پرش به محتوای اصلی

پرده دار در جدول

۷ دقیقه مطالعه
پاسخ مستقیم: حاجب — واژه‌ای ۴ حرفی برای «پرده‌دار»
بررسی دقیق سرنخ

برای سرنخ «پرده دار در جدول»، پاسخ استاندارد و دقیق حاجب است. این واژه هم از نظر معنی با سرنخ هماهنگ است و هم با الگوی رایج پاسخ‌های چهارحرفی جدول جور درمی‌آید. در کاربرد تاریخی، حاجب فقط کسی نبود که پرده‌ای را جابه‌جا کند؛ او مسئول کنترل ورود، اعلام حضور افراد و سامان‌دادن بار یافتن نزد پادشاه یا بزرگ دربار بود.

پاسخ اصلیحاجب
تعداد حروف۴ حرف
معنی نزدیکپرده‌دار، دربان

چرا «حاجب» دقیق‌ترین پاسخ است؟

واژه حاجب در فارسی ادبی و تاریخی به صاحب‌منصبی گفته می‌شد که میان فرمانروا و مراجعه‌کنندگان قرار می‌گرفت. او ورود افراد را می‌سنجید، اجازه حضور می‌گرفت، مانع ورود بی‌اجازه می‌شد و در تشریفات دربار نقش داشت. همین قرارگرفتن میان درون و بیرون، معنای «پرده‌دار» و «دربان» را در این واژه به هم پیوند می‌دهد.

ساخت معنایی واژه

«حاجب» با خانواده واژگانی «حجاب» و ریشه «ح‌ج‌ب» ارتباط دارد؛ هسته معنایی این خانواده، پوشاندن، فاصله انداختن و مانع شدن است. بنابراین حاجب در اصل کسی است که میان شخص مهم و دیگران حائل می‌شود. در فضای دربار، این نقش به صورت پرده‌داری، دربانی و تنظیم دیدارها نمود پیدا می‌کرد.

ح ا ج ب

در جدول‌های کلمات، طراح معمولاً کوتاه‌ترین و شناخته‌شده‌ترین معادل فرهنگ‌نامه‌ای را می‌خواهد. «حاجب» دقیقاً چنین ویژگی‌ای دارد: کوتاه است، املای ثابتی دارد، معنای مستقیم آن ثبت‌شده و در ادبیات فارسی نیز سابقه روشن دارد. به همین دلیل، وقتی سرنخ فقط «پرده‌دار» است و چهار خانه در اختیار داریم، احتمال پاسخ‌بودن حاجب بسیار بالاست.

املای درست و شیوه خواندن

نوشتار درست

حاجب با «ح» آغاز می‌شود و ترتیب حروف آن چنین است: ح، ا، ج، ب. نوشتن آن به شکل‌هایی مانند «هاجب» یا «حاجِب» با افزودن حرکت در متن عادی لازم نیست.

تلفظ رایج

این واژه در فارسی «حاجِب» خوانده می‌شود. حرکت کوتاهِ هجای دوم معمولاً در نوشتار درج نمی‌شود، بنابراین صورت معمول و مناسب جدول همان «حاجب» است.

نکته شمارش: «حاجب» دقیقاً چهار حرف دارد. در شمارش خانه‌های جدول، هر یک از حروف «ح»، «ا»، «ج» و «ب» یک خانه را پر می‌کند.

مقایسه پاسخ‌های محتمل

چند واژه از نظر معنایی به «پرده‌دار» نزدیک‌اند، اما همه آن‌ها برای این سرنخ ارزش یکسانی ندارند. تفاوت اصلی در دقت معنایی، تعداد حروف و بافت کاربرد است.

حاجب۴ حرف

بهترین انتخاب برای سرنخ مطلق «پرده‌دار». هم عنوان تاریخی درباری است و هم به معنای دربان و مانع ورود به کار رفته است.

سادن۴ حرف

واژه‌ای مرتبط با خدمت و نگهبانی مکان مقدس. برای سرنخ‌هایی مانند «پرده‌دار کعبه» یا «خادم کعبه» مناسب‌تر از سرنخ عمومی پرده‌دار است.

بواب۴ حرف

به معنای دربان است و از نظر تعداد خانه می‌تواند رقیب باشد، اما پیوند مستقیم «حاجب» با پرده‌داری درباری روشن‌تر و رایج‌تر است.

دربان۵ حرف

معادل عمومی و امروزی‌تر است، ولی برخلاف اشتباه رایج چهارحرفی نیست؛ د، ر، ب، ا، ن پنج خانه می‌خواهد.

یساول۵ حرف

بیشتر به مأمور تشریفات، ملازم یا انتظام‌دهنده گفته می‌شود. از نظر تاریخی نزدیک است، اما هم پنج حرف دارد و هم معادل مستقیم پرده‌دار نیست.

قاپوچی۶ حرف

واژه‌ای تاریخی برای دربان و نگهبان درگاه است. در جدول‌های خاص ممکن است دیده شود، ولی برای سرنخ کوتاه و بی‌قید، گزینه نخست محسوب نمی‌شود.

حاجب
بسیار بالا
سادن
وابسته به قید
بواب
ممکن
دربان
پنج‌حرفی

چه زمانی پاسخ «سادن» می‌شود؟

«سادن» و «حاجب» هر دو چهارحرفی‌اند و در برخی فرهنگ‌ها در کنار واژه‌های مربوط به پرده‌داری و دربانی دیده می‌شوند، اما کاربردشان یکسان نیست. سادن معمولاً خادم، نگهبان یا متولی یک مکان مقدس است و در زبان جدول بیش از همه با کعبه پیوند دارد. بنابراین وجود قید «کعبه» جهت پاسخ را عوض می‌کند.

سرنخ: پرده‌دار

پاسخ ترجیحی: حاجب؛ چون معنای عمومی و تاریخی پرده‌دار دربار را مستقیم می‌رساند.

سرنخ: پرده‌دار کعبه

پاسخ محتمل‌تر: سادن؛ چون قید کعبه، معنای خادم و متولی خانه مقدس را فعال می‌کند.

اگر تعداد خانه‌ها چهار است اما حروف تقاطعی با «حاجب» سازگار نیست، ابتدا خود سرنخ را دوباره بخوانید. وجود واژه‌ای مانند «کعبه»، «خانه خدا» یا «معبد» می‌تواند نشان دهد که پاسخ مورد نظر «سادن» است.

معنی دوم «حاجب» و دام رایج جدول

«حاجب» در فارسی و عربی معنای دیگری نیز دارد: ابرو. ارتباط معنایی آن از این تصور می‌آید که ابرو مانند پوشش یا حائلی بالای چشم قرار گرفته است. به همین علت، یک واژه چهارحرفی می‌تواند پاسخ دو سرنخ کاملاً متفاوت باشد.

سرنخ «پرده‌دار»: حاجب، با معنای صاحب‌منصب دربار و کنترل‌کننده ورود.
سرنخ «ابرو»: حاجب، با معنای عضو بالای چشم در زبان ادبی و فرهنگ‌نامه‌ای.
سرنخ «مانع» یا «حائل»: حاجب می‌تواند از هسته معنایی بازدارندگی نیز فهمیده شود، هرچند در جدول باید تعداد خانه و حروف تقاطعی بررسی شود.

پس نباید از دیدن پاسخ یکسان برای سرنخ‌های متفاوت تعجب کرد. این چندمعنایی یکی از دلایلی است که «حاجب» در جدول‌های فارسی واژه‌ای پرکاربرد است.

نقش تاریخی حاجب دقیقاً چه بود؟

در ساختار دربار، دسترسی به فرمانروا آزاد و مستقیم نبود. حاجب در مرز میان فضای خصوصی قدرت و فضای عمومی دربار می‌ایستاد. او می‌توانست درخواست دیدار را منتقل کند، ترتیب ورود افراد را مشخص سازد، از ورود اشخاص بدون اجازه جلوگیری کند و بخشی از تشریفات مجلس را سامان دهد. بنابراین ترجمه ساده «پرده‌کش» برای این عنوان کافی نیست.

پرده در این ترکیب، فقط یک پارچه آویخته نیست؛ نشانه جدایی حریم فرمانروا از دیگران است. پرده‌دار کسی است که این مرز را اداره می‌کند. از همین‌جا معنای «دربان»، «باردهنده» و «مسئول ورود» به یکدیگر نزدیک می‌شوند و همگی در واژه حاجب جمع می‌شوند.

بار یافتن در زبان تاریخی یعنی اجازه حضور یافتن نزد پادشاه یا بزرگ. حاجب کسی بود که این اجازه و ترتیب حضور را مدیریت می‌کرد؛ به همین دلیل معنای او از یک نگهبان ساده گسترده‌تر است.

چطور با حروف تقاطعی پاسخ را قطعی کنیم؟

تعداد خانه‌ها را بشمارید.

چهار خانه با «حاجب»، «سادن» و «بواب» سازگار است؛ پنج خانه می‌تواند «دربان» یا «یساول» را مطرح کند.

قیدهای سرنخ را جدی بگیرید.

نبودن قید خاص، حاجب را تقویت می‌کند. وجود «کعبه» یا «خانه خدا» احتمال سادن را بالا می‌برد.

حرف دوم و سوم را کنترل کنید.

الگوی «ـاـجـ» یا رسیدن حرف «ج» در خانه سوم، تقریباً پاسخ حاجب را مشخص می‌کند.

معنی را بر شباهت ظاهری مقدم بدانید.

هر واژه‌ای که به نگهبانی مربوط است، لزوماً معادل پرده‌دار نیست. عنوان تاریخی و بافت سرنخ باید هم‌زمان هماهنگ باشند.

صورت‌های وابسته و کاربرد در جمله

در فارسی امروز، «حاجب» بیشتر در متن‌های تاریخی، ادبی، واژه‌نامه‌ای و جدول دیده می‌شود. جمع فارسی آن «حاجبان» است. «حجابت» نیز نام منصب یا کار پرده‌داری در ساختارهای تاریخی بوده است. این واژه را نباید با «حجاب» به معنای پوشش امروزی یکی گرفت، هرچند هر دو از یک خانواده معنایی‌اند.

«حاجب نام مهمانان را پیش از ورود بررسی کرد.»
«فرستاده پس از اجازه حاجب به تالار بار راه یافت.»
«در متن‌های تاریخی، حاجب گاه منصبی بانفوذ و نزدیک به فرمانروا بود.»

این مثال‌ها نشان می‌دهند که محور کاربرد واژه، کنترل دسترسی و میانجی‌گری در ورود است. همین معنای دقیق، پاسخ «حاجب» را برای سرنخ «پرده‌دار» از گزینه‌های صرفاً نزدیک متمایز می‌کند.

جمع‌بندی خودِ سرنخ: «پرده دار در جدول» = حاجب. پاسخ چهار حرف دارد و ترتیب خانه‌ها «ح ـ ا ـ ج ـ ب» است. تنها در صورت وجود قید مشخصی مانند «کعبه» باید گزینه چهارحرفی «سادن» را جدی‌تر در نظر گرفت.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.