پرش به محتوای اصلی

سبب شونده در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ مستقیم: مسبب — ۴ حرف؛ سبب‌ساز یا باعث.

برای سرنخ «سبب شونده در جدول»، پاسخ دقیق و سازگار با صورت رایج این پرسش مسبب است. این انتخاب فقط یک هم‌معنی دور یا حدس بر پایه مفهوم «علت» نیست؛ خودِ ترکیب «سبب‌شونده» در تعریف واژه «مسبب» به کار می‌رود. بنابراین وقتی تعداد خانه‌ها چهار تاست و حروف متقاطع نیز مخالفتی ندارند، «مسبب» باید پیش از گزینه‌هایی مانند «علت»، «موجب» و «باعث» بررسی شود.

پاسخ منتخب
مسبب

املای درست: م + س + ب + ب؛ تشدید در جدول خانه جداگانه نمی‌گیرد.

تعداد حروف۴ حرف
نقش معناییسبب‌ساز / باعث
درجه اطمینانبسیار بالا

چرا «مسبب» پاسخ اصلی است؟

«مسبب» در کاربرد فعال به کسی یا چیزی گفته می‌شود که سبب وقوع یک رویداد، حالت یا نتیجه می‌شود. در فارسی امروز معمولاً آن را با واژه‌هایی مانند باعث، عامل، علت، سبب‌ساز و ایجادکننده توضیح می‌دهند. سرنخ «سبب شونده» نیز دقیقاً به همین جهت اشاره دارد: چیزی که در جایگاه سبب قرار می‌گیرد و رویدادی را پدید می‌آورد.

در جدول کلمات متقاطع، طراح گاهی به جای تعریف جمله‌ایِ روان، از عبارت کوتاه و فرهنگ‌نامه‌ای استفاده می‌کند. به همین دلیل «سبب شونده» ممکن است در گفتار روزمره کمی نامأنوس به نظر برسد، اما در زبان سرنخ‌های جدولی معادل شناخته‌شده‌ای برای «مسبب» است. از طرف دیگر، خود واژه چهار حرف دارد و از نظر ساخت، معنا و شمار خانه‌ها با سرنخ هماهنگ است.

تطابق معنایی

مسبب یعنی آنچه سبب چیزی می‌شود؛ پس رابطه واژه و سرنخ مستقیم است، نه صرفاً تداعی آزاد با مفهوم علت.

تطابق شکلی

واژه «مسبب» چهار نویسه اصلی دارد و برای چهار خانه جدول مناسب است: م، س، ب، ب.

ابهام مهم در خواندن «مسبب»

املای بی‌اعراب «مسبب» می‌تواند دو خوانش عربی نزدیک اما متفاوت را پنهان کند. همین نکته منشأ بخش بزرگی از سردرگمی درباره این سرنخ است. در جدول فارسی معمولاً حرکت‌ها و تشدید نوشته نمی‌شوند، بنابراین هر دو صورت ظاهراً یکسان دیده می‌شوند، اما معنای مورد نظر را باید از خود سرنخ تشخیص داد.

مُسَبِّب/mosabbeb/
خوانش مورد نظر

اسم فاعل و به معنی سبب‌ساز، باعث، پدیدآورنده یا عامل ایجاد است. برای سرنخ «سبب شونده» همین خوانش در نظر گرفته می‌شود.

مُسَبَّب/mosabbab/
خوانش مفعولی

اسم مفعول و به معنی سبب‌شده، نتیجه یا معلول است. این معنا برای سرنخ‌هایی مانند «سبب‌شده»، «معلول» یا «نتیجه سبب» مناسب‌تر است.

نکته تعیین‌کننده: در نوشتار معمول فارسی هر دو خوانش بدون اعراب به صورت «مسبب» نوشته می‌شوند. پس شکل ظاهری پاسخ تغییر نمی‌کند؛ تفاوت در تلفظ و معنایی است که سرنخ فعال یا مفعولی به آن می‌دهد.

تعداد حروف و املای صحیح

«مسبب» در جدول یک پاسخ چهارحرفی است. تشدیدِ حرف «ب» نشانه آوایی است و خانه مستقلی نمی‌گیرد؛ در عوض خود کلمه دو «ب» پیاپی دارد و هر کدام در یک خانه قرار می‌گیرند.

م س ب ب

ترتیب ورود در خانه‌ها: م ـ س ـ ب ـ ب. نوشتن «مصبب» نادرست است، زیرا ریشه واژه «سبب» است و حرف دوم باید «س» باشد. همچنین نیم‌فاصله یا علامت تشدید به تعداد خانه‌ها اضافه نمی‌شود.

مقایسه با جواب‌های نزدیک و محتمل

چند واژه دیگر از نظر معنایی به «سبب» نزدیک‌اند، اما همه آن‌ها به یک اندازه برای این سرنخ مناسب نیستند. تعداد خانه‌ها و حروف تقاطعی می‌تواند گزینه نهایی را روشن کند، با این حال برای عبارت دقیق «سبب شونده» اولویت با «مسبب» است.

مسبب
تطابق مستقیم با تعریف «سبب‌شونده» و «سبب‌ساز»؛ بهترین پاسخ برای صورت فعلی سرنخ.
۴ حرف
علت
هم‌معنی عمومیِ سبب است، اما بیشتر پاسخ سرنخ «سبب» یا «دلیل» محسوب می‌شود، نه الزاماً عبارت دقیق «سبب شونده».
۳ حرف
موجب
به معنی باعث و پدیدآورنده است و در چهار خانه جا می‌شود؛ گزینه جایگزین خوبی است فقط هنگامی که حروف متقاطع «مسبب» را رد کنند.
۴ حرف
باعث
از نظر کاربرد روزمره بسیار نزدیک است، ولی سرنخ فرهنگ‌نامه‌ای «سبب شونده» معمولاً به صورت مشخص‌تر به «مسبب» اشاره می‌کند.
۴ حرف
گزینه معکوس: «معلول»
معلول چیزی است که بر اثر علت پدید آمده؛ بنابراین پاسخ «سبب‌شده» یا «نتیجه علت» است، نه «سبب‌شونده» در معنای سبب‌ساز. «معلول» پنج حرف دارد و از نظر جهت رابطه علّی در سوی مقابل «مسبب» فعال قرار می‌گیرد.

«سبب‌شونده» دقیقاً چه معنایی می‌دهد؟

ترکیب «سبب‌شونده» را نباید با «سبب‌شده» یکی دانست. بخش «شونده» در این سرنخ به معنای چیزی است که سبب می‌شود یا نقش سبب را پیدا می‌کند؛ نه چیزی که خودش تحت تأثیر یک سبب قرار گرفته باشد. برای بیان معنای دوم، صورت‌هایی مانند «سبب‌شده»، «پدیدآمده»، «نتیجه» و «معلول» روشن‌ترند.

در زبان امروزی ممکن است «سبب‌کننده» یا «سبب‌ساز» طبیعی‌تر از «سبب‌شونده» به گوش برسد. با این حال، زبان جدول همیشه همان نثر محاوره‌ای نیست و گاهی تعریف‌های کوتاهِ واژه‌نامه‌ای را بدون بازنویسی به کار می‌برد. به همین دلیل، ظاهر نامأنوس سرنخ نباید حل‌کننده را به سوی معنای مفعولی ببرد.

کاربرد «مسبب» در جمله

بررسی کاربرد واژه نشان می‌دهد که «مسبب» معمولاً همراه با رویداد، خسارت، مشکل، حادثه یا تغییر می‌آید و عامل ایجاد آن‌ها را معرفی می‌کند.

مسبب اصلی حادثه پس از بررسی گزارش‌ها مشخص شد.
خرابی سامانه مسبب تأخیر در ثبت درخواست‌ها بود.
نبود هماهنگی، یکی از عوامل مسبب این مشکل به شمار می‌رفت.
در ترکیب «مسبب‌الاسباب»، واژه به معنی سبب‌سازِ همه سبب‌ها به کار می‌رود.

در همه این نمونه‌ها، «مسبب» عامل ایجاد است. اگر جمله درباره نتیجه یا پیامد باشد، معمولاً واژه‌هایی مانند «معلول»، «پیامد» یا «نتیجه» مناسب‌ترند.

چگونه بین «مسبب»، «موجب» و «علت» انتخاب کنیم؟

وقتی سرنخ کوتاه است، سه معیار از بقیه مهم‌ترند: عبارت دقیق سرنخ، تعداد خانه‌ها و حروفی که از جواب‌های عمودی یا افقی به دست آمده‌اند. در این مورد، هر سه معیار به نفع «مسبب» عمل می‌کنند، مگر اینکه الگوی قطعی حروف چیز دیگری نشان دهد.

۱ عبارت سرنخ «سبب شونده» تعریف مستقیم مسبب است.
۲ شمار خانه‌ها برای چهار خانه، مسبب از نظر طول کاملاً منطبق است.
۳ الگوی حروف الگوی م‌س‌ب‌ب پاسخ را قطعی می‌کند.

جمع‌بندی نهایی سرنخ

برای عنوان «سبب شونده در جدول»، پاسخ اصلی و دقیق مسبب است. این واژه چهار حرف دارد و در خوانش فعال به معنی سبب‌ساز، باعث یا عامل ایجادکننده به کار می‌رود. «علت»، «موجب» و «باعث» تنها گزینه‌های نزدیک‌اند و زمانی مطرح می‌شوند که تعداد خانه‌ها یا حروف متقاطع با پاسخ اصلی سازگار نباشد.

مسبب

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.