پرش به محتوای اصلی

کالای نامرغوب در جدول

۸ دقیقه مطالعه
پاسخ مستقیم: بنجل ۴ حرف: ب، ن، ج، ل

برای سرنخ «کالای نامرغوب» در جدول، دقیق‌ترین و رایج‌ترین پاسخ بنجل است. این واژه هم از نظر تعداد حروف با پاسخ چهارخانه‌ای سازگار است و هم از نظر معنا مستقیماً به جنس پست، کم‌ارزش، وازده یا بی‌کیفیتی اشاره می‌کند که مطلوب خریدار نیست.

واژه اصلی و شکل درست آن

بنجل تلفظ: بُنجُل

املای معیار در جدول همان بنجل است؛ یعنی بدون واو و با چهار نویسه. در نوشتار معمول فارسی حرکت‌ها ثبت نمی‌شوند، اما برای روشن شدن خوانش می‌توان آن را به صورت بُنجُل نشان داد. در آوانویسی ساده نیز معمولاً چیزی نزدیک به «bonjol» شنیده می‌شود.

ب ن ج ل

«بنجل» دقیقاً چه معنایی می‌دهد؟

این واژه فقط مترادف ساده «بد» نیست. وقتی کالایی بنجل نامیده می‌شود، معمولاً چند ویژگی هم‌زمان در ذهن شکل می‌گیرد: کیفیت پایین دارد، ارزش خریدش کم است، ممکن است وازده یا ته‌انباری باشد و احتمال دارد مدت زیادی بدون مشتری مانده باشد. به همین دلیل، برای سرنخی که با ترکیب «کالای نامرغوب» آمده، از گزینه‌های عمومی‌تری مانند «بد» یا «پست» دقیق‌تر است.

۱کیفیت پایین

کالا از نظر ساخت، دوام، مواد اولیه یا کارکرد در سطح مطلوب نیست و اعتماد خریدار را جلب نمی‌کند.

۲ارزش اندک

جنس در مقایسه با نمونه‌های سالم و مرغوب، کم‌بها یا بی‌ارزش تلقی می‌شود؛ حتی اگر هنوز قابل استفاده باشد.

۳وازدگی و ماندگی

در کاربرد قدیمی‌تر و بازاری، بنجل می‌تواند جنسی باشد که فروش نرفته، روی دست فروشنده مانده یا از بقیه کالاها پست‌تر است.

نکته معنایی: «بنجل» الزاماً به معنی «دست‌دوم» نیست. یک کالای کاملاً نو هم می‌تواند به علت ساخت ضعیف، مواد نامناسب یا کارایی پایین بنجل باشد.

چرا پاسخ اصلی «بنجل» است؟

در جدول، بهترین پاسخ واژه‌ای است که هم معنای سرنخ را بی‌واسطه پوشش دهد و هم از نظر طول و الگوی حروف با خانه‌ها سازگار باشد. «بنجل» در هر دو معیار امتیاز بالایی دارد: چهارحرفی است و در فارسی امروز نیز برای «جنس نامرغوب» به‌طور طبیعی به کار می‌رود. افزون بر این، پیوند آن با کالای وازده و کم‌ارزش باعث می‌شود نسبت به واژه‌هایی که فقط «معیوب»، «ناخالص» یا «فرسوده» معنی می‌دهند، جواب جامع‌تری باشد.

اگر در جدول چهار خانه دارید و حروف تقاطعی با الگوی «ب ـ ن ـ ج ـ ل» سازگارند، انتخاب تقریباً قطعی است. حتی بدون حروف کمکی نیز عبارت «کالای نامرغوب» از آن سرنخ‌هایی است که معمولاً مستقیماً به «بنجل» می‌رسد.

بررسی گزینه‌های نزدیک و میزان اعتبار آن‌ها

بعضی واژه‌ها ممکن است در جدول‌های مختلف کنار این سرنخ دیده شوند، اما همه به یک اندازه دقیق نیستند. تعداد خانه‌ها، حرف‌های تقاطعی و شیوه بیان طراح تعیین می‌کند که کدام گزینه قابل دفاع باشد.

بنجل
۴ حرف
بهترین پاسخ. مستقیماً برای کالای پست، وازده، کم‌ارزش و نامرغوب به کار می‌رود و با زبان رایج نیز هماهنگ است.
سقط
۳ حرف
در کاربرد قدیمی می‌تواند وصف کالای پست و بی‌بها باشد. بااین‌حال، امروز ذهن بیشتر به «افتادن»، «از بین رفتن» یا ترکیب پزشکی «سقط جنین» می‌رود؛ بنابراین فقط با سه خانه و حروف تقاطعی مناسب جدی می‌شود.
ناسره
۵ حرف
معنای اصلی آن ناخالص، معیوب یا تقلبی است و بیشتر درباره زر، سکه، پول یا چیزی که خلوص ندارد به کار می‌رود. برای «کالای نامرغوب» ممکن است نزدیک باشد، اما از «بنجل» تخصصی‌تر و کم‌احتمال‌تر است.
قراضه
۵ حرف
بیشتر بر کهنگی، فرسودگی، اسقاطی بودن یا ارزش اندکِ شیء تأکید دارد. برای وسیله فرسوده مناسب است، نه لزوماً هر کالای تازه اما بی‌کیفیت.
وازده
۵ حرف
به چیزی اشاره می‌کند که پذیرفته نشده یا مشتری نداشته است. این واژه به بخشی از معنای بنجل نزدیک است، ولی نامرغوب بودن را همیشه به‌تنهایی تضمین نمی‌کند.
ردی
۳ حرف
«ردی» در بعضی کاربردهای قدیمی یا محلی مفهوم پست و پس‌زده را می‌رساند، اما در جدول‌های عمومی از «بنجل» بسیار کم‌رایج‌تر است و بدون حروف تقاطعی انتخاب اول محسوب نمی‌شود.
درباره «لاشه»: این واژه چهار حرف دارد، اما معنی اصلی آن پیکر جانور مرده یا بدنه بسیار آسیب‌دیده است. کاربرد عامیانه‌اش برای وسیله فرسوده ممکن است دیده شود، ولی برای سرنخ کلی «کالای نامرغوب» پاسخ استاندارد و هم‌سنگ «بنجل» نیست.

املای درست، تلفظ و شکل‌های جایگزین

در خانه‌های جدول باید بنجل نوشته شود. افزودن حرکت برای نمایش تلفظ ضروری نیست، چون جدول فارسی معمولاً بدون اعراب پر می‌شود. اگر بخواهیم خوانش را مشخص کنیم، صورت «بُنجُل» روشن‌تر است: هجای نخست با صدای «بُن» و هجای دوم نزدیک به «جُل» ادا می‌شود.

گاهی شکل بونجل نیز در برخی ثبت‌های لغوی یا گفتاری دیده می‌شود. این صورت برای نشان دادن واکه «ـُـ» با واو ساخته شده، اما در املای رایج و در پاسخ جدول معمولاً پذیرفته نیست؛ چون پنج حرف دارد و شکل معیارِ کوتاه همان «بنجل» است. همچنین آن را نباید با منجل اشتباه گرفت. «منجل» واژه‌ای دیگر با معنای باتلاق، لجنزار یا جای آلوده است و هیچ ارتباطی با جنس بی‌کیفیت ندارد.

درست برای جدول: بنجل
صورت اعراب‌گذاری‌شده: بُنجُل
صورت کم‌کاربرد: بونجل
واژه نامرتبط: منجل

کاربرد واژه در جمله و ترکیب

«بنجل» می‌تواند پس از اسم بیاید و نقش صفت داشته باشد، یا به‌تنهایی جای اسم بنشیند. در گفتار روزمره، بار آن منفی و گاهی تند است؛ بنابراین برای نقد رسمی محصول بهتر است به‌جای برچسب کلی، عیب دقیق مانند «دوام پایین»، «ساخت ضعیف» یا «مواد نامناسب» ذکر شود.

فروشنده چند جنس بنجل را میان کالاهای مرغوب گذاشته بود.
ظاهر دستگاه نو بود، اما کیفیت ساختش آن‌قدر پایین بود که خریدار آن را بنجل دانست.
عبارت «بنجل آب کردن» یعنی کالای بی‌مصرف یا نامرغوب را به هر شکل به فروش رساندن.
در این سرنخ، «بنجل» هم معنی کالای پست را می‌دهد و هم با چهار خانه جور درمی‌آید.

تفاوت «بنجل» با واژه‌های نزدیک

بنجل و دست‌دوم: دست‌دوم فقط یعنی قبلاً استفاده شده است؛ ممکن است بسیار مرغوب و سالم باشد. بنجل درباره کیفیت و ارزش منفی داوری می‌کند.
بنجل و تقلبی: کالای تقلبی هویت یا نشان جعلی دارد، اما ممکن است از نظر ظاهری خوب ساخته شده باشد. کالای بنجل لزوماً جعلی نیست، بلکه پست و بی‌کیفیت است.
بنجل و معیوب: معیوب یک نقص مشخص دارد؛ بنجل می‌تواند بدون خرابی آشکار، در مجموع ضعیف، کم‌دوام یا کم‌ارزش باشد.
بنجل و قراضه: قراضه معمولاً کهنه، فرسوده یا اسقاطی است؛ بنجل ممکن است نو باشد اما کیفیت پایینی داشته باشد.
بنجل و ناسره: ناسره بر ناخالصی و تقلب در عیار تأکید می‌کند؛ بنجل مفهوم عمومی‌تری برای جنس پست دارد.
بنجل و وازده: وازده یعنی پس‌زده یا فروش‌نرفته؛ بنجل اغلب وازده هم هست، ولی هسته معنایی‌اش پستی و کم‌ارزشی است.

روش سریع انتخاب پاسخ در خانه‌های جدول

تعداد خانه‌ها را بشمارید. اگر چهار خانه است، «بنجل» از همان ابتدا محتمل‌ترین گزینه خواهد بود.
حروف تقاطعی را کنترل کنید. وجود «ب» در آغاز، «ج» در جای سوم یا «ل» در پایان، احتمال پاسخ را بسیار بالا می‌برد.
دامنه معنی را بسنجید. اگر سرنخ دقیقاً «کالای نامرغوب»، «جنس پست» یا «متاع وازده» باشد، بنجل بر پاسخ‌های عمومی برتری دارد.
گزینه جایگزین را فقط با قرینه بپذیرید. سه خانه می‌تواند «سقط» را مطرح کند و پنج خانه ممکن است «ناسره»، «قراضه» یا «وازده» را وارد بررسی کند، اما هرکدام معنای محدودتری دارند.

دام‌های رایج در این سرنخ

اشتباه در شمارش: «بنجل» چهار حرف است، نه پنج حرف. واکه‌های کوتاهِ تلفظ‌شده در خط فارسی حرف مستقل محسوب نمی‌شوند.
نوشتن «بونجل»: این شکل ممکن است تلفظ را نشان دهد، اما برای پاسخ استاندارد جدول معمولاً یک خانه اضافه ایجاد می‌کند.
یکسان گرفتن با «دست‌دوم»: نامرغوب بودن از سابقه استفاده جداست؛ جنس نو هم می‌تواند بنجل باشد.
انتخاب «ناسره» بدون قرینه: ناسره برای ناخالص یا قلب بودن دقیق‌تر است و بیشتر با زر و سکه تناسب دارد.
انتخاب واژه صرفاً به‌خاطر تعداد حروف: «لاشه» چهار حرفی است، اما پوشش معنایی آن برای این سرنخ ضعیف‌تر و غیرمعیارتر است.

جمع‌بندی دقیق سرنخ

سرنخ «کالای نامرغوب» یک جواب روشن و جاافتاده دارد: بنجل. این واژه چهارحرفی برای جنس پست، کم‌ارزش، بی‌کیفیت یا وازده به کار می‌رود. صورت نوشتاری پاسخ «بنجل» و صورت اعراب‌گذاری‌شده آن «بُنجُل» است. گزینه‌هایی مانند «سقط» یا «ناسره» فقط زمانی مطرح می‌شوند که تعداد خانه‌ها یا حروف تقاطعی، پاسخ اصلی را ناممکن کند.

پاسخ نهایی: بنجل
چهار حرف؛ به معنی جنس پست، کم‌ارزش، وازده و نامرغوب.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.