پرش به محتوای اصلی

قرینگی در جدول

۷ دقیقه مطالعه
پاسخ مستقیمتقارنپاسخ ۵ حرفیِ «قرینگی» در جدول

برای سرنخ «قرینگی» در جدول، دقیق‌ترین و رایج‌ترین پاسخ تقارن است. این واژه هم از نظر معنی با خودِ قرینگی تطابق مستقیم دارد و هم در زبان معیار، هندسه، هنر و توصیف ساختارهای متوازن به‌طور گسترده به کار می‌رود. بااین‌حال، چون چند واژه پنج‌حرفی نزدیک مانند «قرینه»، «تناظر» و «توازن» نیز وجود دارند، تشخیص نقش دستوریِ سرنخ و حروف تقاطعی اهمیت دارد.

پاسخ و تعداد حروف

واژه «تقارن» از پنج حرف تشکیل شده است و در خانه‌های جدول به همین ترتیب قرار می‌گیرد:

تقارن

ترتیب حروف: ت ـ ق ـ ا ـ ر ـ ن. در شمارش خانه‌های جدول، حرکت‌ها و نشانه‌های آوایی حساب نمی‌شوند.

پاسخ اصلیتقارناسمِ حالت و مفهوم؛ معادل مستقیم قرینگی.
طول پاسخ۵ حرفبا الگوی «ت ق ا ر ن».
معنای غالبقرینه‌بودنهماهنگی دو بخش نسبت به محور، نقطه یا ساختار مرکزی.

چرا «تقارن» دقیق‌ترین جواب است؟

سرنخ «قرینگی» نامِ یک ویژگی یا حالت است؛ یعنی از ما واژه‌ای می‌خواهد که مفهومِ قرینه‌بودن را بیان کند، نه لزوماً خودِ شیء قرینه را. «تقارن» دقیقاً چنین نقشی دارد: نامِ حالتی است که در آن اجزا نسبت به یک محور، نقطه، مرکز یا الگوی مشخص با یکدیگر هماهنگ و هم‌ارز دیده می‌شوند.

نکته کلیدی: «قرینگی» و «تقارن» هر دو اسمِ مفهوم‌اند. همین هم‌نقشیِ دستوری، «تقارن» را از واژه «قرینه» متمایز می‌کند؛ «قرینه» بیشتر به یک همتا، سوی مقابل، نشانه یا جزء متناظر اشاره می‌کند.

در کاربرد هندسی، تقارن هنگامی مطرح است که یک شکل پس از بازتاب، چرخش یا تبدیل مشخص، ساختار خود را حفظ کند یا بخش‌های آن بر یکدیگر منطبق شوند. در زبان روزمره نیز وقتی می‌گوییم چهره، بنا، نقش یا ترکیب‌بندی دارای تقارن است، منظورمان هماهنگی سنجیده میان دو یا چند بخش است.

  • سرنخ و پاسخ هر دو نامِ یک ویژگی هستند.
  • معنای «قرینه‌بودن» بدون واسطه به «تقارن» می‌رسد.
  • الگوی پنج‌خانه‌ای با حروف «ت، ق، ا، ر، ن» کامل می‌شود.
  • کاربرد واژه در هندسه، هنر و زبان عمومی تثبیت‌شده و روشن است.

مقایسه با جواب‌های نزدیک

تعداد حروف به‌تنهایی همیشه کافی نیست؛ زیرا چند گزینه نزدیک نیز پنج حرف دارند. تفاوت اصلی در معنای دقیق و نقش واژه در جمله است.

تقارن بهترین پاسخ

نامِ حالتِ قرینه‌بودن و هماهنگی اجزا است. برای سرنخ اسمیِ «قرینگی» مستقیم‌ترین انتخاب به شمار می‌آید.

قرینه گزینه وابسته به متن

پنج حرف دارد، اما معمولاً به «همتا»، «طرف مقابل»، «نمونه مشابه» یا در منطق و زبان به نشانه و دلیل اشاره می‌کند. برای سرنخ «همتا» یا «نظیر» مناسب‌تر است.

تناظر معنای تخصصی‌تر

در ریاضی و زبان علمی بیشتر بر رابطه میان عناصر متناظر یا جفت‌شدن جزءبه‌جزء تأکید دارد. ممکن است در بعضی جدول‌ها برای «مطابقت» یا «مقابله» بیاید، اما معادل نخستِ قرینگی نیست.

توازن نزدیک، نه هم‌معنی کامل

بیشتر مفهوم تعادل و موازنه را می‌رساند. یک طرح می‌تواند متوازن باشد ولی الزاماً تقارن هندسی کامل نداشته باشد.

هر چهار واژه «تقارن»، «قرینه»، «تناظر» و «توازن» پنج حرف دارند. بنابراین ادعای اینکه طول کلمه به‌تنهایی «تقارن» را قطعی می‌کند، دقیق نیست. قطعیت اصلی از ترکیبِ معنی سرنخ، نقش دستوری و حروف تقاطعی به دست می‌آید.

تفاوت تقارن، قرینه و تناظر

تقارن
ویژگی یا ساختاری که در آن اجزا نسبت به محور، نقطه، مرکز یا تبدیل مشخص هماهنگ‌اند.
قرینه
هر یک از دو جزء یا شکلی که نسبت به دیگری در رابطه‌ای آینه‌وار، مشابه یا متناظر قرار دارد؛ همچنین می‌تواند به معنی نشانه و شاهد باشد.
تناظر
رابطه‌ای که در آن هر عنصر با عنصر مشخصی در مجموعه، شکل یا ساختار دیگر جفت می‌شود.
توازن
تعادل میان نیروها، وزن‌ها، اجزا یا نسبت‌ها؛ مفهومی گسترده‌تر که همیشه آینه‌وار یا قرینه نیست.

برای نمونه، دو بال پروانه نسبت به محور میانی «تقارن» دارند و هر بال می‌تواند «قرینه» بال دیگر دانسته شود. نقطه‌ای روی بال راست با نقطه هم‌جای آن روی بال چپ «متناظر» است. در یک پوستر نامتقارن نیز ممکن است با پخش مناسب وزن‌های بصری، «توازن» برقرار باشد.

املای درست و خطاهای رایج

شکل درست واژه تقارن است؛ با «ت» در آغاز و «ق» در جایگاه دوم. این واژه یکپارچه نوشته می‌شود و نیم‌فاصله یا فاصله درون آن جایی ندارد.

نوشتار درستتقارن

ترتیب صحیح: ت + ق + ا + ر + ن

نوشتارهای نادرستتغارن، تکارن

جابه‌جایی «ق» با «غ» یا «ک» از خطاهای شنیداری و املایی است.

«متقارن» نیز واژه‌ای درست است، اما پاسخ این سرنخ نیست. متقارن صفت است و چیزی را توصیف می‌کند که تقارن دارد؛ مانند «شکل متقارن». در مقابل، «تقارن» خودِ نام ویژگی است.

معنی‌های رایج تقارن

معنای اصلی و امروزی تقارن، قرینه‌بودن یا حفظ هماهنگی ساختاری در دو یا چند بخش است. با توجه به زمینه، این واژه چند کاربرد نزدیک پیدا می‌کند:

تقارن محوریتقارن مرکزیتقارن چرخشیتقارن در معماریتقارن در چهرهتقارن در فیزیک
هندسه: دو سوی شکل نسبت به یک خط فرضی بازتاب یکدیگرند.
معماری و هنر: اجزای بنا یا نقش به‌گونه‌ای سازمان یافته‌اند که نظم و قرینگی دیداری ایجاد شود.
زبان عمومی: هماهنگی دو سوی چهره، طرح، قاب یا ترکیب‌بندی.
کاربرد زمانی: در بعضی نوشته‌ها «تقارن دو رویداد» به هم‌زمانی یا مقارن‌شدن آن‌ها اشاره می‌کند، هرچند این معنی در سرنخ «قرینگی» معمولاً منظور نیست.

پس اگر جدول در زمینه هندسه، زیبایی‌شناسی، معماری، نقش‌ونگار یا ساختارهای دوطرفه باشد، انتخاب «تقارن» تقریباً بی‌ابهام است. اگر زمینه درباره زمان دو رخداد باشد، باز هم خود واژه می‌تواند درست باشد، اما معنی آن «هم‌زمانی» خواهد بود، نه قرینه‌بودن هندسی.

ریشه و ساخت واژه

«تقارن» واژه‌ای عربی‌تبار و مصدرِ باب تفاعل از ریشه «ق ر ن» است؛ ریشه‌ای که مفهوم همراه‌شدن، جفت‌شدن یا در کنار هم قرار گرفتن را در خود دارد. این پیشینه معنایی با کاربرد فارسیِ واژه سازگار است: دو بخش یا دو چیز در نسبتی هماهنگ و جفت‌وار قرار می‌گیرند.

در فارسی امروز، مهم‌ترین کاربرد «تقارن» همان مفهوم symmetry است؛ یعنی حفظ نظم یا همانندی نسبت به یک تبدیل، محور یا مرکز. به همین دلیل، این واژه در کتاب‌های درسی، طراحی، معماری، زیست‌شناسی و فیزیک نیز دیده می‌شود.

چطور با حروف تقاطعی مطمئن شویم؟

اگر هنوز میان گزینه‌های پنج‌حرفی تردید دارید، به جای تکیه بر شباهت معنایی کلی، الگوی خانه‌ها را بررسی کنید:

  • اگر حرف اول «ت» و حرف دوم «ق» باشد، مسیر پاسخ به‌روشنی به «تقارن» می‌رسد.
  • اگر الگو با «ق» آغاز شود و حرف پایانی «ه» باشد، احتمال «قرینه» بیشتر است؛ البته باید سرنخ به معنی همتا یا طرف مقابل باشد.
  • اگر حروف «ت ن ا ظ ر» شکل بگیرند، پاسخ «تناظر» است و سرنخ معمولاً به رابطه، تطابق یا جزءهای متناظر اشاره دارد.
  • اگر حرف چهارم «ز» باشد، «توازن» محتمل است و سرنخ باید به تعادل یا موازنه نزدیک باشد.
الگوی پاسخ این صفحه: «ت ق ا ر ن». با قرار گرفتن «ق» در خانه دوم و «ر» در خانه چهارم، گزینه‌های قرینه، تناظر و توازن کنار می‌روند.

کاربرد درست در جمله

این نقش هندسی تقارن محوری دارد.
معمار با تکرار دو ایوان، حس تقارن را تقویت کرده است.
دایره نسبت به هر خطی که از مرکز آن بگذرد، متقارن است.
هر نقطه در یک سوی محور، نقطه‌ای قرینه در سوی دیگر دارد.
میان نقطه‌های دو شکل، رابطه تناظر برقرار است.

این مثال‌ها نشان می‌دهند که «تقارن» اسمِ ویژگی، «متقارن» صفت، «قرینه» نام یا صفتِ جزء مقابل و «تناظر» نامِ رابطه میان اجزای متناظر است. همین تمایز کوچک، انتخاب پاسخ درست را ساده می‌کند.

جمع‌بندی دقیق: برای عنوان «قرینگی در جدول»، پاسخ معیار و مورد انتظار تقارن است؛ واژه‌ای پنج‌حرفی با املای «ت ق ا ر ن». گزینه‌های «قرینه»، «تناظر» و «توازن» از نظر تعداد حروف ممکن‌اند، اما تنها در صورت تغییر معنای سرنخ یا تأیید حروف تقاطعی باید جایگزین شوند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.