پرش به محتوای اصلی

نجات در جدول

۷ دقیقه مطالعه
پاسخ: رهایی
واژه‌ای پنج‌حرفی و هم‌معنای مستقیمِ «نجات».

برای سرنخ «نجات»، پاسخ ثبت‌شده و مناسب رهایی است. این واژه وضعیتی را نشان می‌دهد که در آن بند، خطر، فشار یا گرفتاری پایان یافته است. پیوند معنایی آن با سرنخ بسیار روشن است: کسی که از مهلکه نجات پیدا می‌کند، به رهایی می‌رسد؛ و چیزی که راه بیرون آمدن از تنگنا را فراهم می‌کند، سبب رهایی می‌شود.

رهایی

ر + ه + ا + ی + ی؛ پنج حرف، بدون همزه و بدون فاصله

چرا «رهایی» دقیقاً با سرنخ جور است؟

«نجات» هم می‌تواند به عمل بیرون کشیدن کسی از خطر اشاره کند و هم به نتیجه آن عمل. «رهایی» بیشتر نام همان نتیجه و حالتِ پس از پایان گرفتاری است. در جمله «نجات کوهنوردان ممکن شد»، نگاه به عملیات یا رخداد است؛ اما در «کوهنوردان به رهایی رسیدند»، بر وضع تازه آنان پس از خطر تأکید می‌شود. همین هم‌پوشانی سبب می‌شود در یک سرنخ کوتاه، این دو واژه جای یکدیگر بنشینند.

از خطررهایی از آتش، سیلاب یا موقعیتی که جان و سلامت را تهدید می‌کند.
از بندپایان اسارت، حبس یا هر محدودیتی که آزادی حرکت را گرفته باشد.
از فشارسبک شدن از غم، نگرانی، بدهی یا دشواری‌ای که ذهن و زندگی را درگیر کرده است.
نقشه معنایی واژه رهایی رهایی در مرکز قرار دارد و سه مسیر آن را به پایان خطر، گسستن بند و آسودگی از فشار پیوند می‌دهند. رهایی پایان خطر نجات جان گسستن بند بازگشت آزادی رفع فشار رسیدن به آسودگی
سه قلمرو رایجِ «رهایی»: خطر، بند و فشار

معنای واژه در جمله‌های گوناگون

رهایی فقط برای یک حادثه جسمانی به کار نمی‌رود. این واژه دامنه‌ای از معنای کاملاً عینی تا معنای ذهنی و ادبی دارد. در «رهایی پرنده از قفس»، بند و آزادی هر دو واقعی و دیدنی‌اند. در «رهایی شهر از محاصره»، یک جمع از محدودیت بیرونی خلاص می‌شود. در «رهایی از اضطراب»، بند محسوس نیست، اما فشار روانی همان نقش مانع را دارد. در هر سه کاربرد، هسته معنا ثابت می‌ماند: وضع محدودکننده پایان می‌یابد.

نمونه کاربرد: «رسیدن گروه امداد، نویدِ رهایی گرفتارشدگان را داد.» در این جمله، رهایی نتیجه‌ای است که عملیات نجات باید به آن برسد.

ترکیب‌های «راه رهایی»، «امید رهایی»، «لحظه رهایی» و «رهایی یافتن» نیز طبیعی و پرکاربردند. «رهایی‌بخش» صفتی است برای کسی یا چیزی که آزاد می‌کند؛ مثلاً «خبر رهایی‌بخش». در نگارش امروزی، میان «رهایی» و «بخش» نیم‌فاصله می‌آید.

مرز میان پاسخ و واژه‌های نزدیک

چند هم‌معنای شناخته‌شده در اطراف این سرنخ وجود دارد، اما همه از نظر لحن و ساخت یکسان نیستند. دانستن تفاوت آنها نشان می‌دهد چرا پاسخ اصلی این صفحه «رهایی» است و در چه صورت ممکن است سرنخی دیگر پاسخ دیگری بخواهد.

رهایی و خلاصی

هر دو بر بیرون آمدن از گرفتاری دلالت دارند. «خلاصی» در گفتار روزمره، به‌ویژه در عبارت «خلاص شدن از دردسر»، رنگ محاوره‌ای‌تری پیدا می‌کند. «رهایی» در نثر رسمی و ادبی روان‌تر است و حس گشوده شدن بند را قوی‌تر منتقل می‌کند.

رهایی و رستگاری

«رستگاری» افزون بر نجات، مفهوم کامیابی، سعادت یا نجات معنوی را هم با خود دارد. پس وقتی سرنخ رنگ دینی، اخلاقی یا فرجام نیک داشته باشد، رستگاری می‌تواند دقیق‌تر باشد؛ ولی برای «نجات» بی‌قرینه، رهایی مستقیم‌تر است.

رهایی و آزادی

«آزادی» می‌تواند یک حق، وضعیت اجتماعی یا امکان انتخاب باشد؛ حتی بدون آنکه خطری پیش‌تر وجود داشته باشد. «رهایی» معمولاً گذشته‌ای از بند، مانع یا فشار را در ذهن حاضر می‌کند. بنابراین این دو نزدیک‌اند، اما کاملاً قابل جایگزینی نیستند.

رهایی و استخلاص

«استخلاص» واژه‌ای رسمی‌تر و کم‌کاربردتر در گفت‌وگوی امروز است. معنای خلاص کردن و نجات دادن دارد، اما لحن عربی و اداری آن با سادگی «رهایی» تفاوت دارد و تعداد حروفش نیز بیشتر است.

خلاصیرستگاریآزادیاستخلاصفلاح

«فلاح» نیز در بافت‌های کهن، عربی یا مذهبی به معنای رستگاری و کامیابی می‌آید، ولی در زبان عمومی برابر نخستِ «نجات» نیست. «خلاص» از سوی دیگر، بسته به جمله ممکن است صفت باشد، در حالی که «رهایی» اسمِ حالت است. این تفاوت دستوری در سرنخ‌هایی که «آزاد»، «آزاد شدن» یا «نجات‌یافته» نوشته شده‌اند اهمیت پیدا می‌کند.

ساخت واژه و املای درست

«رهایی» از «رها» و پسوند اسم‌ساز «ـی» ساخته شده است. چون پایه واژه به «ا» ختم می‌شود، هنگام افزودن پسوند، یک «ی» میانجی و سپس «ی» پسوند در خط دیده می‌شود؛ حاصل، «رهایی» با دو حرف ی در پایان است. این دو ی اشتباه تایپی یا تکرار زائد نیستند. صورت «رهائی» با همزه در برخی نوشته‌های قدیمی دیده می‌شود، اما املای معیار امروز رهایی است.

  • رها: صفت؛ آزاد، بی‌بند یا وانهاده.
  • رها کردن: فعل مرکب؛ آزاد کردن یا دست کشیدن از نگه داشتن.
  • رهایی یافتن: فعل مرکب؛ آزاد شدن و نجات پیدا کردن.
  • رهیدن: فعل ساده و ادبی‌تر با معنای نجات یافتن یا رها شدن.
نکته املایی: پاسخ را «رهایی» بنویسید. «رهائی» صورت پیشنهادیِ نگارش معیار امروز نیست و «رهای» نیز واژه را ناتمام می‌گذارد.

بار عاطفیِ «رهایی»

این واژه غالباً تصویری از حرکت از تنگی به گشودگی می‌سازد. به همین دلیل، حتی وقتی درباره خطر جسمانی سخن نمی‌گوییم، حضور یک مانع در پس‌زمینه احساس می‌شود: رهایی از سکوت، رهایی از ترس، رهایی از بدهی یا رهایی از عادت زیان‌آور. «نجات» در بسیاری از جمله‌ها پای یک نجات‌دهنده یا اقدام فوری را به میان می‌آورد؛ «رهایی» می‌تواند بر تجربه شخص پس از آن اقدام تمرکز کند.

در زبان ادبی نیز این واژه معمولاً با تصویرهایی مانند قفس، زنجیر، حصار، گره، تاریکی و گشایش همراه می‌شود. این همراهی‌ها معنای اصلی را تغییر نمی‌دهند، بلکه آن را محسوس‌تر می‌کنند. وقتی گفته می‌شود «روزنه‌ای برای رهایی»، روزنه مجازاً امکان پایان دادن به گرفتاری است. در مقابل، «رهایی باد در دشت» می‌تواند معنای آزادی و بی‌مانعی را برجسته کند، بی‌آنکه حادثه‌ای برای نجات دادن در کار باشد.

اگر تعداد خانه‌ها متفاوت بود

پاسخ این سرنخ مشخصاً «رهایی» است و پنج حرف دارد. با این حال، در صورت روبه‌رو شدن با سرنخی مشابه در جای دیگر، طول پاسخ و قرینه‌های خودِ عبارت می‌تواند میان هم‌معناها تمایز ایجاد کند. «خلاصی» شش حرف دارد و بیشتر بر خلاص شدن از دردسر تکیه می‌کند. «فلاح» چهار حرف است و فضای رستگاری و کامیابی دارد. «رستگاری» هشت حرف است و از نجات صرف، بار معنوی‌تر و فرجام‌محورتری می‌سازد. «آزادی» نیز پنج حرف است، اما اگر سرنخ دقیقاً «نجات» باشد، رهایی از نظر رابطه واژگانی و پاسخ ثبت‌شده مقدم است.

پس جمع‌بندی معنایی روشن است: «نجات» رخداد یا عملِ بیرون آمدن از خطر و گرفتاری است و «رهایی» حالت حاصل از آن. املای درست پاسخ با دو «ی» پایانی نوشته می‌شود و در کاربردهای عینی، اجتماعی، روانی و ادبی، همواره نشانی از برداشته شدن مانع در خود دارد.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.