پرش به محتوای اصلی

درشت اندام در جدول

۸ دقیقه مطالعه
پاسخ مستقیم: لندهور — واژه‌ای ۶ حرفی برای «درشت‌اندام» در جدول

برای سرنخ کوتاه «درشت اندام» پاسخ ذخیره‌شده و رایج‌تر در جدول‌های فارسی لندهور است. این انتخاب از نظر معنی درست است، با کاربرد شناخته‌شدهٔ جدول‌ها هم سازگاری دارد و از همه مهم‌تر، باید به صورت شش حرف «ل، ن، د، ه، و، ر» در خانه‌ها قرار بگیرد. با این حال سرنخ به‌تنهایی یکتا نیست؛ اگر تعداد خانه‌ها یا حروف متقاطع با این واژه جور نباشد، گزینه‌هایی مانند «تناور»، «ستبر» یا «تنومند» باید بررسی شوند.

پاسخ اصلیلندهور
تعداد حروف۶ حرف
املای درستل ن د ه و ر

چرا «لندهور» دقیق‌ترین پاسخ این سرنخ است؟

«لندهور» در فارسی به شخصی بلندقد، قوی‌هیکل یا درشت‌اندام گفته می‌شود. بنابراین از نظر معنایی، سرنخ «درشت اندام» مستقیماً با این واژه تطبیق دارد. افزون بر آن، «لندهور» از آن واژه‌هایی است که در زبان روزمره کمتر از «تنومند» شنیده می‌شود اما در جدول‌های کلمات متقاطع حضور پررنگ‌تری دارد؛ چون هم واژه‌ای مشخص است و هم ترکیب حروفش برای ساخت تقاطع‌های متنوع مناسب است.

نکتهٔ مهم این است که «لندهور» همیشه صرفاً توصیفی خنثی نیست. در گفت‌وگوی عامیانه ممکن است دربارهٔ فردی بسیار درشت، بلندبالا، زمخت یا حتی کم‌تحرک به کار رود و اندکی لحن طعنه‌آمیز داشته باشد. اما در فضای جدول معمولاً فقط بخش اصلی معنی، یعنی «درشت‌اندام و قوی‌هیکل»، مورد نظر است.

چیدمان صحیح در خانه‌های جدول
لندهور
فاصله، نیم‌فاصله یا نشانهٔ اضافی ندارد. «ه» در میانهٔ واژه نوشته می‌شود و پس از آن «و» می‌آید.
نشانهٔ قطعی: اگر پاسخ شش خانه دارد، حرف اول از تقاطع «ل» است و یکی از خانه‌های پایانی به «و» می‌رسد، احتمال «لندهور» بسیار بالا است.

تعداد حروف؛ جایی که بیشترین خطا رخ می‌دهد

در شمارش حروف فارسی باید خود نویسه‌ها را بشماریم، نه تعداد بخش‌های تلفظی یا ظاهر متصل واژه را. «لندهور» شش حرف دارد: ل + ن + د + ه + و + ر. پیوسته نوشته‌شدن حروف ممکن است در نگاه اول آن را کوتاه‌تر نشان دهد، اما برای جدول هر یک از این شش حرف یک خانهٔ جدا می‌گیرد.

همین نکته دربارهٔ «تنومند» نیز صدق می‌کند. تنومند هم شش حرف دارد: ت + ن + و + م + ن + د. بنابراین اگر جدولی شش خانه داشته باشد، هر دو واژه از نظر طول ممکن‌اند و این حروف متقاطع‌اند که انتخاب نهایی را روشن می‌کنند. تفاوت کلیدی در حرف نخست است: «لندهور» با ل شروع می‌شود و «تنومند» با ت.

اصلاح یک برداشت رایج: «لندهور» پنج‌حرفی نیست. اگر در راهنمایی‌ای تعداد آن پنج حرف ذکر شده باشد، شمارش نادرست است. گزینهٔ پنج‌حرفی نزدیک به این معنی معمولاً «تناور» است.

گزینه‌های محتمل بر پایهٔ تعداد خانه‌ها

سرنخ «درشت‌اندام» می‌تواند چند پاسخ درست لغوی داشته باشد. طراح جدول با تعداد خانه‌ها، حرف‌های تقاطعی و گاهی لحن سرنخ مشخص می‌کند کدام‌یک مورد نظر است. گزینه‌های زیر واقعاً مرتبط‌اند و از واژه‌های دور یا نامعتبر جدا شده‌اند.

ستبر۴ حرف

به معنی کلفت، ضخیم و تنومند است. وقتی سرنخ کوتاه باشد و پاسخ چهار خانه داشته باشد، یکی از نخستین گزینه‌هاست.

جسیم۴ حرف

واژه‌ای رسمی‌تر به معنی بزرگ‌جثه و درشت‌اندام. در جدول‌های ادبی یا واژگانی محتمل‌تر از گفت‌وگوی روزمره است.

تناور۵ حرف

به معنی تنومند، قوی‌جثه و بزرگ‌اندام. برای پاسخ پنج‌خانه‌ای دقیق‌ترین جایگزین عمومی به شمار می‌آید.

هیکلی۵ حرف

گزینه‌ای محاوره‌ای برای فرد درشت‌هیکل. لحن آن از «تناور» خودمانی‌تر است و بیشتر در جدول‌های عامه‌پسند دیده می‌شود.

لندهور۶ حرف

پاسخ اصلی این سرنخ؛ به‌ویژه وقتی منظور فردی بلندبالا، بسیار درشت و قوی‌هیکل باشد.

تنومند۶ حرف

هم‌معنایی خنثی‌تر و معیارتر. اگر حرف نخست «ت» یا حرف چهارم «م» باشد، از «لندهور» محتمل‌تر می‌شود.

گنده‌بک۶ حرف اصلی

تعبیری عامیانه و تحقیرآمیز برای فرد بسیار درشت. نیم‌فاصله خانه‌ای نمی‌گیرد و تنها در جدول‌های محاوره‌ای مناسب است.

قوی‌هیکل۷ حرف اصلی

ترکیبی روشن و نسبتاً خنثی. در شمارش جدول، نیم‌فاصله حذف می‌شود و حروف دو بخش پشت سر هم قرار می‌گیرند.

مقایسهٔ معنایی «لندهور»، «تنومند» و «تناور»

لندهوربیشتر دربارهٔ انسان به کار می‌رود و ممکن است علاوه بر بزرگی جثه، حس زمختی، سنگینی یا طعنه را هم منتقل کند.
تنومندصفتی معیار و نسبتاً خنثی برای بدن قوی، پر و بزرگ است. در متن رسمی انتخاب طبیعی‌تری محسوب می‌شود.
تناوربرای انسان، درخت یا چیزی که رشد و قامت چشمگیر دارد به کار می‌رود و معمولاً بار ادبی‌تر یا مثبت‌تری دارد.

پس هر سه واژه در هستهٔ معنایی به بزرگی و قوت اندام نزدیک‌اند، اما دقیقاً هم‌لحن نیستند. اگر سرنخ فقط «درشت اندام» باشد و پاسخ از قبل شش خانه تعیین شده باشد، «لندهور» و «تنومند» دو رقیب اصلی‌اند. حضور حرف «ل» در ابتدا یا «ه» و «و» در نیمهٔ دوم، پاسخ را به سوی «لندهور» می‌برد؛ وجود «ت» در ابتدا و «م» در میانه، «تنومند» را تأیید می‌کند.

املای درست و شکل‌های نادرست

درست: لندهور
جداسازی حروف: ل ـ ن ـ د ـ ه ـ و ـ ر
بدون نیم‌فاصله: این واژه یکپارچه نوشته می‌شود.
ترتیب حساس: پس از «د»، حرف «ه» و سپس «و» قرار دارد.

گاهی واژه در نوشتار غیررسمی به شکل «لنده‌هور» یا «لنده ور» دیده می‌شود، اما برای پاسخ جدول و املای معیار، شکل یکپارچهٔ «لندهور» مناسب است. همچنین نباید «ه» میانی حذف شود؛ «لندور» هم از نظر املا نادرست است و هم تعداد خانه‌ها را به اشتباه پنج می‌کند.

بار معنایی واژه؛ آیا «لندهور» توهین‌آمیز است؟

معنای پایهٔ واژه به قامت بلند و هیکل درشت اشاره دارد، اما کاربرد گفتاری آن می‌تواند رنگ منفی بگیرد. وقتی کسی در جمله‌ای دوستانه یا داستانی «لندهور» خطاب می‌شود، گوینده ممکن است علاوه بر جثهٔ بزرگ، سنگینی حرکت، دست‌وپاگیری، تنبلی یا بی‌ملاحظگی او را نیز القا کند. بنابراین این واژه برای توصیف محترمانهٔ افراد در متن رسمی انتخاب مناسبی نیست و «تنومند»، «قوی‌هیکل» یا «درشت‌اندام» خنثی‌ترند.

در جدول، این ظرافت معمولاً حذف می‌شود. طراح از رابطهٔ واژگانی ساده استفاده می‌کند: «لندهور = درشت‌اندام، قوی‌هیکل و بلندبالا». به همین دلیل نباید بار محاوره‌ای واژه باعث شود پاسخ درست را کنار بگذارید.

چطور میان پاسخ‌های هم‌معنی انتخاب کنیم؟

۱
ابتدا خانه‌ها را بشمارید.

چهار خانه به «ستبر» یا «جسیم»، پنج خانه به «تناور» و شش خانه بیشتر به «لندهور» یا «تنومند» اشاره می‌کند.

۲
حرف اول را از تقاطع بگیرید.

ل = لندهور، ت = تنومند یا تناور، س = ستبر و ج = جسیم.

۳
به لحن سرنخ توجه کنید.

«بزرگ‌جثه و بلندبالا» به لندهور نزدیک‌تر است؛ «قوی و خوش‌بنیه» به تنومند؛ و «بزرگ و رشید» به تناور.

۴
سرنخ‌های افزوده را جدی بگیرید.

اگر کنار «درشت‌اندام» واژه‌هایی مثل «بیکاره»، «زمخت»، «دراز» یا «بدقواره» آمده باشد، لندهور از دیگر گزینه‌ها بسیار محتمل‌تر می‌شود.

گزینه‌هایی که نباید بی‌دلیل جای پاسخ اصلی بنشینند

هر واژه‌ای که به چاقی یا بزرگی اشاره کند، لزوماً هم‌معنی دقیق «درشت‌اندام» نیست. «فربه» بیشتر بر پرگوشت یا چاق بودن تأکید دارد؛ شخصی می‌تواند فربه باشد اما قوی‌هیکل یا بلندبالا نباشد. «تن‌پرور» نیز اساساً به کسی گفته می‌شود که آسایش‌طلب است و از کار و رنج دوری می‌کند؛ این واژه از نظر معنای اصلی، پاسخ مستقیم «درشت‌اندام» نیست، هرچند ممکن است در توصیف فردی لندهور همراه آن به کار رود.

ترکیب‌هایی مانند «غول‌آسا» نیز بیشتر اندازه یا هیبت غیرعادی را بیان می‌کنند و برای هر موجود یا شیء قابل استفاده‌اند، در حالی که «لندهور» معمولاً دربارهٔ شخص گفته می‌شود. پس جایگزین‌کردن این واژه‌ها فقط بر اساس شباهت کلی، بدون توجه به تعداد خانه‌ها و تقاطع‌ها، احتمال خطا را بالا می‌برد.

آیا «لندهور» پنج حرف است یا شش حرف؟

شش حرف است: ل، ن، د، ه، و، ر. اتصال ظاهری حروف در خط فارسی نباید با شمارش خانه‌های جدول اشتباه شود.

اگر پاسخ پنج خانه باشد چه بنویسیم؟

«تناور» محتمل‌ترین گزینهٔ معیار است. «هیکلی» نیز پنج حرف دارد، اما محاوره‌ای‌تر است و باید با حروف متقاطع سنجیده شود.

فرق «لندهور» با «گنده‌بک» چیست؟

هر دو می‌توانند به فردی بسیار درشت اشاره کنند، اما «گنده‌بک» آشکارا عامیانه‌تر و تحقیرآمیزتر است. «لندهور» در فرهنگ واژگان معنی مستقلِ بلندقد و قوی‌هیکل دارد، هرچند در گفتار آن هم ممکن است لحن منفی پیدا کند.

آیا «لندهور» فقط به معنی تنبل است؟

خیر. معنای اصلی مرتبط با جثهٔ بزرگ، قامت بلند و هیکل قوی است. نسبت‌دادن تنبلی یا بی‌خاصیتی بیشتر از کاربرد عامیانه و بافت جمله می‌آید، نه اینکه تنها معنی واژه باشد.

جمع‌بندی کاربردی: برای عنوان «درشت اندام در جدول»، پاسخ منتخب لندهور است. آن را شش‌حرفی و یکپارچه بنویسید. تنها زمانی به سراغ «تناور»، «ستبر»، «جسیم» یا «تنومند» بروید که تعداد خانه‌ها یا حروف تقاطعی با لندهور سازگار نباشد.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.