پرش به محتوای اصلی

فاسق در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: بدکاره
این جواب، معادل هفت‌حرفیِ فاسق در این جدول است.

«بدکاره» در این سرنخ یک صفت است، نه نام شخص یا اصطلاحی فنی. این واژه کسی را توصیف می‌کند که کردار ناپسند دارد و از معیار درست رفتاری دور شده است؛ همین بار منفیِ اخلاقی، آن را به معادل مناسبی برای «فاسق» تبدیل می‌کند. پاسخ با «ب» آغاز می‌شود و در نگارش پیوستهٔ جدولی هفت حرف دارد: ب، د، ک، ا، ر، ه.

چرا «بدکاره» با سرنخ جور است؟

ساخت «بدکاره» روشن و فارسی است: «بد» کیفیت منفی را می‌رساند و «کاره» در این ترکیب به اهل یا انجام‌دهندهٔ کاری اشاره دارد. حاصل، صفتی برای فردِ دارای کردار بد است. «فاسق» نیز در فارسی رسمی و متون دینی صفتِ کسی است که از راه فرمان‌برداری و درست‌کرداری بیرون رفته است. بنابراین دو واژه از دو مسیر زبانی به یک هستهٔ معنایی نزدیک می‌شوند: شخصی که عمل او خلاف صلاح و اخلاق شمرده می‌شود.

وجود «ه» پایانی را نباید نشانهٔ مؤنث بودن دانست. «بدکاره» در فارسی برای زن یا مرد به کار می‌رود و این «ه» جزئی از صورت واژه است. از همین رو، اگر تقاطع‌ها «بدکار» را نشان ندهند و یک خانهٔ بیشتر وجود داشته باشد، صورت «بدکاره» کاملاً طبیعی است.

کردار ناپسندخروج از طاعتصفت انسانبار اخلاقی منفی

از «فسق» تا «فاسق»

«فاسق» واژه‌ای عربی از خانوادهٔ «فسق» است. معنای بنیادیِ ریشه را بیرون‌شدن دانسته‌اند؛ در توضیح مشهور لغوی، بیرون آمدن چیزی از پوشش خود تصویرِ اولیهٔ این مفهوم است. این تصویر در کاربرد دینی به خروج از فرمان و مرز درستکاری انتقال یافته است. پس فاسق صرفاً کسی نیست که یک اشتباه معمولی کرده باشد؛ واژه معمولاً داوری شدیدتری دارد و بر نافرمانی یا بدکرداری آشکار دلالت می‌کند.

در زبان فارسی، دامنهٔ واژه با بافت تغییر می‌کند. در متن اخلاقی ممکن است «گناهکار» یا «بدکردار» بهترین توضیح باشد؛ در نوشتهٔ فقهی، فاسق در برابر «عادل» قرار می‌گیرد؛ و در برخی فرهنگ‌های قدیمی، معنای محدودتری مانند «زناکار» نیز ثبت شده است. طراح جدول الزاماً همهٔ این ظرافت‌ها را در سرنخ نمی‌آورد و تنها یکی از هم‌معناهای جاافتاده را می‌خواهد. پاسخ ذخیره‌شدهٔ این سرنخ، صورت عام و قابل‌فهم «بدکاره» است.

نقشه معنایی واژه فاسق و پاسخ بدکارهفسق به معنای خروج از راه درست است و به صفت فاسق می‌رسد که در جدول با بدکاره پاسخ داده شده است. فسقخروج ازراه درست فاسقصفتِ شخص بدکارهپاسخ این جدولمعادل فارسیِ نزدیک

مرز میان جواب‌های نزدیک

هم‌معناها همیشه قابل تعویضِ کامل نیستند. تعداد خانه‌ها و زاویهٔ معناییِ سرنخ تعیین می‌کند کدام صورت مناسب است. در این مورد، «بدکاره» جواب اصلی است؛ گزینه‌های زیر برای شناخت تفاوت‌ها مفیدند و نباید بی‌دلیل جای آن نشانده شوند.

بدکاره

پاسخ قطعی این عنوان؛ صفتی فارسی با تمرکز بر کردار ناپسند. در شمارش معمول جدول هفت حرف دارد.

بدکار

صورت کوتاه‌تر و بسیار نزدیک است، اما شش حرف دارد. تنها وقتی خانه‌ها یا حروف متقاطع آن را ایجاب کنند مناسب خواهد بود.

گناهکار

معنای دینی و عمومیِ روشنی دارد و بر ارتکاب گناه تأکید می‌کند. از نظر تعداد حروف با پاسخ این سرنخ یکسان نیست.

فاجر

هم‌معنای عربی و ادبیِ فاسق است. کوتاه‌تر و رسمی‌تر به گوش می‌رسد و در بعضی جدول‌ها با سرنخ‌های مشابه ظاهر می‌شود.

نافرمان

بخش «بیرون رفتن از طاعت» را بهتر برجسته می‌کند، ولی الزاماً همهٔ بار اخلاقی و اصطلاحیِ فاسق را منتقل نمی‌کند.

زناکار

در بعضی تعریف‌های لغوی معنایی خاص برای فاسق است. این گزینه محدودتر از معنای عام «بدکردار» است و فقط با قرینهٔ روشن ترجیح دارد.

نکتهٔ املایی: واژهٔ سرنخ «فاسق» با «س» و «ق» نوشته می‌شود. پاسخ نیز به صورت پیوستهٔ «بدکاره» نوشته می‌شود؛ جداکردن آن به شکل «بد کاره» در خانه‌های جدول و نثر معیار درست نیست.

«بدکاره» دقیقاً چه نوع واژه‌ای است؟

این کلمه از نظر نقش دستوری صفت است و می‌تواند پس از اسم بیاید: «شخص بدکاره». همچنین با حذف اسم، خود به جای شخص بنشیند: «بدکاره از نتیجهٔ عملش گریخت». در هر دو حالت، واژه دربارهٔ رفتار و منش داوری می‌کند. اسمِ حالت یا عملِ متناظر با آن «بدکاری» است، در حالی که «فسق» اسمِ مصدرِ خانوادهٔ فاسق به شمار می‌آید.

در کاربرد امروز، «بدکاره» گاهی بار معناییِ خاص و تندتری پیدا می‌کند و ممکن است به بی‌عفتی اشاره داشته باشد. بااین‌حال، در منطق مترادف‌نویسیِ جدول، دامنهٔ قدیمی‌تر و عام‌ترِ «کسی که کار بد می‌کند» نیز فعال است. همین هم‌پوشانی توضیح می‌دهد چرا یک سرنخ کوتاهِ «فاسق» می‌تواند به «بدکاره» برسد، حتی اگر در یک جملهٔ روزمره همیشه این دو را بی‌هیچ تفاوتی جانشین هم نکنیم.

کاربرد واژه در سه بافت

بافت اخلاقی: فاسق در کنار واژه‌هایی چون بدکردار، گناهکار و ناصالح قرار می‌گیرد. در این فضا «بدکاره» فشرده و هم‌جهت است.

بافت دینی و فقهی: واژه در برابر «عادل» قرار می‌گیرد و به خروج از طاعت یا ارتکاب گناه اشاره می‌کند. این کاربرد اصطلاحی از «آدم بد» دقیق‌تر است.

بافت ادبی و کهن: شاعر یا نویسنده ممکن است فاسق را در کنار زاهد، محتسب یا صالح بیاورد. تقابل‌ها معنای سرکشی از هنجار دینی و اخلاقی را برجسته می‌کنند.

شدت داوریِ این صفت سبب می‌شود در نثر عادی برای خطاب مستقیم به افراد مناسب نباشد. وقتی کلمه بیرون از فرهنگ لغت، متن تاریخی یا بحث اصطلاحی به شخص معینی نسبت داده شود، می‌تواند توهین‌آمیز و اتهام‌زننده باشد. در این صفحه، واژه صرفاً از دید زبان و پاسخ جدول بررسی می‌شود.

رابطهٔ واژه‌های هم‌خانواده

«فسق» نامِ مفهوم یا عمل است، «فاسق» انجام‌دهنده یا دارندهٔ آن وصف، و «فاسقان» جمع فارسیِ رایج آن است. صورت عربیِ جمع نیز در برخی نوشته‌ها دیده می‌شود، اما برای فهم سرنخ ضرورتی ندارد. در سوی مقابل، «صلاح»، «درستکاری» و «عدالت» حوزهٔ معناییِ مخالف را می‌سازند؛ «صالح» و «عادل» نیز صفتِ شخصی‌اند که رفتار او مطابق معیار درست پنداشته می‌شود.

این شبکهٔ واژگانی نشان می‌دهد سرنخ فقط به «بد بودن» در معنای بسیار کلی اشاره ندارد. محور آن رفتار و خروج از معیار پذیرفته‌شده است. «بدکاره» این محور را با ترکیبی فارسی و ملموس بازتاب می‌دهد، درحالی‌که گزینه‌ای مثل «فاسد» ممکن است برای شیء، ساختار یا مادهٔ تباه‌شده هم به کار رود و به اندازهٔ پاسخ اصلی، شخص‌محور نباشد.

جمع‌بندی معنایی: برای عنوان حاضر، پاسخ همان بدکاره است. «بدکار» از نظر ساخت نزدیک اما یک حرف کوتاه‌تر است؛ «گناهکار» و «نافرمان» معنای عام‌ترِ دینی را می‌رسانند؛ «فاجر» لحن عربی و ادبی دارد؛ و «زناکار» تنها یکی از معانی محدودترِ ثبت‌شده است. بنابراین پاسخ هفت‌حرفیِ ذخیره‌شده هم از نظر ساخت و هم از نظر معنای جدول با سرنخ سازگار است.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.