پرش به محتوای اصلی

نگرش در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: لحاظ
در این سرنخ، «لحاظ» به معنی نظر، دید و زاویهٔ نگرش است.

واژهٔ چهارحرفی «لحاظ» از آن پاسخ‌هایی است که هم با زبان فرهنگ‌ها سازگار است و هم در ترکیب‌های زندهٔ فارسی معنای سرنخ را روشن می‌کند. کافی است عبارت «از این لحاظ» را در نظر بگیریم: گوینده با این عبارت مشخص می‌کند از کدام دید یا زاویه به موضوع نگاه می‌کند. همین پیوند میان نگاه، نظر و جهت بررسی، دلیل قرار گرفتن «لحاظ» در برابر «نگرش» است.

اسم۴ حرفلحاظ

خوانش رایج: «لِحاظ». هستهٔ معنایی آن به دیدن و ملاحظه‌کردن برمی‌گردد و در فارسی امروز بیشتر در معنای نظر، جهت، جنبه، اعتبار و توجه دیده می‌شود.

معناهای نزدیک در این سرنخ
  • دید و نظر
  • زاویهٔ بررسی
  • ملاحظه و توجه
  • جنبه یا حیث

چرا «لحاظ» با سرنخ نگرش جور درمی‌آید؟

«نگرش» گاهی خودِ عمل نگریستن را می‌رساند و گاهی حاصل آن را: نوع نگاه و برداشتی که شخص نسبت به یک موضوع دارد. «لحاظ» نیز در یکی از کاربردهای لغوی خود با «دید»، «نظر» و «نگرش» هم‌معنا می‌شود. در کاربرد روزمره، این هم‌معنایی بیشتر در ساخت‌هایی دیده می‌شود که یک زاویهٔ مشخص را معرفی می‌کنند؛ مانند «از لحاظ تاریخی»، «از لحاظ هزینه» یا «از این لحاظ». در همهٔ این نمونه‌ها می‌توان عبارت را کم‌وبیش با «از دید تاریخی»، «از نظر هزینه» و «از این دیدگاه» بازگفت.

پس رابطهٔ پاسخ و سرنخ تصادفی یا صرفاً جدولی نیست. هر دو واژه به شیوهٔ دیدن یک موضوع اشاره دارند. تفاوت در این است که «نگرش» می‌تواند نام یک گرایش ذهنی گسترده باشد، ولی «لحاظ» اغلب آن وجه یا زاویه‌ای را برجسته می‌کند که موضوع از آن بررسی شده است.

این تصمیم از لحاظ اقتصادی سودمند است.
یعنی اگر تصمیم را با نگرش اقتصادی یا از زاویهٔ اقتصاد بسنجیم، سودمند به نظر می‌رسد.

نقشهٔ معنایی واژه

معناهای «لحاظ» جدا از هم نیستند؛ از یک مفهوم مرکزی منشعب می‌شوند. نگاه‌کردن به چیزی، توجه به آن را در پی دارد؛ توجه نیز سبب می‌شود یک جنبه را در داوری معتبر بشماریم. به همین دلیل این واژه در جمله‌ای به «دید و نگرش» نزدیک است و در جمله‌ای دیگر مفهوم «رعایت و در نظر گرفتن» را می‌رساند.

رابطهٔ معنایی لحاظ با نگرش، ملاحظه و جنبهواژهٔ لحاظ در مرکز قرار دارد و از راه مفهوم نگاه به نگرش و نظر و از راه مفهوم توجه به ملاحظه و جنبه پیوند می‌خورد. لحاظ نگرش و نظر توجه و ملاحظه زاویهٔ بررسی جنبه و اعتبار

کاربردهایی که معنی پاسخ را تثبیت می‌کنند

از این لحاظاز این دید یا جهتبه لحاظ فرهنگیاز دیدگاه فرهنگبا لحاظ شرایطبا در نظر گرفتن شرایط

در نمونهٔ نخست، «لحاظ» تقریباً مستقیماً همان زاویهٔ نگرش است. در نمونهٔ دوم، حوزه‌ای تعیین می‌شود که تحلیل از منظر آن انجام می‌گیرد. نمونهٔ سوم اندکی متفاوت است: اینجا «لحاظ» به معنی توجه‌کردن و در محاسبه آوردن است. شناخت این تفاوت کمک می‌کند واژه را فقط مترادفی خشک برای «نگرش» ندانیم، بلکه شبکهٔ کاربردهایش را هم ببینیم.

ترکیب «لحاظ کردن» نیز در نوشته‌های رسمی فراوان است؛ مثلاً «سن و سابقه در ارزیابی لحاظ شد». معنای جمله این است که سن و سابقه مورد توجه قرار گرفت و در داوری اثر داده شد. «لحاظ داشتن» ساختی رسمی‌تر و کم‌کاربردتر است و همان مفهوم در نظر داشتن را منتقل می‌کند.

فرق ظریف «لحاظ» با واژه‌های نزدیک

نظرواژه‌ای سه‌حرفی و بسیار عمومی است. می‌تواند عقیده، رأی یا نگاه باشد. اگر خانه‌های پاسخ سه‌تا باشند، «نظر» رقیب مهمی است؛ اما برای جواب چهارحرفیِ ثبت‌شده، «لحاظ» دقیقاً می‌نشیند.
دیدکوتاه‌ترین همسایهٔ معنایی است و بیشتر بر شیوهٔ نگاه تأکید دارد. دوحرفی بودن آن سبب می‌شود در الگوی فعلی جای «لحاظ» را نگیرد.
دیدگاهبه موضع یا نقطهٔ دید شخص نزدیک‌تر است و شش حرف دارد. در نثر امروز، برای بیان عقیدهٔ یک فرد طبیعی‌تر از «لحاظ» است.
تلقیبیشتر «برداشت و دریافت ذهنی» را می‌رساند. چهار حرف دارد و از نظر طول می‌تواند وسوسه‌کننده باشد، ولی سرنخ و پاسخ ذخیره‌شده در این مورد بر معنای دید و ملاحظه تکیه دارند.

«موضع» و «زاویه» نیز گاه کنار نگرش قرار می‌گیرند، اما هر یک رنگ معنایی ویژه‌ای دارند. موضع معمولاً جایگاه فکری یا اعلام‌شدهٔ فرد در یک بحث است. زاویه، صورت کوتاه‌شدهٔ «زاویهٔ دید» است و بدون بافت ممکن است معنای هندسی بدهد. «جنبه» هم به بُعدی از موضوع اشاره می‌کند، نه الزاماً نگرش یک شخص. بنابراین وجود مترادف‌ها به معنی همسانی کامل آن‌ها نیست.

نکتهٔ معنایی: در روان‌شناسی، «نگرش» معمولاً مجموعه‌ای نسبتاً پایدار از گرایش‌های شناختی، عاطفی و رفتاری نسبت به یک موضوع است. «لحاظ» چنین بار تخصصی‌ای ندارد؛ در این پاسخ، معنای عمومیِ دید، نظر و جهتِ نگاه مورد نظر است.

املا و خواندن درست

صورت معیار پاسخ «لحاظ» است و با حرف «ظ» پایان می‌یابد. پیوند آن با «ملاحظه» می‌تواند یادآور مناسبی برای املای درست باشد؛ هر دو واژه در خانواده‌ای معنایی قرار می‌گیرند که نگاه و توجه در آن برجسته است. نوشتن آن با «ز» یا «ض» نادرست است.

لحاظ

در گفتار معیار، کلمه معمولاً «لِحاظ» خوانده می‌شود. نباید آن را با «لحظه» اشتباه گرفت؛ «لحظه» واحدی کوتاه از زمان است، در حالی که «لحاظ» به دید، ملاحظه یا در نظر گرفتن مربوط می‌شود. «لحاف» نیز فقط شباهت ظاهری دارد و نام نوعی روانداز است.

چند جمله برای دیدن تفاوت معناها

لحاظ به معنی جهت و جنبه

در جملهٔ «دو نسخه از لحاظ ظاهر شبیه‌اند»، واژه حوزهٔ مقایسه را تعیین می‌کند: شباهت از جنبهٔ ظاهر سنجیده شده است. می‌توان گفت «دو نسخه از نظر ظاهر شبیه‌اند» بی‌آنکه معنای اصلی تغییر کند.

لحاظ به معنی توجه و رعایت

در جملهٔ «نیازهای کودکان در طراحی فضا لحاظ شد»، سخن از یک نگرش ذهنی نیست؛ منظور این است که آن نیازها نادیده نماند و جزئی از تصمیم‌گیری شد. همین کاربرد از مفهوم ملاحظه و توجه سرچشمه می‌گیرد.

لحاظ به معنی دید و نگرش

در جملهٔ «از لحاظ او، شتاب در تصمیم درست نبود»، ساخت لحنی رسمی یا قدیمی‌تر دارد و «از دید او» طبیعی‌تر است. بااین‌حال همین نمونه نشان می‌دهد چرا فرهنگ‌های فارسی «نظر» و «نگرش» را در دامنهٔ معنایی «لحاظ» جای می‌دهند.

جمع‌بندی پاسخ

برای سرنخ «نگرش» پاسخ اصلی لحاظ است: واژه‌ای چهارحرفی که در معنای دید، نظر و زاویهٔ بررسی به کار می‌رود. عبارت آشنای «از این لحاظ» بهترین پل برای به‌خاطر سپردن رابطهٔ دو واژه است. «نظر»، «دید»، «دیدگاه» و «تلقی» بسته به تعداد خانه‌ها و بافت می‌توانند پاسخ سرنخ‌های مشابه باشند، اما در این مورد پاسخ ثبت‌شده و از نظر لغوی تأییدشده همان «لحاظ» است.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.