پرش به محتوای اصلی

ذوب شده در جدول

۸ دقیقه مطالعه
پاسخ دقیق: گداخته — معادل «ذوب‌شده»؛ این واژه ۶ حرف دارد.

برای سرنخ «ذوب شده در جدول»، پاسخ ذخیره‌شده یعنی گداخته از نظر معنی و ساخت واژه کاملاً درست است. «گداخته» به چیزی گفته می‌شود که بر اثر گرما ذوب و از حالت جامد خارج شده باشد؛ بنابراین ارتباط آن با خود سرنخ مستقیم است و به حدس دور یا معنای مجازی نیاز ندارد.

بااین‌حال، تعداد خانه‌های جدول تعیین می‌کند که همین پاسخ را بنویسیم یا سراغ هم‌معنای کوتاه‌تر آن برویم. اگر شش خانه در اختیار دارید، «گداخته» انتخاب روشن و دقیق است. اگر چهار خانه دارید، «مذاب» محتمل‌ترین پاسخ جایگزین خواهد بود. این تفاوت ساده، مهم‌ترین نکته برای حل بی‌خطای این سرنخ است.

انتخاب اصلی
گداخته

صفتی برای ماده یا جسمی که در اثر حرارت آب یا ذوب شده است؛ مانند «فلز گداخته» و «موم گداخته».

گداخته
تعداد حروف: ۶
املای درست: گداخته
معادل نزدیک: مذاب
ریشه: گداختن

چرا «گداخته» دقیق‌ترین پاسخ است؟

واژه «گداخته» از فعل «گداختن» ساخته شده است. «گداختن» در معنای اصلی خود به ذوب کردن یا ذوب شدن بر اثر حرارت اشاره دارد و «گداخته» حالتِ حاصل از این فرایند را بیان می‌کند. به زبان ساده، وقتی فلز، موم، شیشه یا ماده‌ای جامد بر اثر گرما روان شود، می‌توان آن را «گداخته» نامید.

از نظر دستوری نیز «گداخته» صفت مفعولی یا اسم مفعول به شمار می‌آید: چیزی که گداخته شده است. همین ساخت باعث می‌شود سرنخ «ذوب شده» تقریباً تعریف مستقیم واژه باشد. در جدول‌های فارسی، پاسخ‌هایی که تعریف واژه‌نامه‌ای و کوتاه دارند معمولاً با چنین صورت‌هایی طرح می‌شوند؛ یعنی سرنخ یک صفت مرکب یا عبارت توضیحی است و جواب، یک واژه فشرده و هم‌معنا.

=
گداخته: ذوب‌شده، آب‌شده یا روان‌شده بر اثر حرارت؛ همچنین در بعضی کاربردها به معنای بسیار داغ و تفتیده.

پس اگر تقاطع‌ها با حروف «گ، د، ا، خ، ت، ه» هماهنگ‌اند، نیازی به تغییر پاسخ نیست. ترتیب حروف نیز اهمیت دارد؛ نوشتن صورت‌هایی مانند «گداخنه»، «گداخته‌ه» یا حذف حرف پایانی، هیچ مبنای املایی ندارد.

نکته کلیدی: «گداخته» شش حرف است، نه پنج حرف

در شمارش حروف فارسی، هر نویسه اصلی یک حرف محسوب می‌شود. «گداخته» از شش حرف مستقل ساخته شده است: گ + د + ا + خ + ت + ه. گاهی به دلیل خوانش پیوسته یا کم‌رنگ شنیده شدن «ه» پایانی، این واژه اشتباهاً پنج‌حرفی شمرده می‌شود؛ اما برای خانه‌های جدول، «ه» آخر یک خانه جداگانه می‌گیرد.

دام رایج: اگر جدول فقط پنج خانه دارد، «گداخته» در آن جا نمی‌شود. در این حالت باید از حروف تقاطعی کمک گرفت و گزینه‌هایی مانند «آبشده» را بررسی کرد؛ هرچند این صورت معمولاً با نیم‌فاصله نوشته می‌شود و از نظر سبکی به اندازه «گداخته» و «مذاب» فشرده و رایج نیست.

فاصله و نیم‌فاصله معمولاً خانه مستقل ندارند، اما خود حروف همیشه شمرده می‌شوند. برای نمونه، «آب‌شده» از پنج حرف اصلی «آ، ب، ش، د، ه» تشکیل شده است، در حالی که «گداخته» شش حرف و «مذاب» چهار حرف دارد. بنابراین تعداد خانه‌ها می‌تواند بدون هیچ ابهامی میان این سه پاسخ تمایز ایجاد کند.

مقایسه «گداخته» و «مذاب»

گداخته۶ حرف

واژه‌ای فارسی و بسیار دقیق برای «ذوب‌شده». هم درباره فلز و هم درباره موادی مانند موم، شیشه یا روغنِ جامدشده کاربرد دارد. برای سرنخی که پاسخ شش‌حرفی می‌خواهد، انتخاب نخست است.

مذاب۴ حرف

هم‌معنای مستقیم «گداخته» و پاسخ بسیار رایجِ چهارحرفی. در ترکیب‌هایی مانند «فلز مذاب»، «مواد مذاب» و «سنگ مذاب» به کار می‌رود و از نظر معنایی کاملاً پذیرفتنی است.

قاعده عملی: شش خانه = «گداخته»؛ چهار خانه = «مذاب». اگر هیچ‌کدام با تعداد خانه‌ها جور نیست، احتمال دارد سرنخ یا شمارش خانه‌ها بخشی از یک عبارت ترکیبی باشد.

تفاوت این دو بیشتر در ریشه و سبک زبانی است، نه در اصل معنا. «گداخته» ساختی فارسی دارد و به‌صورت روشن نتیجه عمل «گداختن» را می‌رساند. «مذاب» واژه‌ای عربی‌تبار است که در فارسی معیار، علمی و صنعتی کاملاً جا افتاده است. در جمله «آهن گداخته در قالب ریخته شد» و «آهن مذاب در قالب ریخته شد»، هر دو صورت درست‌اند؛ اما طراح جدول بر اساس تعداد خانه‌ها یکی را ترجیح می‌دهد.

گزینه‌های نزدیک؛ کدام درست است و کدام نه؟

مذاب

جایگزین کاملاً معتبر و چهارحرفی است. هنگامی که خانه‌های جدول چهار عدد باشند یا حرف اول «م» از تقاطع به دست آمده باشد، این پاسخ از «گداخته» مناسب‌تر است.

آب‌شده

از نظر معنی درست است و در نوشتار عادی به کار می‌رود. با حذف نیم‌فاصله، پنج حرف اصلی دارد؛ ولی در جدول‌های کلاسیک معمولاً «مذاب» یا «گداخته» طبیعی‌تر و فشرده‌ترند.

گداز

بیشتر نامِ عمل ذوب، حالت گداختن یا جزء دوم ترکیب‌هایی مانند «دیرگداز» و «جان‌گداز» است. «گداز» به‌تنهایی معمولاً صفتِ مستقیمِ «ذوب‌شده» نیست؛ پس فقط با قرینه روشنِ تقاطع‌ها باید آن را پذیرفت.

گدازیده

هم‌معنای قدیمی‌تر و ادبیِ «گداخته» است و هفت حرف دارد. این گزینه از نظر واژگانی صحیح است، اما در جدول‌های عمومی کمتر از «گداخته» دیده می‌شود.

تفته

به معنای بسیار گرم، حرارت‌دیده یا سرخ‌شده است و الزاماً ذوب شدن را نمی‌رساند. ماده ممکن است تفته باشد ولی هنوز جامد مانده باشد؛ بنابراین معادل دقیق سرنخ نیست.

گدازه

نامِ ماده سنگیِ مذاب یا نیمه‌مذابِ آتشفشانی است، نه صفتی عمومی برای هر چیز ذوب‌شده. «گدازه» با «گداخته» هم‌ریشه و نزدیک است، اما نقش و دامنه معنایی متفاوتی دارد.

«پداخته» چرا پاسخ مناسبی نیست؟

صورت «پداخته» در فارسی معیار، معادل شناخته‌شده و معتبرِ «ذوب‌شده» نیست. این شکل اغلب از خطای تایپی، بدخوانی یا جابه‌جایی حرف «گ» با «پ» پدید می‌آید. برای این سرنخ باید «گداخته» را با «گ» آغاز کرد. شباهت دیداری بعضی حروف در چاپ ریز یا تصویر کم‌کیفیت جدول نیز ممکن است چنین اشتباهی بسازد.

گاهی واژه «پرداخته» نیز با آن اشتباه می‌شود. «پرداخته» می‌تواند به معنای انجام‌شده، آماده‌شده، صیقل‌داده‌شده یا پرداخت‌شده باشد، اما معنی «ذوب‌شده» نمی‌دهد. بنابراین نه «پداخته» و نه «پرداخته» جانشین «گداخته» نیستند.

تفاوت «گداخته» با داغ، سوخته و تفتیده

هر جسم گداخته‌ای داغ است، اما هر جسم داغی گداخته نیست. یک میله آهنی می‌تواند بسیار داغ و سرخ شود و همچنان شکل جامد خود را حفظ کند. تنها زمانی که بر اثر گرما به حالت روان یا مذاب برسد، توصیف «گداخته» دقیق می‌شود.

«سوخته» نیز نتیجه سوختن یا آسیب ناشی از آتش و حرارت را بیان می‌کند، نه تغییر حالت جامد به مایع. چوب سوخته معمولاً خاکستر یا زغال می‌شود، ولی آن را «گداخته» نمی‌نامیم. «تفتیده» بیشتر بر شدت گرما، سرخی یا حرارت‌دیدگی تأکید دارد. این مرزبندی معنایی نشان می‌دهد چرا «گداخته» برای سرنخ «ذوب شده» از گزینه‌هایی مانند «داغ»، «تفته» یا «سوخته» دقیق‌تر است.

چطور با حروف تقاطعی پاسخ را قطعی کنیم؟

۱

خانه‌ها را بشمارید

شش خانه به «گداخته» و چهار خانه به «مذاب» اشاره می‌کند. این نخستین و مطمئن‌ترین فیلتر است.

۲

حرف آغازین را ببینید

شروع با «گ» احتمال «گداخته» را بالا می‌برد؛ شروع با «م» تقریباً به‌طور مستقیم به «مذاب» می‌رسد.

۳

حرف پایانی را کنترل کنید

«گداخته» با «ه» و «مذاب» با «ب» پایان می‌یابد. یک تقاطع درست می‌تواند انتخاب را نهایی کند.

اگر واژه شش‌حرفی است و الگوی خانه‌ها به صورت «گ ـ ا خ ـ ه» دیده می‌شود، حروف گمشده «د» و «ت» هستند و پاسخ «گداخته» کامل می‌شود. اگر الگوی چهارحرفی «م ذ ـ ب» باشد، حرف سوم «ا» است و پاسخ «مذاب» خواهد بود.

املای درست و کاربرد طبیعی

املای معیار پاسخ اصلی گداخته است. حرف چهارم آن «خ» و حرف پنجم «ت» است. این واژه را جدا یا با نیم‌فاصله نمی‌نویسند؛ یک کلمه پیوسته است. در مقابل، «مذاب» حتماً با «ذ» نوشته می‌شود، نه «مزاب». اشتباه میان «ذ» و «ز» در نوشتن واژه‌های عربی‌تبار رایج است، اما در جدول هر حرف باید دقیق ثبت شود.

کاربردهای طبیعی شامل «فلز گداخته»، «آهن گداخته»، «موم گداخته» و «مواد گداخته» است. در کاربرد مجازی نیز ممکن است از «دل گداخته» یا تصویرهای ادبی مشابه سخن گفته شود، ولی معنای مورد نیاز این سرنخ همان معنای واقعی و فیزیکیِ ذوب‌شدن بر اثر حرارت است.

پاسخ نهایی سرنخ

برای «ذوب شده در جدول»، پاسخ اصلی و دقیق گداخته است. این واژه شش حرف دارد و به معنای ذوب‌شده یا آب‌شده بر اثر گرماست.

اگر جدول چهار خانه داشته باشد، پاسخ هم‌معنا و معتبر مذاب است. «گداز»، «تفته» و «گدازه» فقط در شرایط خاص یا با معنایی نزدیک مطرح می‌شوند و جایگزین مستقیمِ همیشگی نیستند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.