پرش به محتوای اصلی

سرشکسته در جدول

۷ دقیقه مطالعه
پاسخ مستقیم سرنخ «سرشکسته» در جدول: دمغ ۳ حرفی: د ـ م ـ غ

برای این سرنخ، پاسخ دقیق و رایج «دمغ» است. این واژه هم از نظر معنایی مستقیماً به حالت خجالت، سرخوردگی و شکستن غرور اشاره می‌کند و هم از نظر قالب جدولی فقط سه خانه می‌گیرد. بنابراین وقتی تعداد خانه‌ها سه تاست یا حروف تقاطعی به الگوی «د م غ» می‌رسند، انتخاب مطمئن همین واژه است.

چرا «دمغ» پاسخ درست است؟

«سرشکسته» در این نوع سرنخ معمولاً معنای جسمی ندارد؛ منظور کسی نیست که واقعاً سرش آسیب دیده باشد. بار اصلی واژه روانی و اجتماعی است: فردی که انتظارش برآورده نشده، در جمع خجل شده، حرفش بی‌اعتبار از آب درآمده یا غرورش لطمه دیده است. «دمغ» همین حالت را فشرده و روشن منتقل می‌کند.

در زبان امروز نیز «دمغ شدن» زمانی به کار می‌رود که کسی پس از یک ناکامی، جواب منفی، خراب شدن نقشه یا ضایع شدن در برابر دیگران، گرفته و سرخورده شود. به همین دلیل رابطه میان سرنخ و پاسخ فقط یک شباهت دور نیست؛ «سرشکسته» از معناهای اصلی و شناخته‌شده «دمغ» به شمار می‌آید.

پاسخ منتخبدمغ
تعداد خانه۳ خانه
نقش واژهصفتِ حالت روحی
دمغ

در شمارش جدولی، هر حرف یک خانه است؛ «دمغ» سه حرف و سه خانه دارد.

معنای دقیق «دمغ» در این سرنخ

هسته معنایی «دمغ» ترکیبی از سرشکستگی، خجالت و سرخوردگی است. گاهی فرد دمغ صرفاً غمگین یا بی‌حوصله به نظر می‌رسد، اما معمولاً پشت این حالت یک اتفاق ناخوشایند وجود دارد: امیدی ناگهان از بین رفته، ادعایی نادرست درآمده، برنامه‌ای شکست خورده یا شخص در موقعیتی قرار گرفته که احساس می‌کند آبرو یا اعتمادبه‌نفسش آسیب دیده است.

همین ظرافت باعث می‌شود «دمغ» از واژه‌ای مثل «غمگین» دقیق‌تر باشد. غمگینی ممکن است علت‌های فراوان داشته باشد، ولی دمغ بودن اغلب پس از یک ضدحال، ناکامی یا خجالت رخ می‌دهد. از سوی دیگر، «دمغ» الزاماً به پشیمانی اخلاقی اشاره نمی‌کند؛ پس با «نادم» نیز کاملاً یکسان نیست.

برداشت درست از سرنخ: سرشکسته = خجل، بور، سرخورده و گرفته پس از ناکامی.

برداشت نادرست: سرشکسته = دارای جراحت در ناحیه سر یا صرفاً شکست‌خورده در نبرد و مسابقه.

املای درست: «دمغ» نه «دماغ»

صورت درست پاسخ

دمغ

سه حرف دارد و در این کاربرد یعنی سرشکسته، خجل، بور یا سرخورده. برای خانه‌های جدول باید همین صورت کوتاه نوشته شود.

دام املایی

دماغ

چهار حرف دارد و در فارسی امروز معمولاً به «بینی» اشاره می‌کند؛ در کاربردهای قدیمی‌تر نیز معنای «مغز» داشته است. این واژه پاسخ سرنخ حاضر نیست.

شباهت آوایی این دو کلمه باعث خطای رایج می‌شود. بسیاری در گفتار، «دمغ» را نزدیک به «دماغ» تلفظ می‌کنند، اما در نوشتار جدولی وجود یا نبود «الف» تعیین‌کننده است. اگر سه خانه دارید، نوشتن «دماغ» نه‌تنها از نظر معنا نامناسب است، بلکه یک خانه اضافه نیز ایجاد می‌کند.

«دمق» با قاف چطور؟

صورت «دمق شدن» در گفتار و برخی نوشته‌ها دیده می‌شود و به «دمغ شدن» ارجاع داده می‌شود، اما برای صفتِ مستقل و پاسخ معیار این سرنخ، املای پذیرفته‌تر دمغ با حرف «غ» است. بنابراین تقاطع پایانی باید «غ» باشد، مگر اینکه طراح صریحاً صورت محاوره‌ای یا املای دیگری را خواسته باشد.

«دمیغ» چه تفاوتی دارد؟

«دمیغ» نیز در واژه‌نامه‌های قدیمی با معنای سرشکسته آمده، اما چهار حرف دارد و در کاربرد روزمره و جدول‌های عمومی بسیار کم‌فروغ‌تر از «دمغ» است. این گزینه فقط زمانی جدی می‌شود که چهار خانه موجود باشد و حروف تقاطعی دقیقاً با «د م ی غ» سازگار شوند.

گزینه‌های مشابه بر پایه تعداد حروف

یک سرنخ ممکن است چند مترادف داشته باشد، اما پاسخ نهایی را تعداد خانه‌ها و حروف تقاطعی مشخص می‌کنند. مقایسه زیر کمک می‌کند گزینه‌های واقعاً نزدیک را از واژه‌های صرفاً هم‌معنا جدا کنید.

۳ حرفی دمغ دقیق‌ترین انتخاب برای سرشکسته، خجل و سرخورده؛ پاسخ اصلی این عنوان.
۳ حرفی خجل از نظر معنایی بسیار نزدیک است، اما فقط وقتی تقاطع‌ها با «خ ج ل» جور باشند.
۳ حرفی بور محاوره‌ای و نزدیک به خجالت‌زده؛ نسبت به «دمغ» بیشتر بر ضایع شدن در جمع تأکید دارد.
۳ حرفی کنف صورت عامیانه‌ای که بیشتر در ترکیب «کنف شدن» شنیده می‌شود؛ به‌عنوان پاسخ مستقل کم‌اعتبارتر است.
۴ حرفی کنفت به معنی خوار، ضایع و شرمسار؛ لحن آن عامیانه‌تر و تندتر است.
۴ حرفی مچل بیشتر برای کسی به کار می‌رود که معطل، بازی‌داده یا تحقیر شده باشد.
۴ حرفی نادم یعنی پشیمان؛ تنها در بافتی مناسب می‌تواند به سرشکستگی نزدیک شود و مترادف کامل نیست.
۵ حرفی مغبون بر زیان‌دیدگی یا فریب‌خوردگی تأکید دارد؛ ممکن است نتیجه آن سرشکستگی باشد، اما دقیقاً همان معنا نیست.
۶ حرفی شرمسار مترادف روشن و رسمی‌تر، مناسب سرنخ‌هایی با شش خانه.
۸ حرفی سرافکنده صورت ادبی‌تر و مستقیم، اما از نظر طول با پاسخ سه‌حرفی حاضر سازگار نیست.
نکته شمارشی: «بور» و «خجل» هر دو سه‌حرفی‌اند؛ «کنفت» و «نادم» چهارحرفی، «مغبون» پنج‌حرفی، «شرمسار» شش‌حرفی و «سرافکنده» هشت‌حرفی است. طول واژه را با تلفظ یا تعداد بخش‌های آوایی نسنجید؛ ملاک، تعداد حروف نوشته‌شده در خانه‌هاست.

چطور میان «دمغ»، «خجل» و «بور» انتخاب کنیم؟

هر سه گزینه سه حرف دارند، اما رنگ معنایی آن‌ها یکسان نیست. «خجل» بر احساس شرم تأکید می‌کند؛ «بور» بیشتر حالتی محاوره‌ای از ضایع یا بی‌جواب شدن در برابر دیگران است؛ «دمغ» علاوه بر خجالت، حالتِ گرفته و سرخورده پس از ناکامی را نیز در خود دارد. چون خودِ واژه «سرشکسته» معمولاً این مجموعه معنایی را القا می‌کند، «دمغ» پاسخ جامع‌تر و جدولی‌تر است.

مسیر تشخیص سریع
  1. اگر پاسخ سه خانه دارد، ابتدا «دمغ»، «خجل» و «بور» را در نظر بگیرید.
  2. اگر حرف اول «د» یا حرف آخر «غ» از تقاطع به دست آمده، «دمغ» تقریباً قطعی است.
  3. اگر سرنخ بر شرم رسمی و اخلاقی تکیه دارد، «خجل» ممکن است مناسب‌تر باشد.
  4. اگر لحن کاملاً محاوره‌ای و معنای ضایع شدن در جمع مطرح است، «بور» هم احتمال دارد.
  5. در عنوان حاضر، با توجه به پاسخ رایج و تطابق مستقیم معنی، انتخاب نهایی «دمغ» است.

کاربرد طبیعی واژه در جمله

وقتی فهمید حدسش اشتباه بوده، دمغ شد.

در این جمله، ناکامی و خجالت هم‌زمان دیده می‌شود.

با شنیدن جواب منفی، دمغ از اتاق بیرون آمد.

اینجا واژه بیشتر حالت سرخوردگی و افت روحیه را نشان می‌دهد.

قرار بود همه را غافلگیر کند، اما نقشه‌اش لو رفت و دمغ ماند.

آسیب دیدن غرور و خراب شدن انتظار، معنای سرشکستگی را می‌سازد.

بعد از آن پاسخ تند، چهره‌اش دمغ و گرفته شد.

«دمغ» در کنار «گرفته» حالت ظاهری فرد سرخورده را توصیف می‌کند.

در بیشتر جمله‌ها «دمغ شدن» و «دمغ ماندن» طبیعی‌تر از کاربرد اسمی آن است، اما در جدول معمولاً خودِ صفتِ کوتاه «دمغ» نوشته می‌شود.

نکته‌های مهم برای حل بدون خطا

  • الفِ «دماغ» را وارد پاسخ نکنید؛ پاسخ سه‌حرفی است.
  • حرف پایانی را «غ» بنویسید، نه «ق»؛ صورت معیارِ صفت «دمغ» است.
  • «سرشکسته» را در اینجا به معنای خجل و سرخورده بخوانید، نه مجروح.
  • اگر تعداد خانه‌ها سه است ولی تقاطع‌ها با «دمغ» سازگار نیست، «خجل» یا «بور» را بررسی کنید.
  • واژه‌های بلندتر مانند «شرمسار» و «سرافکنده» از نظر معنا درست‌اند، اما برای سه خانه کاربرد ندارند.

پاسخ نهایی: دمغ

«دمغ» یک واژه سه‌حرفی به معنای سرشکسته، خجل، شرمسار و سرخورده است. املای پاسخ بدون الف و با «غ» پایانی نوشته می‌شود: د + م + غ.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.