پرش به محتوای اصلی

واجب بودن در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ اصلی:لزوم
۴ حرفی؛ به معنی واجب و ضروری بودن

برای سرنخ «واجب بودن» در جدول، پاسخ رایج و دقیق لزوم است. این واژه حالتِ لازم، ضروری یا اجتناب‌ناپذیر بودن یک کار را می‌رساند و از نظر دستوری نیز با ساختار «بودن» هماهنگ است. با این حال، تعداد خانه‌ها و حروف تقاطعی تعیین‌کننده‌اند؛ زیرا وجوب هم پاسخی چهارحرفی و کاملاً معتبر است.

چرا «لزوم» انتخاب اصلی است؟

معنی دقیق

اسمِ حالت و ضرورت

«لزوم» نامِ حالتِ لازم و ضروری بودن است. سرنخ نیز با «بودن» ساخته شده و معمولاً یک اسمِ معنا می‌خواهد، نه یک صفت ساده.

کاربرد جدولی

کوتاه و خوش‌تقاطع

چهار حرف متمایزِ آن به‌سادگی با جواب‌های افقی و عمودی کنترل می‌شوند و در جدول‌های فارسی کاربرد شناخته‌شده‌ای دارد.

فارسی معیار

طبیعی در ترکیب‌ها

ترکیب‌هایی مانند «لزوم رعایت قانون»، «لزوم حضور» و «لزوم بررسی» کاربرد طبیعی واژه را برای بیان واجب بودن نشان می‌دهند.

اصلاح مهم: «لزوم» سه‌حرفی نیست. این واژه از چهار حرفِ «ل، ز، و، م» ساخته شده است. حرکتِ کوتاهِ «ـُ» در تلفظ «لُزوم» خانه جداگانه ندارد، اما حرف «و» یک خانه کامل می‌گیرد.
ل+ز+و+م

شمارش درست: ۴ حرف و ۴ خانه.

املای درست و خواندن واژه

املای معیار پاسخ لزوم است: «ل» سپس «ز»، بعد «و» و در پایان «م». شکل‌هایی مانند «لذوم» و «لضوم» نادرست‌اند. واژه معمولاً «لُزوم» خوانده می‌شود، اما حرکتِ روی حرف نخست در نوشتار عادی و در خانه‌های جدول نوشته نمی‌شود.

«لزوم» با واژه‌های لازم، ملزوم، ملازم، التزام، الزام و مستلزم هم‌خانواده است؛ بااین‌حال، هم‌خانواده بودن به معنی یکسان بودن کاربرد نیست. «لازم» صفت است، ولی «لزوم» اسمِ حالتِ لازم بودن است.

گزینه‌های واقعی بر اساس تعداد خانه‌ها

جواب نهایی باید هم‌زمان با معنی سرنخ، شمار خانه‌ها و حروف تقاطعی سازگار باشد. گزینه‌های زیر محتمل‌اند، اما همگی به یک اندازه دقیق نیستند.

حتم۳ حرفی

بیشتر به معنی قطعیت و ناگزیری است. برای «قطعی بودن» مناسب‌تر است و فقط با تأیید تقاطع‌ها می‌تواند جانشین شود.

فرض۳ حرفی

در کاربرد دینی گاهی تکلیف واجب را می‌رساند، اما در فارسی عمومی معنی «پنداشت» هم دارد؛ بنابراین پاسخ نخست نیست.

لزوم۴ حرفی

گزینه اصلی؛ عمومی، روان و دقیق برای لازم و ضروری بودن. الگوی حروف آن «ل ز و م» است.

وجوب۴ حرفی

از نظر لغوی بسیار مستقیم است و در متن‌های رسمی، فلسفی و فقهی بیشتر دیده می‌شود. الگوی آن «و ج و ب» است.

لازم۴ حرفی

صفتی به معنی واجب و ضروری است. برای سرنخ «واجب» مناسب‌تر از صورت دقیق «واجب بودن» است.

لابد۴ حرفی

معنای ناچار، ناگزیر یا به‌طور حتم می‌دهد و فقط وقتی فضای سرنخ به ناچاری نزدیک باشد مطرح می‌شود.

الزام۵ حرفی

بر اجبار، واداشتن یا مقرر کردن تأکید دارد. برای «اجبار» و «واداشتن» دقیق‌تر از «لزوم» است.

ضرورت۵ حرفی

هم‌معنی نزدیکِ لزوم و گزینه‌ای قوی برای «لازم بودن» یا «نیاز قطعی» در جدول پنج‌خانه‌ای است.

تکلیف۵ حرفی

خودِ وظیفه یا مسئولیت را نام می‌برد، نه صرفاً حالت واجب بودن؛ در زمینه دینی یا اداری محتمل‌تر است.

استلزام۷ حرفی

به معنی لازم آوردن و دربرداشتنِ پیامد است. نزدیک است، اما برابر ساده و مستقیم «واجب بودن» نیست.

بایستگی۷ حرفی

برابر فارسیِ ضرورت و لزوم است. واژه‌ای درست اما کم‌کاربردتر در جدول‌های عمومی.

ناگزیری۷ حرفی

بر ناچار بودن و گریزناپذیری تأکید دارد و برای سرنخ‌هایی با این سایه معنایی مناسب‌تر است.

تفاوت لزوم با نزدیک‌ترین جواب‌ها

لزوم
نامِ حالتِ لازم و ضروری بودن است و در زبان عمومی، اداری و رسمی کاربرد دارد. برای سرنخ خنثی، انتخاب اول است.
وجوب
به «واجب بودن» بسیار نزدیک است، اما رنگ فقهی، فلسفی و رسمی بیشتری دارد. وجود واژه‌هایی مانند «شرعی»، «حکم» یا «تکلیف» احتمال آن را بالا می‌برد.
الزام
بیشتر بر تحمیل یا اجبار از سوی قانون، شخص یا موقعیت دلالت می‌کند؛ بنابراین همیشه جانشین مستقیم «لزوم» نیست.
ضرورت
بر نیاز جدی و گریزناپذیری تأکید دارد و یک حرف بیشتر از «لزوم» دارد؛ پس برای پنج خانه مناسب است.
لازم
صفت است. اگر سرنخ فقط «واجب» باشد، طبیعی است؛ اگر «واجب بودن» باشد، «لزوم» از نظر دستوری دقیق‌تر می‌شود.
فرض
در زمینه دینی می‌تواند معنی واجب بدهد، اما بدون قرینه یا حروف تقاطعی پاسخ امنی برای این سرنخ نیست.

چطور بین «لزوم» و «وجوب» انتخاب کنیم؟

تعداد خانه‌ها را بشماریدهر دو واژه چهارحرفی‌اند. در جدول سه‌خانه‌ای هیچ‌کدام جا نمی‌شوند.
حرف اول را از تقاطع بگیریدشروع با «ل» به لزوم و شروع با «و» به وجوب اشاره می‌کند.
حرف دوم را کنترل کنید«ز» در لزوم و «ج» در وجوب، ابهام را سریع برطرف می‌کند.
زمینه سرنخ را بخوانیددر جدول عمومی «لزوم» روان‌تر است؛ در زمینه فقهی و فلسفی «وجوب» احتمال بیشتری دارد.
نقش دستوری را حفظ کنیدصورت «بودن» معمولاً اسمِ معنا می‌خواهد؛ پس لزوم و وجوب از «لازم» دقیق‌ترند.

دام‌های رایج در شمارش حروف

لزوم چهارحرفی است، نه سه‌حرفی. حروف آن ل، ز، و، م هستند.
فرض سه‌حرفی است، نه چهارحرفی. تشدید یا حرکت احتمالی خانه جداگانه ندارد.
تکلیف پنج‌حرفی است. ترتیب آن ت، ک، ل، ی، ف است.
بایستگی هفت‌حرفی است. ب، ا، ی، س، ت، گ، ی.
شباهت معنایی کافی نیست. لابد و حتم بیشتر به ناچاری و قطعیت نزدیک‌اند.

الگوی سریع حروف تقاطعی

الگوی لزوم

ل ـ و ـ

با «ز» در خانه دوم و «م» در خانه چهارم، پاسخ لزوم قطعی می‌شود.

الگوی وجوب

و ـ و ـ

با «ج» در خانه دوم و «ب» در خانه پایانی، پاسخ وجوب است.

الگوی لازم

ل ا ز م

این چینش صفت «لازم» را می‌سازد و بیشتر با سرنخ «واجب» هماهنگ است.

جمع‌بندی پاسخ

برای «واجب بودن در جدول»، جواب پیشنهادی و رایج لزوم است؛ املای درست آن «ل ز و م» و تعداد حروفش چهار است. اگر تقاطع‌ها با «و ج و ب» جور باشند یا زمینه سرنخ فقهی و رسمی باشد، وجوب پاسخ دقیق جایگزین است. در جدول سه‌خانه‌ای، لزوم اصلاً جا نمی‌شود و باید بر پایه معنی و حروف موجود سراغ گزینه‌های فرعی رفت.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.