برای سرنخ عمومی «کندی» در جدول، وقتی شش خانه در اختیار دارید و نشانهای از معنای تخصصی دیده نمیشود، دقیقترین و طبیعیترین پاسخ آهستگی است. این واژه هم از نظر معنی با «کند بودن» تطابق مستقیم دارد و هم از نظر نقش دستوری، مانند خودِ سرنخ یک اسمِ حالت است؛ یعنی حالتی که حرکت، روند یا انجام کار با سرعت کم صورت میگیرد.
چرا «آهستگی» پاسخ برتر است؟
«کندی» در کاربرد معمول، نقطه مقابل تندی و سرعت است. «آهستگی» همین مفهوم را بدون افزودن معنای فرعی منتقل میکند. وقتی میگوییم «کندی حرکت»، «کندی اینترنت»، «کندی روند کار» یا «کندی جریان»، میتوانیم در بسیاری از جملهها آن را با «آهستگی» جایگزین کنیم، بیآنکه مفهوم اصلی تغییر جدی کند.
این تطابق مستقیم، «آهستگی» را از گزینههایی مانند «تعلل» یا «فتور» متمایز میکند. تعلل معمولاً پای اراده، دستدست کردن یا بهانهآوردن را به میان میکشد؛ فتور نیز بیشتر کاهش نیرو، سستی یا فروکشکردن شدت را میرساند. اما آهستگی میتواند صرفاً کمبودن سرعت را بیان کند و الزاماً بار منفی اخلاقی یا جسمی ندارد.
شمارش خانهها: آ + ه + س + ت + گ + ی = ۶ حرف
املای درست: «آهستگی» یا «اهستگی»؟
صورت درست و معیار واژه آهستگی است؛ یعنی با «آ» در آغاز. این کلمه از «آهسته» و پسوند «ـگی» ساخته شده است: آهسته ← آهستگی. نوشتن «اهستگی» بدون کلاهکِ آ در متن رسمی، املای معیار محسوب نمیشود.
بااینحال، بعضی صفحهکلیدها، بانکهای پاسخ یا سامانههای قدیمی، «آ» و «ا» را هنگام ذخیرهسازی یکسانسازی میکنند. به همین دلیل ممکن است پاسخ در دادههای جدولی به شکل «اهستگی» دیده شود. این تفاوت معمولاً فنی است، نه معنایی. برای پرکردن جدول چاپی یا نوشتن پاسخ درست، «آهستگی» انتخاب مناسب است؛ در اپلیکیشنی که «آ» را نمیپذیرد، ممکن است ناچار باشید شکل سادهشده «اهستگی» را وارد کنید.
گزینههای محتمل بر اساس تعداد خانهها
سرنخ کوتاه «کندی» بهتنهایی تعداد حروف را مشخص نمیکند. بنابراین تقاطعها تعیین میکنند که باید سراغ یک مترادف فارسی، واژه ادبی یا معادل عربی رفت. گزینههای زیر از نظر تعداد حروف و دقت معنایی مرتب شدهاند.
معادل فشرده و ادبیِ «کندی و آهستگی» است. برای سرنخهای واژگانی یا متون قدیمی مناسب است. همزه پایانی یک نویسه مستقل به شمار میآید: ب، ط، ء.
وقتی کندی با سستی، کاهش توان، ضعف یا فروکشکردن نشاط همراه است، «فتور» گزینه خوبی است. برای کندی خنثیِ حرکت، از «آهستگی» دقیقتر نیست.
به کندیِ ناشی از دستدست کردن، امروز و فردا کردن یا تأخیر عمدی اشاره دارد. اگر سرنخ «کندی در انجام کار» یا «درنگ و بهانهجویی» باشد، احتمال آن بیشتر میشود.
آهسته و سنجیده عمل کردن، درنگ و پرهیز از شتاب را میرساند. بار معنایی آن میتواند مثبت باشد؛ مانند تصمیمگیری با حوصله و دقت.
در اصل صفت و به معنی «کند و آهسته» است، نه اسمِ «کندی». فقط وقتی ساخت سرنخ آزاد باشد یا حروف تقاطعی آن را تأیید کنند، انتخاب قابلقبولی است.
برای کندی همراه با مکث، توقف کوتاه یا تأخیر مناسب است. در جملههایی که «شتاب» در برابر سرنخ قرار میگیرد، «درنگ» احتمال بالایی دارد.
واژهای فارسی و نرمتر است که آرامش، ملایمت و گاهی آهستگی را میرساند. اگر کندی با سکون و آرامبودن همراه باشد، میتواند پاسخ باشد.
درنگ، سستی و بهتأخیر انداختن را میرساند و بیشتر در زبان رسمی، فقهی یا ادبی دیده میشود. برای تأخیر در اجرای کار از کندیِ صرف مناسبتر است.
واژهای کمکاربرد به معنی آهستگی و کندی است. در فارسی امروز رایج نیست، اما اگر تقاطعها دقیقاً «ب، ط، ا، ئ، ت» را نشان دهند، نباید کنار گذاشته شود.
پاسخ اصلی و بیواسطه برای سرنخ عمومی «کندی». هم از نظر معنی و هم از نظر نقش دستوری، نزدیکترین گزینه است.
بیشتر به تأخیر و دیر انجام شدن اشاره دارد، نه پایینبودن سرعت حرکت. در سرنخهایی مانند «کندی در پرداخت» یا «تأخیر» محتملتر است.
معنای سرنخ را از بافت تشخیص دهید
یک واژه کوتاه در جدول ممکن است چند لایه معنایی داشته باشد. «کندی» همیشه به معنای کمبودن سرعت نیست؛ گاهی از سستی، تعویق، کندفهمی یا تیز نبودن ابزار سخن میگوید. بهترین پاسخ، گزینهای است که علاوه بر تعداد خانهها، با بافت سرنخ نیز جور باشد.
سه بررسی سریع پیش از ثبت پاسخ
آهستگی شش حرف دارد. فتور و تعلل چهار حرفاند؛ درنگ، تراخی و بطائت پنج حرف دارند.
«کندی» اسم است. بنابراین اسمهایی مانند آهستگی و بطء از صفت «بطیء» تطابق دستوری بیشتری دارند.
اگر حرف آغازین «آ» و حرف پایانی «ی» است، آهستگی بسیار محتمل است؛ اگر پایان «ر» باشد، فتور یا دیرکرد را بررسی کنید.
دامهای املایی و معنایی
- «تأنی» را با «تأنیث» اشتباه نگیرید. تأنی به معنی درنگ و آهستهکاری سنجیده است، اما تأنیث به مؤنث کردن یا زنانهسازی دستوری مربوط میشود و پاسخ «کندی» نیست.
- فتور پنج حرف نیست. حروف آن ف، ت، و، ر است و چهار خانه میگیرد.
- تعلل نیز چهار حرف است. تشدید در شمارش خانههای جدول، یک خانه جداگانه ایجاد نمیکند.
- پایداری مترادف عمومی کندی نیست. پایداری بیشتر به دوام، ثبات و استقامت اشاره دارد؛ فقط در یک بافت کاملاً تخصصی و با تأیید تقاطعها میتوان احتمال دیگری را بررسی کرد.
- «بطء» و «بطوء» یک شکل نیستند. بطء سه نویسه دارد و شکل فشردهتر و معیارِ رایج برای این معنای اسمی است؛ بطوء چهار نویسه دارد و هرچند معنای نزدیک دارد، نباید صرفاً برای جور شدن تعداد خانهها جایگزین خودکار شود.
نمونههای کاربردی برای انتخاب دقیقتر
- «کندی حرکت قطار» ← آهستگی یا در بیان ادبی بطء
- «کندی در انجام وظیفه با بهانه» ← تعلل
- «کندی و سستی پس از شور اولیه» ← فتور
- «کندی سنجیده و دوری از شتاب» ← تأنی
- «کندی به معنای مکث و توقف» ← درنگ
- «کندی ناشی از عقبانداختن اجرا» ← تراخی
- «کندی تیغه و از دست رفتن برندگی» ← کُلالت، نه آهستگی
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد!