پرش به محتوای اصلی

استیصال در جدول

۸ دقیقه مطالعه
پاسخ مستقیم: درماندگی؛ پاسخ رایج و دقیق «استیصال» در جدول، ۸ حرفی است.

استیصال در جدول؛ چرا «درماندگی» بهترین پاسخ است؟

برای سرنخ «استیصال»، نخستین پاسخ پیشنهادی درماندگی است. این واژه هم از نظر معنای رایج در فارسی امروز با سرنخ هماهنگ است و هم به‌صورت یک جواب مستقل و روشن در جدول‌های واژگانی می‌نشیند. بااین‌حال، تعداد خانه‌ها و بافت سرنخ می‌تواند گزینه‌های نزدیک دیگری مانند «بیچارگی»، «ناچاری» یا «عجز» را مطرح کند.

پاسخ اصلی و تعداد حروف

درماندگی ۸ معادل مستقیم و متداول «استیصال» در معنای ناتوان ماندن، راه به جایی نبردن و نداشتن چاره است. اگر جدول شما هشت خانه دارد، این گزینه از بقیه محتمل‌تر است.

درماندگی
انتخاب نهایی: در یک جدول عمومی که فقط سرنخ «استیصال» را داده و توضیح دیگری ندارد، «درماندگی» دقیق‌ترین پاسخ پیش‌فرض است؛ زیرا هسته معنایی رایج واژه را بدون افزودن بار معنایی فرعی منتقل می‌کند.

معنی دقیق استیصال در فارسی

«استیصال» در کاربرد روزمره حالتی است که فرد یا گروه در برابر مسئله‌ای دشوار، راه مؤثر یا انتخاب قابل اجرا پیدا نمی‌کند. در این حالت، تنها «ناراحتی» یا «نگرانی» مطرح نیست؛ عنصر مهم‌تر، بی‌راه‌حل ماندن و احساس ناتوانی در ادامه کار است. به همین دلیل «درماندگی» از «اندوه»، «ترس» یا «ناامیدی» دقیق‌تر است.

برای نمونه، در جمله «پس از چند بار تلاش ناموفق، با استیصال پرسید چه باید کرد»، واژه به حالتی اشاره دارد که شخص هم پریشان است و هم راهی پیش روی خود نمی‌بیند. در چنین بافتی، جایگزینی «درماندگی» طبیعی است: «با درماندگی پرسید چه باید کرد».

هسته معنایی امروز

درماندگی، بیچارگی، ناتوانی در یافتن راه و رسیدن به بن‌بست عملی یا ذهنی.

معنای قدیمی‌تر و ریشه‌ای

از بیخ برکندن، ریشه‌کن کردن و از بن برانداختن؛ معنایی که در متن‌های تاریخی و ترکیب‌های رسمی بیشتر دیده می‌شود.

این دو حوزه معنایی از هم دور به نظر می‌رسند، اما در زبان فارسی هر دو برای «استیصال» ثبت و به‌کار رفته‌اند. در جدول‌های عمومی، معمولاً معنای امروزی یعنی «درماندگی» هدف است؛ در جدول‌های ادبی، تاریخی یا دینی ممکن است پاسخ به سوی «ریشه‌کنی» یا «براندازی» برود.

گزینه‌های محتمل بر پایه تعداد خانه‌ها

جواب جدول فقط با مترادف بودن تعیین نمی‌شود. شمار خانه‌ها، حروف متقاطع و نوع جمله‌پردازی طراح نیز مهم است. گزینه‌های زیر از نظر معنایی به «استیصال» نزدیک‌اند، اما هم‌ارز کامل یکدیگر نیستند.

۱
درماندگی — ۸ حرفبهترین پاسخ عمومی؛ بر بی‌چاره ماندن و نداشتن راه عملی تأکید دارد.
۲
بیچارگی — ۷ حرفبسیار نزدیک و در بسیاری از جمله‌ها قابل جایگزینی است، اما گاهی بار عاطفی و ترحم‌برانگیز بیشتری دارد.
۳
ناچاری — ۶ حرفوقتی سرنخ بیشتر بر نبودِ انتخاب و مجبور بودن تکیه دارد، گزینه مناسبی است.
۴
اضطرار — ۶ حرفبه ضرورت و وضعیت ناگزیر نزدیک است، ولی لزوماً همان درماندگی روانی یا عملی را نمی‌رساند.
۵
عجز — ۳ حرفپاسخی کوتاه و فشرده برای ناتوانی است؛ در جدول‌های کلاسیک یا خانه‌های کم‌تعداد محتمل‌تر می‌شود.
۶
ناتوانی — ۷ حرفیکی از اجزای معنای استیصال را می‌رساند، اما بن‌بست و بی‌راه‌حلی را به قوت «درماندگی» نشان نمی‌دهد.
در شمارش حروف جدول، فاصله و نیم‌فاصله معمولاً خانه جداگانه نمی‌گیرند. بااین‌حال، شیوه شمارش بعضی جدول‌ها ممکن است متفاوت باشد؛ حروف متقاطع همیشه معیار نهایی‌اند.

درماندگی، بیچارگی و ناچاری چه تفاوتی دارند؟

درماندگی بیشتر بر ناتوانی از حل مسئله یا ادامه مسیر دلالت می‌کند. شخص درمانده ممکن است تلاش کرده باشد، اما اکنون راه مؤثری پیدا نکند. این همان تصویری است که در کاربرد رایج «استیصال» دیده می‌شود.

بیچارگی علاوه بر ناتوانی، می‌تواند حس فلاکت، گرفتاری یا ترحم را برجسته کند. بنابراین در جمله‌های عاطفی معادل خوبی است، ولی در متن رسمی همیشه به اندازه «درماندگی» خنثی و دقیق نیست.

ناچاری بر اجبار و نبود انتخاب تأکید دارد. ممکن است کسی ناچار باشد کاری را انجام دهد، بدون آنکه کاملاً درمانده یا پریشان باشد. پس «ناچاری» با استیصال هم‌پوشانی دارد، اما تمام معنای آن را پوشش نمی‌دهد.

عجز نیز ناتوانی را می‌رساند و کوتاه‌تر است. با وجود این، «عجز» می‌تواند صرفاً نداشتن توان یا قدرت باشد، درحالی‌که «استیصال» غالباً وضعیتی پیچیده‌تر از بن‌بست، فشار و نداشتن چاره را تصویر می‌کند.

چه زمانی «ریشه‌کنی» پاسخ درست‌تر است؟

«استیصال» فقط نام یک حالت روانی یا عملی نیست. این واژه در کاربرد ریشه‌ای خود می‌تواند به معنای «از اصل برکندن» و «از میان بردن کامل» باشد. بنابراین اگر سرنخ کنار واژه‌هایی مانند «قوم»، «خاندان»، «دشمن»، «آفت»، «نابودی کامل» یا «از بیخ برکندن» آمده باشد، پاسخ‌هایی از خانواده ریشه‌کنی مناسب‌تر می‌شوند.

سرنخ احساسی یا رفتاری

عبارت‌هایی مانند «حالت بی‌چاره ماندن»، «نداشتن راه»، «پریشانی از ناتوانی» یا «به بن‌بست رسیدن» به پاسخ «درماندگی» اشاره دارند.

سرنخ تاریخی یا نابودسازی

عبارت‌هایی مانند «از بن برانداختن»، «نابودی کامل» یا «برکندن از ریشه» به پاسخ‌هایی مانند «ریشه‌کنی» و «براندازی» نزدیک‌اند.

پس پاسخ «درماندگی» برای عنوان حاضر درست و قوی است، اما مطلقاً تنها معنی واژه نیست. تشخیص معنای مورد نظر طراح از روی تعداد خانه‌ها و کلمات همراه انجام می‌شود.

املای درست: استیصال یا استئصال؟

در فارسی معیار و در متن‌های عمومی، صورت رایج و جاافتاده استیصال است؛ همان صورتی که در عنوان این سرنخ آمده است. شکل «استئصال» نیز در برخی نوشته‌ها، به‌ویژه تحت تأثیر رسم‌الخط عربی، دیده می‌شود، اما برای حل جدول فارسی بهتر است مبنا را «استیصال» بگذاریم.

این واژه را نباید با استحصال اشتباه گرفت. «استحصال» به معنای به‌دست آوردن، استخراج یا حاصل کردن است و از نظر معنی ارتباطی با درماندگی ندارد. شباهت ظاهری دو واژه یکی از خطاهای رایج در خواندن سریع سرنخ‌هاست.

نکته املایی: «استیصال» با حرف «ص» نوشته می‌شود. نوشتن آن با «س» در بخش پایانی یا جایگزین کردن «ح» با «ی» واژه را به صورت دیگری تبدیل می‌کند.

کاربرد طبیعی واژه در جمله

شناخت کاربرد، انتخاب مترادف را آسان‌تر می‌کند. در نمونه‌های زیر، هر بار «استیصال» به وضعیتی نزدیک به درماندگی اشاره دارد:

پس از بسته شدن همه راه‌ها، نشانه‌های استیصال در رفتار او پیدا بود.
مدیر تیم با لحنی آمیخته به استیصال از اعضا خواست راه تازه‌ای پیشنهاد کنند.
پرسش پیاپی او از سر استیصال بود، نه از بی‌دقتی.

در هر سه جمله می‌توان «استیصال» را با «درماندگی» جایگزین کرد، بی‌آنکه معنای اصلی از بین برود. اما جایگزینی «اضطرار» یا «فقر» در همه این نمونه‌ها طبیعی نیست؛ همین آزمون ساده نشان می‌دهد چرا «درماندگی» پاسخ برتر است.

راهنمای انتخاب جواب از روی حروف متقاطع

  • اگر پاسخ ۸ حرفی است و با «د» آغاز می‌شود، درماندگی تقریباً قطعی است.
  • اگر ۷ خانه دارید و حرف نخست «ب» است، بیچارگی را بررسی کنید.
  • اگر ۷ خانه دارید و حرف نخست «ن» است، ناتوانی می‌تواند گزینه باشد.
  • اگر پاسخ ۶ حرفی و حرف آغازین «ن» است، ناچاری محتمل است؛ با «ا» ممکن است اضطرار باشد.
  • اگر تنها ۳ خانه وجود دارد، عجز انتخاب فشرده و رایجی است.
  • اگر سرنخ مفهوم «از بیخ برکندن» دارد، به‌جای مترادف‌های احساسی، گزینه‌های مربوط به نابودی کامل را بسنجید.

آیا «ناامیدی» هم می‌تواند جواب باشد؟

«ناامیدی» از نظر عاطفی به استیصال نزدیک است، اما دقیقاً همان واژه نیست. ناامیدی یعنی امید نداشتن به نتیجه مطلوب؛ استیصال یعنی راه و چاره مؤثر نیافتن. فرد ممکن است هنوز اندکی امید داشته باشد، ولی در عمل درمانده باشد. از سوی دیگر، ممکن است ناامید باشد اما بداند چه کاری باید انجام دهد. به همین دلیل، «ناامیدی» تنها وقتی پذیرفتنی است که تعداد خانه‌ها و حروف متقاطع آن را تأیید کنند.

همین تفاوت درباره «پریشانی» نیز وجود دارد. پریشانی بیشتر آشفتگی ذهنی یا احساسی را نشان می‌دهد، درحالی‌که استیصال معمولاً آشفتگی را با ناتوانی و بی‌چاره ماندن همراه می‌کند.

جمع‌بندی دقیق برای همین سرنخ

برای عنوان «استیصال در جدول»، پاسخ ذخیره‌شده درماندگی صحیح و از نظر کاربرد امروزی بهترین انتخاب است. این پاسخ ۸ حرف دارد و معنای «بی‌چاره ماندن، نداشتن راه و ناتوانی در برون‌رفت از وضعیت» را منتقل می‌کند. فقط در صورتی باید سراغ گزینه دیگری رفت که تعداد خانه‌ها یا بافت سرنخ معنای خاص‌تری را نشان دهد: «بیچارگی» برای ۷ خانه، «ناچاری» یا «اضطرار» برای ۶ خانه، «عجز» برای ۳ خانه و پاسخ‌های مربوط به «ریشه‌کنی» برای معنای تاریخیِ از بن برانداختن.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.