پرش به محتوای اصلی

وسیله در جدول

۶ دقیقه مطالعه

پاسخ: ابزار، الت، اسباب

انتخاب نهایی به تعداد خانه‌ها و حروف تقاطعی بستگی دارد.

سرنخ «وسیله» از آن تعریف‌های کوتاهی است که یک جواب یگانه ندارد. سه پاسخ ثبت‌شده برای آن هم‌معنا هستند، اما طول و کاربردشان یکسان نیست: «ابزار» و «اسباب» هر کدام پنج حرف دارند و صورت درستِ «آلت» سه حرفی است. بنابراین شکل شبکه، بیش از هر نکته دیگری تعیین می‌کند کدام واژه باید نوشته شود.

ابزار۵ حرف؛ رایج و روشن برای وسیله انجام کار
آلت۳ حرف؛ پاسخ کوتاه و قدیمی‌ترِ جدول‌ها
اسباب۵ حرف؛ مناسبِ لوازم و مجموعه وسایل

جواب را با طول خانه‌ها تطبیق دهید

اگر جای پاسخ سه خانه دارد، گزینه محتمل «آلت» است:

آلت

برای پاسخ پنج‌خانه‌ای دو انتخاب اصلی باقی می‌ماند. «ابزار» با ترتیب ا، ب، ز، ا، ر نوشته می‌شود و «اسباب» از ا، س، ب، ا، ب ساخته شده است. حرف دوم یا حرف پایانیِ تقاطعی معمولاً خیلی زود این دو را از هم جدا می‌کند: حرف دومِ ابزار «ب» و حرف دومِ اسباب «س» است؛ پایان ابزار «ر» و پایان اسباب «ب» خواهد بود.

نکته املایی: در پاسخ ذخیره‌شده، «الت» به شیوه رایجِ بعضی فهرست‌های جدول و بدون کلاهک آمده است؛ در نوشتار معیار فارسی صورت درست واژه «آلت» است. این تفاوت، تعداد حروف را عوض نمی‌کند، زیرا «آ» نیز یک حرف و یک خانه به شمار می‌آید.

چرا «ابزار» مستقیم‌ترین معادل است؟

ابزار چیزی است که انجام یک کار را ممکن یا آسان می‌کند. چکش ابزار نجاری و بنایی است، قلم‌مو ابزار نقاشی است و ذره‌بین می‌تواند ابزار مشاهده باشد. در این کاربرد، توجه روی کارکرد قرار دارد: وسیله‌ای در دست داریم و با کمک آن عملی را انجام می‌دهیم. به همین دلیل وقتی سرنخ بدون توضیح اضافی آمده و پنج خانه پیش روست، «ابزار» معمولاً انتخاب طبیعی‌تری است.

این واژه فقط به اشیای سنگین یا صنعتی محدود نیست. در زبان امروز از «ابزار اندازه‌گیری»، «ابزار آموزشی» و حتی «ابزار نرم‌افزاری» سخن می‌گوییم. وجه مشترک همه این ترکیب‌ها خدمت کردن به یک هدف معین است. البته در جدول، معنای ساده و عینیِ ابزار کار غالباً منظور طراح است، نه کاربردهای استعاری یا دیجیتال آن.

ابزار: یک وسیله با کار مشخص

واژه بر قابلیت انجام دادن کار تأکید می‌کند؛ مانند اره برای بریدن یا ترازو برای سنجیدن.

  • ابزار دستی
  • ابزار دقیق
  • ابزار کار

آلت: واسطه انجام عمل

در معنای لغوی، چیزی است که اثر یا عمل به واسطه آن صورت می‌گیرد. «آلات» جمع عربی آن است.

  • آلت موسیقی
  • آلت سنجش
  • آلت کار

اسباب: وسایل به صورت یک مجموعه

در فارسی، این واژه اغلب مجموعه‌ای از لوازم را تداعی می‌کند: اسباب خانه، اسباب سفر یا اسباب کار. همین حسِ جمعی آن را از «ابزار» که می‌تواند بر یک قلم مشخص دلالت کند، متمایز می‌سازد.

نقشه معنایی پاسخ‌های وسیلهوسیله در مرکز قرار دارد و به ابزار برای انجام کار، آلت به عنوان واسطه عمل و اسباب به معنای مجموعه لوازم پیوند می‌خورد.وسیلهواژهٔ سرنخابزاربرای انجام یک کاراسبابمجموعه‌ای از لوازمآلتواسطهٔ انجام عمل

«آلت» در این سرنخ چه معنایی دارد؟

«آلت» در زبان فرهنگ‌نامه‌ای به معنای ابزار، افزار یا وسیله انجام کار است. نمونه آشنای آن «آلت موسیقی» است؛ یعنی وسیله‌ای مانند تار، نی یا پیانو که برای نواختن به کار می‌رود. جمع آن «آلات» است و در ترکیب‌هایی مانند «آلات صنعتی» یا «آلات موسیقی» دیده می‌شود. پس پیوند این واژه با سرنخ کاملاً لغوی است و نباید آن را تنها به یکی از کاربردهای خاص و امروزی‌اش محدود کرد.

مزیت «آلت» برای طراح جدول کوتاهی آن است. وقتی مفهومی گسترده مانند وسیله باید در سه خانه جا شود، این هم‌معنی دقیق راه‌حل مناسبی می‌دهد. با این حال در گفت‌وگوی روزانه، مردم برای بسیاری از اشیای کاری بیشتر «ابزار» می‌گویند؛ از همین رو اگر تعداد خانه‌ها معلوم نباشد، نمی‌توان صرفاً با فراوانی گفتاری میان این دو داوری کرد.

جایگاه «اسباب» و تفاوت آن با «سبب»

«اسباب» از نظر ساخت تاریخی جمعِ «سبب» است، اما در فارسی معنایی مستقل و جاافتاده نیز پیدا کرده و به لوازم و وسایل گفته می‌شود. در عبارت «اسباب سفر را آماده کرد»، منظور مجموعه چیزهایی است که برای سفر لازم‌اند. «اسباب خانه» نیز اثاث و لوازم خانه را به ذهن می‌آورد. بنابراین پاسخ «اسباب» زمانی قوت می‌گیرد که فضای سرنخ یا حروف متقاطع به مفهوم لوازم متعدد نزدیک باشد.

نباید معنای «علت‌ها» را که از جمع سبب حاصل می‌شود با کاربرد «وسایل و لوازم» درهم آمیخت. جمله «اسباب موفقیت فراهم شد» ممکن است به زمینه‌ها و عوامل موفقیت اشاره کند، ولی در «اسباب کارگاه» معنای وسایل و تجهیزات برجسته است. سرنخ تک‌واژه‌ای «وسیله» بر همین معنای دوم تکیه دارد.

مرز پاسخ‌های نزدیک

افزار

هم‌معنی قدیمی و ادبیِ ابزار است و پنج حرف دارد. در ترکیب‌های زنده‌ای چون «نرم‌افزار»، «سخت‌افزار» و «جنگ‌افزار» حضورش کاملاً محسوس است. با این همه، چون پاسخ ثبت‌شده این سرنخ «ابزار، الت، اسباب» است، افزار فقط زمانی مطرح می‌شود که حروف تقاطعی صریحاً آن را بخواهند.

ادوات

جمع «ادات» و به معنی ابزارها و وسایل است. این کلمه نیز پنج حرف دارد، اما بیشتر در ترکیب‌هایی مانند «ادوات کشاورزی» یا «ادوات نظامی» طبیعی به نظر می‌رسد و حسِ مجموعه‌ای تخصصی دارد.

لوازم

بر چیزهای مورد نیاز تأکید می‌کند؛ مانند لوازم تحریر یا لوازم سفر. از نظر معنایی به «اسباب» نزدیک است، ولی الزاماً هر وسیله‌ای «لازم» نیست و طراح ممکن است برای آن سرنخ مستقلی در نظر گرفته باشد.

دستگاه

معمولاً وسیله‌ای مرکب یا سامانه‌ای با اجزای هماهنگ را می‌رساند؛ مانند دستگاه چاپ. در برابر آن، یک پیچ‌گوشتی به‌سادگی ابزار نامیده می‌شود. دستگاه شش حرف دارد و تنها با شبکه شش‌خانه‌ای سازگار است.

سه کاربرد که پاسخ را روشن‌تر می‌کند

«نجار وسیله‌اش را برداشت» با قرینه شغل و کار دستی، به «ابزار» نزدیک است. «وسیله‌ای برای نواختن» می‌تواند «آلت» باشد، به‌ویژه اگر سه خانه داشته باشد. «وسیله و لوازم خانه» نیز زمینه را به سوی «اسباب» می‌برد. این مثال‌ها نشان می‌دهند که مترادف‌ها کاملاً قابل جایگزینی نیستند؛ هر کدام زاویه خاصی از مفهوم وسیله را برجسته می‌کنند.

در خودِ عبارت کوتاه «وسیله در جدول» هیچ قرینه تخصصی وجود ندارد. به همین علت پاسخ ذخیره‌شده چند گزینه را کنار هم آورده است. اگر شبکه پنج‌خانه‌ای باشد و هنوز حرف تقاطعی در دست نباشد، «ابزار» را می‌توان گزینه نخست دانست و «اسباب» را کنار آن نگه داشت. برای سه خانه، «آلت» پاسخ روشن است.

جمع‌بندی دقیق: جواب اصلی همان ابزار، الت، اسباب است. در نوشتار درست، گزینه دوم را «آلت» بنویسید. سه خانه به «آلت» می‌رسد؛ در پنج خانه، «ابزار» با ب در جای دوم و ر در پایان، و «اسباب» با س در جای دوم و ب در پایان از یکدیگر تشخیص داده می‌شوند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.