برای سرنخ «اندرزناپذیر»، پاسخ دقیق و واژهنامهای آکندهگوش است. در بسیاری از جدولها فاصله و نیمفاصله حذف میشود و حرف «آ» نیز به صورت «ا» وارد میشود؛ بنابراین شکل ثبتشده در خانهها معمولاً اکندهگوش دیده میشود. این تفاوت ظاهری، معنی پاسخ را عوض نمیکند.
پاسخ مناسب خانههای جدول چیست؟
چینش حروف در حالت جدولی چنین است:
در نوشتار معیار، حرف نخست بهتر است با «آ» نوشته شود: آکندهگوش. کلاه «آ» خانه جداگانهای نمیگیرد و تعداد حروف همچنان هشت است.
اگر جدول پاسخها را پیوسته میگیرد، «اکندهگوش» را وارد کنید. اگر امکان درج نیمفاصله یا فاصله وجود دارد، صورت خواناتر آکندهگوش یا آکنده گوش است. از نظر حل جدول، هر سه نگارش به یک ترکیب اشاره میکنند.
آکندهگوش دقیقاً چه معنایی دارد؟
«آکندهگوش» صفتی مرکب برای کسی است که پند را نمیشنود یا به آن اعتنا نمیکند. جزء «آکنده» به معنی پر و انباشته است و در این ترکیب، تصویر کسی را میسازد که گویی گوشش چنان پر یا بسته است که سخن خیرخواهانه در آن راه نمییابد. نتیجه این تصویر، همان مفهوم «اندرزناپذیر»، «پندناپذیر» و «نصیحتناشنو» است.
این واژه الزاماً درباره ناتوانی جسمی در شنیدن نیست. معنای اصلی مورد نیاز در جدول، ناشنوایی مجازی در برابر نصیحت است؛ یعنی شخص صدا را میشنود، اما حاضر نیست سخن درست را بپذیرد. به همین دلیل، «آکندهگوش» از واژههایی مانند «کر» دقیقتر است و مستقیماً به سرنخ اخلاقی و رفتاری «اندرزناپذیر» میخورد.
املاهای درست و شکلهای رایج
این پاسخ به دلیل تفاوت میان رسمالخط ادبی، نوشتار امروزی و محدودیت خانههای جدول، با چند ظاهر دیده میشود. تشخیص جایگاه هر شکل کمک میکند پاسخ درست را با غلط املایی اشتباه نگیریم.
برای همین سرنخ، وقتی پاسخ ذخیرهشده «اکندهگوش» است، نباید آن را به سبب نداشتن کلاه «آ» یا نیمفاصله نادرست دانست. شیوه ورود جواب در جدول معمولاً سادهسازیشده است. با این حال، در یک جمله معمولی یا متن رسمی، آکندهگوش انتخاب روشنتر و امروزیتر است.
آکندهگوش یا آگندهگوش؟
هر دو صورت در سنت واژهنویسی فارسی دیده میشوند. «آکندهگوش» با خانواده واژههای «آکندن» و «آکنده» پیوند ظاهری روشنتری دارد و در بسیاری از مدخلهای واژهنامهای به عنوان صورت اصلی یا ارجاعی آمده است. «آگندهگوش» نیز یک گونه تاریخی معتبر است و در بعضی ضبطهای شعر و فرهنگهای فارسی حضور دارد.
در حل جدول، حرفهای تقاطعی تعیین میکنند طراح کدام ضبط را خواسته است. اگر حرف دوم پاسخ «ک» باشد، آکندهگوش درست است؛ اگر همان جایگاه «گ» از تقاطع قطعی شده باشد، آگندهگوش را باید در نظر گرفت. در داده این سؤال، پاسخ ثبتشده با «ک» است؛ پس انتخاب نهایی همان اکندهگوش خواهد بود.
چرا این پاسخ از گزینههای نزدیک دقیقتر است؟
برای «اندرزناپذیر» چند واژه نزدیک به ذهن میرسد، اما همه آنها معادل دقیق نیستند. پاسخ خوب جدول باید هم از نظر معنی و هم از نظر تعداد خانه و حروف تقاطعی با سرنخ جور باشد.
- خودرأی کسی است که بیشتر بر نظر خود تکیه میکند؛ ممکن است پند را بشنود، اما نپذیرد. این واژه از نظر مفهوم نزدیک است، نه معادل دقیق این پاسخ.
- لجباز بر اصرار و مخالفت رفتاری تأکید دارد و لزوماً به نشنیدن اندرز اشاره مستقیم نمیکند.
- یکدنده سرسختی و کوتاه نیامدن را میرساند، اما رنگ ادبی و معنای مشخص «گوش ندادن به نصیحت» را ندارد.
- نافرمان کسی است که فرمان را اجرا نمیکند؛ فرمان با اندرز یکی نیست و سرنخ را به حوزه دیگری میبرد.
- پندناپذیر از نظر معنی بسیار نزدیک و حتی مترادف مستقیم است، ولی معمولاً وقتی طراح واژهای ادبیتر و هشتحرفی میخواهد، پاسخ «آکندهگوش» مد نظر است.
ویژگی تعیینکننده «آکندهگوش» این است که خودِ ساخت واژه بر بسته بودن گوش در برابر نصیحت بنا شده است. بنابراین رابطه آن با «اندرزناپذیر» تصادفی یا صرفاً نزدیک نیست؛ یک برابری معنایی شناختهشده است.
کاربرد ادبی واژه چگونه معنی را روشن میکند؟
در زبان ادبی، کسی که بیش از اندازه سخن میگوید یا به رأی خود دل بسته است، فرصت و آمادگی شنیدن سخن دیگری را از دست میدهد. تعبیر «آکندهگوش» همین حالت را به تصویری کوتاه تبدیل میکند: گوش ظاهراً وجود دارد، اما راه ورود نصیحت بسته است.
این نکته برای حل جدول مهم است؛ زیرا سرنخهای کوتاه گاهی چند لایه دارند. «اندرزناپذیر» یک صفت رفتاری است و پاسخ نیز باید همین لایه را نگه دارد. «آکندهگوش» دقیقاً چنین میکند و در عین حال لحنی کهن و ادبی دارد؛ لحنی که طراحان جدول برای دشوارتر کردن سرنخها زیاد به آن تکیه میکنند.
راهنمای سریع تشخیص در تقاطعها
تلفظ و ساخت واژه
این ترکیب به صورت «آکَندهگوش» خوانده میشود. تکیه طبیعی در گفتار روی بخش «گوش» شنیده میشود، زیرا جزء دوم هسته تصویری ترکیب است. «آکنده» در فارسی به معنی پرشده و انباشته است؛ پس ساخت لفظی واژه را میتوان «کسی با گوشِ پر یا بسته» دانست.
البته این تجزیه نباید به برداشت تحتاللفظی محدود شود. در فارسی، بسیاری از ترکیبهای دارای اعضای بدن معنای کنایی میگیرند: گوش دادن یعنی توجه کردن، گوش ندادن یعنی نپذیرفتن، و آکندهگوش بودن یعنی راه نصیحت را بر خود بستن. به همین دلیل واژه از نظر تصویرسازی فشرده، اما از نظر معنی کاملاً روشن است.
صورت نهایی برای ثبت پاسخ
جواب نهایی: اکندهگوش
نگارش معیار: آکندهگوش
معنی: کسی که پند و نصیحت نمیپذیرد؛ اندرزناپذیر
تعداد خانه: ۸ حرف در حالت پیوسته
گونه معتبر دیگر: آگندهگوش، در صورت تأیید حرف «گ» با تقاطعها
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد!