتیب «فسخ» یا «نسخ» را تقویت کند. برای چهار خانه «الغا» و برای پنج خانه «ابطال» معمولاً دقیقترین انتخاباند.
پاسخهای «نقض، نفی، تبطیل، اسقاط، احباط و اقاله» تنها در بافتهای خاص یا با تأیید حروف تقاطعی پیشنهاد میشوند.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد!