پرش به محتوای اصلی

کفیل در جدول

۸ دقیقه مطالعه
پاسخ اصلی: ضامن ۴ حرف؛ رایج‌ترین جواب برای سرنخ «کفیل»

برای سرنخ «کفیل» در جدول کلمات متقاطع، نخستین و معتبرترین انتخاب ضامن است. این پاسخ هم از نظر معنای عمومی درست است، هم دقیقاً چهار حرف دارد و هم در زبان رایج جدول‌سازان بیش از گزینه‌های دیگر به کار می‌رود. با این حال، «کفیل» واژه‌ای چندکاربردی است؛ بنابراین تعداد خانه‌ها و فضای معنایی سرنخ می‌تواند پاسخ را به سمت «متعهد»، «سرپرست»، «پایندان» یا واژه‌ای کم‌کاربردتر ببرد.

چرا «ضامن» جواب درست و اولویت‌دار است؟

در فارسی عمومی، کفیل به کسی گفته می‌شود که مسئولیت یا تعهدی را درباره شخص دیگری می‌پذیرد. «ضامن» نزدیک‌ترین واژه شناخته‌شده برای رساندن همین مفهوم است: کسی که ضمانت می‌کند و در برابر انجام تعهد، پرداخت دین یا حضور شخص مسئولیتی بر عهده می‌گیرد. در جدول‌ها معمولاً ظرافت‌های تخصصی حقوقی کنار گذاشته می‌شود و دو واژه «کفیل» و «ضامن» به‌صورت مترادف مستقیم می‌آیند.

از سوی دیگر، کوتاهی و آشنایی واژه «ضامن» آن را برای جدول بسیار مناسب می‌کند. ترکیب چهار حرفی آن نیز با بسیاری از الگوهای متقاطع سازگار است. اگر خانه نخست «ض»، خانه دوم «ا»، خانه سوم «م» یا خانه پایانی «ن» باشد، احتمال درست بودن این جواب بسیار بالاست.

تطابق معنایی

هر دو واژه بر پذیرفتن مسئولیت و تضمین درباره دیگری دلالت دارند و در کاربرد روزمره به‌جای یکدیگر شنیده می‌شوند.

تطابق ساختاری

«ضامن» چهار حرف دارد: ض، ا، م، ن. فاصله، نیم‌فاصله یا نشانه اضافی هم ندارد و برای ورود در جدول ساده است.

معنی دقیق «کفیل» چیست؟

«کفیل» واژه‌ای عربی از خانواده «کفالت» است و در معنای گسترده به شخصی اشاره می‌کند که کاری، تعهدی، سرپرستی فردی یا مسئولیت امری را بر عهده می‌گیرد. بسته به جمله، این مسئولیت ممکن است مالی، حقوقی، خانوادگی یا اداری باشد. به همین دلیل یک معادل واحد در همه جمله‌ها بهترین ترجمه نیست؛ اما برای سرنخ کوتاه و مستقلِ جدول، «ضامن» همچنان انتخاب اصلی است.

ضامن متعهد سرپرست عهده‌دار پایندان کفالت‌کننده

کاربرد حقوقی

در اصطلاح حقوقی، کفیل کسی است که تعهد می‌کند شخص دیگری را در زمان لازم حاضر کند. شخصی که باید حاضر شود «مکفول» و طرفی که حضور او را مطالبه می‌کند «مکفول‌له» نامیده می‌شود. بنابراین هسته معنایی کفالت حقوقی، تعهد به حاضر کردن شخص است، نه لزوماً پرداخت بدهی او.

کاربرد اداری

در نوشته‌های اداری و تاریخی، «کفیل» گاهی به معنی جانشین یا اداره‌کننده موقت یک مقام است؛ مانند «کفیل وزارتخانه». در فارسی امروز، برای این کاربرد معمولاً واژه «سرپرست» روشن‌تر و رایج‌تر است. پس اگر سرنخ جدول عبارتی مانند «کفیل اداره» یا «کفیل وزارت» باشد و شش خانه داشته باشد، «سرپرست» گزینه‌ای جدی خواهد بود.

کاربرد خانوادگی و معیشتی

در ترکیب «کفیل خرج»، منظور کسی است که هزینه زندگی فرد یا خانواده را تأمین می‌کند. معادل طبیعی آن «نان‌آور» یا «متکفل مخارج» است. این کاربرد با «ضامن» تفاوت دارد؛ زیرا موضوع اصلی در آن تأمین معاش و سرپرستی مالی است، نه ضمانت یک قرارداد یا احضار شخص.

تفاوت ظریف «کفیل» و «ضامن»

کفیل در معنای حقوقی خاص

تعهد اصلی او حاضر کردن شخص است. یعنی مسئولیت به «حضور مکفول» مربوط می‌شود. ممکن است در صورت انجام نشدن تعهد، پیامد مالی نیز ایجاد شود، اما موضوع نخستین همان احضار شخص است.

ضامن در معنای حقوقی خاص

تعهد او بیشتر به دین، مال یا جبران خسارت مربوط است. در زبان عمومی، هر کسی که پشتوانه انجام تعهد دیگری شود نیز ضامن خوانده می‌شود.

این تفاوت برای متن حقوقی مهم است، اما در جدول کلمات متقاطع معمولاً انتظار نمی‌رود حل‌کننده میان «تعهد به احضار شخص» و «تعهد مالی» مرزبندی تخصصی انجام دهد. بنابراین پاسخ ذخیره‌شده «ضامن» نه‌تنها قابل قبول، بلکه متعارف‌ترین پاسخ است.

قاعده کاربردی: وقتی سرنخ فقط «کفیل» است و هیچ توضیح دیگری ندارد، ابتدا «ضامن» را امتحان کنید. تنها زمانی سراغ گزینه دیگر بروید که تعداد خانه‌ها یا حروف تقاطعی با آن ناسازگار باشد.

پاسخ‌های جایگزین بر اساس تعداد حروف

در شمردن حروف، فاصله و نیم‌فاصله خانه جداگانه محسوب نمی‌شود. فهرست زیر از گزینه‌های نزدیک‌تر به دورتر مرتب شده است؛ یعنی همه آن‌ها هم‌ارز کامل «کفیل» نیستند و باید با بافت سرنخ سنجیده شوند.

۴ حرفی
ضامن؛ پاسخ اصلی و مطمئن. رهین نیز در بعضی بانک‌های جدول دیده می‌شود، اما از نظر معنایی دقیق نیست و بیشتر مفهوم «در گرو»، «گروگان» یا «وامدار» می‌دهد.
۵ حرفی
متعهدوقتی تأکید سرنخ بر کسی باشد که انجام کاری را بر عهده گرفته است. این واژه مترادف بافتی است، نه جانشین همیشگی.
۶ حرفی
سرپرستبرای مفهوم نگهدارنده، مسئول خانواده، مدیر موقت یا اداره‌کننده یک بخش مناسب‌تر است.
۷ حرفی
پایندان یا عهده‌دار«پایندان» برابر فارسی و قدیمی‌ترِ ضامن است. «عهده‌دار» زمانی درست است که سرنخ به قبول مسئولیت اشاره کند.
۸ حرفی
پذیرفتارواژه‌ای ادبی و کم‌کاربرد به معنی پذیرنده تعهد یا ضامن. در جدول‌های واژه‌محور ممکن است دیده شود، ولی در گفتار روزانه رایج نیست.
۱۰ حرفی
کفالت‌کنندهتوضیح مستقیم معنای واژه است و بیشتر در سرنخ‌های تشریحی یا جدول‌هایی با خانه‌های زیاد کاربرد دارد.
اصلاح شمارش رایج: «عهده‌دار» پنج حرف نیست؛ با حذف نیم‌فاصله، هفت حرف دارد. «پذیرفتار» نیز هشت حرف است و «کفالت‌کننده» با نادیده گرفتن نیم‌فاصله ده حرف شمرده می‌شود. شمارش دقیق مانع انتخاب پاسخ ظاهراً درست اما ناسازگار با خانه‌ها می‌شود.

آیا «رهین» می‌تواند جواب باشد؟

«رهین» در برخی پاسخ‌نامه‌های جدول کنار «ضامن» ثبت شده است و از نظر تعداد حروف با آن برابری می‌کند، اما انتخاب دوم و ضعیف‌تر است. معنای اصلی «رهین» کسی یا چیزی است که در گرو قرار دارد، وابسته است یا مدیون لطف و محبت دیگری است؛ مانند «رهین منت». بنابراین رهین معمولاً خودِ ضمانت‌کننده نیست. فقط زمانی آن را وارد کنید که چهار خانه دارید، «ضامن» با حروف تقاطعی جور درنمی‌آید و الگوی حروف به ر، ه، ی، ن نزدیک است.

چگونه از روی حروف تقاطعی پاسخ را قطعی کنیم؟

تعداد خانه‌ها را بشمارید. چهار خانه تقریباً همیشه به «ضامن» اشاره دارد. شش خانه می‌تواند «سرپرست» باشد و هفت خانه امکان «پایندان» یا «عهده‌دار» را مطرح می‌کند.
نوع کاربرد را تشخیص دهید. اگر جمله حقوقی و مربوط به دادگاه است، «ضامن» محتمل‌تر است؛ اگر درباره اداره موقت یا خانواده صحبت می‌کند، «سرپرست» قوت می‌گیرد.
حرف اول و آخر را جدی بگیرید. الگوی «ض ـ ـ ن» به‌وضوح «ضامن» را تأیید می‌کند. الگوی «س ـ ـ ـ ـ ت» به «سرپرست» می‌رسد.
گزینه‌های ادبی را دیرتر امتحان کنید. «پایندان» و «پذیرفتار» درست‌اند، اما فراوانی آن‌ها در جدول‌های عمومی کمتر از «ضامن» است.

املا و تلفظ درست

املای معیار واژه کفیل است: کاف، فا، ی و لام. شکل «کفین» واژه دیگری است و می‌تواند به دو کف دست یا دو کف پا اشاره کند؛ پس با کفیل ارتباطی ندارد. در نوشتن مشتق‌ها نیز «کفالت»، «متکفل» و «تکفل» درست‌اند. در ترکیب‌هایی مانند «مکفول‌له» و «کفالت‌کننده» استفاده از نیم‌فاصله خوانایی را بهتر می‌کند.

تلفظ رایج آن «کَفیل» است. حضور حرف «ی» در بخش دوم واژه کشیده شنیده می‌شود. در جدول، نشانه‌های آوایی یا حرکت‌ها نوشته نمی‌شوند و همان چهار حرف «کفیل» مبنای سرنخ است.

ترکیب‌هایی که معنی را تغییر می‌دهند

کفیل شخص

کسی که مسئولیت حضور یا تعهد مربوط به آن شخص را می‌پذیرد؛ پاسخ نزدیک: ضامن.

کفیل وزارتخانه

اداره‌کننده موقت یک وزارتخانه؛ پاسخ امروزی‌تر: سرپرست.

کفیل خرج

تأمین‌کننده مخارج زندگی؛ پاسخ مناسب: نان‌آور یا متکفل.

کفیل خانواده

فردی که مسئولیت نگهداری یا تأمین خانواده را دارد؛ پاسخ وابسته به خانه‌ها: سرپرست، نان‌آور یا متکفل.

واژه‌های هم‌خانواده و نزدیک

کفالت نام عمل یا رابطه‌ای است که کفیل می‌پذیرد. تکفل به معنی بر عهده گرفتن سرپرستی یا هزینه دیگری است. متکفل کسی است که چنین مسئولیتی را پذیرفته و مکفول شخصی است که موضوع کفالت قرار می‌گیرد. «تکافل» نیز از همین ریشه است، اما بیشتر مفهوم همیاری و ضمانت متقابل میان افراد را می‌رساند و پاسخ مستقیم سرنخ «کفیل» نیست.

دانستن این خانواده واژگانی زمانی مفید است که سرنخ به‌جای مترادف ساده، از تعریف استفاده کند؛ برای نمونه «کسی که سرپرستی دیگری را پذیرفته» می‌تواند «متکفل» باشد، در حالی که «شخص مورد کفالت» به «مکفول» اشاره دارد. جابه‌جایی این دو از خطاهای رایج در جدول است.

جمع‌بندی انتخاب پاسخ

برای سرنخ مستقل «کفیل»، پاسخ را با «ضامن» آغاز کنید. این واژه چهار حرفی، شناخته‌شده و مطابق کاربرد رایج جدول است. تفاوت تخصصی کفیل و ضامن در متن حقوقی واقعی اهمیت دارد، اما مانع مترادف دانستن آن‌ها در جدول نمی‌شود. «سرپرست» برای بافت اداری یا خانوادگی، «متعهد» برای تأکید بر قبول مسئولیت، «پایندان» برای جدول‌های ادبی و «پذیرفتار» برای الگوی هشت‌حرفی قابل بررسی‌اند.

جواب نهایی پیشنهادی

ضامن — ۴ حرف. گزینه جایگزین فقط با توجه به تعداد خانه‌ها و حروف متقاطع انتخاب شود؛ «رهین» با وجود ثبت شدن در بعضی جدول‌ها از نظر معنایی در اولویت بعدی قرار دارد.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.