پرش به محتوای اصلی

ندامتگاه در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: زندان
«زندان» معادل پنج‌حرفی و رایجِ ندامتگاه در جدول است.

برای سرنخ «ندامتگاه»، روشن‌ترین واژه همان زندان است. ندامتگاه در فارسی امروز نام مکانی است که محکومان در آن نگهداری می‌شوند و «زندان» بی‌واسطه‌ترین نام عمومی این مکان به شمار می‌آید. وجود پاسخ ثبت‌شده «زندان» نیز با معنای فرهنگ‌نامه‌ای و کاربرد رایج واژه کاملاً هماهنگ است.

صورت پاسخ و تعداد حروف

زندان

پاسخ بدون فاصله و نیم‌فاصله نوشته می‌شود و پنج خانه را پر می‌کند: ز، ن، د، ا، ن. دو حرف «ن» در جایگاه دوم و پنجم قرار دارند؛ نکته‌ای که هنگام تطبیق با حروف تقاطعی مفید است.

املای بی‌ابهام

زندان املای معیار است. صورت گفتاری «زِندان» تنها شیوه تلفظ را نشان می‌دهد و در خانه‌های جدول حرکت کوتاه نوشته نمی‌شود. «زندون» نیز تلفظ محاوره‌ای است، نه پاسخ معیار نوشتاری.

چرا ندامتگاه به «زندان» می‌رسد؟

واژه «ندامتگاه» از دو جزء ساخته شده است: «ندامت» به معنی پشیمانی و «گاه» به معنی محل و جایگاه. بنابراین برداشت لفظی آن «جای ندامت» است. این نام‌گذاری بر این تصور تکیه دارد که فرد محکوم در دوره تحمل کیفر، فرصت بازاندیشی در رفتار و بازگشت به زندگی قانون‌مدار را پیدا کند. با این حال، وقتی این تعبیر در یک جدول کلمات می‌آید، طراح معمولاً تعریف ادبی یا حقوقی مفصل نمی‌خواهد؛ او نام ساده و شناخته‌شده همان مکان را می‌طلبد: زندان.

رابطه این دو واژه از نوع «نام رسمی‌تر یا اصلاح‌محور» در برابر «نام عمومی» است. در خبر، گفت‌وگوی روزمره و بیشتر متن‌های فارسی، «زندان» سریع‌تر مفهوم محل نگهداری محکومان را منتقل می‌کند. «ندامتگاه» لحنی اداری‌تر دارد و بر پشیمانی، اصلاح و بازپروری تأکید معنایی بیشتری می‌گذارد. همین تفاوت لحن مانع مترادف بودن آن‌ها در فضای جدول نیست.

ندامتپشیمانی از کردار و توجه به پیامد آن
گاهپسوند مکان‌ساز، مانند دانشگاه و خوابگاه
زنداننام کوتاه و عمومی محل نگهداری زندانیان

واژه‌های نزدیک؛ کدام‌یک واقعاً جایگزین است؟

مترادف‌ها در جدول همیشه قابل تعویض نیستند. تعداد خانه‌ها، لحن سرنخ و حروفی که از پاسخ‌های عمودی یا افقی به دست آمده‌اند، تعیین می‌کنند کدام واژه مناسب است. برای این سرنخ، پاسخ اصلی قطعی است؛ بااین‌حال شناخت گزینه‌های نزدیک کمک می‌کند علت برتری «زندان» روشن‌تر شود.

محبس

واژه‌ای چهارحرفی با ریشه عربی و به معنی محل حبس است. در متن‌های قدیمی، ادبی یا سرنخ‌هایی که چهار خانه دارند، «محبس» گزینه‌ای جدی است؛ اما با پاسخ پنج‌حرفی این مدخل تطابق ندارد.

سجن

معادل عربی و سه‌حرفی زندان است و رنگ‌وبوی ادبی، دینی یا کهن دارد. اگر خود سرنخ «زندان به عربی» باشد، سجن دقیق‌تر می‌شود؛ برای «ندامتگاه» در فارسی معمول، انتخاب نخست نیست.

حبسگاه

ترکیبی شفاف برای محل حبس است و از نظر معنایی به ندامتگاه نزدیک می‌ماند. این واژه هفت حرف دارد و بسامد آن از «زندان» کمتر است؛ پس تنها با خانه‌ها و حروف تقاطعی سازگارِ خودش پذیرفتنی است.

بازداشتگاه

در کاربرد دقیق حقوقی، بیشتر محل نگهداری فرد بازداشت‌شده پیش از تعیین تکلیف یا در جریان رسیدگی را می‌رساند. زندان معمولاً با نگهداری محکومان پیوند پررنگ‌تری دارد؛ بنابراین این دو در همه جمله‌ها جانشین کامل یکدیگر نیستند.

بند

«بند» گاهی به بخش یا واحدی درون زندان گفته می‌شود و گاهی در زبان ادبی معنای قید و حبس می‌دهد. کوتاهی سه‌حرفی آن برای بعضی جدول‌ها جذاب است، ولی از نظر دقت، نام کل ندامتگاه نیست.

دوستاق

صورتی کهن و کم‌کاربرد برای زندان است و در نوشته‌های قدیمی یا برخی گویش‌ها دیده می‌شود. اگر سرنخ بر «واژه قدیمی» تأکید نکند، آوردن آن به جای پاسخ آشنای «زندان» بی‌دلیل خواهد بود.

مرز معنایی مهم: «حبس» خودِ وضعیت یا مجازاتِ محروم شدن از آزادی است، اما «زندان» مکان اجرای آن را نام می‌برد. چون ندامتگاه نیز نام مکان است، پاسخ مکانیِ «زندان» از «حبس» دقیق‌تر است.

بار معنایی «ندامتگاه»

در ساخت این واژه، انتخاب «ندامت» تصادفی نیست. نام «زندان» بیش از هر چیز ساختمان و محدودیت آزادی را به ذهن می‌آورد، در حالی که «ندامتگاه» هدف اخلاقی و تربیتیِ مورد انتظار از دوره محکومیت را برجسته می‌کند: پشیمانی، اصلاح رفتار و آمادگی برای بازگشت مسئولانه به جامعه. به همین سبب این واژه در نام‌گذاری رسمی بعضی مراکز یا در زبان اداری شنیده می‌شود.

البته معنای یک نام لزوماً توصیف همه تجربه‌های واقعی آن مکان نیست. از دید واژه‌شناسی، کافی است بدانیم «ندامتگاه» یک اسم مرکبِ مکان است و مصداق عمومی آن زندان است. در حل جدول نیز همین نسبت واژگانی اهمیت دارد، نه بحث درباره ساختار سازمانی یا کیفیت اداره یک مرکز خاص.

کاربرد در جمله و تفاوت لحن

در جمله «محکوم برای گذراندن دوره محکومیت به زندان منتقل شد»، واژه «زندان» طبیعی، خنثی و روزمره است. اگر همان جمله با «ندامتگاه» نوشته شود، لحن آن رسمی‌تر می‌شود و توجه خواننده را به جنبه اصلاحی نام جلب می‌کند. در عبارت ادبی «دیوارهای محبس»، انتخاب «محبس» نیز فضای کهن‌تر و شاعرانه‌تری می‌سازد.

این تفاوت لحن نشان می‌دهد چرا فرهنگ واژگان ممکن است چند مترادف ارائه کند، اما طراح جدول کوتاه‌ترین و آشناترین معادل متناسب با خانه‌ها را برگزیند. برای سرنخ حاضر، آن معادل نه اصطلاح عامیانه است، نه صورت عربی و نه نام یکی از بخش‌های داخل یک مرکز؛ پاسخ همان نام معیار «زندان» است.

نشانه‌های تطبیق نهایی

  • معنی مستقیم ندامتگاه را بیان می‌کند.
  • پنج حرف دارد و بدون فاصله در جدول قرار می‌گیرد.
  • با الگوی حروف ز ـ ن ـ د ـ ا ـ ن خوانده می‌شود.
  • از گزینه‌های ادبی یا حقوقیِ نزدیک، عمومی‌تر و رایج‌تر است.
  • با پاسخ ثبت‌شده برای همین سرنخ مطابقت کامل دارد.

جمع‌بندی واژه

«ندامتگاه» از نظر ساخت بر محل پشیمانی و اصلاح دلالت می‌کند و در کاربرد به محل نگهداری محکومان گفته می‌شود. برابر ساده، معیار و پنج‌حرفی آن زندان است. «محبس» و «سجن» می‌توانند در جدول‌هایی با تعداد خانه یا لحن متفاوت ظاهر شوند و «بازداشتگاه» نیز اصطلاحی نزدیک اما از نظر حقوقی دقیقاً یکسان نیست.

پس اگر در ردیف یا ستون مربوط به «ندامتگاه» پنج خانه دارید، آن‌ها را به ترتیب با ز، ن، د، ا، ن کامل کنید.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.