پرش به محتوای اصلی

چنبر در جدول

۷ دقیقه مطالعه
پاسخ: ترقوه
«چنبر» در این کاربرد، نام فارسیِ استخوان بالای سینه و کنار گردن است.

در نگاه نخست ممکن است «چنبر» فقط حلقه یا چیزی گرد را به یاد بیاورد، اما این واژه یک معنی کالبدشناختی قدیمی و کاملاً ثبت‌شده نیز دارد: استخوان ترقوه. به همین دلیل، وقتی سرنخ کوتاه جدول فقط «چنبر» است و پاسخ پنج حرف می‌خواهد، «ترقوه» انتخاب دقیق و مورد انتظار به شمار می‌آید. این کاربرد از شباهت جایگاه و حالت دو استخوان بالای سینه با طوق یا چنبری در پایه گردن دور نیست.

واژهٔ سرنخچنبر؛ نامی چندمعنا که هم مفهوم حلقه دارد و هم نام استخوان است.
جواب اصلیترقوه؛ پنج حرف و برابر آناتومیکِ چنبر در این پرسش.
تلفظاملای واژه «چنبر» است، ولی در گفتار معمول نزدیک به «چَمبَر» شنیده می‌شود.

چرا «ترقوه» برابر چنبر است؟

ترقوه نام هر یک از دو استخوان باریک و کشیده‌ای است که در بخش جلویی شانه، میان جناغ سینه و کتف قرار می‌گیرند. این دو استخوان در دو سوی بالای قفسه سینه دیده و با لمس ملایم احساس می‌شوند. در فارسی برای این استخوان از «چنبر»، «چنبر گردن» و «استخوان چنبر» نیز استفاده شده است. پس رابطه میان سرنخ و پاسخ یک بازی لفظی یا حدس دور نیست؛ «چنبر» در اینجا مستقیماً نام دیگر ترقوه است.

واژهٔ «ترقوه» ریشهٔ عربی دارد و در زبان پزشکی امروز رایج‌تر است؛ در مقابل، «چنبر» یا ترکیب روشن‌ترِ «چنبر گردن» رنگ فارسی و قدیمی‌تری دارد. جدول‌ها اغلب از همین هم‌معنایی میان صورت کهن‌تر و نام آشناتر بهره می‌برند: صورت کم‌کاربرد در خانهٔ پرسش می‌آید و معادل شناخته‌شده‌تر در خانه‌های پاسخ نوشته می‌شود.

جایگاه چنبر یا ترقوهنمای ساده‌ای از دو استخوان ترقوه که جناغ سینه را به ناحیه شانه متصل می‌کنند ترقوهٔ راستترقوهٔ چپ جناغ سینهناحیه شانهناحیه شانه

در این طرح ساده، دو قطعهٔ سبزرنگ همان دو استخوان ترقوه‌اند. هر کدام از نزدیکی بالای جناغ به سمت شانه امتداد پیدا می‌کند. قرار گرفتن جفت استخوان‌ها در قاعده گردن، تصویر «چنبر گردن» را قابل فهم می‌کند؛ هرچند این دو استخوان یک حلقهٔ کامل نمی‌سازند، در نام‌گذاری قدیمی به مجموعه و قوس آن‌ها چنبر گفته شده است.

تفاوت معنای آناتومیک با معنای روزمره

چندمعناییِ «چنبر» علت اصلی ابهام این سرنخ است. معنی عمومی آن چیزی حلقه‌وار، محیط دایره، طوق یا چارچوب گرد است. برای نمونه، حلقهٔ پیرامونی برخی ابزارهای گرد را چنبر می‌نامند. از همین خانواده، فعل «چنبر زدن» یا صورت رایج‌تر «چنبره زدن» حالت حلقه شدن و دور چیزی پیچیدن را می‌رساند. اما در ترکیب «چنبر گردن» واژه از شکل حلقه‌مانند به نام بخش معینی از بدن رسیده است.

وقتی پاسخ «ترقوه» است

سرنخ به نام استخوان یا معنای کهنِ چنبر اشاره دارد. پاسخ پنج حرف دارد و موضوع، بدن، گردن، شانه یا استخوان می‌تواند این انتخاب را تقویت کند.

وقتی پاسخ دیگری ممکن است

اگر سرنخ بر شکل گرد، حلقه‌وار بودن یا طوق تأکید کند، واژه‌هایی مانند «حلقه»، «دایره» یا «طوق» ممکن‌اند. این‌ها معانی عمومی چنبرند، نه جواب اصلیِ ثبت‌شده برای این عنوان.

نکتهٔ املایی: پاسخ را «ترقوه» بنویسید. صورت‌های نادرست حاصل از شنیدن، مانند جابه‌جایی «ق» و «غ»، با املای معیار این واژه سازگار نیستند.

چنبر یا چنبره؛ یک تفاوت کوچک اما مهم

«چنبر» خود یک اسم است و می‌تواند به حلقه، طوق یا ترقوه دلالت کند. «چنبره» نیز در زبان فارسی حضور دارد و بیشتر در ساخت‌هایی مانند «چنبره زدن» دیده می‌شود؛ یعنی حلقه زدن، پیچیدن یا چیزی را از اطراف دربرگرفتن. این دو صورت خویشاوندند، ولی برای سرنخی که دقیقاً «چنبر» نوشته شده نباید بی‌دلیل «چنبره» را جانشین آن کرد.

تلفظ واژه هم ممکن است خواننده را لحظه‌ای مردد کند. وقتی «ن» پیش از «ب» قرار می‌گیرد، در گفتار به سبب نزدیکی محل تولید صداها، آوای آن به «م» نزدیک می‌شود. بنابراین نوشتهٔ معیار «چنبر» است، اما آنچه از زبان بسیاری از فارسی‌زبانان شنیده می‌شود «چَمبَر» است. همین تفاوت نوشتار و گفتار گاهی باعث می‌شود فرد واژه را با «م» جست‌وجو کند.

چنبر گردناستخوان چنبرترقوهاستخوان چنبریcollarboneclavicle

خودِ ترقوه چه نقشی دارد؟

ترقوه تنها یک برآمدگی قابل لمس در بالای سینه نیست. این استخوان مانند پلی میان بخش مرکزی اسکلت و شانه عمل می‌کند: سر داخلی آن با جناغ و سر خارجی آن با بخش بالایی کتف ارتباط مفصلی دارد. چنین آرایشی کمک می‌کند شانه در فاصله مناسبی از تنه باقی بماند و اندام فوقانی دامنه حرکت وسیعی داشته باشد.

شکل ترقوه کاملاً صاف نیست و قوس‌های آن معمولاً به نمای کشیده‌ای شبیه حرف لاتین S توصیف می‌شود. همین انحنا، همراه با قرار گرفتن دو ترقوه در دو سوی بدن، با تصویر معنایی چنبر و قوس سازگار است. بخش زیادی از استخوان درست زیر پوست قرار دارد؛ به همین علت مرز آن در بسیاری از افراد دیده یا لمس می‌شود و در ضربه مستقیم به شانه نیز می‌تواند آسیب ببیند.

در زبان تخصصی، «کلاویکل» نیز برای همین استخوان به کار می‌رود. پس سه نامی که ممکن است در متن‌های متفاوت ببینید به یک ساختار اشاره می‌کنند: ترقوه نام رایج فارسیِ پزشکی، چنبر برابر فارسی و قدیمی‌تر، و کلاویکل صورت برگرفته از اصطلاح بین‌المللی است. برای خانه‌های این جدول، البته همان «ترقوه» باید نوشته شود.

چگونه معنای درست سرنخ را تشخیص دهیم؟

خود عنوان پاسخ را مشخص کرده است، اما دانستن نشانه‌های معنایی کمک می‌کند کاربردها با هم قاطی نشوند. اگر در کنار چنبر واژه‌هایی مانند گردن، شانه، استخوان، سینه یا کتف دیده شود، معنای ترقوه تقریباً قطعی است. اگر واژه در کنار دف، غربال، طوق، محیط یا شکل مدور قرار گیرد، معنی حلقه‌ای آن برجسته می‌شود. در شعر و نثر کهن نیز ممکن است چنبر تصویری از حلقه، آسمان گرد یا احاطه شدن بسازد و الزاماً نام استخوان نباشد.

  • چنبر گردن: ترکیبی روشن برای استخوان ترقوه.
  • چنبر یک ساز یا ابزار: قاب یا بخش حلقه‌وار پیرامونی.
  • در چنبر چیزی بودن: کاربرد تصویری برای دربرگرفته یا گرفتار بودن.
  • چنبره زدن: حلقه شدن یا از اطراف احاطه کردن.
اگر جمله بگوید «ضربه به چنبر گردن وارد شد»، منظور حلقه یا طوق نیست؛ محل اشاره همان ترقوه است.
اگر از «چنبر دف» سخن گفته شود، معنی استخوانی کنار می‌رود و قاب گردِ ساز منظور خواهد بود.

پاسخ‌های جایگزین در چه صورتی درست‌اند؟

حلقه نزدیک‌ترین برابر عمومی چنبر است و بر جسم یا شکل مدور تأکید دارد. طوق بیشتر حلقه‌ای را تداعی می‌کند که پیرامون گردن یا دور چیزی قرار گرفته باشد. دایره نیز وقتی جنبه هندسی و شکل کامل مدور مد نظر باشد، قابل طرح است. هر سه از نظر معنایی با یکی از کاربردهای چنبر پیوند دارند، اما وجود پاسخ ذخیره‌شده «ترقوه» نشان می‌دهد که این بار طراح معنای کالبدشناختی را خواسته است.

تعداد حروف هم تمایز را روشن‌تر می‌کند: «ترقوه» پنج حرف، «حلقه» چهار حرف، «دایره» پنج حرف و «طوق» سه حرف دارد. با این حال صرف برابری تعداد حروف کافی نیست؛ «دایره» و «ترقوه» هر دو پنج‌حرفی‌اند، اما فقط یکی با معنای استخوانیِ چنبر تطابق دارد. بنابراین تقاطع‌ها در کنار معنای دقیق سرنخ داوری می‌کنند، و در این مورد حروف ت، ر، ق، و، ه پاسخ را کامل می‌سازند.

جمع‌بندی معنایی واژه

«چنبر» نمونه‌ای جذاب از واژه‌هایی است که یک تصویر پایه—گردی، قوس یا دربرگرفتن—چند کاربرد متفاوت برایشان ساخته است. در زبان عمومی، حلقه و طوق از آن فهمیده می‌شود؛ در تعبیرهای فعلی، پیچیدن و احاطه کردن؛ و در نام‌گذاری بدن، چنبر گردن یا همان ترقوه. سرنخ حاضر دقیقاً به کاربرد سوم تکیه دارد.

پس صورت نهایی که باید در خانه‌ها قرار بگیرد ترقوه است. «حلقه»، «طوق» و «دایره» را می‌توان معانی دیگر چنبر دانست، اما آن‌ها جای پاسخ اصلی این صفحه را نمی‌گیرند. شناخت این لایه قدیمی واژه نه‌فقط جواب را قطعی می‌کند، بلکه روشن می‌سازد چرا استخوان باریک بالای سینه در فارسی «چنبر» نامیده شده است.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.