پرش به محتوای اصلی

پهناور در جدول

۷ دقیقه مطالعه
پاسخ: عریض
«عریض» یعنی دارای پهنا و عرض زیاد؛ درست در برابر «باریک».

برای سرنخ «پهناور»، واژهٔ چهارحرفی عریض پاسخ اصلی و دقیق است. پیوند معنایی این دو واژه کاملاً مستقیم است: چیزی که عریض باشد، از یک سوی خود تا سوی دیگر پهنای زیادی دارد. در فرهنگ‌های فارسی نیز «پهناور» با تعبیرهایی مانند بسیار پهن، دارای پهنا و عریض توضیح داده می‌شود و در تعریف «عریض» نیز پهن و پهناور آمده است. بنابراین این پاسخ فقط یک تداعی نزدیک نیست، بلکه برابر صریح لغوی سرنخ به شمار می‌آید.

واژهٔ کلیدی: عریض

تأکید بر کدام بُعد است؟

«عریض» صفت چیزی است که عرض آن زیاد باشد؛ مثل خیابان عریض، نوار عریض یا رودخانهٔ عریض. این واژه توجه را به پهنای قابل مشاهده جلب می‌کند، نه لزوماً به طول، مساحت یا بزرگی کلی.

عریض

چرا «عریض» دقیقاً با «پهناور» جور است؟

ساخت معنایی «پهناور» بر مفهوم پهنا داشتن استوار است. این صفت برای سرزمین، دشت، آسمان، دریا و هر عرصه‌ای به کار می‌رود که گستردگی چشمگیری دارد. «عریض» نیز از خانوادهٔ معنایی عرض است و به چیزی اشاره می‌کند که پهنای آن فراوان باشد. نقطهٔ مشترک هر دو، فاصلهٔ زیاد میان دو کناره است؛ به همین دلیل تبدیل «پهناور» به «عریض» در یک سرنخ کوتاه طبیعی و روشن است.

با این حال، دامنهٔ کاربردشان کاملاً یکسان نیست. در فارسی معمولاً می‌گوییم «کشوری پهناور» یا «دشتی پهناور»، زیرا بزرگی کل عرصه مورد نظر است. در مقابل، «جاده‌ای عریض» یا «دهانه‌ای عریض» رایج‌تر است، چون گوینده مشخصاً بر عرض آن تأکید می‌کند. طراح سرنخ از بخش مشترک این دو معنا بهره می‌برد و پاسخ کوتاه‌تر «عریض» را می‌خواهد.

تفاوت عرض زیاد با گستردگی کلینمایی از یک مسیر عریض که فاصله دو کناره آن مشخص شده و یک دشت پهناور که گستردگی کلی آن نمایش داده شده است. عریض: تمرکز بر عرضفاصلهٔ زیاد میان دو کناره پهناور: گستردگی عرصهوسعت کلی یک پهنه

املاء، تلفظ و نقش دستوری پاسخ

املای معیار پاسخ عریض است: عین، ر، ی و ضاد. حرف پایانی آن «ض» نوشته می‌شود، نه «ز» و نه «ظ». تلفظ رایج واژه «عَریض» است. این کلمه در اصل عربی است، اما مدت‌هاست در فارسی معیار حضور دارد و مانند یک صفت معمولی به کار می‌رود. در ترکیب «خیابان عریض»، واژهٔ عریض صفتِ خیابان است؛ در جملهٔ «این حاشیه عریض است» نیز نقش مسند دارد.

چهار حرفِ پاسخ بدون فاصله و نیم‌فاصله نوشته می‌شوند. «عرض» و «عریض» با هم مرتبط‌اند، اما جای یکدیگر را نمی‌گیرند: عرض نامِ یک بُعد یا اندازه است، در حالی که عریض صفتِ چیزی با عرض زیاد است. از همین رو، وقتی سرنخ یک صفت مانند «پهناور» است، «عریض» از نظر دستوری هم‌رده و مناسب است.

خیابان عریضرودخانهٔ عریضنوار عریضدهانهٔ عریضقاب عریضحاشیهٔ عریض

مرز ظریف میان جواب‌های نزدیک

چند واژه می‌توانند در زبان عمومی معنایی نزدیک به پهناور داشته باشند، ولی هر کدام زاویهٔ خاصی را برجسته می‌کنند. شناخت همین تفاوت نشان می‌دهد چرا پاسخ ذخیره‌شدهٔ این سرنخ «عریض» است و گزینه‌های دیگر باید در جایگاه احتمال‌های وابسته به تعداد حروف دیده شوند.

عریض — پاسخ اصلیچهارحرفی و ناظر به عرض زیاد است. برای چیزی با دو کنارهٔ دور از هم، مانند جاده یا رود، دقیق‌ترین کاربرد را دارد و برابر مستقیم لغوی «پهناور» است.
وسیع — جایگزین نزدیکچهارحرفی است، اما معمولاً وسعت کلی، گنجایش یا دامنه را می‌رساند: فضای وسیع، اطلاعات وسیع یا اختیارات وسیع. معنای آن از عرض فیزیکی فراتر می‌رود.
فراخ — جایگزین فارسیچهارحرفی و به معنای گشاد، پهن و دارای فضای کافی است. «خانهٔ فراخ» یا «آستین فراخ» طبیعی است و گاهی می‌تواند معادل پهناور باشد.
پهن — پاسخ کوتاه‌ترسه‌حرفی و ساده‌ترین برابر برای دارای عرض زیاد است. اگر ساختار جواب فقط سه خانه داشته باشد، این گزینه از عریض کوتاه‌تر و محتمل‌تر می‌شود.
گسترده — تأکید بر دامنههفت‌حرفی است و برای پراکندگی یا وسعت در جهات مختلف کاربرد دارد؛ مانند شبکهٔ گسترده یا پژوهش گسترده. الزاماً فقط عرض را بیان نمی‌کند.
گشاد — فضای باز و کافیچهارحرفی است و اغلب دربارهٔ دهانه، لباس، ظرف یا فضایی که تنگ نیست شنیده می‌شود. از نظر تقابل با «تنگ» به سرنخ نزدیک است، ولی برابر نخست آن نیست.
نکتهٔ معنایی: «عریض» در تقابل با «باریک» یا «کم‌عرض» قرار می‌گیرد، اما «طویل» به طول زیاد اشاره دارد. شیئی می‌تواند طویل و باریک باشد، یا کوتاه و عریض؛ پس طول و عرض دو ویژگی مستقل‌اند.

کاربرد «عریض» در جمله چه چیزی را روشن می‌کند؟

«بلوار عریض بود.»
شنونده انتظار دارد فاصلهٔ دو سوی بلوار یا تعداد مسیرهای کنار هم زیاد باشد.
«رود در این بخش عریض می‌شود.»
منظور افزایش فاصلهٔ دو ساحل است، نه لزوماً طول رودخانه.
«نواری عریض برید.»
پهنای نوار برجسته است و واژه دربارهٔ اندازهٔ عرضی آن اطلاع می‌دهد.
«دشت پهناور بود.»
اینجا نگاه به گستردگی تمام چشم‌انداز است؛ کاربرد «پهناور» از «عریض» طبیعی‌تر به نظر می‌رسد.

این نمونه‌ها نشان می‌دهند که هم‌معنا بودن همیشه به معنای جایگزینی بی‌قیدوشرط نیست. «پهناور» تصویری از عرصه‌ای بزرگ و گشوده می‌سازد، ولی «عریض» سنجش‌پذیرتر است و مستقیماً بُعد عرضی را وصف می‌کند. با وجود این تفاوت کاربردی، هستهٔ معنایی مشترکشان ــ پهنای زیاد ــ آن‌قدر روشن است که یکی سرنخ دیگری قرار گیرد.

خانوادهٔ معنایی و تقابل‌ها

واژه‌های عرض، عریض، پهنا، پهن، پهنادار و پهناور همگی به بُعد کناری یا گستردگی مرتبط‌اند. «پرعرض» و «پهنادار» نیز توضیح‌هایی نزدیک برای عریض هستند، هرچند در گفتار روزمره بسامد کمتری دارند. در سوی مقابل، «باریک»، «کم‌عرض» و گاهی «تنگ» قرار می‌گیرند. «تنگ» ممکن است علاوه بر عرض کم، کمبود فضا یا فشار را هم القا کند؛ مانند اتاق تنگ یا کفش تنگ. «باریک» صریح‌تر شکل یا مسیر با پهنای اندک را نشان می‌دهد.

از نظر شدت نیز میان این صفت‌ها تفاوتی ظریف دیده می‌شود. «پهن» می‌تواند صرفاً عرض قابل توجه را بیان کند، اما «پهناور» غالباً بزرگی چشمگیر و دامنه‌ای فراتر از معمول را به ذهن می‌آورد. «عریض» بسته به اسم همراهش خنثی‌تر و دقیق‌تر است: یک کاغذ ممکن است عریض باشد، بی‌آنکه عظیم یا بسیار بزرگ باشد. همین خصلت سبب شده «عریض» هم در زبان توصیفی و هم در بیان فنی قابل استفاده باشد.

جمع‌بندی معنای سرنخ

در این سرنخ، «پهناور» صفتی برای چیزی با پهنای بسیار یا فضای گسترده است و پاسخ هم باید صفت باشد. عریض هم از نظر معنا، هم از نظر نقش دستوری و هم با املای چهارحرفی خود با آن سازگار است. «وسیع» و «فراخ» نزدیک‌ترین بدیل‌های چهارحرفی‌اند؛ «پهن» گزینه‌ای سه‌حرفی و «گسترده» گزینه‌ای بلندتر است. با این همه، پاسخ مستقیم و مبنای این صفحه همان عریض باقی می‌ماند.

صورت درست پاسخ را به یاد بسپارید: عریض با «ض» پایانی؛ صفتی برای چیزی که عرض و پهنای زیادی دارد.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.