پرش به محتوای اصلی

گمشده در جدول

۸ دقیقه مطالعه
پاسخ دقیق جدول: مفقودالاثر ۱۰ حرف

برای سرنخ «گمشده» در این جدول، پاسخ ذخیره‌شده و دقیق مفقودالاثر است. این انتخاب از نظر معنا، ساخت واژه و تعداد خانه‌ها با یک پاسخ بلندِ ده‌حرفی سازگار است؛ بااین‌حال، خودِ سرنخ به‌تنهایی می‌تواند مترادف‌های کوتاه‌تری هم داشته باشد. بنابراین عامل تعیین‌کننده در حل، تعداد خانه‌ها و حروف تقاطعی است.

نکته کلیدی: «مفقود» مترادف مستقیم و عمومیِ گمشده است، اما «مفقودالاثر» معمولاً درباره شخصی به کار می‌رود که نه فقط حضور ندارد، بلکه هیچ خبر، نشانه یا رد قابل اتکایی نیز از او در دست نیست.

انتخاب نهایی: مفقودالاثر

چرا «مفقودالاثر» پاسخ درست این سرنخ است؟

واژه «مفقودالاثر» از دو جزء ساخته شده است: مفقود به معنی گم‌شده، نایافته یا ناپدید، و اثر به معنی نشانه و رد. در نتیجه، مفهوم ترکیب از یک «گم‌شدن ساده» دقیق‌تر است: شخصی که از او خبری نیست و نشانه روشنی از وضعیت یا محل حضورش پیدا نشده است.

در جدول‌های فارسی، راهنماها همیشه تعریف فرهنگ‌نامه‌ای کامل نیستند. طراح ممکن است برای پاسخ بلند «مفقودالاثر» فقط واژه کوتاه «گمشده» را بنویسد و انتظار داشته باشد حل‌کننده با کمک شمار خانه‌ها و تقاطع‌ها صورت دقیق‌تر را پیدا کند. به همین دلیل، کوتاهی سرنخ نباید باعث شود بلافاصله «مفقود» را وارد کنیم.

شمارش دقیق حروف

در جدول، فاصله و نیم‌فاصله خانه مستقلی ندارند و واژه به شکل پیوسته وارد می‌شود. شمارش درست «مفقودالاثر» چنین است:

م ف ق و د ا ل ا ث ر
نتیجه شمارش: م + ف + ق + و + د + ا + ل + ا + ث + ر = ۱۰ حرف. الفِ آغاز «اثر» باید حفظ شود؛ نوشتن شکلی که یکی از دو «ا» را حذف کند، هم املا را نادرست می‌کند و هم تعداد خانه‌ها را به‌هم می‌زند.

املای درست در متن و جدول

برای پاسخ این صفحه، صورت مورد نظر مفقودالاثر است و باید دقیقاً همین رشته در خانه‌ها قرار گیرد. در نوشته‌های فارسی، صورت فاصله‌دار «مفقود الاثر» نیز دیده می‌شود، به‌ویژه وقتی ترکیب در عبارت حقوقی «غایب مفقودالاثر» یا با شیوه نگارشی قدیمی‌تر نوشته شده باشد. این تفاوت ظاهری در جدول اثری ندارد، چون فاصله حذف می‌شود.

یک خطای رایج، اشتباه گرفتن «الف» با همزه است. در «الاثر» دو الف نوشتاری داریم: الفِ «الـ» و الفِ ابتدای «اثر». در خط فارسی برای آغاز «اثر» نشانه جداگانه همزه نوشته نمی‌شود؛ بنابراین صورت خانه‌به‌خانه همان ا، ل، ا، ث، ر است.

صورت پیشنهادی برای ورود در جدول

مفقودالاثر را بدون فاصله، بدون نیم‌فاصله و بدون نشانه اضافی وارد کنید. اگر پاسخ ده خانه دارد، هیچ حرفی نباید حذف یا تکرار شود.

تفاوت «گمشده» با «مفقودالاثر»

گمشده معنای عام

می‌تواند انسان، حیوان، شیء، مدرک، فرصت یا حتی مفهومی انتزاعی باشد؛ مانند «کلید گمشده»، «کودک گمشده» یا «زمان گمشده».

مفقودالاثر معنای خاص‌تر

بیشتر برای انسان به کار می‌رود و بر بی‌خبری و نبودِ رد و نشانه تأکید دارد؛ یعنی فقط محل فرد نامعلوم نیست، بلکه وضعیت او نیز روشن نیست.

پس این دو واژه در همه جمله‌ها کاملاً قابل جایگزینی نیستند. یک «کیف گمشده» را معمولاً «کیف مفقود» می‌نامند، نه «کیف مفقودالاثر». در مقابل، درباره فردی که مدت‌ها از او خبری نرسیده، «مفقودالاثر» طبیعی‌تر و دقیق‌تر است. جدول به‌دلیل محدودیت خانه‌ها گاهی این مرز معنایی را فشرده می‌کند، اما دانستن آن به انتخاب پاسخ مطمئن‌تر کمک می‌کند.

گزینه‌های محتمل بر اساس تعداد خانه‌ها

اگر همین سرنخ در جدولی دیگر دیده شود، پاسخ لزوماً همیشه «مفقودالاثر» نیست. طول جواب، بافت سرنخ و حروف تقاطعی تعیین می‌کنند کدام مترادف مناسب‌تر است.

ضال ۳ حرف

واژه‌ای عربی به معنی گمراه و بیراه است. تنها وقتی مناسب است که سرنخ به «راه‌گم‌کرده» یا «گمراه» نزدیک باشد؛ برای شخصی که خبری از او نیست، گزینه دقیقی نیست.

غایب ۴ حرف

یعنی حاضرنبودن. غایب ممکن است محل و وضعیت مشخصی داشته باشد؛ پس شدت معنایی آن از مفقودالاثر کمتر است.

مفقود ۵ حرف

نزدیک‌ترین مترادف عمومی برای «گمشده» است و هم درباره اشخاص و هم درباره اشیا کاربرد دارد. اگر جواب پنج خانه باشد، معمولاً نخستین انتخاب همین واژه است.

گمراه ۵ حرف

به کسی گفته می‌شود که راه را گم کرده یا از راه درست منحرف شده است. این واژه با «ناپدیدشده» یکی نیست و فقط در سرنخ‌های راه، هدایت یا انحراف معنایی مناسب است.

ناپدید ۶ حرف

به معنی ناپیدا، پنهان یا گم است. نکته مهم این است که «ناپدید» شش حرف دارد، نه پنج حرف: ن، ا، پ، د، ی، د.

گمگشته ۶ حرف

صورتی ادبی‌تر برای گمشده است. در شعر و نثر ادبی طبیعی‌تر از متن حقوقی یا اداری به نظر می‌رسد و ممکن است در جدول‌های واژگانی دیده شود.

ناپیدا ۶ حرف

بر دیده‌نشدن یا آشکارنبودن تأکید دارد. می‌تواند درباره اشیا، اشخاص و پدیده‌ها به کار رود، اما الزاماً مفهوم «بی‌خبری طولانی» را نمی‌رساند.

مفقودالاثر ۱۰ حرف

پاسخ بلند و دقیق این مدخل است؛ مخصوصاً هنگامی که تعداد خانه‌ها ده باشد یا تقاطع‌ها الگوی «م ف ق و د ... ا ث ر» را نشان دهند.

چرا بعضی جواب‌های نزدیک رد می‌شوند؟

مفقود از نظر معنی درست است، اما فقط پنج خانه را پر می‌کند. در پاسخ ده‌حرفی، کوتاه و ناقص است.
ناپدید معنای نزدیک دارد، ولی شش‌حرفی است و لزوماً بر نبود خبر و اثر از یک شخص دلالت نمی‌کند.
گمراه درباره گم‌کردن راه یا انحراف فکری و اخلاقی است، نه درباره فرد بی‌خبری که محلش معلوم نیست.
ضال کوتاه و چندمعناست و در فارسی امروز بیشتر با مفهوم گمراه و بیراه شناخته می‌شود؛ برای این مدخل انتخاب اصلی نیست.
فقید گاهی به فرد از‌دست‌رفته یا درگذشته گفته می‌شود. این واژه خبر از مرگ یا فقدان می‌دهد، در حالی که وضعیت مفقودالاثر نامعلوم است.

روش تشخیص پاسخ در تقاطع‌ها

اول تعداد خانه‌ها را بشمارید. اگر ده خانه وجود دارد، «مفقود» و «ناپدید» از همان ابتدا کنار می‌روند و «مفقودالاثر» به گزینه اصلی تبدیل می‌شود.

حرف‌های قطعی را روی الگو بنشانید. آغاز «مفقود» معمولاً سریع شناخته می‌شود. پنج خانه بعدی باید «الاثر» را کامل کنند.

به موضوع اطراف جدول توجه کنید. اگر سرنخ‌های همسایه درباره شخص، جنگ، غیبت، خبر یا سرنوشت نامعلوم باشند، معنای «مفقودالاثر» تقویت می‌شود.

صورت نوشتاری را فدای کمبود خانه نکنید. حذف الف دوم برای جورشدن با نه خانه نشانه آن است که احتمالاً یکی از جواب‌های تقاطعی اشتباه وارد شده است.

کاربرد حقوقی و رسمی واژه

در زبان حقوقی ایران، ترکیب «غایب مفقودالاثر» برای شخصی به کار می‌رود که مدت قابل توجهی از غیبت او گذشته و هیچ خبر قابل اتکایی از زنده یا مرده بودنش در دست نیست. همین کاربرد رسمی باعث شده «مفقودالاثر» بیش از همه با انسان پیوند بخورد و از واژه عمومی «گمشده» بار معنایی سنگین‌تری داشته باشد.

نکته ظریف این است که «مفقودالاثر» به‌خودی‌خود به معنی «درگذشته» نیست. نامعلوم‌بودن سرنوشت جزء اصلی مفهوم است. بنابراین جایگزین‌کردن آن با «مرحوم»، «کشته‌شده» یا «فقید» می‌تواند معنای جمله را تغییر دهد.

  • فرد گمشده: ممکن است تازه ناپدید شده باشد و جست‌وجو برای یافتنش ادامه داشته باشد.
  • فرد غایب: فقط حضور ندارد؛ شاید محل او معلوم باشد یا بتوان با او تماس گرفت.
  • فرد مفقود: محل او نامعلوم است، اما این واژه دامنه‌ای عمومی‌تر دارد.
  • فرد مفقودالاثر: از او خبر و نشانه‌ای در دست نیست و وضعیتش نامشخص مانده است.

سرنخ‌های مشابه و پاسخ مناسب‌تر

«گمشده پنج حرفی»

پاسخ محتمل «مفقود» است. این واژه دقیقاً پنج حرف دارد و از نظر معنا نزدیک‌ترین گزینه عمومی محسوب می‌شود.

«ناپیدا شش حرفی»

بسته به تقاطع، «ناپدید»، «ناپیدا» یا «گمگشته» می‌تواند مطرح باشد. هر سه شش حرف دارند، اما معنی و لحن آن‌ها یکسان نیست.

«گمراه سه حرفی»

«ضال» گزینه شناخته‌شده‌ای است. این پاسخ برای مفهوم انحراف از راه درست مناسب است، نه برای ناپدیدشدن شخص.

«بی‌خبر از او، ده حرفی»

«مفقودالاثر» دقیق‌ترین انتخاب است، زیرا هم تعداد حروف درست است و هم نبودِ خبر و نشانه را می‌رساند.

دام‌های املایی و معنایی

  • «ناپدید» را پنج‌حرفی حساب نکنید؛ این واژه شش حرف دارد.
  • در «مفقودالاثر» هر دو الفِ بخش «الاثر» را بشمارید.
  • «گمراه» را فقط به دلیل وجود جزء «گم» جانشین «گمشده» نکنید.
  • «مفقودالاثر» را مترادف قطعی «فوت‌شده» ندانید؛ سرنوشت شخص نامعلوم است.
  • فاصله احتمالی در نثر را به‌عنوان خانه جدول حساب نکنید.

حکم نهایی این مدخل: با توجه به پاسخ ده‌حرفی، معنای «بی‌خبر و بی‌نشان» و صورت ذخیره‌شده، جواب صحیح «گمشده در جدول» برابر است با مفقودالاثر.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.