پرش به محتوای اصلی

نجات دادن در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: رهاندن، رهانیدن
هر دو مصدر به معنی نجات دادن و از خطر یا گرفتاری آزاد کردن‌اند.

وقتی طراح جدول سرنخ «نجات دادن» را می‌نویسد، معمولاً یک فعلِ یک‌کلمه‌ای می‌خواهد که همان مفهوم «کسی یا چیزی را از آسیب، بند یا دشواری بیرون آوردن» را برساند. دو صورتِ رهاندن و رهانیدن دقیقاً چنین نقشی دارند. انتخاب میان آن‌ها بیش از هر چیز به تعداد خانه‌های پاسخ و حروفی که از تقاطع‌ها به دست آمده بستگی دارد.

دو صورت درست، با یک هسته معنایی

رهاندن

صورت کوتاه‌تر و روان‌تر

یعنی آزاد کردن، خلاص کردن و نجات دادن. این صورت در نثر امروز طبیعی و فشرده است و برای پاسخ کوتاه‌تر جدول مناسب‌تر به نظر می‌رسد.

نوشتار پیوسته در جدول: ر ه ا ن د ن
رهانیدن

صورت کامل‌تر و ادبی‌تر

همان معنای رهاندن را دارد، اما ساختمان آن آشکارتر و آهنگش ادبی‌تر است. در متن‌های رسمی، داستانی و شعر نیز به‌خوبی می‌نشیند.

نوشتار پیوسته در جدول: ر ه ا ن ی د ن

در شمارش رایج خانه‌های جدول، فاصله و نشانه‌ای وجود ندارد و هر حرف یک خانه را می‌گیرد. بنابراین «رهاندن» شش حرف و «رهانیدن» هفت حرف دارد. گاهی شمارش‌های غیررسمیِ اینترنتی به سبب شیوه نمایش حروف فارسی متفاوت نوشته می‌شوند؛ معیار عملی همان تعداد نویسه‌هایی است که باید در خانه‌ها قرار گیرد. اگر جایگاه پنجم پاسخ «د» باشد، «رهاندن» محتمل است؛ اگر پس از «ن» یک «ی» دیده شود، مسیر به سوی «رهانیدن» می‌رود.

نکته زبانی: «رهاندن» و «رهانیدن» فعل گذرا هستند؛ یعنی کسی چیزی یا کسی را می‌رهاند. در مقابل، «رهیدن» و «رستن» بیشتر بر نجات یافتنِ خودِ شخص یا موجود دلالت دارند. همین تفاوت، پاسخ مستقیم این سرنخ را روشن می‌کند.

رابطه واژه‌ها در یک نگاه

نقشه معنایی رهاندن و رهانیدننجات دادن به دو پاسخ رهاندن و رهانیدن می‌رسد و با رهیدن که نجات یافتن است تفاوت دارد. نجات دادن رهاندنکوتاه‌تر و امروزی‌تر رهانیدنکامل‌تر و ادبی‌تر رهیدن = نجات یافتن

نمودار بالا یک مرز دستوری مهم را نشان می‌دهد: در «رهاندن» و «رهانیدن»، عاملِ نجات‌دهنده وجود دارد و عمل را بر مفعول انجام می‌دهد؛ اما «رهیدن» رخداد را از نگاه کسی بیان می‌کند که از بند یا خطر بیرون آمده است. برای نمونه، «آتش‌نشان کودک را رهاند» با «کودک از خطر رهید» یک رویداد را از دو زاویه روایت می‌کنند.

کاربرد در جمله و رنگ معنایی

«قایقران، مسافر را از آب رهاند.» در این جمله، واژه کاملاً هم‌معنیِ «نجات داد» است و لحنی موجز دارد.
«پزشک او را از رنج بیماری رهانید.» صورت رهانیدن در این کاربرد کمی رسمی‌تر شنیده می‌شود، بی‌آنکه معنای اصلی عوض شود.
«پرنده از دام رهید.» این بار کسی پرنده را نجات نمی‌دهد؛ جمله بر رهایی یافتن پرنده تمرکز دارد، پس «رهید» پاسخِ دقیقِ سرنخِ نجات دادن نیست.

دامنه کاربرد این فعل تنها خطر جانی نیست. می‌توان کسی را از زندان، بدهی، اندوه، تردید، دردسر یا وضعیتی فرساینده رهاند. در زبان ادبی حتی دانش، امید یا حقیقت ممکن است انسان را از نادانی و ترس برهاند. بنابراین هسته مشترک همه کاربردها، انتقال از حالتِ گرفتار و ناامن به حالتِ آزاد و آسوده است.

آزاد کردنخلاص کردنرهایی بخشیدناز بند بیرون آوردننجات بخشیدن

آیا پاسخ‌های دیگری هم ممکن‌اند؟

در جدول، مترادف بودن به‌تنهایی کافی نیست؛ طول پاسخ، لحن سرنخ و حروف متقاطع نیز باید با واژه سازگار باشند. گزینه‌های زیر از نظر معنایی به سرنخ نزدیک‌اند، اما همگی به یک اندازه رایج یا دقیق نیستند:

خلاص کردن: در گفتار روزمره بسیار روشن است، ولی دوکلمه‌ای بودن آن باعث می‌شود طراح معمولاً برای خانه‌های پیوسته سراغ «رهاندن» برود. اگر سرنخ لحنی محاوره‌ای داشته باشد، «خلاص کردن» می‌تواند مدنظر باشد.
رهایی بخشیدن: از لحاظ معنا درست و خوش‌آهنگ است و بیشتر در نثر رسمی یا ادبی دیده می‌شود. طول بیشتر و ساخت مرکب، کاربردش را به جدول‌هایی با خانه‌های کافی محدود می‌کند.
بوختن: واژه‌ای کهن به معنی نجات دادن و رهایی بخشیدن است. این پاسخ هنگامی جدی می‌شود که سرنخ نشانه‌هایی مانند «قدیمی»، «کهن» یا «در متون پیشین» داشته باشد؛ برای یک سرنخ ساده، انتخاب نخست نیست.
جستاندن: در برخی فرهنگ‌ها با مفهوم رهاندن، گریزاندن یا سببِ جستن شدن آمده است. واژه‌ای کم‌کاربرد و ادبی است و بدون قرینه یا حروف قطعیِ تقاطع نباید آن را بر دو پاسخ اصلی ترجیح داد.

چرا «رها کردن» همیشه عین «نجات دادن» نیست؟

«رها کردن» گاهی به معنای آزاد ساختن است و در آن حالت به «رهاندن» نزدیک می‌شود؛ مانند رها کردن حیوان از تله. بااین‌حال، این ترکیب می‌تواند معنیِ ترک کردن، دست کشیدن یا بی‌قید گذاشتن هم داشته باشد: «کار را رها کرد» الزاماً هیچ نجاتی در خود ندارد. «رهاندن» پیوند روشن‌تری با بیرون آوردن از گرفتاری دارد و به همین دلیل برای سرنخ حاضر دقیق‌تر است.

همین ظرافت درباره «آزاد کردن» نیز دیده می‌شود. آزاد کردن ممکن است رفع محدودیت اداری، باز کردن وقت یا خالی کردن فضا باشد؛ ولی رهاندن معمولاً تصویری از بند، تهدید یا فشار را همراه دارد. اگر طراح روی مفهوم خطر و گرفتاری تکیه کرده باشد، پاسخ اصلی از نظر بار معنایی بهتر می‌نشیند.

صورت‌های صرفی که ممکن است در تقاطع دیده شوند

سرنخ حاضر مصدر می‌خواهد، ازاین‌رو «رهاندن» و «رهانیدن» پاسخ‌های طبیعی‌اند. با تغییر ساخت سرنخ، شکل صرف‌شده نیز تغییر می‌کند: «نجات داد» می‌تواند رهاند یا رهانید باشد؛ «نجات می‌دهد» به می‌رهاند یا می‌رهاند/می‌رهانَد در خوانش فعلی می‌رسد؛ و «نجات‌دهنده» ممکن است با رهاننده پاسخ داده شود. نباید شکل زمان‌دار فعل را جای مصدر نشاند، مگر آنکه خود سرنخ زمان یا شخص فعل را مشخص کرده باشد.

در نوشتار معیار، «رهانیدن» با «ی» میان «ن» و «د» نوشته می‌شود. حذف همین «ی» واژه را به صورت مستقل و درستِ «رهاندن» تبدیل می‌کند؛ این تفاوت صرفاً غلط املایی نیست. پس وجود یا نبودن یک خانه در میانه پاسخ می‌تواند تعیین‌کننده باشد. هر دو واژه با «رها» آغاز می‌شوند و در پایان «دن» دارند، اما بخش میانی آن‌ها را نباید به‌دلخواه جابه‌جا کرد.

جمع‌بندی دقیق برای همین سرنخ

اگر پاسخ مورد انتظار یک مصدر فارسی و یک‌کلمه‌ای باشد، نخست «رهاندن» و سپس صورت کامل‌تر «رهانیدن» را با خانه‌ها تطبیق دهید. هر دو از نظر معنی معتبرند و پاسخ ذخیره‌شده نیز همین زوج را نشان می‌دهد. تفاوتشان نه در اصلِ نجات، بلکه در طول، ساختمان و رنگ سبکی است: رهاندن جمع‌وجورتر و در نثر امروز روان‌تر است؛ رهانیدن اندکی ادبی‌تر و یک حرف بلندتر است.

برای سرنخ بدون قیدِ «کهن» یا «ادبی»، پاسخ نهایی همان رهاندن، رهانیدن است؛ صورت مناسب را تعداد خانه‌ها و حروف تقاطعی مشخص می‌کند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.