پرش به محتوای اصلی

کلفت در جدول

۸ دقیقه مطالعه
پاسخ اصلی:ضخیم— ۴ حرفی
راهنمای دقیق انتخاب واژه

«کلفت» در جدول؛ پاسخ درست به معنای سرنخ و تعداد خانه‌ها بستگی دارد

وقتی سرنخ فقط «کلفت» نوشته شده و هیچ توضیح دیگری کنار آن نیست، انتخاب استاندارد و کم‌ریسک «ضخیم» است. بااین‌حال این واژه چندمعنا و حتی چندتلفظی است؛ بنابراین جواب‌هایی مانند «ستبر»، «قطور»، «بم» یا «خادمه» فقط در بافت‌های مشخص درست می‌شوند، نه به‌عنوان جایگزین همیشگی.

چرا «ضخیم» پاسخ اول است؟

در کاربرد روزمره، «کُلُفت» صفت چیزی است که قطر، لایه یا حجم آن نسبت به حالت معمول بیشتر باشد: کتاب کلفت، پارچه کلفت، شیشه کلفت یا طناب کلفت. «ضخیم» دقیقاً همین هسته معنایی را منتقل می‌کند و در برابر «نازک» قرار می‌گیرد.

از نظر معنایی، مستقیم‌ترین برابر برای ضخامت اشیاست.
چهار حرف دارد و با الگوی رایج خانه‌های جدول سازگار است.
هم در زبان رسمی و هم در سرنخ‌های کوتاه، ابهام کمتری از واژه‌هایی مثل «درشت» یا «زمخت» دارد.
پاسخ پیشنهادیضخیم۴ حرف: ض + خ + ی + م
ضخیم
قاعده کاربردی: اگر سرنخ بدون قید آمده، چهار خانه دارد و حروف متقاطع مانعی ایجاد نمی‌کنند، ابتدا «ضخیم» را امتحان کنید. «ستبر» مهم‌ترین گزینه دوم است.

مقایسه پاسخ‌های چهارحرفی واقعاً محتمل

ضخیم۴ حرف

عمومی‌ترین و دقیق‌ترین جواب برای کلفتیِ کاغذ، پارچه، دیوار، شیشه، کتاب، طناب و هر چیزی است که لایه یا قطر بیشتری دارد.

اولویت نخستمقابل نازککاربرد عمومی
ستبر۴ حرف

مترادفی ادبی‌تر است و برای اندام، تنه، بازو، پوست یا لایه‌ای محکم و پرحجم طبیعی‌تر به گوش می‌رسد. در بسیاری از جدول‌ها جایگزین مستقیم «ضخیم» است.

ادبی‌تراندام و بافت
قطور۴ حرف

وقتی تأکید روی قطر باشد، انتخاب دقیق‌تری است؛ مانند لوله قطور، تنه قطور یا طناب قطور. برای «کتاب کلفت» هم ممکن است، اما همیشه طبیعی‌ترین جواب نیست.

تأکید بر قطراشیای استوانه‌ای
درشت۴ حرف

دامنه معنایی وسیع‌تری دارد و می‌تواند به بزرگی، زبری، اندازه دانه‌ها یا شیوه سخن گفتن اشاره کند. تنها وقتی بافت سرنخ به «بزرگ و زمخت» نزدیک است، گزینه مناسبی می‌شود.

معنای گستردهوابسته به بافت
زمخت۴ حرف

بیشتر بر زبری، ناصافی یا خشونت بافت و رفتار دلالت دارد. هر چیز زمخت الزاماً ضخیم نیست؛ پس آن را فقط با نشانه‌هایی مثل «زبر»، «ناهموار» یا «خشن» انتخاب کنید.

زبر و ناصافنه مترادف کامل
گنده۴ حرف

جوابی عامیانه برای بزرگ، درشت یا چاق است. ممکن است در جدول‌های تفننی دیده شود، اما برای سرنخ خنثی و رسمی «کلفت» از «ضخیم» و «ستبر» ضعیف‌تر است.

عامیانهبزرگی اندام

یک املا، چند تلفظ و چند معنای جدا

کُلُفت

صفت: ستبر، ضخیم، درشت

این همان معنایی است که معمولاً در سرنخ‌های جدول منظور می‌شود. نمونه‌ها: پوست کلفت، طناب کلفت، صدای کلفت و کتاب کلفت.

کُلفَت

اسم: خدمتکار زن؛ و در کاربرد قدیمی، رنج و مشقت

در متون قدیمی یا سرنخ‌های تاریخی ممکن است «کلفت» به خدمتکار زن یا به سختی و زحمت اشاره کند. این معناها را نباید با صفت «کُلُفت» یکی گرفت.

نکته ریشه‌شناختی: صورتِ اسمیِ «کُلفَت» به معنای رنج و مشقت با واژه عربیِ «کُلفه» پیوند روشن دارد، اما از این نکته نمی‌توان با اطمینان نتیجه گرفت که صفتِ «کُلُفت» به معنای ضخیم نیز از همان مسیر ساخته شده است. فرهنگ‌ها این کاربردها را به‌صورت مدخل‌ها و تلفظ‌های متمایز ثبت می‌کنند؛ بنابراین روایت ساده‌ای مانند «چون جسم ضخیم حملش سخت بوده، کلفت نامیده شده» قطعیت لغوی ندارد.

جواب بر اساس بافت سرنخ

ضخامت شیءضخیم، سپس «ستبر» یا «قطور». مثال: شیشه، پارچه، دیوار، کتاب و طناب.
صدابم در دو خانه بهترین جواب است. «خشن» سه‌حرفی نیز وقتی کیفیت زبر و ناهنجار صدا مطرح باشد مناسب است، اما بم و خشن دقیقاً یک معنا ندارند.
اندامچاق سه‌حرفی، «فربه» یا «گنده» چهارحرفی و گاهی «ستبر» برای بازو، گردن یا تنه. تعداد خانه و لحن جدول تعیین‌کننده است.
بافت و سطحزمخت یا «درشت» وقتی سرنخ بر زبری و ناصافی تأکید دارد؛ «ضخیم» فقط در صورت اشاره به قطر یا لایه.
خدمتکار زنخادمه پنج‌حرفی از نظر معنایی روشن‌تر است. «دده» سه‌حرفی و «کنیز» چهارحرفی فقط در بافت تاریخی یا ادبی ممکن‌اند و مترادف‌های کاملاً هم‌ارز امروزی نیستند.
رنج و زحمتمشقت، «سختی» یا «محنت» بسته به تعداد خانه‌ها؛ این کاربرد قدیمی است و از تلفظ «کُلفَت» می‌آید.

راهنمای تعداد حروف

۲بم

برای «صدای کلفت». کوتاه‌ترین پاسخ رایج و دقیق در حوزه صدا.

۳چاق، خشن، دده

به‌ترتیب برای اندام، کیفیت صدا یا بافت، و خدمتکار یا پرستار زن در کاربرد قدیمی.

۴ضخیم، ستبر، قطور

اصلی‌ترین گروه پاسخ‌ها. «درشت»، «زمخت»، «گنده» و «کنیز» نیز فقط با قرینه مناسب.

۵خادمه، تناور

«خادمه» برای خدمتکار زن و «تناور» برای اندام یا تنه بزرگ و ستبر.

شمارش دقیق اهمیت دارد: «دده» سه حرف است، نه دو حرف؛ د + د + ه. همچنین «خادمه» پنج حرف، «کنیز» چهار حرف و «مستخدمه» هفت حرف دارد.

چطور بین «ضخیم»، «ستبر» و «قطور» تصمیم بگیریم؟

وقتی شیء لایه دارد

برای کاغذ، پارچه، دیوار، جلد، شیشه و کتاب، «ضخیم» طبیعی‌تر است؛ چون توجه روی ضخامت سطح یا لایه قرار دارد.

وقتی قطر مهم است

برای لوله، کابل، طناب، ساقه یا تنه، «قطور» دقیق‌تر است؛ زیرا اندازه مقطع یا قطر جسم را برجسته می‌کند.

وقتی استحکام و تنومندی مهم است

برای بازو، گردن، پوست، تنه درخت یا بافتی محکم، «ستبر» انتخابی خوش‌معنا و رایج در جدول‌های ادبی است.

وقتی حروف متقاطع تعیین‌کننده‌اند

اگر چهار خانه دارید، حرف نخست سریعاً مسیر را روشن می‌کند: «ض» برای ضخیم، «س» برای ستبر، «ق» برای قطور، «ز» برای زمخت و «د» برای درشت.

دام‌های رایج در حل این سرنخ

  • برابر دانستن «بم» و «خشن»: صدای بم فرکانس پایین‌تری دارد، اما صدای خشن زبر و ناصاف شنیده می‌شود. یک صدا می‌تواند بم باشد ولی خشن نباشد.
  • انتخاب «زمخت» برای هر نوع کلفتی: زمخت بیشتر کیفیت سطح یا رفتار را توصیف می‌کند، نه صرفاً ضخامت را.
  • نادیده گرفتن لحن واژه: «گنده» عامیانه است؛ «ستبر» ادبی‌تر؛ «ضخیم» خنثی و عمومی است.
  • اشتباه در شمارش حروف: حرکت‌ها و نشانه‌های آوایی خانه جدا ندارند. «ضخیم» چهار خانه می‌گیرد و حرف «ی» یک خانه است.
  • رفتن مستقیم سراغ معنای خدمتکار: در جدول‌های امروزی، وقتی سرنخ هیچ قرینه‌ای ندارد، معنای صفتیِ «ضخیم» معمولاً محتمل‌تر از معنای تاریخیِ خدمتکار زن است.

املا و کاربرد درست

ضخیم با حرف «ض» نوشته می‌شود، نه «زخیم». شکل معیار همان «ضخیم» است.
ستبر شکل رایج و معیار امروزی است. صورت‌های کهن یا کم‌کاربرد ممکن است در متون قدیمی دیده شوند، اما برای جدول معمولی «ستبر» انتخاب روشن‌تری است.
کلفت‌تر و کلفت‌ترین در نوشتار ویرایش‌شده با نیم‌فاصله نوشته می‌شوند.
در عبارت «پوست‌کلفت»، واژه می‌تواند معنای حقیقی یا مجازی داشته باشد؛ در معنای مجازی به کسی اشاره می‌کند که از سرزنش یا فشار به‌آسانی متأثر نمی‌شود.
در عبارت «حرف کلفت» یا «متلک کلفت»، منظور سخن تند، سنگین یا زننده است؛ در این بافت «ضخیم» جایگزین طبیعی نیست.

نمونه‌های سریع برای تشخیص پاسخ

«پارچه کلفت» ← ضخیم
«تنه کلفت درخت» ← قطور یا ستبر
«صدای کلفت» با دو خانه ← بم
«صدای کلفت و زبر» با سه خانه ← خشن
«زن خدمتکار» با پنج خانه ← خادمه
«درشت و ناهموار» با چهار خانه ← زمخت
«کلفت، مقابل نازک» با چهار خانه ← ضخیم

پرسش‌های پرتکرار

آیا «ستبر» از «ضخیم» درست‌تر است؟

نه به‌طور مطلق. هر دو درست‌اند، اما «ضخیم» عمومی‌تر و برای سرنخِ بدون توضیح انتخاب نخست است. «ستبر» در بافت ادبی، اندام تنومند یا بافت محکم برجسته‌تر می‌شود.

برای «کلفت» دوحرفی چه بنویسیم؟

اگر منظور صدا باشد، «بم» پاسخ روشن است. برای معنای خدمتکار، جواب معتبر دوحرفیِ عمومی وجود ندارد؛ «دده» سه حرف دارد.

آیا «کنیز» همان «کلفت» است؟

فقط در برخی سرنخ‌های تاریخی و واژه‌نامه‌ای ممکن است کنار هم قرار گیرند. «کنیز» بار تاریخیِ بردگی دارد و با مفهوم امروزیِ نیروی خدمات خانگی برابر کامل نیست.

آیا «کلفت» به معنی منقار هم آمده است؟

در برخی مدخل‌های لغوی قدیمی چنین معنایی ثبت شده، اما در جدول‌های عمومی بسیار کم‌احتمال است. بدون قرینه‌ای درباره پرنده یا منقار، این معنا را در اولویت نگذارید.

اگر چهار خانه باشد، ترتیب امتحان جواب‌ها چیست؟

برای سرنخ خنثی: «ضخیم»، سپس «ستبر» و «قطور». بعد از آن، با توجه به حروف تقاطعی و بافت، «درشت»، «زمخت»، «گنده» یا در معنای تاریخی «کنیز» را بررسی کنید.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.