پرش به محتوای اصلی

جلگه وسیع بی درخت در جدول

۷ دقیقه مطالعه
پاسخ:استپ— واژه‌ای چهارحرفی برای جلگه یا علفزار وسیع و بی‌درخت

برای سرنخ «جلگه وسیع بی درخت در جدول»، پاسخ دقیق و متداول استپ است. این انتخاب فقط یک جواب رایج میان حل‌کنندگان نیست؛ تعریف واژه در فارسی نیز تقریباً با متن سرنخ منطبق است: پهنه‌ای گسترده، هموار، علفی و عموماً بدون پوشش درختی پیوسته. بنابراین تا وقتی تعداد خانه‌ها یا حروف تقاطعی خلاف آن را نشان ندهند، «استپ» باید انتخاب نخست باشد.

چرا «استپ» پاسخ اصلی است؟

ا س ت پ
۴ حرف

«استپ» در کاربرد جغرافیایی به علفزارها و جلگه‌های پهناوری گفته می‌شود که بارش آن‌ها برای شکل‌گیری جنگل کافی نیست. سیمای غالب این نواحی باز، افقی و پوشیده از گیاهان کوتاه یا علف است؛ به همین دلیل عبارت «وسیع» و ویژگی «بی‌درخت» هر دو مستقیماً به این واژه اشاره می‌کنند.

نشانه‌های تطبیق

  • تعداد حروف: چهار
  • نوع واژه: اصطلاح جغرافیایی
  • پوشش غالب: علف و گیاهان کوتاه
  • ویژگی شاخص: نبود جنگل انبوه
  • اقلیم معمول: خشک تا نیمه‌خشک
جلگه یا پهنه باززمین گسترده‌ای با چشم‌انداز عمدتاً هموار و افق باز.
بی‌درختدرختان یا وجود ندارند یا آن‌قدر پراکنده‌اند که سیمای جنگلی ایجاد نمی‌کنند.
علفزارپوشش گیاهی معمولاً از علف‌ها، بوته‌ها و گیاهان سازگار با کم‌آبی تشکیل می‌شود.

معنی، خوانش و املای درست

املای رایج و مناسب جدول استپ است؛ چهار حرف «ا، س، ت، پ» بدون نیم‌فاصله و بدون نشانه اضافی. در معنای جغرافیایی، آن را معمولاً «اِستِپ» می‌خوانند. این واژه با «استپ» به معنای فرمان توقف، نوربالا یا نگه‌داشتن توپ در فوتبال هم‌شکل است، اما معنی آن از بافت جمله روشن می‌شود. وقتی کنار واژه‌هایی مانند جلگه، علفزار، بی‌درخت، نیمه‌خشک، آسیای مرکزی یا دشت پهناور قرار بگیرد، منظور همان اصطلاح جغرافیایی است.

نکته املایی: نوشتن «استپ» به شکل «استِپ»، «اِستپ» یا با حرکات عربی در خانه‌های جدول لازم نیست. حرکات فقط برای توضیح تلفظ‌اند و پاسخ جدول همان چهار حرف ساده است.

در متن‌های جغرافیایی ممکن است برابر فارسی «سبزدشت» نیز دیده شود، اما در جدول‌های عمومی، تعریف کوتاه «جلگه وسیع بی‌درخت» تقریباً همیشه به صورت وام‌واژه «استپ» پاسخ داده می‌شود. «سبزدشت» هفت حرف دارد و از نظر قالب نیز جایگزین مستقیم پاسخ چهارخانه‌ای نیست.

تفاوت استپ با پاسخ‌های نزدیک

چند واژه دیگر هم به سرزمین‌های باز و کم‌درخت مربوط‌اند، اما هرکدام قید جغرافیایی یا اقلیمی خاصی دارند. نبود آن قیدها در سرنخ حاضر، احتمال آن‌ها را پایین‌تر از «استپ» می‌آورد.

استپ۴ حرف

علفزار یا جلگه پهناور و کم‌بارش، غالباً بی‌درخت، به‌ویژه در بخش‌هایی از اوراسیا. تعریف آن با عبارت سرنخ تقریباً واژه‌به‌واژه هم‌پوشانی دارد.

پاسخ اصلی
پرری۴ حرف

علفزارهای معتدل آمریکای شمالی. «پرری» نیز می‌تواند پهنه‌ای باز و کم‌درخت باشد، اما معمولاً سرنخ باید به آمریکا، علفزارهای آمریکای شمالی یا دشت‌های بزرگ اشاره کند.

وابسته به قید مکانی
توندرا۶ حرف

سرزمین بی‌درخت نواحی قطبی یا کوهستانی بسیار سرد که پوشش آن بیشتر شامل خزه، گلسنگ، علف و بوته‌های کوتاه است. اگر در سرنخ «قطبی»، «یخ‌زده»، «خاک منجمد» یا «سردسیر» آمده باشد، توندرا مناسب‌تر می‌شود.

برای سرنخ قطبی
ساوانا۶ حرف

گرمدشتی در نواحی گرمسیری با پوشش پیوسته علف و معمولاً درختان پراکنده. بنابراین «بی‌درخت» بودن مطلق، ویژگی ضروری همه ساواناها نیست و سرنخ‌های مربوط به آفریقا یا مناطق حاره‌ای آن را تقویت می‌کنند.

برای اقلیم گرمسیری
پامپا۵ حرف

نام علفزارهای پهناور و هموار آمریکای جنوبی، به‌ویژه آرژانتین و اروگوئه. این واژه زمانی محتمل است که سرنخ به آرژانتین، آمریکای جنوبی یا علفزار آن منطقه اشاره داشته باشد.

برای آمریکای جنوبی
دشت۳ حرف

واژه‌ای عمومی برای زمین باز و نسبتاً هموار است، اما الزاماً بی‌درخت، علفی یا نیمه‌خشک نیست. از این رو در برابر تعریف تخصصی‌تر حاضر، بیش از حد کلی است.

بیش از حد عمومی
اصلاح یک برداشت رایج: «جلگه» و «دشت» در همه متن‌ها مرز کاملاً یکسان و ثابتی ندارند. در زبان جدول و حتی بعضی فرهنگ‌ها، «استپ» صریحاً جلگه وسیع و بی‌درخت تعریف شده است. بنابراین نمی‌توان فقط با استناد به تفاوت فنی جلگه و دشت، پاسخ «استپ» را کنار گذاشت.

انتخاب پاسخ با تعداد خانه‌ها

تعداد خانه‌ها مهم‌ترین ابزار برای جداکردن گزینه‌های نزدیک است. با این حال، شمارش حروف باید بر پایه شکل فارسی واژه انجام شود، نه تعداد هجاها یا حروف لاتین.

  1. چهار خانه: «استپ» انتخاب نخست است. «پرری» فقط زمانی جدی می‌شود که حروف تقاطعی یا اشاره به آمریکای شمالی آن را تأیید کند.
  2. پنج خانه: احتمالاً تعریف کامل‌تر یا منطقه‌ای در کار است؛ «پامپا» می‌تواند با اشاره به آرژانتین درست باشد. شکل کوتاه «ساوان» در بعضی جدول‌ها دیده می‌شود، ولی املای معیار و شناخته‌شده‌تر «ساوانا» است.
  3. شش خانه: «توندرا» برای ناحیه قطبی و «ساوانا» برای ناحیه گرمسیری بررسی می‌شوند. انتخاب میان آن‌ها بدون قید اقلیمی مطمئن نیست.
  4. هفت خانه: «سبزدشت» ممکن است در متن‌های واژه‌گزینی یا جغرافیایی مطرح شود، اما برای سرنخ مشهور چهارحرفی گزینه معمول نیست.

چطور با حروف تقاطعی مطمئن شویم؟

اگر پاسخ چهار خانه دارد، الگوی درست «ا ـ س ـ ت ـ پ» است. هر حرف تقاطعی می‌تواند تردید را کاهش دهد:

خانه اول: ا خانه دوم: س خانه سوم: ت خانه چهارم: پ

برای نمونه، اگر از پاسخ عمودی حرف دوم «س» و از پاسخ افقی حرف آخر «پ» به دست آمده باشد، «استپ» تقریباً قطعی می‌شود. اگر الگو با «پ ـ ر ـ ر ـ ی» جور دربیاید، باید بررسی کرد آیا در خود جدول اشاره‌ای به آمریکای شمالی وجود دارد یا خیر؛ در غیر این صورت ممکن است یکی از جواب‌های تقاطعی اشتباه وارد شده باشد.

نمونه کاربرد: «استپ‌های آسیای مرکزی پهنه‌های وسیع علفی‌اند که کمبود بارش، رشد جنگل‌های پیوسته را در بخش بزرگی از آن‌ها محدود می‌کند.» این جمله سه عنصر اصلی سرنخ را کنار هم نشان می‌دهد: وسعت، پوشش علفی و نبود جنگل انبوه.

آیا استپ واقعاً کاملاً بدون درخت است؟

در تعریف‌های کوتاه فرهنگ‌نامه‌ای و جدول، «بی‌درخت» ویژگی شاخص استپ است. در طبیعت، مرز زیست‌بوم‌ها کاملاً هندسی نیست؛ ممکن است کنار رودخانه‌ها، در فرورفتگی‌های مرطوب یا در ناحیه گذار به جنگل، درختان پراکنده دیده شوند. مقصود از بی‌درخت بودن این است که پوشش غالب و سیمای اصلی منطقه جنگلی نیست، نه اینکه در تمام پهنه حتی یک درخت وجود نداشته باشد.

همین دقت درباره «جلگه» نیز لازم است. بسیاری از سرنخ‌های جدول از تعریف فرهنگ‌های عمومی استفاده می‌کنند و هدفشان آموزش رده‌بندی پیچیده ژئومورفولوژی نیست. بنابراین در حل جدول، تطابق تعریف واژه و تعداد خانه‌ها بر بحث‌های تخصصی درباره منشأ آبرفتی یا ارتفاع زمین اولویت دارد.

پرسش‌های کوتاه درباره این سرنخ

پاسخ چهارحرفی جلگه وسیع بی‌درخت چیست؟

«استپ». این واژه چهار حرف دارد و در فارسی برای جلگه یا علفزار گسترده و بی‌درخت به کار می‌رود.

آیا «پرری» هم می‌تواند درست باشد؟

فقط با قرینه مکانی یا حروف تقاطعی مناسب. پرری نام علفزارهای معتدل آمریکای شمالی است، در حالی که تعریف عمومی سرنخ بدون اشاره جغرافیایی بیشتر به استپ می‌خورد.

توندرا چند حرف است و چه زمانی درست می‌شود؟

توندرا شش حرف دارد و زمانی پاسخ مناسب است که سرنخ به نواحی قطبی، سرمای شدید، خاک منجمد یا پوشش خزه و گلسنگ اشاره کند.

ساوانا با استپ چه فرقی دارد؟

ساوانا عمدتاً به گرمدشت‌های مناطق گرمسیری گفته می‌شود و اغلب درختان پراکنده دارد؛ استپ معمولاً علفزار خشک یا نیمه‌خشک نواحی معتدل و قاره‌ای است.

آیا شکل «استپ» با واژه انگلیسی stop ارتباط دارد؟

خیر. هم‌نوشت بودن آن‌ها در فارسی نباید باعث آمیختگی معنا شود. استپ جغرافیایی به پهنه علفی باز اشاره دارد؛ «استپ» در معنای توقف، نوربالا یا کنترل توپ از مسیر واژگانی دیگری وارد شده است.

جمع‌بندی کاربردی: برای عبارت دقیق «جلگه وسیع بی درخت در جدول»، پاسخ قابل اتکا استپ است. گزینه‌های توندرا، ساوانا، پامپا و پرری تنها با قیدهای اقلیمی، مکانی یا تعداد خانه متفاوت مطرح می‌شوند؛ اما در یک پاسخ چهارخانه‌ای بدون قرینه اضافی، استپ روشن‌ترین و معتبرترین انتخاب است.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.