پرش به محتوای اصلی

چنگ زدن در جدول

۷ دقیقه مطالعه
پاسخ: تمسک
در این سرنخ، «چنگ زدن» به معنای دست‌آویز قرار دادن و محکم گرفتن است.

واژهٔ چهارحرفی «تمسک» پاسخ دقیق این سرنخ است؛ زیرا هم در فرهنگ‌های فارسی برای مفهوم چنگ زدن و دست‌آویز شدن آمده و هم در ترکیب‌های آشنایی مانند «تمسک جستن به قانون» یا «تمسک به یک اصل» همین معنای مجازیِ محکم گرفتن را می‌رساند. منظور، نواختن ساز چنگ یا خراشیدن با پنجه نیست، بلکه تکیه کردن به چیزی برای حفظ موقعیت، اثبات سخن یا یافتن پناه است.

هستهٔ معنایی واژه

از گرفتن با دست تا پایبندی به یک اصل

تصویر اصلی در «تمسک» روشن است: کسی چیزی را رها نمی‌کند و آن را محکم نگه می‌دارد. زبان فارسی این تصویر جسمانی را به حوزهٔ فکر و رفتار برده است. وقتی می‌گوییم شخصی به دلیل، قانون، سنت یا وعده‌ای تمسک می‌جوید، آن موضوع را همچون دستاویزی معتبر می‌گیرد و استدلال یا رفتار خود را بر آن بنا می‌کند.

به همین سبب، معادل «چنگ زدن» برای تمسک معمولاً بار مجازی دارد. در جملهٔ «غریق به تخته‌پاره چنگ زد» عمل واقعی دست مطرح است؛ اما در «برای دفاع از نظرش به یک تبصره تمسک جست»، گرفتن ذهنی و استدلالی منظور است.

گرفتندستاویزتمسک

املای جواب و تعداد خانه‌ها

صورت معیار کلمه «تمسک» است. این واژه با چهار حرف نوشته می‌شود و تشدیدِ تلفظی آن در نوشتار معمول فارسی به شکل حرف جداگانه وارد جدول نمی‌شود. بنابراین خانه‌ها به ترتیب زیر پر می‌شوند:

تمسک

خوانش دقیق‌تر واژه «تَمَسُّک» است. وجود تشدید روی «س» تلفظ را روشن می‌کند، ولی املای رایج همان «تمسک» است؛ نه «تمسّک» با یک خانهٔ اضافه و نه شکل‌هایی مانند «تمسکّ». در جدول‌های فارسی، نشانه‌های حرکتی و تشدید اصولاً خانه‌ای مستقل ندارند.

نکتهٔ تشخیصی: اگر پاسخ خواسته‌شده چهار خانه دارد و سرنخ بدون توضیح اضافی فقط «چنگ زدن» است، «تمسک» از گزینه‌های بلندتری چون «اعتصام» و عبارت‌های فعلی مانند «آویختن» دقیق‌تر و متناسب‌تر است.

تمسک در جمله چگونه به کار می‌رود؟

این اسم بیشتر با «به» می‌آید و چیزی که پس از آن قرار می‌گیرد همان دستاویز، مرجع یا تکیه‌گاه است. در نثر رسمی، ساخت‌های «تمسک جستن به» و «با تمسک به» بسیار طبیعی‌اند. «تمسک کردن به» نیز فهمیده می‌شود، اما «تمسک جستن» رنگ ادبی‌تر و جاافتاده‌تری دارد.

کاربرد حقوقی: وکیل برای تقویت استدلال خود به متن صریح قانون تمسک جست.

کاربرد فکری: نویسنده با تمسک به یک اصل اخلاقی، تصمیم شخصیت را توضیح داد.

کاربرد انتقادی: او برای گریز از پاسخ، به بهانه‌ای کم‌اهمیت تمسک کرد.

نمونهٔ سوم نشان می‌دهد که تمسک همیشه ستایش‌آمیز نیست. دستاویز ممکن است محکم و پذیرفتنی باشد، مانند قانون و دلیل؛ یا سست و ناموجه باشد، مانند عذر بی‌اساس. ارزش مثبت یا منفی واژه را بافت جمله و کیفیت چیزی که به آن تمسک شده تعیین می‌کند.

چرا «تمسک» با سرنخ چنگ زدن جور درمی‌آید؟

۱. گرفتنچنگ زدن در معنای نخستین، رها نکردن و محکم گرفتن است.
۲. دستاویزآنچه گرفته می‌شود می‌تواند جسم، دلیل، قاعده یا پناه باشد.
۳. تمسکصورت فشرده و رسمی این مفهوم در یک واژهٔ چهارحرفی است.

طراح جدول معمولاً از رابطهٔ معناییِ مصدر و اسم مصدر استفاده می‌کند: سرنخ را به صورت فعل مرکب «چنگ زدن» می‌آورد و جواب را با اسم «تمسک» می‌خواهد. همان رابطه را در عبارت «تمسک جستن» آشکارتر می‌بینیم. پس تفاوت ظاهریِ ساخت دستوری مانع هم‌معنا بودن آن‌ها در فضای جدول نیست.

واژه‌های نزدیک؛ کدام‌یک جای تمسک را نمی‌گیرد؟

چند کلمه در پیرامون این معنا قرار دارند، اما هر کدام زاویه‌ای جداگانه دارند. تعداد خانه‌ها و لحن سرنخ کمک می‌کند پاسخ اصلی با نزدیک‌ترین گزینه اشتباه نشود.

تمسک

گرفتن و دست‌آویز قرار دادنِ چیزی؛ بهترین تطبیق با سرنخ عمومی «چنگ زدن» و دارای چهار حرف.

اعتصام

پناه بردن و محکم چنگ زدن، به‌ویژه در تعبیرهای دینی و ادبی مانند اعتصام به ریسمان؛ واژه‌ای شش‌حرفی و رسمی‌تر.

توسل

وسیله یا واسطه قرار دادن برای رسیدن به مقصود. با تمسک هم‌پوشانی دارد، اما مفهوم واسطه‌جویی در آن برجسته‌تر است.

تشبث

دست‌آویز شدن یا به چیزی آویختن؛ گاهی در فارسی بار منفی دارد و به چسبیدن به بهانه یا راهی ناموجه اشاره می‌کند.

استمساک

محکم گرفتن و نگه داشتن؛ از نظر ریشه و معنا بسیار نزدیک است، ولی طولانی‌تر و در فارسی امروز کم‌کاربردتر از تمسک است.

آویختن

در معنای جسمانی می‌تواند معادل چنگ زدن و درآویختن باشد، اما وقتی سرنخ پاسخ اسمی و رسمی می‌طلبد، تمسک انتخاب روشن‌تری است.

خانوادهٔ معنایی «گرفتن و نگه داشتن»

«تمسک» از خانواده‌ای می‌آید که محور آن گرفتن، بازداشتن و نگه داشتن است. آشنایی با این محور کمک می‌کند واژه فقط به شکل یک جواب حفظ نشود. در «امساک»، معنای خودداری و بازداشتن دیده می‌شود؛ «ممسک» می‌تواند نگه‌دارنده باشد؛ و در «استمساک» تأکید بر محکم گرفتن وجود دارد. در خود تمسک نیز همین تصویرِ نگه داشتن باقی است، با این تفاوت که فارسی‌زبان آن را بیشتر برای چنگ زدن به دلیل، اصل، سند، سنت یا پناه به کار می‌برد.

تمسک به قانونتمسک به دلیلتمسک به سنتتمسک به ظاهر عبارتتمسک جستن به اصلبا تمسک به سند

این ترکیب‌ها یک نکتهٔ کاربردی را نشان می‌دهند: تمسک معمولاً رابطه‌ای میان فرد و یک تکیه‌گاه می‌سازد. آن تکیه‌گاه ممکن است برای هدایت و پایداری انتخاب شود، یا برای اثبات ادعا و دفاع از موضع. از همین‌جا ترجمهٔ تصویری «چنگ زدن» شکل می‌گیرد؛ گویی شخص برای نیفتادن یا عقب ننشستن، چیزی را سخت گرفته است.

سه معنای متفاوت خودِ «چنگ زدن»

عبارت سرنخ بدون بافت می‌تواند چند تصویر بسازد. نخست، گرفتن با پنجه یا انگشتان است: کودک به لبهٔ میز چنگ می‌زند. دوم، زخمی کردن با ناخن است: گربه دست را چنگ زد. سوم، چسبیدن مجازی به یک تکیه‌گاه است: فرد به آخرین دلیل خود چنگ زد. پاسخ «تمسک» دقیقاً با معنای سوم پیوند دارد.

یک معنای دورتر نیز به ساز «چنگ» مربوط می‌شود؛ «چنگ زدن» در متون ممکن است نواختن چنگ باشد. اگر سرنخ دربارهٔ موسیقی، نوازنده یا ساز باشد، طبیعتاً پاسخ دیگری انتظار می‌رود. اما در کاربرد واژه‌نامه‌ای و در نبودِ نشانهٔ موسیقایی، جواب ذخیره‌شدهٔ این جدول همان معنای دست‌آویز شدن را هدف گرفته است.

مرز میان پایبندی و بهانه‌جویی

تمسک در نوشته‌های رسمی دو چهره پیدا می‌کند. «تمسک به اصول پذیرفته‌شده» نشانهٔ ثبات و وفاداری است؛ شخص از مبنایی روشن جدا نمی‌شود. در مقابل، «تمسک به عذرهای واهی» نشان می‌دهد کسی برای پوشاندن ضعف سخن خود به هر دستاویزی چنگ می‌زند. بنابراین خود واژه دربارهٔ درستی دستاویز داوری قطعی نمی‌کند.

این ظرافت سبب شده تمسک در زبان حقوقی و استدلالی پرکاربرد باشد. گوینده می‌تواند مشخص کند یک ادعا بر چه متن، شاهد یا اصلی تکیه دارد. اگر مرجع معتبر باشد، تمسک نقش پشتوانه را دارد؛ اگر ارتباطی با موضوع نداشته باشد، تعبیر به رنگ انتقاد درمی‌آید. همین دامنهٔ کاربرد، «تمسک» را از فعل سادهٔ «گرفتن» دقیق‌تر می‌کند.

جمع‌بندی معنایی: برای این سرنخ چهارحرفی، پاسخ قطعی «تمسک» است. واژه را باید در اینجا نه به معنای پنجه کشیدن و نه نواختن ساز، بلکه به معنای چنگ زدنِ مجازی، محکم گرفتن، دست‌آویز قرار دادن و تکیه کردن به چیزی خواند. «اعتصام»، «توسل» و «تشبث» همسایه‌های معنایی آن‌اند، ولی از نظر تعداد حروف یا سایهٔ معنایی جای پاسخ اصلی را نمی‌گیرند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.