پرش به محتوای اصلی

چیره دستی در جدول

۵ دقیقه مطالعه
پاسخ: مهارت
این جواب پنج‌حرفی، برابر مستقیم «چیره‌دستی» است.

در این سرنخ، طراح یک ویژگی را توصیف کرده است: توانایی سنجیده و ورزیده در انجام دادن کاری. واژه‌ای که بی‌واسطه همین مفهوم را می‌رساند مهارت است. این پاسخ نه نام شخص است و نه صفت؛ اسمِ توانایی‌ای است که بر اثر یادگیری، تمرین و تجربه شکل می‌گیرد.

صورت سؤال دو جزء «چیره» و «دستی» دارد، اما مقصود آن الزاماً کار با دست نیست. می‌توان از چیره‌دستی یک جراح در عمل، یک نوازنده در اجرا، یک نویسنده در روایت یا حتی یک مذاکره‌کننده در گفت‌وگو سخن گفت. «مهارت» این گستره معنایی را به‌خوبی پوشش می‌دهد.

چیدمان پاسخ

مهارت
۵ حرف: م ـ ه ـ ا ـ ر ـ ت

چرا «مهارت» دقیق‌ترین برابر است؟

هسته معنایی چیره‌دستی، انجام دادن کار با توانایی و تسلط است. «مهارت» نیز به قابلیت آموخته‌شده یا پرورش‌یافته‌ای گفته می‌شود که اجرای درست و کارآمد یک فعالیت را ممکن می‌کند. به همین دلیل، اگر سرنخ بدون قید دیگری فقط «چیره‌دستی» باشد و خانه‌ها پنج حرف بخواهند، پیوند معنایی و اندازه واژه هم‌زمان به پاسخ مهارت می‌رسند.

توانایی
قابلیت انجام کار
ورزیدگی
پختگی بر اثر تمرین
اجرای سنجیده
کار درست و مسلط

در کاربرد روزمره، مهارت می‌تواند هم عملی باشد و هم ذهنی. مهارت رانندگی هماهنگی چشم و دست و تصمیم‌گیری سریع می‌خواهد؛ مهارت ترجمه به شناخت دو زبان و انتخاب دقیق واژه وابسته است؛ مهارت مدیریت نیز در برنامه‌ریزی، ارتباط و داوری نمود پیدا می‌کند. بنابراین جواب، از تصویری که شاید واژه «دستی» در نگاه اول بسازد، وسیع‌تر است.

مهارت حاصل تمرین، تجربه و بازخوردسه مسیر از تمرین، تجربه و بازخورد به مفهوم مرکزی مهارت می‌رسند و نتیجه آن چیره‌دستی است.تمرینتجربهبازخوردمهارتچیره‌دستیدر اجرا

مرز ظریف پاسخ با واژه‌های نزدیک

چند واژه در فارسی به میدان معنایی چیره‌دستی نزدیک‌اند، اما هر کدام رنگ خاصی دارند. در جدول، تعداد خانه‌ها و حروف تقاطعی تعیین می‌کنند که کدام‌یک منظور طراح بوده است. برای سرنخ حاضر، پاسخ اصلی همان مهارت است؛ موارد زیر زمانی مطرح می‌شوند که طول جواب یا صورت دقیق سرنخ تفاوت داشته باشد.

تبحر

پنج حرف دارد و از نظر اندازه رقیب جدی است، اما معمولاً بر احاطه عمیق در دانش، فن یا رشته‌ای خاص تأکید می‌کند. سرنخ‌هایی مانند «استادی در فن» یا «احاطه و مهارت بسیار» بیشتر به تبحر نزدیک‌اند.

استادی

شش حرف است و علاوه بر توانایی، درجه بالای پختگی را القا می‌کند. گاهی نامِ جایگاه استاد یا شیوه استادانه نیز هست؛ پس همیشه جانشین بی‌قید مهارت نمی‌شود.

خبرگی

شش حرف دارد و آگاهی حاصل از تجربه را برجسته می‌کند. فرد خبره فقط توانا نیست؛ شناخت آزموده و قدرت تشخیص نیز دارد. برای «کارآزمودگی» یا «تخصص همراه تجربه» مناسب‌تر است.

زبردستی

هشت حرف است و از نزدیک‌ترین مترادف‌های فارسی چیره‌دستی به شمار می‌رود. این واژه اغلب اجرای ماهرانه، سرعت یا تسلط عملی را پررنگ می‌کند و برای پاسخ پنج‌خانه‌ای جا نمی‌گیرد.

نکته درباره شمارش: «مهارت» از پنج نویسه مستقل ساخته شده است. حرف «ا» در میانه واژه یک خانه جدا می‌گیرد؛ بنابراین شمار درست آن ۵ است، نه ۴.

«چیره‌دست» و «چیره‌دستی» چه تفاوتی دارند؟

«چیره‌دست» صفتی برای شخص است: می‌گوییم «خوشنویسی چیره‌دست»؛ یعنی خوشنویسی که کار خود را با تسلط انجام می‌دهد. با افزوده شدن «ی»، «چیره‌دستی» نامِ آن ویژگی می‌شود: «چیره‌دستی خوشنویس در ترکیب حروف آشکار بود». پس سرنخ حاضر یک ویژگی یا توانایی را می‌خواهد و اسم «مهارت» از نظر نقش دستوری نیز با آن هماهنگ است.

در نگارش معیار، صورت مرکب این واژه معمولاً با نیم‌فاصله نوشته می‌شود: «چیره‌دستی». با این حال عنوان جدول ممکن است آن را با فاصله کامل نشان دهد و این تفاوت ظاهری، معنای سرنخ یا جواب را تغییر نمی‌دهد. پاسخ «مهارت» نیز بدون فاصله و بدون نشانه اضافی در خانه‌ها قرار می‌گیرد.

کاربرد «مهارت» در جمله

«مهارت سفالگر در شکل دادن به گل، نتیجه سال‌ها تمرین بود.» در این جمله، واژه بر توانایی عملی و کنترل ابزار دلالت دارد.

«او با مهارت مسیر گفت‌وگو را از اختلاف به توافق رساند.» این نمونه نشان می‌دهد که مهارت می‌تواند ارتباطی و ذهنی باشد و به کار دست محدود نیست.

«اجرای آرام و دقیق قطعه، مهارت نوازنده را آشکار کرد.» اینجا تمرین، ظرافت و تسلط در یک مفهوم جمع شده‌اند.

«مهارت در ویرایش فقط شناخت املا نیست؛ تشخیص لحن و ساختار را هم در بر می‌گیرد.» در این کاربرد، توانایی از ترکیب دانش و تجربه پدید آمده است.

از همین نمونه‌ها می‌توان دریافت که «توانایی» مفهومی عام‌تر است، اما مهارت معمولاً به قابلیتی مشخص و قابل‌اجرا اشاره می‌کند. ممکن است کسی توانایی بالقوه‌ای داشته باشد، ولی هنوز آن را با تمرین به مهارت تبدیل نکرده باشد. چیره‌دستی مرحله‌ای است که آن قابلیت در عمل، روان و دقیق دیده می‌شود.

واژه‌هایی که نباید بی‌دلیل جای پاسخ بنشینند

تسلطحذاقتکاردانیتردستی

«تسلط» گاهی معنای چیرگی و احاطه می‌دهد، ولی می‌تواند به غلبه و فرمانروایی نیز اشاره کند. «حذاقت» واژه‌ای ادبی‌تر برای مهارت و تیزهوشی در کار است. «کاردانی» آمیزه‌ای از دانستن و توانستن را می‌رساند. «تردستی» نیز غالباً سرعت و ظرافت حرکت دست، یا نمایش‌های شعبده‌گونه، را به ذهن می‌آورد. این تفاوت‌ها سبب می‌شود هیچ‌یک را بدون توجه به حروف و بافت، جایگزین قطعی پاسخ ندانیم.

جمع‌بندی معنایی سرنخ روشن است: «چیره‌دستی» نام توانایی ورزیده در اجرای کار است و پاسخ پنج‌حرفی آن مهارت نوشته می‌شود. اگر الگویی با تعداد خانه متفاوت روبه‌رو شد، زبردستی، استادی، خبرگی یا تبحر را باید بر پایه حروف موجود سنجید.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.