پرش به محتوای اصلی

نمایشنامه در جدول

۶ دقیقه مطالعه

پاسخ: پیس

واژه‌ای سه‌حرفی به معنی نمایشنامه یا قطعه نمایشی.

در این سرنخ، کوتاهی جواب اهمیت دارد: «پیس» همان واژه‌ای است که در فرهنگ‌های فارسی برای نمایشنامه ثبت شده و به‌سبب سه‌حرفی بودن، دقیقاً با قالب رایج جدول‌ها سازگار است. این کاربرد را باید از معنی‌های هم‌آوای «پیس» جدا کرد؛ اینجا سخن از متن تئاتری است، نه «پیسی» و نه صورت دیگری از واژه‌های فارسی.

پیس

خوانش پیشنهادی: «پی‌اِس» یا به صورت پیوسته «پیس». اصل آن از واژه فرانسوی pièce آمده است؛ در ترکیب pièce de théâtre، معنی روشن آن «قطعه نمایشی / نمایشنامه» است.

۳ حرفاسماصطلاح تئاتریوام‌واژه فرانسوی

چرا پاسخ درست است؟

تعریف فرهنگ‌نامه‌ای «پیس» مستقیماً نمایشنامه است. همچنین رابطه معنایی واژه با «قطعه» توضیح می‌دهد که چگونه یک اثر نوشته‌شده برای صحنه، در زبان تئاتر پیس نامیده شده است.

از «قطعه» تا متن روی صحنه

واژه فرانسوی pièce به‌تنهایی دامنه‌ای از معنی‌ها مانند تکه، قطعه و اثر دارد. وقتی در بافت تئاتر قرار می‌گیرد، منظور یک اثر نمایشی کامل است؛ اثری که شخصیت، گفت‌وگو، کنش و معمولاً دستورهای صحنه‌ای دارد. فارسی این اصطلاح را به صورت آوایی «پیس» پذیرفته است. بنابراین رابطه آن با نمایشنامه اتفاقی یا صرفاً جدولی نیست، بلکه از یک کاربرد شناخته‌شده در زبان هنرهای نمایشی می‌آید.

امروزه «نمایشنامه» در نوشته‌های عمومی، نشر و آموزش واژه آشناتری است. با این حال «پیس» را هنوز می‌توان در نوشته‌های قدیمی‌تر، ترجمه‌های تئاتری، گفت‌وگوی اهل صحنه و البته فرهنگ‌های لغت و جدول‌های کلمات دید. همین فاصله میان زبان روزمره و واژگان تخصصی باعث می‌شود بعضی حل‌کنندگان در نگاه اول به جواب نرسند.

نقشه معنایی واژه پیسمسیر واژه فرانسوی پی‌یس از مفهوم قطعه به نمایشنامه و سپس اجرای صحنه‌ای را نشان می‌دهد.pièceقطعه / اثرپیسمتن یا قطعه نمایشیاجرای تئاتریصحنه و بازیگر

پیس چه چیزی را نام می‌برد؟

پیس در این کاربرد، خودِ اثر نمایشی یا متن آماده‌شده برای تئاتر را نام می‌برد. نویسنده در آن رخدادها را از راه گفت‌وگو و کنش شخصیت‌ها سازمان می‌دهد. ممکن است اثر یک‌پرده‌ای یا چندپرده‌ای، کمدی یا تراژدی، کوتاه یا بلند باشد؛ هیچ‌کدام از این تفاوت‌ها مانع اطلاق «پیس» نیست. عنصر تعیین‌کننده، ماهیت نمایشی اثر است.

برای نمونه، وقتی گفته می‌شود «کارگردان پیس تازه‌ای برای اجرا انتخاب کرد»، مقصود آن است که او یک نمایشنامه یا قطعه نمایشی را برگزیده است. همچنین عبارت «خوانش پیس» به خواندن و بررسی متن پیش از شکل‌گیری اجرای کامل اشاره دارد. در فارسی امروز ممکن است این جمله‌ها اندکی تخصصی یا قدیمی به گوش برسند، اما از نظر معنایی روشن‌اند.

این پیس در یک پرده نوشته شده و سه شخصیت دارد.
در این جمله، «پیس» دقیقاً جای «نمایشنامه» نشسته است.
نکته املایی: جواب جدول بدون نشانه آوایی «پیس» نوشته می‌شود. اگر هدف نشان دادن تلفظ باشد، گاهی آن را «پیِس» یا «پی‌اِس» توضیح می‌دهند؛ اما در خانه‌های جدول همان سه حرف «پ، ی، س» قرار می‌گیرد.

مرز آن با جواب‌های نزدیک

سرنخ «نمایشنامه» می‌تواند ذهن را به چند واژه مرتبط ببرد، ولی همه آن‌ها هم‌معنی دقیق نیستند. تعداد خانه‌ها و لحن سرنخ تعیین می‌کند کدام پاسخ مناسب است. برای سرنخ حاضر، وجود جواب ذخیره‌شده و تعریف مستقیم فرهنگ‌نامه‌ای، «پیس» را از گزینه‌های پیرامونی جدا می‌کند.

پیس

معادل مستقیم و سه‌حرفی نمایشنامه در کاربرد تئاتری است. اگر سه خانه وجود دارد، نخستین انتخاب همین واژه است.

درام

می‌تواند به نمایشنامه، هنر نمایشی یا نوعی اثر جدی اشاره کند. چهار حرف دارد و از نظر مفهومی گسترده‌تر از پیس است.

سناریو

بیشتر برای طرح یا متن فیلم و برنامه تصویری به کار می‌رود. شش حرف دارد و برابر دقیق هر نمایشنامه تئاتری نیست.

«تئاتر» نیز جایگزین مناسبی برای این خانه‌ها نیست. تئاتر ممکن است هنر نمایش، اجرای زنده، گروه نمایشی یا حتی محل اجرا را برساند، در حالی که پیس به اثر و متن نمایشی اشاره می‌کند. «متن» هم بیش از اندازه عام است: نامه، مقاله و داستان نیز متن‌اند، اما هر متنی پیس نیست.

تفاوت متن نمایشی با اجرای آن

روی صفحه

پیس شامل نام شخصیت‌ها، دیالوگ‌ها، ترتیب موقعیت‌ها و گاه توضیح حرکت، نور، صدا یا حالت بازی است. خواننده از این عناصر جهان نمایش را تصور می‌کند.

روی صحنه

کارگردان و گروه اجرایی همان متن را با بازی، میزانسن، طراحی صحنه، لباس، نور و صدا به رویدادی زنده تبدیل می‌کنند. یک پیس می‌تواند اجراهای بسیار متفاوتی داشته باشد.

این تمایز کمک می‌کند معنی واژه دقیق بماند. وقتی از «پیسِ مولیر» یا «پیسِ کوتاه» حرف می‌زنیم، معمولاً اثر نوشته‌شده مدنظر است؛ وقتی از «اجرای دیشب» سخن می‌گوییم، نتیجه هنری گروه روی صحنه منظور است. البته در گفتار، مرز متن و اجرا گاهی نرم می‌شود و نام اثر برای اجرای آن نیز به کار می‌رود.

یک هم‌نوشت با معنایی کاملاً جدا

«پیس» در فارسی تنها همین معنای تئاتری را ندارد. در برخی کاربردهای کهن یا عامیانه، صورت‌هایی مرتبط با پیسی و لکه‌های پوستی نیز دیده می‌شود. آن معنی از مسیر دیگری آمده و ارتباطی با واژه فرانسوی تئاتر ندارد. سرنخ جمله و حوزه آن مانع اشتباه می‌شود: کنار واژه‌هایی مانند نمایشنامه، پرده، بازیگر، کارگردان و صحنه، معنی تئاتری مطرح است؛ در بافت بیماری یا رنگ پوست، باید معنای دیگر را در نظر گرفت.

چنین هم‌نوشت‌هایی در جدول‌ها مهم‌اند، زیرا یک چینش یکسان از حروف می‌تواند بیش از یک مدخل لغوی بسازد. با این حال سرنخ «نمایشنامه» ابهام را برطرف می‌کند و مستقیماً به وام‌واژه تئاتری می‌رسد.

چرا این واژه در جدول ماندگار شده است؟

بسیاری از واژه‌های تخصصی پس از کم‌رنگ شدن در گفتار عمومی، در جدول کلمات عمر طولانی‌تری پیدا می‌کنند. «پیس» کوتاه است، واکه و همخوان‌های ساده‌ای دارد و تعریف یک‌واژه‌ای روشنی برای آن وجود دارد. سه‌حرفی بودن نیز آن را برای تقاطع‌های فشرده مناسب می‌کند. از سوی دیگر، آشنایی خوانندگان با اصطلاحات فرانسوی هنر—مانند میزانسن و دکور—سبب شده است این واژه کاملاً بیگانه به نظر نرسد.

با این همه، دلیل اصلی پذیرش جواب صرفاً راحتیِ چیدن حروف نیست. اگر «پیس» پشتوانه معنایی نداشت، پاسخ قابل دفاعی نبود. ثبت معنای «نمایشنامه» برای آن و کاربرد تاریخی‌اش در زبان تئاتر، همان پایه‌ای است که جواب جدولی را معتبر می‌کند.

جمع‌بندی واژه: برای «نمایشنامه» در سه خانه، پیس بنویسید: «پ» در خانه نخست، «ی» در خانه دوم و «س» در خانه سوم. «درام» گزینه‌ای نزدیک اما چهارحرفی و گسترده‌تر است؛ «سناریو» نیز بیشتر به فیلم‌نامه مربوط می‌شود.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.