برای سرنخ «متعفن»، پاسخ استاندارد و معمول «بدبو» است. هر دو واژه صفتاند و چیزی را توصیف میکنند که بوی ناخوشایند، زننده یا حاصل از گندیدگی دارد. اگر چهار خانه دارید، «بدبو» دقیقترین انتخاب است؛ فقط وقتی تعداد خانهها یا حروف تقاطعی سازگار نیست، باید گزینههای دیگر را بررسی کرد.
چرا «بدبو» پاسخ اصلی است؟
سرنخ کوتاه جدول معمولاً یک مترادف مستقیم میخواهد. «متعفن» در فارسی به چیزی گفته میشود که بوی بد گرفته یا بر اثر ماندگی، فساد، رطوبت و تجزیه بوی زننده پیدا کرده است. «بدبو» همین هسته معنایی را روشن و بیواسطه منتقل میکند و برخلاف بعضی گزینههای نزدیک، نوع شیء یا علت بو را محدود نمیسازد.
«پوسیده» بیشتر بر فرسودگی و ازهمگسیختگی ماده تأکید دارد، «فاسد» بر خرابشدن یا از سلامت خارجشدن و «زهم» بر بوی خاص گوشت، ماهی، چربی یا تخممرغ. اما «بدبو» برای آب، غذا، محیط، لباس، زباله، گاز و هر چیز دارای بوی ناخوشایند به کار میرود.
املای درست و تعداد حروف
املای معیار واژه به صورت پیوسته و با حرف «ع» است: متعفن. در نوشتار اعرابگذاریشده ممکن است روی «ف» تشدید دیده شود، اما تشدید نشانه آوایی است و خانه جداگانهای در جدول نمیگیرد.
خود «متعفن» در خط فارسی پنج حرف دارد: م، ت، ع، ف، ن. بنابراین ششحرفی دانستن آن درست نیست. جواب «بدبو» نیز چهار حرف دارد: ب، د، ب، و.
در شمارش خانهها، حرکت، تشدید، نیمفاصله و نشانههای نگارشی حرف مستقل نیستند. برای نمونه «تعفندار» با کنار گذاشتن نیمفاصله هفت حرف دارد.
گزینههای معتبر بر اساس تعداد خانه
هممعنی بودن به تنهایی کافی نیست؛ تعداد خانه، حرف اول و آخر و تقاطعها تعیین میکنند کدام پاسخ واقعاً مناسب است.
تفاوتهای معنایی مهم
متعفن و بدبو
«بدبو» گستردهتر است و میتواند برای چیزی با بوی ناخوشایند ذاتی یا اکتسابی به کار رود. «متعفن» معمولاً شدت بیشتری دارد و بویی زننده، اغلب ناشی از ماندگی یا تجزیه را تداعی میکند. در فضای فشرده جدول، این تفاوت شدت مانع مترادف بودن آنها نیست.
متعفن و فاسد
«فاسد» مفهوم خرابی را میرساند، نه لزوماً بو را. غذا ممکن است فاسد باشد ولی هنوز بوی آشکاری نداشته باشد. این واژه در ترکیبهایی مانند «نظام فاسد» نیز کاربرد دارد، در حالی که «متعفن» در چنین بافتی استعاری است.
متعفن و پوسیده
«پوسیده» وضعیت ساختاری را توصیف میکند: ماده فرسوده یا تجزیه شده است. چوب پوسیده ممکن است کمبو باشد، و یک گاز بسیار بدبو نیز پوسیده نیست. پس این دو فقط در برخی مصداقها همپوشانی دارند.
متعفن و گندیده
«گندیده» هم خرابی و هم بوی ناخوشایند را القا میکند و از نظر معنی بسیار نزدیک است. تفاوت عملی برای جدول در تعداد خانههاست: «گندیده» شش حرف و «بدبو» چهار حرف دارد.
پاسخهای گمراهکننده
- تعفن: اسم حالت یا فرایند بدبو و گندیدهشدن است، نه صفت مستقیم.
- عفونت: نام وضعیت آلودگی یا بیماری بافتی است و معادل «متعفن» نیست.
- زهم: بیشتر نام یا ویژگی بوی خاص گوشت، ماهی، چربی و تخممرغ است.
- مردار: نام لاشه جانور مرده است؛ مردار ممکن است متعفن باشد، اما این دو هممعنی نیستند.
- ارزق: به معنی متعفن نیست و برای این سرنخ نباید پذیرفته شود.
- ازرق: به رنگ آبی یا کبود مربوط است و ارتباطی با بدبویی ندارد.
روش انتخاب جواب در جدول
«بدبو» از نظر سادگی و دقت بهترین نقطه شروع است.
چهار خانه چند گزینه دارد، اما «بدبو» در سرنخ عمومی برتری دارد.
آغاز با «ب» و پایان با «و» تقریباً «بدبو» را قطعی میکند؛ آغاز با «م» میتواند «منتن» باشد.
در «گوشت متعفن»، «گندیده» یا «فاسد» محتملتر از یک سرنخ کاملاً مستقل میشوند.
اگر نقش دستوری یا معنی درست نیست، احتمالاً یکی از جوابهای متقاطع اشتباه حل شده است.
کاربرد و متضادها
ترکیبهایی مانند «آب متعفن»، «زباله متعفن»، «بوی متعفن» و «هوای متعفن» همگی کیفیت بوی ناخوشایند را بیان میکنند. واژه «متعفن» صفت است؛ پس در جدول نیز پاسخ صفتی مانند «بدبو»، «عفن»، «منتن» یا «گندیده» از یک اسم مانند «تعفن» مناسبتر است.
پرسشهای رایج
نتیجه دقیق: پاسخ اصلی «متعفن در جدول» واژه بدبو است.
برای چهار خانه همین جواب را وارد کنید. برای تعدادهای دیگر، «عفن»، «منتن»، «پوسیده»، «گندیده»، «بویناک»، «گندناک» و «تعفندار» فقط با توجه به تقاطعها و بافت سرنخ بررسی میشوند.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد!