پرش به محتوای اصلی

وارفته در جدول

۸ دقیقه مطالعه
پاسخ مستقیم برای جدول ۲ خانه‌ای شل

حل دقیق سرنخ

پاسخ «وارفته» در جدول چیست؟

برای سرنخ کوتاه «وارفته»، پاسخ استاندارد و کم‌ریسک شل است؛ به‌خصوص وقتی جای پاسخ دو خانه دارد. این انتخاب فقط بر شباهت محاوره‌ای تکیه ندارد: «شل» دقیقاً حالتی را می‌رساند که چیزی قوام، سفتی یا انسجام معمول خود را از دست داده است. همین معنا درباره خوراک، خمیر، لباس، اندام یا حتی حالت یک آدم به کار می‌رود.

بااین‌حال، در جدول کلمات یک مترادف به‌تنهایی کافی نیست. تعداد خانه‌ها، حروف تقاطعی و بافت سرنخ تعیین می‌کنند که طراح «شل»، «سست»، «بیحال» یا واژه‌ای نزدیک‌تر به یکی از معنی‌های فرعی را خواسته است. بنابراین پاسخ ذخیره‌شده «شل» درست است، اما بهتر است دلیل برتری آن و مرز میان گزینه‌های جایگزین روشن باشد.

چرا این پاسخ می‌نشیند؟

رابطه معنایی «وارفته» و «شل»

هسته معنا: وارفتن یعنی از حالت جمع‌وجور، استوار یا منسجم بیرون آمدن. چیزی که وارفته است معمولاً دیگر سفت و خوش‌فرم نیست؛ پس «شل» کوتاه‌ترین معادل مستقیم برای این وضعیت است.

این هم‌پوشانی در دو سوی رابطه دیده می‌شود: برای توضیح «وارفته» از «شل و سست» استفاده می‌شود و برای توضیح «شل» نیز «نرم، وارفته و سست» از نزدیک‌ترین معانی‌اند.

شل بسیار دقیق
سست دقیق
بیحال وابسته به بافت
واژگون معمولاً نادرست

سه کاربرد اصلی

سرنخ ممکن است به چه نوع وارفتگی اشاره کند؟

۱

از دست رفتن قوام

برنج وارفته، خمیر وارفته یا غذایی که بیش از حد نرم و ازهم‌باز شده، نمونه روشن معنای فیزیکی است. در این کاربرد، شل معمولاً بهترین پاسخ است؛ «نرم» هم ممکن است نزدیک باشد، ولی همیشه مفهوم ازهم‌رفتن و بی‌قوامی را کامل منتقل نمی‌کند.

۲

حالت بدن و ظاهر

وقتی لباس، پوست، عضله یا اندام حالت افتاده و بی‌استحکام دارد، «شل» و «سست» هر دو مناسب‌اند. انتخاب میان آن‌ها بیشتر به تعداد خانه‌ها وابسته است: شل دو حرف و سست سه حرف دارد.

۳

وصف آدم بی‌حال

در کاربرد عامیانه، آدم وارفته می‌تواند تنبل، بی‌حال، کم‌رمق یا شل‌وول باشد. اینجا «بیحال» یا «بیرمق» فقط وقتی اولویت می‌گیرند که تعداد خانه‌ها و تقاطع‌ها آن‌ها را تأیید کند؛ وگرنه «شل» همچنان پاسخ کوتاه و پذیرفته‌تر است.

تعداد خانه‌ها

گزینه‌ها را بر اساس طول پاسخ مرتب کنید

۲خانه
شل ول

شل انتخاب نخست است، چون هم برای شیء بی‌قوام و هم برای شخص سست و بی‌حال کاربرد دارد. «ول» در بعضی جدول‌ها ممکن است از تقاطع‌ها به دست آید، اما بیشتر معنای رها، آزاد یا محکم‌نبسته را می‌رساند و به‌اندازه «شل» معادل مستقیم وارفته نیست.

۳خانه
سست نرم رخو

سست جایگزین عمومی و دقیق است. «نرم» بیشتر برای بافت و قوام فیزیکی مناسب است و «رخو» واژه‌ای ادبی‌تر برای شل و سست است. اگر سرنخ فقط «وارفته» باشد و حرف تقاطعی راهنمای دیگری ندهد، سست از دو گزینه دیگر طبیعی‌تر است.

۴خانه
ضعیف تنبل

این دو واژه فقط در بافت انسانی مطرح می‌شوند. «ضعیف» بر ناتوانی تأکید دارد و «تنبل» بر کم‌کاری؛ هیچ‌کدام برای خمیر، برنج یا ساختار ازهم‌رفته جایگزین کامل «شل» نیستند. پس بدون حروف تقاطعی نباید آن‌ها را پاسخ اصلی دانست.

۵خانه
بیحال بیرمق لمیده

در خانه‌های جدول معمولاً فاصله یا نیم‌فاصله نوشته نمی‌شود؛ بنابراین «بی‌حال» و «بی‌رمق» هر کدام پنج خانه می‌گیرند. این دو برای وصف شخص مناسب‌اند. «لمیده» بیشتر شکل نشستن یا افتادن را نشان می‌دهد و فقط در سرنخی با اشاره به حالت بدن انتخاب خوبی است.

۶خانه
وارفته واژگون متلاشی

خود «وارفته» شش حرف دارد. «واژگون» نیز شش حرف است، اما معنایش برگشته یا سرنگون‌شده است و مترادف عمومی وارفته نیست. «متلاشی» فقط هنگامی می‌نشیند که سرنخ بر ازهم‌پاشیدگی کامل تأکید داشته باشد، نه صرفاً شل‌شدن یا بی‌حالی.

نکته شمارش: تعداد حروف را با شکل واقعی واژه بسنجید، نه با تعداد هجاها یا ظاهر کشیده حروف. برای نمونه «شل» دو حرف، «سست» سه حرف، «لچر» سه حرف و «وارفته» شش حرف دارد.

املا و ساخت واژه

«وارفته» را چگونه بنویسیم؟

شکل مناسب برای مدخل و عنوان

وارفته به‌صورت سرهم، شکل روشن و جاافتاده این صفت است. وقتی منظور یک ویژگی تثبیت‌شده مانند «خمیر وارفته» یا «آدم وارفته» باشد، این املا خواناتر است و با صورت مدخلی واژه هماهنگی دارد.

وا + رفته وارفته

صورت‌های نیازمند احتیاط

  • وا رفته: ممکن است در تجزیه فعلی یا نوشتار غیررسمی دیده شود، اما برای نام صفت و مدخل جدولی انتخاب یکدست‌تری نیست.
  • وا‌رفته: گذاشتن نیم‌فاصله میان «وا» و «رفته» در این کاربرد ضرورتی ندارد.
  • وارسته: واژه‌ای کاملاً متفاوت به معنای رها از تعلق یا آراسته به آزادگی است و نباید با وارفته اشتباه شود.

حذف گزینه‌های گمراه‌کننده

چرا بعضی پیشنهادها دقیق نیستند؟

«لچر» هم‌معنی مستقیم وارفته نیست. این واژه بیشتر برای ژولیدگی، بی‌نظمی، کثیفی یا رفتار نامرتب به کار می‌رود. افزون بر تفاوت معنایی، «لچر» سه حرف دارد، نه چهار حرف. فقط یک تقاطع بسیار مشخص یا کاربرد گویشی می‌تواند آن را قابل‌طرح کند.

«واژگون» جهت و وضعیت را عوض می‌کند. چیزی ممکن است واژگون باشد اما شل یا بی‌قوام نباشد؛ مثلاً صندلی محکمی که برعکس افتاده است. پس این واژه تنها با سرنخ‌هایی مانند سرنگون، برگردانده یا زیرورو مناسب است.

«لمیده» رفتار یا حالت قرارگیری را توصیف می‌کند. شخص لمیده ممکن است وارفته به نظر برسد، ولی این دو همیشه مترادف نیستند. «لمیده» معمولاً وجود تکیه‌دادن، درازکشیدن یا رهاکردن بدن را القا می‌کند.

«ازهم‌پاشیده» از نظر معنا گسترده‌تر است. وارفته گاهی فقط کمی شل و بی‌رمق است، درحالی‌که ازهم‌پاشیدگی درجه شدیدتری از نابسامانی را می‌رساند. در جدول‌های کوتاه، طراح معمولاً همان واژه ساده‌تر و مستقیم‌تر را می‌خواهد.

حل با تقاطع‌ها

اگر تعداد خانه‌ها معلوم نیست، این ترتیب را اجرا کنید

الف

نوع معنی را پیدا کنید

اگر سرنخ‌های کناری درباره خوراک، بافت، لباس یا استحکام‌اند، پاسخ‌های فیزیکی مانند شل، سست یا نرم را جلو بیندازید. اگر درباره خلق‌وخو و توان شخص‌اند، بیحال، بیرمق یا تنبل محتمل‌تر می‌شوند.

ب

حرف آغاز و پایان را بسنجید

برای دو خانه، الگوی «شـ» تقریباً مستقیماً به شل می‌رسد. برای سه خانه، پایان «ـست» سست را تقویت می‌کند. یک حرف تقاطعی مطمئن ارزش بیشتری از فهرست بلند مترادف‌ها دارد.

پ

طبیعی‌ترین واژه را نگه دارید

طراحان معمولاً واژه‌ای را ترجیح می‌دهند که بدون توضیح اضافی با سرنخ جفت شود. «وارفته = شل» یک جفت کوتاه و طبیعی است؛ پاسخ‌های دورتر فقط وقتی پذیرفتنی‌اند که ساختار جدول آن‌ها را تحمیل کند.

قاعده تصمیم: دو خانه و بدون قرینه خاص → شل. سه خانه → ابتدا سست. پنج خانه با اشاره به شخص → بیحال یا بیرمق. هر گزینه دیگری باید دست‌کم با دو حرف تقاطعی یا بافت روشن پشتیبانی شود.

تفاوت‌های ظریف

شل، سست، نرم و بی‌حال یکسان نیستند

شل در برابر سست

«شل» بیشتر نبودِ سفتی، کشش یا قوام را نشان می‌دهد؛ مانند گره شل، خمیر شل یا بدن شل. «سست» دامنه گسترده‌تری دارد و می‌تواند برای استدلال، پایه، تصمیم یا اراده هم به کار رود. برای سرنخ وارفته، شل ملموس‌تر و کوتاه‌تر است.

شل در برابر نرم

هر چیز نرمی وارفته نیست. بالش نرم ممکن است کاملاً خوش‌فرم و منسجم باشد، اما خمیر وارفته شکل خود را نگه نمی‌دارد. بنابراین «نرم» تنها وقتی مناسب است که سرنخ بر بافت لطیف یا مقابلِ سفت تمرکز داشته باشد.

وارفته در برابر بی‌حال

«بی‌حال» تقریباً همیشه به موجود زنده یا حالت روانی و جسمی او مربوط است. «وارفته» علاوه بر شخص، برای مواد و اشیا هم به کار می‌رود. به همین دلیل بیحال پاسخ محدودتری است و بدون قرینه انسانی نباید جای شل را بگیرد.

وارفته در برابر ازهم‌رفته

«ازهم‌رفته» بیشتر بر خرابی ساختار یا پریشانی ظاهر تأکید دارد. «وارفته» می‌تواند مرحله ملایم‌تر باشد: چیزی هنوز موجود است اما قوام، انرژی یا فرم نخستین خود را از دست داده است.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.