پرش به محتوای اصلی

ولخرجی در جدول

۶ دقیقه مطالعه

پاسخ درست: تبذیر

معادل پنج‌حرفیِ ولخرجی و هدر دادن مال است.

برای سرنخ «ولخرجی»، واژه‌ای که از نظر معنا و تعداد حروف دقیق می‌نشیند تبذیر است. این کلمه با «ت» آغاز می‌شود، در میانه «ذ» دارد و با حرف «ر» پایان می‌یابد. اگر جایی صورت «تبذیز» دیده‌اید، آن را پاسخ مستقل یا شکل دیگر کلمه ندانید؛ این صورت بر اثر جابه‌جایی حرف پایانی پدید آمده و املای معیار فارسی نیست.

واژه در یک نگاه

«تبذیر» اسم‌مصدر عربیِ رایج در فارسی است و به خرج‌کردن بیهوده، پراکندن دارایی و مصرف نابجا اشاره دارد. در گفتار روزمره، «ولخرجی» و «ریخت‌وپاش» از نزدیک‌ترین بیان‌های آن هستند.

تبذیر
پنج حرفاسمهم‌معنیِ ولخرجیاملای پایانی با «ر»
تصویر مفهومی تبذیردارایی از یک کیسه خارج می‌شود و به مصرف‌های بیهوده و هدررفت می‌رسد.داراییخرجبی‌هدفهدردادن

چرا «تبذیر» دقیقاً با سرنخ جور است؟

ولخرجی فقط به معنای زیاد خریدن نیست؛ هسته معنایی آن، بیرون رفتن هزینه از مرز نیاز و فایده است. «تبذیر» نیز همین ضایع‌کردن مال یا صرف آن در جای نامناسب را می‌رساند. کوتاهی واژه و ساخت پنج‌حرفی آن باعث شده است که طراحان جدول بارها آن را در برابر سرنخ‌هایی مانند «ولخرجی»، «مال به باد دادن»، «ریخت‌وپاش» یا «خرج بیهوده» قرار دهند.

تصویر اصلی نهفته در ریشه واژه، پراکندن است: چیزی ارزشمند به جای آنکه سنجیده به کار رود، پخش و تلف می‌شود. از همین رو «تبذیر مال» ترکیبی روشن و جاافتاده است. می‌توان گفت «او از تبذیر پرهیز کرد» یا «خریدهای نمایشی به تبذیر دارایی انجامید». در هر دو جمله، بحث بر سر هزینه‌ای است که نتیجه متناسبی ندارد.

نکته املایی مهم: ترتیب درست حروف «ت، ب، ذ، ی، ر» است. حرف سوم «ذال» و حرف آخر «ر» است. «تبزیر»، «تبذیز» و «تبضیر» صورت‌های نادرست‌اند؛ شباهت آوایی یا خطای تایپ گاهی آن‌ها را وارد فهرست پاسخ‌ها می‌کند.

تبذیر و اسراف؛ نزدیک، اما نه همیشه یکسان

تبذیر

تأکیدش بر تلف‌کردن یا خرج‌کردن مال در محل بیهوده و نابجاست. حتی ممکن است مقدار هزینه چندان بزرگ نباشد، اما چون هیچ مصرف درست و سودمندی ندارد، تبذیر به شمار آید.

اسراف

بر عبور از اندازه و حد اعتدال تأکید می‌کند. مصرف ممکن است در اصل مجاز یا مفید باشد، ولی مقدار آن بیش از نیاز شود؛ مانند استفاده بیش از اندازه از آب یا غذا.

در زبان عمومی این دو واژه اغلب به جای هم می‌آیند و برای یک جدول ساده، «اسراف» نیز می‌تواند نامزد جدی باشد. با این حال، وقتی تعداد خانه‌ها پنج است و حرف دوم از تقاطع «ب» یا حرف سوم «ذ» درآمده، تبذیر انتخاب روشن‌تر است. اگر سرنخ بر «زیاده‌روی» تکیه داشته باشد و حروف متقاطع با «ا س ر ا ف» هماهنگ شوند، آن‌گاه «اسراف» مناسب‌تر خواهد بود.

مرز میان خساست، میانه‌روی و ولخرجی

شناخت جای تبذیر در یک طیف معنایی، انتخاب پاسخ را آسان‌تر می‌کند. نقطه مقابل ولخرجی الزاماً «بخل» نیست. بخل یعنی خودداری نابجا از خرج لازم؛ اعتدال یعنی هزینه متناسب با نیاز و توان؛ تبذیر یعنی رها کردن هزینه در جهتی بی‌فایده یا نامتناسب.

بخل
نپرداختنِ هزینه لازم
اعتدال
خرج سنجیده و متناسب
تبذیر
خرج نابجا و هدررفت

این تفاوت نشان می‌دهد هر خرید گران‌قیمتی لزوماً تبذیر نیست. اگر کالایی واقعاً نیاز فرد باشد، دوام خوبی داشته باشد و هزینه‌اش با توان مالی او تناسب پیدا کند، صرفِ گرانی برای اطلاق تبذیر کافی نیست. در مقابل، خرید ارزان اما بی‌مصرف و تکراری نیز می‌تواند نمونه‌ای کوچک از تبذیر باشد. بنابراین معیار اصلی، نبود تناسب و فایده است، نه فقط عدد روی برچسب قیمت.

گزینه‌های نزدیک و زمان کاربردشان

اسراف

معروف‌ترین جایگزین است و مانند تبذیر پنج حرف دارد. تفاوت در حروف متقاطع تعیین‌کننده خواهد بود: تبذیر با «ت» شروع می‌شود و «ذ» دارد، اما اسراف با «ا» آغاز می‌شود. از نظر معنایی نیز اسراف بیشتر «از حد گذشتن» و تبذیر بیشتر «به هدر دادن» را برجسته می‌کند.

ریخت‌وپاش

این ترکیب، صورت محاوره‌ای و تصویری ولخرجی است. در جدول‌هایی که پاسخ بلندتر یا چندبخشی می‌خواهند احتمال حضورش وجود دارد، اما برای خانه‌های محدود معمولاً تبذیر یا اسراف بر آن مقدم‌اند. ریخت‌وپاش گاهی افزون بر خرج پول، بی‌نظمی و مصرف نمایشی را هم تداعی می‌کند.

اتراف

واژه‌ای ادبی و کم‌کاربردتر است که به ناز و نعمت‌زدگی و افراط در برخورداری مربوط می‌شود. نباید آن را بدون کمک حروف تقاطعی پاسخ قطعی دانست، زیرا در فارسی امروز پیوند مستقیم «تبذیر» با ولخرجی بسیار شفاف‌تر است.

دست‌ودلبازی

این تعبیر همیشه منفی نیست. کسی ممکن است برای مهمان یا کار خیر سخاوتمندانه خرج کند، بی‌آنکه مالش را هدر دهد. پس «دست‌ودلبازی» تنها وقتی به ولخرجی نزدیک می‌شود که هزینه از توان یا ضرورت فراتر برود؛ در حالت عادی، مترادف دقیق تبذیر نیست.

تشخیص سریع از روی لحن سرنخ: «خرج بیهوده» و «مال تلف کردن» به تبذیر نزدیک‌ترند؛ «زیاده‌روی» بیشتر به اسراف اشاره دارد؛ «بخشندگی» می‌تواند سخاوت باشد و الزاماً بار منفی ولخرجی را ندارد.

کاربرد طبیعی این واژه در فارسی

تبذیر معمولاً در نثر رسمی، اخلاقی، اقتصادی و حقوقی‌تر از گفت‌وگوی روزمره دیده می‌شود. در مکالمه احتمال دارد بگوییم «پولش را به باد داد»؛ همان مفهوم در نثر رسمی می‌شود «دارایی خود را تبذیر کرد». فعل همراه آن اغلب «کردن» است و ترکیب‌های «تبذیر مال»، «پرهیز از تبذیر» و «اسراف و تبذیر» نیز طبیعی‌اند.

  • خرید چند وسیله یکسان و بلااستفاده، نمونه‌ای از تبذیر است.
  • هزینه‌کردن برای کیفیت و دوام، تا زمانی که سنجیده باشد، تبذیر محسوب نمی‌شود.
  • در عبارت «جلوگیری از اسراف و تبذیر»، واژه دوم بر ضایع‌کردن دارایی تأکید دارد.
  • صورت وصفیِ رایج برای شخص، «مبذّر» است؛ یعنی کسی که مال را بیهوده خرج می‌کند.

«مبذّر» با «تبذیر» هم‌خانواده است، اما نقش و کاربردشان فرق دارد: تبذیر نامِ رفتار است و مبذّر وصفِ انجام‌دهنده آن. اگر سرنخ جدول «ولخرج» باشد، ممکن است «مبذّر» پاسخ باشد؛ ولی وقتی خود سرنخ «ولخرجی» است، پاسخ اسمیِ «تبذیر» دقیق‌تر می‌نشیند. این تمایز ظریف از اشتباه میان نام رفتار و صفت شخص جلوگیری می‌کند.

جمع‌بندی املایی و معنایی

پاسخ نهایی «تبذیر» است: واژه‌ای پنج‌حرفی به معنای ولخرجی، ریخت‌وپاش و هدر دادن مال. حرف پایانی آن «ر» است، بنابراین صورت «تبذیز» را باید خطای نوشتاری دانست. «اسراف» نزدیک‌ترین جواب جایگزین است، اما انتخاب میان آن دو به تعبیر دقیق سرنخ و حروف حاصل از تقاطع بستگی دارد.

اگر سرنخ دقیقاً «ولخرجی» باشد و الگوی خانه‌ها با «ت ب ذ ی ر» جور درآید، پاسخ بدون ابهام کامل می‌شود. برای سرنخ «ولخرج» نیز به نقش دستوری توجه کنید؛ آنجا ممکن است «مبذّر» خواسته شده باشد، نه نامِ عمل یعنی تبذیر.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.