پرش به محتوای اصلی

از ریشه کندن در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ مستقیم: استیصال ۷ حرف

برای سرنخ «از ریشه کندن» در جدول، انتخاب اصلی و رایج استیصال است. این واژه در فرهنگ‌های فارسی هم معنای «از بیخ و بن برکندن و نابود کردن» دارد و هم در کاربرد امروز به معنای «درماندگی و بیچارگی» دیده می‌شود. همین دو معنایی بودن، مهم‌ترین دلیل سردرگمی هنگام حل جدول است.

چرا «استیصال» پاسخ دقیق سرنخ است؟

رابطه مستقیم با «اصل» و «ریشه»

معنای کهن و بنیادی واژه، برکندن چیزی از اصل و بنیاد آن است؛ یعنی کاری فراتر از بریدنِ سطحی یا کم‌کردن. وقتی چیزی «استیصال» می‌شود، مقصود حذف کامل، برانداختن یا ریشه‌کن‌کردن آن است. بنابراین طراح جدول با عبارت کوتاه «از ریشه کندن» معمولاً همین مصدر عربیِ واردشده به فارسی را هدف می‌گیرد.

در جمله‌هایی مانند «استیصال آفت»، «استیصال دشمن» یا «استیصال یک بیماری»، واژه به معنای نابودی از بن و از میان برداشتن کامل به کار می‌رود. این کاربرد رسمی‌تر و قدیمی‌تر از معنای روزمره «درماندگی» است، اما از نظر واژه‌نامه‌ای کاملاً معتبر است.

استیصال یا استئصال؛ کدام املا را در جدول بنویسیم؟

استیصال صورت رایج فارسی

این صورت در فرهنگ‌های فارسی به‌عنوان مدخل مستقل ثبت شده و برای هر دو معنای «ریشه‌کن کردن» و «درماندگی» به کار می‌رود. در جدول‌های فارسی نیز معمولاً همین نگارش انتظار می‌رود، به‌ویژه وقتی پاسخ ذخیره‌شده یا حروف متقاطع با «ی» سازگار باشند.

استئصال صورت عربی و ریشه‌شناختی

در عربی، واژه با همزه نوشته می‌شود و پیوند آن با «اصل» آشکارتر است. این نگارش در فارسی نیز دیده می‌شود، اما بسیاری از فرهنگ‌های فارسی خواننده را از «استئصال» به مدخل رایج‌تر «استیصال» ارجاع می‌دهند. پس «استئصال» بی‌معنا یا ساختگی نیست؛ تفاوت، بیشتر نگارشی و زبانی است.

نکته مهم درباره تعداد خانه‌ها

برخلاف یک اشتباه رایج، هر دو صورت استیصال و استئصال هفت حرف دارند، نه شش حرف. در اولی «ی» یک حرف است و در دومی «ئ» یک حرف به شمار می‌آید. بنابراین تعداد خانه‌ها به‌تنهایی این دو املا را از هم جدا نمی‌کند؛ حرف چهارمِ متقاطع تعیین‌کننده است.

شمارش دقیق «استیصال»
ا س ت ی ص ا ل

ا + س + ت + ی + ص + ا + ل = ۷ خانه

دو معنای «استیصال» را با هم اشتباه نگیریم

واژه در فارسی دو کاربرد تثبیت‌شده دارد. تشخیص معنای درست به ساخت سرنخ و جمله بستگی دارد، نه فقط به خود واژه.

۱ریشه‌کن کردن و برانداختن

معنای مناسب همین جدول است: از بیخ و بن کندن، نابود کردن از بنیاد، برکندن کامل یا از میان بردن چیزی به‌گونه‌ای که باقی نماند.

نمونه سرنخ‌ها: از ریشه کندن، از بن برکندن، ریشه‌کن ساختن، نابودی کامل.

۲درماندگی و ناچاری

کاربرد رایج‌تر در فارسی امروز: قرارگرفتن در وضعیت عجز، بیچارگی یا نداشتن راه‌حل؛ مانند «از سر استیصال تصمیم گرفت».

نمونه سرنخ‌ها: درماندگی، عجز، ناچاری، بیچارگی، بن‌بست.

پس آیا «استیصال» فقط به معنای درماندگی است؟

نه. رواج معنای «درماندگی» در گفتار و نوشتار معاصر باعث شده معنای نخست کمتر به چشم بیاید، اما در فرهنگ‌های فارسی، متون رسمی و ترکیب‌هایی که مفهوم نابودی کامل دارند، معنای «از ریشه کندن» همچنان ثبت‌شده و قابل استناد است. برای حل جدول باید همان معنایی را انتخاب کرد که سرنخ می‌خواهد.

گزینه‌های واقعاً محتمل بر پایه تعداد خانه‌ها

پاسخ اصلی این عنوان «استیصال» است؛ بااین‌حال، در جدول‌های دیگر ممکن است طراح بر اساس تعداد خانه‌ها یا سبک واژگان، مترادف دیگری را در نظر گرفته باشد. گزینه‌های زیر از نظر معنایی به سرنخ نزدیک‌اند، اما هم‌ارز کامل یکدیگر نیستند.

۳ قلع پاسخ کوتاه و بسیار دقیق برای «از بیخ کندن». اگر سه خانه دارید، معمولاً بهترین انتخاب است.
۶ برکندن معادل فارسی و مستقیم؛ برای کندن، جداکردن از بن یا بیرون‌آوردن کامل از جای خود.
۶ اجتثاث واژه‌ای عربی و رسمی به معنای از ریشه کندن و ریشه‌کن‌سازی؛ در جدول‌های دشوار محتمل است.
۶ انقراض بیشتر «از میان رفتن کامل» یا نابودی یک نسل و گونه را می‌رساند؛ از نظر دستوری و معنایی از استیصال دورتر است.
۷ استیصال پاسخ منتخب و رایج فارسی برای این سرنخ؛ حرف چهارم «ی» است.
۷ استئصال صورت همزه‌دار و نزدیک به املای عربی؛ حرف چهارم «ئ» است و با حروف متقاطع سنجیده می‌شود.
۷ ریشه‌کنی معادل روشن فارسی برای عملِ نابودکردن از بن؛ نیم‌فاصله در خانه‌های جدول حساب نمی‌شود.
۷ قلع‌وقمع بدون فاصله هفت حرف دارد، اما معنایش گسترده‌تر و نزدیک به سرکوب و نابودی همه‌جانبه است.

چطور بین پاسخ‌های نزدیک انتخاب کنیم؟

تعداد خانه‌ها را بشمارید

سه خانه معمولاً «قلع»، شش خانه «برکندن» یا «اجتثاث» و هفت خانه غالباً «استیصال» است.

نوع سرنخ را بسنجید

اگر سرنخ فعل‌گونه است، «برکندن» طبیعی‌تر است؛ اگر واژه‌ای ادبی یا عربی می‌خواهد، «استیصال» محتمل‌تر می‌شود.

حرف‌های تقاطعی را تطبیق دهید

برای تمایز «استیصال» و «استئصال»، به خانه چهارم نگاه کنید: «ی» یا «ئ» پاسخ را قطعی می‌کند.

دام‌های املایی و معنایی نزدیک

  • استحصال پاسخ این سرنخ نیست. استحصال به معنای به‌دست‌آوردن، استخراج یا بهره‌برداری است و با ریشه‌کن‌کردن تفاوت دارد.
  • نوشتن استصال با حذف «ی» یا «ئ» صورت استاندارد این پاسخ نیست و یک خانه کم می‌آورد.
  • انقراض بیشتر نتیجه نابودی را بیان می‌کند، درحالی‌که «از ریشه کندن» بر عملِ برکندن تأکید دارد؛ بنابراین فقط با تأیید حروف متقاطع انتخاب مناسبی است.
  • قلع و قمع معمولاً برای سرکوب، نابودی گسترده یا برانداختن کامل به کار می‌رود و از «قلع» به‌تنهایی گسترده‌تر است.
  • معنای «درماندگی» نباید باعث حذف پاسخ شود؛ یک واژه می‌تواند چند معنای ثبت‌شده داشته باشد و طراح جدول یکی از معانی کم‌کاربردتر آن را سرنخ قرار دهد.

کاربرد واژه در جمله و ترکیب

کاربرد هم‌معنای ریشه‌کنی

«برای استیصال آفت، تنها حذف برگ‌های آسیب‌دیده کافی نبود.»

در این جمله، واژه بر حذف کامل عامل زیان‌بار دلالت دارد، نه بر ناچاری.

کاربرد هم‌معنای درماندگی

«در اوج استیصال، راهی برای ادامه کار پیدا نکرد.»

اینجا واژه حالت عجز و بن‌بست را توصیف می‌کند و هیچ معنای فیزیکیِ کندن در میان نیست.

این تفاوت با هم‌نشینی واژه‌ها روشن می‌شود: «استیصالِ آفت و دشمن» معمولاً به نابودی کامل نزدیک است، اما «حالت، احساس یا اوجِ استیصال» معمولاً درماندگی را می‌رساند.

برای پرکردن این سرنخ، پاسخ نهایی استیصال است: واژه‌ای هفت‌حرفی با ترتیب ا، س، ت، ی، ص، ا، ل. صورت «استئصال» نیز از نظر ریشه و معنای عربی معتبر است، اما در جدول فارسی و با پاسخ رایج، نگارش دارای «ی» انتخاب مناسب‌تر است.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.